اخباروگزارش های کارگری 4 شهریورماه 1404

اخباروگزارش های کارگری 4 شهریورماه 1404

ازشعله ورکردن آتش جنگ خودداری کنید

جنگ برای اکثریت اهالی فاجعه آفرین وبرای اقلیت لاشخوران جنگی ارمغان آور

ننگ ونفرت بر جنگ افروزان وجنایتکاران جنگی

گسترده ترومستحکمترباد همبستگی اکثریت اهالی جامعه بمثابه قربانیان جنگ آمریکا-اسرائیل وایران و جنگ چهل اندی ساله اقلیت درقدرت حکومت اسلامی درايران

– گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته هشتاد و سوم به ۵۰ زندان مختلف

پیوستن زندان دهدشت به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»

– ادامه اعتراضات خانواده های زندانیان سیاسی نسبت به اعدام ها با تجمع همزمان با هشتاد سومین هفته کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»

– درچهارمین دوشنبه اعتراضی کارگران مناطق عملیاتی صنعت نفت نسبت به تعیین سقف حقوق در

شرکت نفت فلات‌قاره درمنطقه بهرگان

شرکت مجتمع گازی پارس‌جنوبی SPGCپالایشگاه سوم

هم تجمع برگزارشد

– چهارمین سه شنبه اعتراض خانوادگی کارگران مناطق عملیاتی صنعت نفت نسبت به تعیین سقف حقوق باراهپیمایی در شهرک نفت جم و برپایی تجمع مقابل فرهنگسرای توحید ،استان بوشهروسردادن شعار«شعار صنفی ما عدالت عدالت مجلسی وزارت خجالت خجالت»

– تجمع اعتراضی کارگران شرکت بهره‌برداری نفت و گاز آغاجاری نسبت به عدم پاسخگویی مطالبات برای دومین روز متوالی

– تجمع اعتراضی کارگران پست‌های فشار قوی برق کشورنسبت به عدم پرداخت فوق‌العاده خاص مقابل سازمان اداری استخدامی در تهران

– تجمع اعتراضی کارگران اخراجی پتروپالایش دهلران و دشت عباس مقابل ورودی شرکت

– ادامه دوشنبه اعتراضی بازنشستگان صدا و سیما نسبت به سطح پایین حقوق و عدم همسان سازی و وعده های توخالی با تجمع مقابل ساختمان این سازمان درتهران

– ادامه یکه تازی کارفرمایان زیر سایه بی خیالی مصلحتی صاحب منصبان:

1- در نوزدهمین روز اعتصاب کارگران پتروشیمی رازی، سه کارگر معترض دیگر از ورود به شرکت منع شدند

2- اخراج کارگر حق کارخانه آب معدنی داماش پس از ضرب وشتم توسط کارفرما

3- اخراج 25 کارگر حق طلب پروژه بیمارستان 540 تختخوابی ایرانشهر

– آخرین خبرها درباره وضعیت دردناک کارگران مصدوم فاجعه انفجار معدن معدنجوی طبس یک‌سال بعد از حادثه

– ادامه اعتراضات به بی برقی،بی آبی و بی انترنتی در کشوربا

1- راهپیمایی وتجمع شبانه جمعی از دانشجویان دانشگاه شیراز در اعتراض به قطعی‌های مکرر برق و آب در خوابگاه دخترانه ارم وسردادن شعارهای «دانشجو داد بزن حقتو فریاد بزن»، «دانشجو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد» و «آب برق زندگی حق مسلم ماست»

2- تجمع اعتراضی جمعی از اهالی نجف آباد مقابل اداره برق این شهر دراصفهان با شعار «آب برق زندگی حق مسلم ماست»

– ادامه اعتراضات متقاضیان مسکن کشورنسبت به بلاتکلیفی و افزایش قیمت با تجمع متقاضیان مسکن ملی استان چهارمحال و بختیاری مقابل اداره کل راه و شهرسازی برای چندمین بار

– تجمع اعتراضی جمعی از اهالی بلوار امیرکبیر شوشترنسبت به عدم اجرای پروژه فاضلاب شهری مقابل اداره آب و فاضلاب

– دومین روز اعتراض مال‌باختگان گلباران دزفول در تهران باتجمع مقابل ساختمان قوه قضائیه

– دومین روز تجمع اعتراضی مال باختگان پروژه مسکن حکیم درتهران

– تجمع اعتراضی خریداران شرکت معین خودرو خودرونسبت به بلاتکلیفی وعدم تحویل خودروهایشان مقابل وزارت صمت

– تجمع اعتراضی جمعی از ثبت‌نام‌کنندگان خودرو تیوولی شرکت رامک خودرونسبت به بلاتکلیفی 8 ساله وعدم تحویل خودروهایشان

