طبقه کارگر و جنگ ایران و اسراییل!

ماهنامه کارگری

به نقل از ماهنامه کارگری، ارگان کارگری چریک‌های فدایی خلق ایران
شماره ۱۳۷، پانزدهم تیر‌ماه ۱۴۰۴

حمله دولت اشغالگر و فاشیستی اسرایيل به ایران و آتش افروزی‌های جمهوری اسلامی در جریان این مقابله، جنگی ویرانگر را به مدت دو هفته در منطقه سبب شد. این جنگ در تداوم خود با بمباران مراکز هسته‌ای جمهوری اسلامی در نطنز و اصفهان و فردو توسط بمب افکن‌های آمریکا با استفاده از “بمب‌های سنگرشکن” ادامه یافت. اکنون و به دنبال دخالت امپریالیسم آمریکا و ادعای نابودی مراکز هسته‌ای جمهوری اسلامی آتش این جنگ فرو نشسته است.

اسراییل برای این حمله علاوه بر ادعای نابودی جمهوری اسلامی، روی این موضوع متمرکز بود که از آن‌جا که جمهوری اسلامی خواهان نابودی اسراییل می‌باشد به همین دلیل هم ما نمی‌گذاریم این رژیم به سلاح اتمی دست پیدا کرده و موشک‌های بالستیک داشته باشد و اقدام جنگی ما به خاطر “بازدارندگی” و “دفاع از امنیت”مان می‌باشد. اما ارتش جنایتکار اسراییل به رغم چنین ادعایی در عمل شهرها و زیر ساخت‌های کشور و حتی مراکز تولیدی مانند پروژه گاز پارس جنوبی در عسلویه را بمباران نمود. حمله به کارخانجات و کشتن کارگران و مردم بی‌دفاع در شهرها به آشکاری نشان می‌داد که هدف حملات اسراییل صرفا پروژه هسته‌ای جمهوری اسلامی نمی‌باشد. به خصوص که نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اشغالگر اسرایيل در تبلیغات جنگی خود از ضرورت سرنگونی جمهوری اسلامی هم سخن می‌گفت؛ تبلیغی که به دنبال اعلام آتش‌بس عملا کنار گذاشته شد و نتانیاهو گویی که تازه به این موضوع پی برده، مطرح کرد که خود مردم ایران باید جمهوری اسلامی را سرنگون بکنند. او از انقلاب مردم هم سخن گفت و تاکید کرد که سرنگونی جمهوری اسلامی تنها توسط انقلاب مردم امکان‌پذیر است!

واقعیت این است که جنگ ویرانگر و ضد خلقی بین اسراییل و جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی برای کارگران و زحمت‌کشان نداشت و هیچ‌وقت هم نخواهد داشت بلکه همان‌طور که مردم ایران خود شاهدند در خدمت سرکوب شدیدتر آنها قرار گرفت. مردم ما در جریان این جنگ نشان دادند که ماهیت ضد خلقی هر دو رژیم در حال جنگ را می‌شناسند. آنها در این جنگ نه طرفدار دفاع از جمهوری اسلامی به بهانه “دفاع از میهن” بودند و نه طرفدار صهیونیست‌ها و فاشیست‌های مهاجم اسراییلی و آمریکایی.

حال در جریان این جنگ ارتجاعی ضد مردمی که مردم بی‌دفاع در آتش آن می‌سوختند برخی از نیروهای اپوزیسیون با پذیرش تبلیغات دولت فاشیستی اسراییل مبنی بر تلاش‌شان برای سرنگونی جمهوری اسلامی در حالی که سرنگونی ادعایی و “رژیم چنج” را قطعی جلوه می‌دادند برای حملات اسراییل هورا کشیدند. اینان با چنین اعمالی به مردم ایران نشان دادند که حتی از عِرق ملی هم تهی هستند. سلطنت‌طلبان از جمله آشکارترین این نیروها بودند که حاضرند برای رسیدن به قدرت در رکاب هر جنایتکاری گام بردارند. آنها به دنبال اعلام آتش‌بس و مشاهده این امر که این جنگ ۱۲ روزه به سرنگونی جمهوری اسلامی و بازگشت این‌ها به قدرت نیانجامیده رسواتر از همیشه شدند.
سلطنت‌طلبان جریان منحطی‌ هستند که شاهان آنها تاریخا با خدمت به قدرت‌های امپریالیستی و به دست آنها به قدرت رسیده‌اند. به همین خاطر هم امروز به هر اقدام ارتجاعی و علیه مردم ایران دست می‌زنند تا شاید مورد توجه آن قدرت‌ها قرار گیرند.

