اعلامیه حزب حکمتیست
بار دیگر جامعه ایران وارد دور جدیدی از اعتراض و اعتصاب شده است. شاید برحسب تصادف، این اعتراضات از روز شنبه هفتم دیماه، سالروز اعتراضات توده ای دیماه ۹۶ آغاز شد. اینبار جرقه اعتراضات با اعتصاب و اعتراض بخشهایی از بازارهای تهران شروع شد و بسرعت به شهرهای دیگر از جمله کرج، ملارد، شیراز، نورآباد، قشم، اصفهان، اهواز، همدان، زنجان و کرمانشاه گسترش یافت. برآمد کنونی نه مختص به بازار است و نه به بازاریان محدود میماند بلکه اعتراضی است به شرایط اسفناک اقتصادی و گرانی لجام گسیخته، افزایش نرخ دلار و بعبارتی کاهش مستمر ارزش ریال. برای مردم کارگر و زحمتکش، وخیم شدن اوضاع اقتصادی بمعنای کاهش قدرت خرید و ناتوانی بیشتر در تامین حداقل کالاهای مورد نیاز خود است.
جامعه معترض ایران که دیگر آستانه تحملش در اوضاع وخیم اقتصادی و فلاکت گسترده تمام شده است، از هر واقعهای بمثابه دریچه بروز این پتانسیل اعتراضی و انقلابی بهره میجوید. ما کراراْ تاکید و تصریح کردهایم که بروز اعتراضات توده ای و کارگری بسیار عظیمتر و گستردهتر قریب الوقوعاند و تنها راه پاسخ به بحران سیاسی و اقتصادی جاری است. با اعتصاب بخشی از بازاریان که منافع خودشان را دنبال میکنند، مردم زحمتکش و معترض در تهران و شهرهای مختلف علیه حکومت اسلامی دست به اعتراض زدند. روز یکشنبه مناطق مختلف تهران صحنه درگیری با نیروی سرکوب و سردادن شعارهای انقلابی و سرنگونی طلبانه بود. دانشگاهها و دانشجویان انقلابی بسرعت اعتراضات جاری خود را گسترش دادند. تاکنون دانشجویان دانشگاههای؛ بهشتی، تهران، علامه طباطبایی، یزد، علم و صنعت تهران، علم و فرهنگ تهران، صنعتی شریف، پلی تکنیک، دانشگاه اصفهان و خواجه نصیر دست به تجمع و اعتراض زدند.
در جامعه قطبی ایران شعارها منعکس کننده افقهای متفاوت اجتماعی در جنبش سرنگونی است. در اعتراضات همگانی در جامعه جنبشهای مختلف و متضاد اجتماعی و طبقاتی باهم وارد اعتراض میشوند و کشمکش برسر افق ناظر بر اعتراضات بسیار حیاتی و تعیین کننده است. بعضا اطلاعاتیها تلاش میکنند با طرح شعارهای ارتجاعی و فاشیستی قدرت اعتراض را تضعیف و سرکوب آنرا ساده تر کنند. لذا دانشجویان و اردوی انقلابی و سوسیالیسم با شعارهایی مانند؛ «نه روسری نه توسری، آزادی و برابری»، «نه سلطنت، نه رهبری، آزادی و برابری»، «نه پادگان، نه بنگاه، درود بر دانشگاه»، «فقر و فساد و بیداد ، مرگ بر استبداد»، «مرگ بر جمهوری اسلامی»، «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر ستمگر چه شاه باشد چه رهبر» و … بر دو موضوع تاکید دارند: اول، این جنبشی علیه وضع موجود است. دوم، این جنبش ادامه برآمد انقلابی ۱۴۰۱ است که ستون اصلی آن علیه فقر و فساد و زن ستیزی نظم سرمایه داری اسلامی است. این شعارها میگویند که برآمد انقلابی ربطی به توهم اعاده سلطنت ندارد، این حرکتی اصلاح طلبانه و یا ملهم از طیف تازه ریخته شده اصلاح طلب دیروز و طرفدار «مبارزه مدنی و ضد خشونت» امروز نیست. این حرکتی سرنگونی طلبانه با تمایلات چپ و عدالتخواهانه است.
شرط پیروزی این دور از خیزش انقلابی در ایران توده گیر شدن بیشتر اعتراضات و اعتصابات کارگری است. نیروی محرکه انقلاب، کارگران صنایع مختلف تولیدی و خدماتیاند، زنان شورشیاند، نسل جدیداند، کارگران و کارکنان مراکز درمانی و بهداشتی و آموزشیاند، کارگران سیستم حمل و نقلاند که بسرعت میتوانند تهران و شهرهای بزرگ کشور را فلج کنند.
حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست، به اردوی آزادی و برابری، عموم کارگران و مردم زحمتکش، زنان انقلابی، جوانان پرشور، بویژه رهبران انقلابی و سوسیالیست و فعالین جنبشهای اجتماعی در سراسر کشور فراخوان میدهد که به اعتراضات بپیوندند و پرچم انقلاب علیه حکومت و نظام بانی فقر و گرانی و فساد و استبداد را برافرازند و ابتکار عمل سیاسی را تماما در دست گیرند. یک آینده آزاد و خوشبخت، یک جامعه آزاد و برابر و مرفه، در گرو سرنگونی کلیت جمهوری اسلامی و نظام فاسد و استثمارگر سرمایه داری است.
مرگ بر جمهوری اسلامی!
آزادی، برابری، حکومت کارگری!
حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست
۱۰ دیماه ۱۴۰۴- ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