– تجمع اعتراضی خریدارن شرکت کوشا خودرونسبت به بلاتکلیفی وعدم تحویل خودروهایشان

– کانون نویسندگان ایران:

بازداشت احسان رستمی، مرجان اردشیرزاده، حسن توزنده‌جانی، رامین رستمی و نیما مهدی‌زادگان

– جان باختن یک کارگر شرکت درریز پالایشگاه جنوبی براثر سقوط از ارتفاع

*******

*گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته هشتاد و سوم به ۵۰ زندان مختلف

پیوستن زندان دهدشت به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»

در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه ماشین اعدام همچنان بی‌رحمانه قربانی می‌گیرد. تنها در ماه مرداد، ۱۶۶ تن به دار آویخته شدند؛ و در هفته گذشته، ۳۱ تن از هم‌وطنان ما، از جمله یک زن اعدام شدند، و دو تن از قربانیان در کردکوی و بیرم لارستان در ملا عام حلق آویز شدند. حکومت اعدامی قصد دارد با تحقیر و عادی‌سازی خشونت، جامعه‌ را در وحشت فرو برد.

طبق اخبار رسیده جمعی از زندانیان زندان دهدشت در هفته هشتاد و سوم به «کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام» پیوستند؛ افزودن نام زندان دهدشت به فهرست این کارزار یادآور این حقیقت تلخ است که هیچ گوشه‌ای از ایران از سایه اعدام در امان نمانده است.

همزمان با خشم به خبر تکان‌دهنده دیگری می‌نگریم: تبدیل قطعه ۴۱ بهشت زهرا (قطعه‌ای که یادآور هزاران زندانی سیاسی دهه ۶۰ و جنایت‌های فراموش‌نشدنی آن سال‌هاست) به پارکینگ؛ اقدامی که نه تنها تلاشی شرم‌آور برای پاک کردن حافظه جمعی و آثار جنایت‌های حکومتی است، بلکه بی‌حرمتی آشکاری به قربانیان و خانواده‌هایشان محسوب می‌شود، امری که از سوی عفو بین الملل نیز محکوم شده است.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» بار دیگر فریاد می‌زند:

اعدام راه‌حل نیست؛

اعدام نقض آشکار حق حیات است؛

اعدام ابزاری برای ایجاد رعب و تثبیت سرکوب سیاسی است.

این کارزار از همه نهادهای بین‌المللی، فعالان حقوق بشر و همه وجدان‌های بیدار می‌خواهد که در برابر این چرخه مرگ بایستند و اعتراض مردم ایران علیه اعدام را بازتاب کنند.

«کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته هشتادوسوم روز سه‌شنبه ۴ شهریور ۱۴۰۴ در ۵۰ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشد:

زندان اوین، زندان قزلحصار (واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان خرم آباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج،زندان کامیاران و زندان دهدشت

هفته هشتادوسوم

۴ شهریور ۱۴۰۴

#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

*ادامه اعتراضات خانواده های زندانیان سیاسی نسبت به اعدام ها با تجمع همزمان با هشتاد سومین هفته کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»

فیلم منتشره درشبکه های اجتماعی بتاریخ 4 شهریور همزمان با هشتاد سومین هفته کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»،از ادامه اعتراضات خانواده های زندانیان سیاسی نسبت به اعدام ها با تجمع ،خبرمی دهد.

*درچهارمین دوشنبه اعتراضی کارگران مناطق عملیاتی صنعت نفت نسبت به تعیین سقف حقوق در

شرکت نفت فلات‌قاره درمنطقه بهرگان

شرکت مجتمع گازی پارس‌جنوبی SPGCپالایشگاه سوم

هم تجمع برگزارشد

*چهارمین سه شنبه اعتراض خانوادگی کارگران مناطق عملیاتی صنعت نفت نسبت به تعیین سقف حقوق باراهپیمایی در شهرک نفت جم و برپایی تجمع مقابل فرهنگسرای توحید ،استان بوشهروسردادن شعار«شعار صنفی ما عدالت عدالت مجلسی وزارت خجالت خجالت»

روزسه شنبه 4 شهریوربرای چهارمین هفته متوالی،اعتراض خانوادگی کارگران مناطق عملیاتی صنعت نفت نسبت به تعیین سقف حقوق با راهپیمایی در شهرک نفت جم و برپایی تجمع مقابل فرهنگسرای توحید ،استان بوشهروسردادن شعار«شعار صنفی ما عدالت عدالت مجلسی وزارت خجالت خجالت» ادامه پیدا کرد.