در این میان باید از یک جریان دیگر هم نام برد که خود را “حزب کمونیست کارگری ایران” می‌نامد. سرکرده این به اصطلاح حزب به نام حمید تقوایی در رابطه با جنگ اسراییل و جمهوری اسلامی با وقاحت تمام با دنباله‌رَوی از تبلیغات ارتش اسراییل و بدون توجه به اهداف امپریالیسم آمریکا در شکل دادن به این جنگ اعلام نمود که: “باعث و بانی این جنگ جمهوری اسلامی و سیاست‌های جنگ‌افروزانه او است”. او در مطلبی که در این زمینه منتشر کرده اهداف جنگ مزبور را همان ادعاهای آمریکا و اسراییل قلمداد نموده و تا آن‌جا پیش رفت که در رابطه با تاثیرات فاجعه‌بار این جنگ بر جان و مال و زندگی کارگران و مردم ستم‌دیده ایران اعلام کرد که: “جنگ بر سر این اهداف در گرفته و هیچ‌یک از این اهداف نه تنها به ضرر مردم و مبارزه و انقلاب آنان نیست بلکه تقویت کننده آن‌ست”!

“حزب کمونیست کارگری” به واقع یک جریان پرو امپریالیست می‌باشد که ماهیت خود را در رابطه با حمله اخیر دولت اشغالگر اسراییل هم نشان داد و بار دیگر با همراه شدن با تبلیغات امپریالیسم و صهیونیسم در رابطه با این جنگ به تطهیر دشمنان مردم ایران پرداخت. این جریان که خود را به عنوان یک نیروی چپ جا زده است و به این منظور کلمات “کمونیست” و “کارگر” را به عاریه گرفته است، اگر یک جریان واقعا کمونیست بود باید در درجه اول نشان می‌داد که جنگ مذکور در چه شرایط تاریخی و از سوی کدام طبقات شکل گرفته است.

کمونیست‌ها برای درک ماهیت هر جنگی، قبل از هر چیز به شرایط تاریخی که این جنگ در آن رخ داده و طبقاتی که پشت این جنگ می‌باشند، می‌پردازند؛ به همین دلیل هم در شرایط کنونی جهان یعنی در عصر امپریالیسم که جهان توسط امپریالیست‌های موجود تقسیم شده و امپریالیسم قدرتمند یعنی ایالات متحده آمریکا با توسل به هر وسیله‌ای در تلاش است تا سهم شیر را در این شرایط نصیب خود سازد و در تلاش است با توسل به جنگ و تقویت میلیتاریسم بر بحران‌های ذاتی خود فائق آید، علیه چنین جنگ‌هایی بوده و می‌کوشند جنگ علیه نظام حاکم را سازمان داده و رهبری نمایند. از این رو مسلم است که کمونیست‌ها جنگ اخیر دولت صهیونیست اسراییل و صهیونیست‌هایی که دستان‌شان تا آرنج به خون مردم فلسطین و اخیرا مردم فلسطینی غزه آغشته است، جنگ این جنایتکاران بچه‌کش را جنگی به نفع مردم ایران قلمداد نمی‌کنند و با تشریح اهداف آن نشان می‌دهند که جنگ مزبور علیه مردم تحت ستم ایران بوده و جنگی ارتجاعی است.
البته هر کس که چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن داشته باشد در جریان عمل متوجه شد که این جنگ چگونه در خدمت تشدید سرکوب مردم قرار داشت، جنگی که باعث آواره شدن مردمان بسیاری گشت که برای حفظ جان خود از بمباران‌های اسراییل شهر را ترک کردند؛ جنگی که دستاویز جدیدی در اختیار جمهوری اسلامی قرار داد تا بر شدت سرکوب‌ها و بگیر و ببند خود افزوده و افراد زیادی را با اتهام کذایی جاسوس اسراییل بودن روانه زندان‌های خود بنماید، آنها را با چنین جرم واهی اعدام نماید و شهرها را با گماشتن گشت‌های مسلح و ایجاد رعب و وحشت برای مردم قرق نماید.

