مرچان افتخاری
بهمن ماه
بار دیگر در آستانه سالگرد انقلاب بهمن هستیم. انقلابی که قرار بود « نان و آزادی» .را برای محرومان به ارمغان بیاورد. کارگران و زحمتکشان به این امید و باور استبدادی ترین رژیم آن زمان را سرنگون کردند اما حقیقتا نمیدانستند و این آکاهی را نداشتند که قدرت آینده چگونه قدرتی خواهد بود. از همان ابتدا، در همان دورانی که هنوز مردم همه جا در صحنه مبارزه حضور داشتند و هنوز«قدرت» جدید تثبیت نشده بود سرکوب آغاز شد. انقلابی که «آزادی، رفاه و کرامت انسانی» را اساسا برسمیت نمی شناخت. در طول این سالها سرکوب و جنگ، ایجاد تشنج با کشورهای منطقه، غرب ستیزی فرهنگی را ساختاری و هویتی شد..
از همان ابتدای ۲۲ بهمن «سرکوب» جزئ جدا ناپذیر دستگاه قدرت شد. واقعیتی است که بدون سرکوب و ابزارهای آن این رژیم نمی توانست ۴۷ سال دوام آورد. در تمام این سالها شکاف طبقاتی بیشتر، فقر، تهیدستی و در ماندگی اکثریت مردم که نتیجه غارت، دزدی، فساد و هزینه های گزاف برای اهداف نظامی و گروه های مسلح نیابتی در منطقه، جامعه را به فروپاشی ساختار اقتصادی نزدیک کرد. بطوریکه امروز با بیش از ۷۰ میلیون نفر زیر خط فقر، تورم ۶۰ درصدی و گرانی سرسام آور، گرسنگی و خطر قحطی زندگی مردم را تهدید میکند. در تمام این سالها، کارگران، معلمان، بازنشستگان و پرستاران به سطح دستمزدها، به کاهش شدید قدرت خرید در برابر گرانی کالاها، به وضعیت دارو و درمان اعتراضات واعتصاباتی پی در پی را داشتندکه غیر از دستگیری و زندان هیچ پاسخی نگرفتند. در تمام این سالها فعالین و متخصصین اقتصادی زنگ حطر را در مورد فقر گسترده و فروپاشی ساختار های اقتصادی واجتماعی بصدا در آوزدند.بدون اینکه تغییری را شاهد باشند. اما زیر پوست جامعه چیزی در حال جوشش، شکل گیری و در حال تغییر بود. ترکیب جمعیتی از نظر طبقاتی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ۹۰ میلیونی این تغییرو تحول را نشان میداد. تغییراتی که طبیعی و دیالکتیکی بود. تکنولوژی جدید و دسترسی به آن فاصله ها و مرزها را در تمامی زمینه ها از بین برد. اگاهی از اخبار، اطلاعات، نظریه ها و دیدگا هاجهانی شد بر بستر همین «رشد و آگاهی» و نسلی که از نظر اجتماعی، فکری خلاقیت و ابتکار با نسل ۵۷ متفاوت بود، به شکل دیگری برای مبارزه بر خاست. جنبش ها و خیزشها یکی پس از دیگر صحنه سیاسی کشور را تغییر دادند. خیزش دی ماه ۹۶ نخستین گام اعتراض به وضعیت معیشتی، فقر و تهیدستی با «.رشد و آگاهی» رقم حورد. این لحظه تاریخی بود که دانشجویان با شعار معروف اصول گرا، اصلاح طلب دیگه تمامه ماجرا تمامیت و کل نظام حاکم را زیر سئوال بردند. طبقات و اقشار پایینی جامعه در برابر قدرت حاکم برای نان و آزادی قد بلند کردند و مانند همیشه سرکوب شدند. در آبان ۹۸ بار دیگر برای نان و آزادی به پا خاستند و باز به سختی و وحشیانه به خاک و خون کشیده شدند. در خیزش ۱۴۰۱ که زنان در راس و محور مبارزات بودند، با وجود سرکوب شدید چند ماهه، اما در اثر مبارزات دلیرانه چهره شهر ها تغییر کرد. و اولین سنگر هویتی رژیم تا حدود زیادی فرو ریخت. و این دستاورد بزرگی پس از سالها مبارزه و مقاومت بود. بار دیگر در دی ماه امسال خیزشی به وسعت ایران در تمامی شهر های یزرگ و کوچک و حاشیبه های شهرها توده عظیمی مانند بهمنی سهمگین برای «نان و آزادی» به خیابان آمدند. خیابان عرصه مبارزه طبقاتی، سیاسی و اجتماعی برای سرنگونی جمهوری اسلامی شد. نسل جوان از اقشاز و طبقات مختلف از تهیدستان برای باز پس گیری کرامت انسانی خود با دلیری و شجاعت، فداکاری و همبستگی بی نظیر و باور نکردنی از ۷ دی ماه به میدان امدند. فریاد زیبای «آزادی آزادی» فرار گیرد تر و پر طنین تر همه ایران را در نوردید.