*تجمع اعتراضی کارگران شرکت بهره‌برداری نفت و گاز آغاجاری نسبت به عدم پاسخگویی مطالبات برای دومین روز متوالی

روزسه شنبه 4 شهریور برای دومین روز متوالی ، کارگران شرکت بهره‌برداری نفت و گاز آغاجاری نسبت به عدم پاسخگویی مطالبات دست به تجمع زدند و خواهان حذف سقف‌حقوق،حذف محدودیت حق‌سنوات بازنشستگی،اجرای کامل ماده 10 قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت،پرداخت بک- پی ماده،عدم تفکیک 3 گانه‌ مشاغل عملیاتی،بازنگری اساسنامه‌ی تحمیلی صندوق بازنشستگی و…شدند.

*تجمع اعتراضی کارگران پست‌های فشار قوی برق کشورنسبت به عدم پرداخت فوق‌العاده خاص مقابل سازمان اداری استخدامی در تهران

روزسه شنبه 4 شهریور، کارگران پست‌های فشار قوی برق کشوربرای اعتراض به عدم پرداخت فوق‌العاده خاص مقابل سازمان اداری استخدامی در تهران تجمع کردند.

نمایندگان کلاه‌زردها در ارتباط با دلایل اعتراض امروز به خبرنگاررسانه ای گفتند: مطابق جز ۳ بند (ب) ماده ۱۰۶ قانون برنامه پنجساله هفتم مصوب ۱۴۰۴/۰۲/۲۱ مجلس شورای اسلامی، پرداخت آیتم فوق‌العاده خاص جهت نگهداشت و ایجاد انگیزه برای مشاغل تخصصی و در کل کارکنان دستگاه‌ها و شرکتهای دولتی به میزان حداکثر ۲۵هزار امتیاز تصویب و توسط ریاست مجلس شورای اسلامی مطابق نامه شماره ۲۹۶/۲۰۸۸۱ مورخ ۱۴۰۴/۰۳/۱۰ به دولت ابلاغ شد.

آن‌ها افزودند: در ابتدا شورای حقوق و دستمزد در ماده ۵ پیش نویس اعلام کرد پرداختِ معادل ریالی ۲۵هزار امتیاز به کارکنان موضوع ماده ۱۲۴ و تابع قانون کار شاغل در دستگاه های دولتی به شرط داشتن قرارداد مستقیم با دستگاه‌ها و شرکتهای دولتی و طرح طبقه بندی مصوب سازمان بلامانع است اما در کمال ناباوری و مخالف مصوبه مجلس در رابطه با ماده ۱۰۶ قانون پنجساله هفتم، کلمه کارکنان که عام است و شامل کلیه کارکنان دولت اعم از کارمند و کارگر می‌شود را فقط کارمندان رسمی و پیمانی و قرارداد کار معین تعریف کردند.

اپراتورهای پست‌های فشار قوی برق ادامه دادند: در نتیجه ما کارکنان موضوع ماده ۱۲۴ قانون مدیریت خدمات کشوری که اتفاقا به صورت شیفتی و شبانه روزی در حال بهره برداری از پست‌های فشارقوی برق در ۱۲ ماه سال و بدون بهره مندی از حتی یک ساعت کاهش ساعات ادارات و دورکاری و تعطیلات، در هر شرایطی به عنوان تخصصی‌ترین بخش وزارت نیرو و شرکت توانیر در پستهای فشارقوی برق کشور مشغول به کار هستیم، به طور کلی حذف شدیم.

این کارگران دولت خواسته‌های خود را مطرح کردند: ما خواستار تحقق مصوبه مجلس شورای اسلامی در رابطه با جز ۳ بند(ب) ماده ۱۰۶ قانون پنجساله هفتم و پرداخت آیتم فوق العاده خاص هستیم؛ ما هیچ خواسته‌ای فراتر از قانون مصوب مجلس شورای اسلامی در رابطه با برنامه پنجساله هفتم نداریم.

*تجمع اعتراضی کارگران اخراجی پتروپالایش دهلران و دشت عباس مقابل ورودی شرکت

تصاویر منتشره درشبکه های اجتماعی بتاریخ 4 شهرویور،از تجمع اعتراضی کارگران اخراجی پتروپالایش دهلران و دشت عباس مقابل ورودی شرکت در گرمای طاقت‌فرسای 60 درجه،خبرمی دهند.

*ادامه دوشنبه اعتراضی بازنشستگان صدا و سیما نسبت به سطح پایین حقوق و عدم همسان سازی و وعده های توخالی با تجمع مقابل ساختمان این سازمان درتهران

فیلم کوتاه منتشره درشبکه های اجتماعی،از ادامه دوشنبه اعتراضی بازنشستگان صدا و سیما نسبت به سطح پایین حقوق و عدم همسان سازی و وعده های توخالی با تجمع روزدوشنبه 3 شهریور، بازنشستگان صدا و سیما مقابل ساختمان این سازمان درتهران(مسجد بلال)،خبرمی دهد.