جدا از مواضع انحرافی و کارگرستیز نیروهای رسوایی که به برخی از آنها اشاره شد _مواضع رسوایی که واقعیت رویداد‌ها تو دهنی محکمی به آنها زد_ ما همچنین شاهد گرایشی در صفوف مخالفین جمهوری اسلامی بودیم که با تکیه بر این واقعیت که اپوزیسیون جمهوری اسلامی پراکنده و فاقد قدرت لازم برای نابودی جمهوری اسلامی می‌باشد بر این نظر تاکید می‌کرد که خب چه ایرادی دارد که اسراییل و یا اربابانش، جمهوری اسلامی را از قدرت ساقط ساخته و کارگران و مردم ایران را از شر این رژیم اهریمنی خلاص کنند! این گرایش مدعی است که وقتی نیروهای اپوزیسیون ۴۶ سال است قادر به سرنگونی جمهوری اسلامی نشده‌اند پس اسراییل و آمریکا این کار را برای‌مان انجام دهند و اشکالی در این کار نیست.

طرفداران این تفکر نادرست اساسا به روی خود نمی‌آورند که علت اصلی مخالفت مردم ما با جمهوری اسلامی چیست و چه دلایلی باعث شده که اکثریت مردم ما و در راس آنها طبقه کارگر خواهان نابودی این رژیم باشند. آنها فراموش کرده‌اند که دیکتاتوری حاکم بر کشور چنان شرایط فلاکت‌بار و مختنقی را ایجاد کرده است که مردم جان به لب رسیده از هرگونه آزادی و امکان دمکراتیکی برای زندگی محروم شده و در فقر و فلاکت و بیکاری زیر سلطه سرنیزه به سر می‌برند. این تفکر با پنهان کردن دلیل اصلی مخالفت و خشم کارگران و زحمت‌کشان ما علیه سرمایه‌داران حاکم و رژیم مدافع آنان فراموش می‌کنند که به طور طبیعی هدف مردم از مبارزه علیه جمهوری اسلامی رسیدن به آزادی و دمکراسی و نان و کار و مسکن می‌باشد. در حالی که تجربه نشان داده است که این مطالبات توسط “رژیم چنج” از بالا نه توسط صهیونیست‌ها و نه امپریالیسم آمریکا که دشمنان قسم‌خورده توده‌های مردم در ایران هستند هرگز دست یافتنی نیست.

تجربه افغانستان و عراق و لیبی و سوریه به کارگران و مردم تحت ستم ما که به حق خواهان نابودی حکومت کارگرستیز و وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی هستند، به روشنی نشان می‌دهد که امپریالیست‌ها ممکن است رژیم حتی سرسپرده خود را تغییر دهند اما این تغییر نه تنها برای توده‌های ستم‌دیده نان و کار و آزادی را سبب نمی‌شود بلکه شرایط بس دهشتناک‌تری به وجود می‌آورد. مردم ما تنها زمانی به مطالبات بر حق خود دست پیدا خواهند کرد که کارگران و زحمت‌کشان و دیگر توده‌های تحت ستم ایران با مبارزات سازمان‌یافته خود جمهوری اسلامی را به قدرت لایزال خود نابود ساخته و جنایتکاران این رژیم را که خون مردم را در شیشه کرده‌اند به سزای جنایات خود برسانند. تنها در این صورت مردم امکان می‌یابند سرنوشت خویش را در چارچوب یک نظام دمکراتیک و مردمی با اراده‌ی خود تعیین کنند.

واقعیت این است که جنگ رژیم فاشیستی اسراییل با جمهوری اسلامی جنگی ارتجاعی بود که هیچ نیروی متعلق به صف مردم نمی‌توانست آن‌را تایید نموده و در رکابش گام بردارد. تجربه بار دیگر نشان داد که طبقه کارگر و پیشروانش با این‌که برای سازماندهی جنگی عادلانه علیه نظام سرمایه‌داری حاکم می‌رزمند اما هرگز مدافع هر جنگی نبوده و با قاطعیت علیه جنگ‌هایی خواهند بود که برای حفظ منافع استثمارگران سازمان‌یافته و توده‌های محروم و ستم‌دیده قربانیان آن می‌باشند.

پیام بگذارید