میلیونها نفر زن ومرد، کارگر و معلم، پرستار و دانشجو حتی دانش آموزان در تمامی شهر ها برای« تغییر شرایط موجود»، علیه بیکاری و گرانی، فقر و تنگدستی، به خیابان آمدند. از ۷ دی تا روز ۱۸ دی ماه نیروهای نظامی مانند گذشته سرکوب همیشگی ومتداول را بکار بردند.که تعداد زیادی کشته،زخمی و دستگیر شدند. در ۱۸ دی ماه مردم ایران و همه دنیا شاهد کشتار و قتل عام وحشیانه وبی سابقه ای شدند. این بار دیگر نمی توان از سرکوب حرف زد، میدان جنگ بود.کشتار و قتل عام گسترده و باور نکردنی در دو روز ۱۸ و ۱۹ دی ماه، نیروهای نظامی با سلاحهای سنگین و تیر بار هزاران هزار نفر از مردم دست خالی را کشتند. به معنی واقعی میدان جنگ و کشت و کشتار بود.در این دو روز علاوه بر کشتار تعداد زیادی زخمی و دستگیر و ناپدید شدند. حتی زخمی ها را در بیمارستانها کشتند و پزشکان را دستگیر و تهدید به اعدام کردند. در عرصه این نبرد نا باورانه چه شجاعت ها، دلیریها و از خود گذشتگی را شاهد بودیم. که جا دارد در برابر مبارزه دلیرانه همه آنهایی که درخون تپیدند سر تعظیم فرود آورد و.در برابر سوگ و غم مادران و پدران شجاع ترین جوانان سهیم باشبم اما خیزش دی ماه نشان داد که دستگاه نظامی از قبل با برنامه و کاملا سازمانیافته برای چنین کشتاری خود را آماده کرده بود. بطوریکه کیسه های سیاه برای هزاران هزار جسد در پزشکی قانونی ها و مراکز دیگر تدارک دیده شده بود. کامیونهای مختلف پر از اجساد جوانان نشان از تدارکات از قبل سازمان داده شده بود.
صحنه های دلخراشی که در حافظه تاریخی مردم ما بجا خواهد ماند.
مادران، پدران و خانواده هایی که در لابلای کیسه های سیاه در جستجوی عزیزان خود ضجه و شیون، ناله و فریاد میکردند، در حافظه نسل های آینده و روایت ها باقی خواهد ماند. با کلمات همیشگی بازی نکنیم. این سرکوب و حشونت نبود، این به معنی واقعی کشتار، قتل عام و نسل کشی.بود. هنوز تعداد واقعی کشته شدگان مشخص نیست و هرگز هم مشخص نخواهد شد ،اما ارقامی چون ۳۰ هزار یا ۴۰ هزار نفر کشته با توجه به صحنه های کشتار دور از واقعیت نیست. در حال حاضر مردم ما حق دارند که سوگ وار باشند، حق دارند که افسرده و غمگین باشند، شاید زمانی طولانی لازم داشته باشند تا از این ترومای روحی و روانی عبورکنند اما کینه ای عمیق بین مردم و این رژیم جنایتکار ماندگار شده که سرنگونی قهر آمیز از آن اجتناب ناپذیر است. بدون هیچ تردیدی، مردم از این سوگ بار دیگر بر خواهند. خاست.
.مادران وپدران، خواهران و برادران بار دیگر و این بار مصمم تر و سازمان یافته برای سرنگونی این جنایتکاران به میدان مبارزه باز خواهند گشت در این میان اگر چه این جمهوری اسلامی است که مسئول چنین قتل عامی گسترده ای است. امانقش فرصت طلبانه و قدرت طلبانه سلطنت طلبان و در راس آنها شخص رضا پهلوی را در این کشتار نمی توان و نباید از نظر دور داشت. در حالی که مردم یک هفته مبارزات خود را پیش می بردند، رضا پهلوی برای مصادره این تجمعات و مبارزات به نفع خود با فراخوان واهی و بی اساس در این کشتار نقش دارد. در این چند سال رضا پهلوی با رفتار، گفتار، اعلام نظرات نشان داده است که اساساً نه سیاستمدار است و نه مدیریت دارد. او که هیچ آشنایی از تاریخ سیاسی ایران، ملتهای ایرانی، فرهنگ و عاداب این سر زمین ندارد، او در این دهه اخیر خود را رهبر خود خواسته اعلام کرد و امیدوار بود با این شیوه بار دیگر مانند پدرش بر مسند دیکتاتوری و دستگاه مخوف ساواک قدرت را بدست آورد. . فراخوان ۱۸ دی ماه او هم در همین چهار چوب قابل بررسی است. او به هر شیوه خائنانه ای با رذلی و پستی با فاشیستی ترین نیروهای جهانی (اسرائیل نتانیاهو و ترامپ در آمریکا ) برای بقدرت رسیدن هم پیمان شد. مردم ما به نطقه ای بی بازگشت رسیده اند. دیگر هیچ چیزی به گذشته باز نخواهد گشت.دره ای از خون بین آنها و جمهوری اسلامی است.
سرنگون باد جمهوری اسلامی
پر دوام باد مبارزات مردم ایران برای کار، نان، آزادی
زندانی سیاسی آزاد باید گردد