*ادامه یکه تازی کارفرمایان زیر سایه بی خیالی مصلحتی صاحب منصبان:

1- در نوزدهمین روز اعتصاب کارگران پتروشیمی رازی، سه کارگر معترض دیگر از ورود به شرکت منع شدند

در نوزدهمین روز اعتصاب کارگران ارکان ثالث(پیمانکاری) شرکت پتروشیمی رازی، مسئولین حراست این شرکت امروز سه شنبه چهارم شهریور، در اقدامی غیر قانونی و با هدف در هم شکستن اعتصاب، از ورود سه کارگر معترض دیگر به شرکت به نامهای سعید بازدار، میثم باقری و فاضل سعدونی ممانعت کردند.

پیش تر نیز جواد راشدی و احمد عساکره از کارگران اعتصابی این شرکت، علاوه بر بازداشت و تحمل پنج روز حبس، از ورود به شرکت منع شده بودند و اینک با ممنوع الورودی سه کارگر دیگر به شرکت، جمع آنها به پنج نفر رسید.

اقدامات غیر قانونی و سرکوبگرانه مسئولین پتروشیمی رازی علیه کارگران معترض و حق طلب این شرکت در حالی تشدید میشود که اداره کار و فرمانداری ماهشهر، هیچ اقدامی جهت رسیدگی به خواستهای کارگران انجام نمیدهند و با قرار گرفتن در کنار کارفرمای ترکیه ای این شرکت، در صدد در هم شکستن اعتصاب کارگران و تحمیل بی حقوقی بر آنان هستند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران

2- اخراج کارگر حق کارخانه آب معدنی داماش پس از ضرب وشتم توسط کارفرما

من را از کارخانه بیرون کردند؛ از روز اول، خواسته‌ام پرداخت حق بیمه بود که به خاطر آن به من اهانت کردند و من را مورد ضرب و شتم قرار دادند، هنوز هم حق بیمه‌ام واریز نشده؛

وضعیت در کارخانه «آب معدنی داماش گیلان» اصلاً مساعد نیست؛ کارگران معوقات مزدی دارند؛ در سال جدید فقط یک ماه حق بیمه به حساب تامین اجتماعی واریز شده و حدود 30 کارگر این کارخانه نگران آینده هستند.

در این بین، وضعیت «رضا زارع» کارگری که چند هفته پیش از سوی کارفرما مورد ضرب و شتم واقع شده، به مرحله‌ای نگران‌کننده رسیده؛ هیچ یک از رایزنی‌ها، گفتگوها و ثبت شکایات تا امروز به نتیجه نرسیده؛ حتی باز شدن پای بازرسان اداره کار به این واحد تولیدی، نتوانسته مشکل کارگران داماش در حالت کلی و به طور خاص مشکل آقای زارع را حل کند.

در روزهای گذشته، بعد از چندین روز التهاب و نگرانی، این کارگر را که پیش از آن مورد ضرب و شتم عوامل کارفرما قرار گرفته بود، از کارخانه بیرون انداختند؛ به او گفتند دیگر حق نداری پا به کارخانه بگذاری؛ او در حال حاضر بیکار است و این در حالیست که قرارداد این کارگر تا پایان شهریور است و بیرون کردن اجباری او از محل کار، مصداق روشن قدرت‌نمایی کارفرما و اخراج ظالمانه‌ی کارگر است.

این کارگر که از یکسو به اداره کار شکایت برده و از سوی دیگر شکایت خود را در دادگاه‌های قضایی بابت ضرب و شتم و رفتار نادرست کارفرما به ثبت رسانده، حالا بیکار و بلاتکلیف است و چون قدرت ندارد و پشتش به حمایت اصحاب قدرت گرم نیست، صدایش به هیچ جا نمی‌رسد!

زارع بعد از مدت‌ها که به امید گشایش کار و ترس از آینده ساکت مانده، حالا به ما می‌گوید:

من را از کارخانه بیرون کردند؛ از روز اول، خواسته‌ام پرداخت حق بیمه بود که به خاطر آن به من اهانت کردند و من را مورد ضرب و شتم قرار دادند، هنوز هم حق بیمه‌ام واریز نشده؛ از ابتدای امسال فقط یک ماه حق بیمه کارگران آب معدنی داماش به حساب تامین اجتماعی واریز شده…»

او ادامه می‌دهد: در حالیکه سنوات و حقوق و مزایا از کارفرما طلبکارم، مرا بدون بیمه از کارخانه بیرون انداخته‌اند. هفته پیش برای درمان بیمارستان رفتم چون بیمه نداشتم، به جای 500هزار تومان، سه چهار میلیون خرج کردم، قرض کردم و خرج درمان دادم….

