هنوز غوغای گوشخراش حیدر حیدر ارومیە خاطر و روان آزادیخواهان را آزار میدهد کە انبوهی بنام فرهیختگان و … با طوماری طویل سر بر آوردەاند و عربدە های کریە نژاد پرستانە سر میدهند. مطلبی را در شش بند نوشتەاند و صلای وا میهنا سر دادەاند ، از برگزاری آئین های شاد نوروزی در استانهای غرب و شمال غرب بر آشفتەاند و رقص وپایکوبی دهها هزار نفری مردم را بە ” فروکاستنِ نوروز از یک جشنِ بزرگِ ملّیِ ایرانی!، به یک مراسمِ خُردِ قومی و طایفهای و محلّی” نام بردەاند! آیا باید “ایمان بیاوریم بە آغاز فصل سرد” ! وبپدیریم کە حکومت جهل و جنایت دینی آنچنان فکر و روان مردمان کشورایران را این چنین آشفتە کردە است و چنین طومارچیان بی فرهنگی را پروردە است؟ بە رغم صفت فرهیختە و محقق و… نمیدانند کە منشاء نوروز و یلدا اعیاد میترائی اند و خاص هیچ ملت وطایفە و قومی نیست و امروزە روز در کشور های تاجیکستان ، افغانستان و ایران بطور رسمی و در میان کردها در ارتباط با سمبل نوروز درهم تنیدە با مبارزاتشان در کشورهای عراق، ترکیە و سوریە تبدیل بە نمادی از احقاق حقوقشان شدەاست و میبینیم این چنین شکوهمند برپایش میدارند. سطر سطر آن بیانە مملو از توهین و تحقیر نابخردانەایست کە امروزە تبدیل بە زبان رایچ جریان حقیر سلطنت طلبان است. و از حکومت جهل وجنایت گلەمند است کە چرا سرکوب بیشتر اعمال نمیکند.
در بند دوم – با تاکید بر بی اطلاعی از تاریخ ضعمای حاکم را ناتوان از پاسداری میراث فرهنگی تاریخی ایرانی میداند و سنگ دغدغە یک پارچگی ایران را بە سینە میزنند.
دربند سوم ، بر پزشکیان میتازد کە واژگانی چون “قومیت” ، “قوم”، “اقلیت” و “حقوق قومی” بکار بردە و میپرسد: ” آیا به پیامدهای مخرّب چنین کاربردهای غیرعلمی ولی با بارِ حقوقی و تبعات بسیار آگاهاند؟! مشکل است پذیرفت کە این جملات و این نوع استدلال از یک مغز سالم تراوش کردە باشد.
در بند چهارم از سوء تعبیر اصل پانزدهم قانون اساسی کشور صحبت میکند و طرح کارشناسی نشدە “آموزش زبانهای قومی و محلی”… “بیهیچ گمان و گزافهای، موجب تضعیفِ زبانِ ملّی و رسمی کشور، یعنی زبانِ تمدّنی، دیرسال، نجیب و بارورِ فارسی میگردد و نتیجۀ این تضعیف نیز تکهپاره شدنِ زبانی و فرهنگی و سرانجام از همگسیختگی ارکانِ کشور و … است”.
اولا نویسندە ە یا نویسندگان این متن و بطریق اولی امضاکنندگان کر و کور ونا آگاە آن نمیدانند کە پس از قیام ٢٢بهمن در نوروز خونین سنندج ١٣٥٨، بخش مهمی از شورای انقلاب اسلامی مرکب از ” آیتاللە بهشتی (رئیس شورای انقلاب)، آیتاللە طالقانی، اکبر هاشمی رفسنجانی، ابولحسن بنی صدر و وزیر کشور دولت بازرگان متونی را با امضاء رسمی پذیرفتند کە در یکی از بندهای آن تاکید شد:.. “ستاد عملیات اسلامی (کمیتە ها) منحل اعلام میشود و حق هیچگونە مداخلە در ادارە امور شهر را ندارند.” ویا در اطلاعیەای بنام شورای انقلاب اسلامی کە در روزنامەهای پنجم فروردین منتشرشد در بند ٢ آن می بینیم “مردم کردستان برای اشاعە فرهنگ اصیل کردی آزادی کامل دارند و زبان کردی در کنار زبان فارسی در مناطق کرد نشین رسمیت خواهد یافت. وبند ٣ همین اطلاعیە میگوید : در کردستان همچون استانهای دیگر امور مناطق با ارادە و انتخاب مردم ادارە خواهند شد و هیچ مقام اداری بە آنان تحمیل نخواهد شد و… متاسفانە در آن زمان نیروهای مبارز و آزادیخواە تازە شانە از بار سنگین حکومت سلطنتی فارغ کردە بودند توان کافی برای نگهداری دستاوردهایشان را نداشتند بیگمان امروز بسیار فراتر از آن دستاورد ٤٥ سال پیش در پیوند مبارزاتی آزادیخواهان کە نمونەاش را در جنبش انقلابی ژینا شاهد بودیم منسجم و آگاە دنیائی بدور از دنیای تیرە این توماریان برپا خواهند شد.
میبینم کە این متن امضا شدە علاوە بر نا آگاهی نویسندگان و امضا کنندگان تعفن تحقیر ملل تشکیل دهندە کشور ایران از آن بە مشام میرسد، بەظاهر مدح تمدن دیر سال ووو ایران میکند، ولی بوی ناخوشایند فرهنگ فاشیستی از آن متصاعد است، نمی دانند کە مدح چنین نا آگاهانی قدح مطلق است و وهنیست برای تمدن همزیستی و ایجاد فرهنگ متنوع و غنی ایران کە هر گوشە آن از عرب وترک و بلوچ و ترکمن وگیلک وکرد وفارس ومازنی، بوستانی آراستەاست کە دیگر جائی برای این کوتە تفکر کە تاریخ مصرفشان با نابودی سلطنت در ایران بە پایان رسیدە است وجود ندارد.
مسخرە ترین نکتە بند پنجم است کە بە استاندار خوزستان خردە میگیرد کە بە زبان محلی! عید فطر را تبریک گفتەاست واقعا مضحک است در حکومت دینی کە عربی برایشان تقدس تام دارد و احتمالا برای نویسندگان متن هم.زبان عربی بەزبان محلی تقلیل پیدا میکند! دیگر در یاوە سرائی این متن جای هیچ گونە توضیح و شرحی باقی نمی ماند.
در بند ششم فریاد وا میهنا سر میدهند و با تکیە بر تجزیە هراسی، بانگ بر میدارد:… “برای ما شگفتآور است که بخشهایی از حاکمیّت و از جمله بخشهایی از قوۀ مجریه، «قومیسازی مناسباتِ اجتماعی» را به جای مواجهۀ اصولی با چالشهای کشور برگزیده است!” بە زبان آدمیزاد برایشان شگفت آور است کە چرا مواجهەاصولی! نمیکنید یعنی چرا نمیکشید.
اگرجە می توانست جواب آن طوماررا بە سکوت پر معنا سپرد اما جواب بسیار مختصر بە چنین “نە فرهیختگان” و”نە صاحب فرهنگان” و ” نە نجیبان” ممکن است مفید فایدە باشد. جمعیت کردهای مقیم فرانسە پاریس دهم اوریل / 2025 بیست ویکم فروردین١٤٠٤