وقتی جهان می‌ایستد، او می‌درخشد

شمی صلواتی

Ingen fotobeskrivning tillgänglig.

سپیده قلیان
دختری که در سکوت می‌درخشد
ترسی در وجودش نیست
هر نگاهش، شعله‌ای است که خاک سرد را می‌سوزاند
هر قدمش، وزش بادی‌ست که دیوارهای کهنه را فرو می‌ریزد
سال‌ها ایستاده است
رنج‌ها و محدودیت‌ها او را نشکسته‌اند
بلکه آتش درونش را فروزان‌تر کرده‌اند
هر نفسش فریاد است
هر سکوتش تیزتر از شمشیر
او زیباست، بی‌رحم، بی‌ادعا
می‌ایستد وقتی همه می‌لرزند
و هیچ‌کس نمی‌تواند او را بشکند
او روشنایی است که نمی‌میرد
نسیمی است که شب را می‌شکافد
می‌رقصد میان سایه‌ها
حقیقت را بر چشم‌های خسته می‌تاباند
سپیده
نماد شجاعت است
نماد تابش در تاریکی
او آتشی است که در اعماق شب شعله می‌کشد
و جهان، حتی اگر بخواهد، نمی‌تواند او را خاموش کند
می‌ایستد
می‌درخشد
سپیدهٔ بی‌رحم و روشن
جهان را به احترام وا می‌دارد.
[واژهٔ «بی‌رحم» در متن دقیقاً برای تأکید بر قدرت و مقاومت بی‌وقفهٔ سپیده آمده است، نه برای خشونت یا تندی منفی.]
نویسنده: شمی صلواتی

پیام بگذارید