رضا زارع از شکایت خود در دادگاه می‌گوید و اضافه می‌کند: این مسیر، مسیری طولانی‌ست؛ می‌گویند باید ماجرای ضرب و شتم و درگیری را بررسی کنیم. کارفرما سر جایش نشسته و کسی کاری به کارش ندارد. این منم که ناخواسته بیکار شده‌ام و دستم به جایی بند نیست.

کارگران به بهانه‌های مختلف از جمله خراب بودن وضع اقتصادی و پایین آمدن تولید و یا نداشتن عملکرد و کارایی بیکار می‌شوند؛ اما برای اخراج کارگران معترض منتظر هیچ بهانه‌ای نمی‌مانند؛ چندین انگ همزمان به پیشانی کارگر می‌چسبانند و او را از کارخانه بیرون می‌اندازند.

سرنوشت دردناکِ رضا زارع نشانه‌ای روشن از بالاترین سطح بی‌حقوقی طبقه کارگر است؛ او امروز در بدترین وضعیت ممکن است و نکته اینجاست که وقتی کارگران حق تشکل‌یابی و اتحاد ندارند و همگی با قراردادهای موقت زجر می‌کشند، کارگر مظلوم تنها می‌ماند چون همکارانش کلاه خود را می‌چسبند تا بادِ بیکاری و اخراج سر و کلاه را با هم نبرد؛ کارگران مجبورند که به کار خود بچسبند و چشم بر حقیقت ببندند….

همه اتفاقات دردناک در عرض چند هفته در یک واحد تولیدی کشور رخ داده؛ حالا کارگری که مورد ظلم واقع شده، کفش آهنین به پا کرده و راه دادگاه و کلانتری را در پیش گرفته و ظاهراً همه چیز بازهم در دست بررسی است! اما تا زمانی که کارگران قدرت و تشکل ندارند و مجبور به فروش نیروی کار خود با شرایط دلبخواه کارفرمایان و صاحبان ثروت هستند، این اتفاقات دردناک همیشه و همه جا بازتکرار می‌شوند.

استدلال غالب مسئولان این است که کارفرمایان مشکل دارند، تولید کم است، پول نیست و … اما آیا کارگری که خرج درمان و بیمارستان و پول کرایه خانه‌اش را ندارد و به جرم مطالبه‌ی حق، پشت درهای کارخانه مانده، نیازی به حمایت ندارد؟ باید به امان خدا رها شود؟!

بخشی ازیک گزارش رسانه ای شده بتاریخ 4 شهریور

3- اخراج 25 کارگر حق طلب پروژه بیمارستان 540 تختخوابی ایرانشهر

25 کارگر حق طلب پروژه بیمارستان 540 تختخوابی ایرانشهر(شرکت ساختمانی وزان)بدنبال اعتصاب وتجمع دراعتراض به عدم پرداخت 3 ماه حقوق+ از کار اخراج شدند.

+اعتصاب وتجمع کارگران پروژه بیمارستان 540 تختخوابی ایرانشهر دراعتراض به عدم پرداخت 3 ماه حقوق

روز دوشنبه 6 مرداد، کارگران پروژه بیمارستان 540 تختخوابی ایرانشهر(شرکت ساختمانی وزان) برای اعتراض به عدم پرداخت 3 ماه حقوق دست از کارکشیدند ودراین مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی استان سیستان وبلوچستان تجمع کردند.

یکی از این کارگران به خبرنگار رسانه ای گفت: کارگران این پروژه عمرانی که سالهاست در ساخت بیمارستان 540 تختخوابی ایرانشهر مشغول به کارند، به دلیل دریافت نکردن چندین ماه حقوق، با مشکلات بسیار دست و پنجه نرم می‌کنند.

وی افزود:پیمانکار پروژه می‌گوید که به دلیل‌ عدم تامین اعتبار، از پرداخت دستمزد و سایر مطالبات مزدیِ کارگران ناتوان است این در حالیست که کارگران اعتقاد دارند کارفرمای پیمانکار مطالبات خود را از کارفرمای اصلی وصول کرده است.

*آخرین خبرها درباره وضعیت دردناک کارگران مصدوم فاجعه انفجار معدن معدنجوی طبس یک‌سال بعد از حادثه

اواسط شب 31 شهریورماه 1403، تجمع گاز متان در بلوک «سی» معدن معدنجوی طبس و نشت آن به بلوک «بی»، جان 53 کارگر را گرفت و 14 مصدوم به‌جا گذاشت. استنشاق طولانی‌مدت گاز منوکسیدکربن باعث شد تعدادی از کارگران دچار کمبود اکسیژن (هیپوکسی مغزی) شوند. مهدی علیزاده و علیرضا کده‌ای؛ دو کارگری بودند که حالا با عوارض دائمی هیپوکسی مغزی زندگی می‌کنند.

صدای انفجار معدن معدنجو هنوز هم شنیده می‌شود؛ در گوش‌ کارگرانی که دیگر به زندگی عادی برنگشتند، در ریه‌هایی که با تنگی نفس به زندگی ادامه می‌دهند. یک ماه مانده به سالگرد انفجار معدن طبس، نتیجه رسیدگی به پرونده متهمان آن اعلام شد و براساس رأی صادره، یکی از متهمان به پرداخت معادل 20 درصد دیه کامل در حق اولیای‌دم محکوم شد و هر پنج متهم هم از جنبه عمومی جرم به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم شدند.

آن شب هولناک اما برای مصدومان آن هنوز ادامه دارد؛ برای مهدی علیزاده و علیرضا کده‌ای که دیگر به زندگی عادی برنگشتند، برای محمد «ب» که بیکار شده است، برای مجتبی‌ حسن‌پور که ترس از کار در معدن او را خانه‌نشین کرد و برای حسن قلی‌نژاد که نیمی از بدنش هنوز زیر فشار کاری بی‌حس می‌شود. آنها می‌گویند، با وجود اینکه همان ماه‌های اول بعد از حادثه در شهرشان شکایتی ثبت کرده‌اند، هنوز خبری از رسیدگی و نتیجه آن نیست و میزان دیه احتمالی و نتیجه نظر نهایی پزشکی‌قانونی مشخص نشده است. تا امروز هیچ‌کدام از مصدومان این حادثه، به‌کار در معدن برنگشته‌اند.

بنابه گزارش رسانه ای شده،پزشک درمانگر مهدی علیزاده، در بیمارستان ثامن‌الائمه مشهد در آخرین ویزیت به همسرش گفته بود: «سلول‌های مغزش از کار افتاده است.» تعبیری ساده برای نشان‌دادن تاثیر طولانی‌مدت استنشاق گاز متان و منوکسیدکربن. حالا یک سال از انفجار گذشته است و مهدی هنوز هم همسر و فرزندانش را نمی‌شناسد و زندگی روزمره‌اش بدون حضور همسرش، پیش نمی‌رود. او نام بیماری‌اش را نمی‌داند فقط می‌داند که «اکسیژن به مغز مهدی نرسیده و سلول‌هایش آسیب دیده است.»

حالا مهدی می‌تواند صحبت کند و نام‌اش را به یاد آورد، اما گاهی نام فاطمه دختر کوچک‌اش را از یاد می‌برد و همسرش را به نام «حمید» می‌شناسد. کارهای شخصی و روزمره حتی حمام را به کمک همسرش انجام می‌دهد و زمانی که دخترش با او صحبت می‌کند، خشمگین می‌شود. مهدی مدام از همسرش غذا می‌خواهد؛ حتی اگر سیر باشد، حتی اگر تازه غذایش را تمام کرده باشد، انگار دیگر نمی‌داند سیر است یا گرسنه؟ مهدی موقعیت‌های عادی یک زندگی را فراموش کرده است.

تنها داروی تجویزی برای او، قرص‌های آرامبخش است و همسرش کم‌کم مطمئن شده که وضعیت مهدی دیگر تغییر نمی‌کند، چون پزشکان سال قبل به او گفته بودند اگر قرار باشد بهبود پیدا کند، تا یک سال دیگر یعنی حوالی مهرماه امسال این اتفاق می‌افتد؛ پاییز که از راه برسد یک سال تمام می‌شود اما خبری از بهبود در شرایط مهدی نیست. او کارگر بخش استخراج معدن بود؛ اهل «انابد» بردسکن، با پسرهای 18 و 13 ساله و یک دختر 12 ساله. بعد از انفجار حدود دو هفته در طبس بستری بود و بعد به بیمارستان قائم مشهد اعزام شد. بعد از دو هفته درمان در این بیمارستان، به خانه برگشت و طی کردن راه اناربد به کاشمر برای ویزیت پزشک مغز و اعصاب آغاز شد. پزشکان هنوز هم برای او داروی آرامبخش تجویز می‌کنند؛ «چون خیلی سروصدا می‌کند.» این را همسرش به هم‌میهن می‌گوید: «مهدی هنوز مثل یک مرده متحرک است.»

همسرش تعریف می‌کند که مسئولان معدن روزهای اول حادثه پیگیر احوال مهدی بودند و به آنها سر می‌زدند. آنها به خانواده قول داده بودند که تا هروقت مهدی زنده است، هوایش را دارند و ماهیانه 15 میلیون تومان به حساب‌اش واریز می‌کنند، اما بعد از پیگیری‌های مکرر خانواده: «خودشان تا الان که ریخته‌اند، اگر سر حرف‌شان تا آخر بمانند.» غیر از حقوق ماهیانه، دولت خانه‌ای به خانواده علیزاده اختصاص داده است که پرداخت اقساط آن از دوسال بعد از تحویل آن آغاز می‌شود و حالا همسر او نگران پرداخت همین اقساط هرچند اندک است.

او تعریف می‌کند که هنوز دیه‌ای برای مهدی مشخص نشده است. خانواده‌ مصدومان مثل خانواده علیزاده، وکیلی برای پیگیری پرونده خودشان ندارند و هرکدام جداگانه آن را پیگیری می‌کنند. همسر مهدی تعریف می‌کند که همان ماه‌های اول بعد از انفجار، آنها جداگانه شکایت خودشان را در بردسکن ثبت کرده‌اند، اما بعد از یک‌سال هنوز به دادگاه فراخوانده نشده است.

پایان زندگی مشترک علیرضا

زندگی علیرضا کده‌ای هم بعد از انفجار معدن به‌شکلی دیگر پیش رفت. او هشت‌ساعت بعد از حادثه پیدا شد و همان‌زمان تشخیص پزشکان برای او، هیپوکسی مغز (کمبود اکسیژن) بود. علیرضا همان‌زمان برای درمان به یزد ارجاع داده شد و یک‌هفته در بخش آی‌سی‌یو و یک‌هفته در بخش بستری ماند. آن هشت‌ساعت درگیری و استنشاق گاز باعث‌شد حافظه علیرضا از دست برود. آسیب استنشاق طولانی‌مدت گاز آنقدر بالا بود که دیگر نمی‌توانست کارهای روزمره را به‌تنهایی انجام دهد. همسرش تنها راه ارتباط با او بود، اما از اسفندماه به‌بعد که خانواده علیرضا تصمیم گرفتند او و همسرش را از هم جدا کنند، دیگر خبری از وضعیت او در دسترس نیست.

«زندگی‌مان خراب شد، آشیانه‌ای که داشتیم، خراب شد.» همسر جوان علیرضا این را از پشت تلفن می‌گوید که خودش در زهک است و همسرش زابل، در خانه خواهرانش. بیماری علیرضا منجر به اختلافات خانوادگی شد و حالا همسر او تعریف می‌کند: «همسرم را برده‌اند، طلاق نگرفته‌ایم ولی ما را از هم جدا کرده‌اند. همسرم مدام می‌آید تا دمِ خانه تا من را ببیند، اما باز هم خانواده‌اش او را با خود می‌برند. تا اسفندماه که خانه خودمان بود، حالش بهتر شده بود، اما حالا شنیده‌ام که او را هرازگاهی در بیمارستان روانپزشکی بستری می‌کنند.»

علیرضا تا اسفندماه وضعیت بهتری نسبت به روزهای بعد از انفجار داشت و می‌توانست کارهای شخصی‌اش را خودش انجام دهد، به‌تنهایی از سرویس بهداشتی و حمام استفاده کند و لباس پوشیدن‌اش درست شده بود: «دیگر قاطی لباس نمی‌پوشید. به او می‌گفتیم اگرمی‌خواهی، می‌توانی به‌تنهایی به خانه پدری‌ات بروی اما پسرم را برای مراقبت پشت‌سرش می‌فرستادم. راه را گم نمی‌کرد، بهتر شده بود، اما حالا از دیگران شنیده‌ام که او را می‌برند به بیمارستان روانپزشکی. شنیده‌ام قرار است برای او گواهی زوال عقل بگیرند که پدرش قیم او شود. حتی اجازه صحبت‌کردن هم با هم نداریم. روزی 100 بار زنگ می‌زند اما اجازه نمی‌دهند که با من صحبت کند. از مشهد و یزد برایش دارو می‌گرفتم، ولی الان خبری از او ندارم.»

همسرش تعریف می‌کند که علیرضا مثل بچه بود اما کاری نمی‌کرد که اذیت کند: «وضعیت حافظه‌اش 50-50 شده بود. حافظه کوتاه‌مدت‌اش کمی بهتر شده بود. سه ماه اول بعد از حادثه، برایش ماهیانه 10 میلیون تومان و بعد از آن ماهیانه 15 میلیون تومان واریز کردند و شب عید هم 10 میلیون تومان دیگر بابت عیدی پرداخت کردند اما از دیه او خبری نشده است، اگر خبری بود تماس می‌گرفتند.» او هم خبر حکم متهمان پرونده را شنیده است و می‌گوید، در این خبرها از 53 نفری که فوت شده بودند، نام بردند اما از مصدومان چیزی نگفتند.

آذرماه مسئولان معدن هم عیادت علیرضا آمده بودند و یکی از آنها به همسرش گفته بود که هرچه لازم بود به ما خبر دهید، ما برای مصدومان کوتاهی نمی‌کنیم: «تا اسفند او را ماه‌به‌ماه به دکتر می‌بردم، برای حافظه‌اش هم به دکتر گفتم تا هروقت لازم است، برایش دارو تجویز کنید. اگر الان بود، دارو و درمان‌هایش حتماً تغییر کرده بود.»

دیگر به معدن برنمی‌گردم

مجتبی حسین‌پور، کارگر بخش ایمنی معدن هم هنوز نتیجه‌ای از شکایت خودش نگرفته است. او بعد از انفجار در معدن، بیهوش شده بود و سه تا چهار ماه تحت درمان بود و بعد از آن، دیگر به معدن برنگشت. بعد از این حادثه خانواده او با کار دوباره در معدن مخالفت کردند و حالا مجتبی زندگی را با بیمه بیکاری می‌گذراند. کارفرمایان معدنجو به مصدومانی که مرخصی استعلاجی‌شان تمام شده بود، گفته بودند یا باید به کار برگردید یا باید بیمه بیکاری بگیرید.

او تعریف می‌کند که فعلاً از نظر جسمی مشکلی ندارد، اما نتیجه دو سال کار در معدن و استنشاق گاز بعد از انفجار معدن، هنوز هم در ریه‌هایش باقی مانده است. در مدتی که تحت درمان بود، حقوق داشت و اوایل دوره درمان حدود 70 میلیون تومان به او پرداخت شده بود. او شنیده بود که قرار است به چهار تا پنج نفر از مصدومان خانه‌ای تعلق گیرد و به باقی آنها، کمکی کنند یا زمینی بدهند اما خبری نشده است. «دیگر نمی‌خواهم به معدن برگردم. خاصیت معدن این است که ریه‌ها را نابود می‌کند و بعد از آن حادثه هم بدتر شده است. ریه که دیگر برنمی‌گردد، همه کارگرها همین مشکل را دارند. تست ریه که انجام می‌دهیم، می‌گویند ریه‌هایتان آسیب دیده است.»

حسن قلی‌نژاد، کارگر مصدوم دیگر هم هنوز نتیجه‌ای از شکایت نگرفته است؛ او که ریه‌هایش بعد از انفجار درگیر شد و هنوز میزان دیه‌اش مشخص نشده است، حدود دو ماه بیکار بود و حالا مشغول نگهبانی است. درمان ریه‌هایش یک‌ماه زمان برد و هنوز تنگی تنفس در ریه‌هایش مانده است: «وقتی کار می‌کنم و فشار زیادی به بدنم وارد می‌شود، نیمی از بدنم بی‌حس می‌شود.» او هم بعد از انفجار دیگر به معدن برنگشت. حسن 36 ساله با دو فرزند خود، ساکن بیرجند است و 10 سال سابقه کار در معدن دارد.

آنطور که پزشکی‌قانونی به او اعلام کرده، باید نتیجه آخرین معاینه در شهریورماه هم مشخص شود و بعد از آن روال قانونی پرونده و نظر نهایی پرونده، اعلام شود. حسن بعد از بستری‌شدن در بیمارستان، علاوه بر هزینه‌های درمانی، خسارتی از بیمه دریافت کرده است: «از وقتی هم شکایت کردم، گفتند شما شکایت کردی و انگار ما را کنار زدند.» مسئولان معدن تا ماه آبان و زمانی‌که درمان‌اش در جریان بود، وضعیت او را پیگیری می‌کردند و تا امروز با وجود گذشت یک‌سال، هنوز جلسه رسیدگی به شکایت او برگزار نشده است.

پرونده شکایت محمد «ب» هم هنوز به نتیجه نرسیده است و از روند آن، خبری ندارد. او ساکن دهستان خوسف بیرجند است و در بلوک «بی» و واحد تعمیرات معدن طبس کار می‌کرد. محمد بعد از حادثه، مدت‌کوتاهی به معدن برگشت، اما به‌دلیل حقوق پایین و نداشتن روحیه کار دوباره در معدن،‌ تصمیم گرفت برای همیشه آن را رها کند.

در روزهای اول حادثه 75 میلیون تومان هزینه درمان و سه حقوق 10 میلیون تومانی به او پرداخت شد. کمیسیون پزشکی تامین اجتماعی به او گفته بود دیگر نمی‌تواند استعلاجی او را پس از پایان درمان تایید کند. پرونده شکایت او هم مشروط به پیگیری پزشکی‌قانونی است و باید نامه‌ای به دادگاه ارسال و میزان مصدومیت‌اش مشخص شود. میزان دیه او ـ اگر تعلق بگیرد ـ با نامه پزشکی‌قانونی روشن می‌شود.

محمد هم به‌دلیل یک وام اشتغال پرداخت نشده، حتی نتوانست از بیمه بیکاری استفاده کند. او مدتی بعد از حادثه، به‌کار در اسنپ مشغول شد اما باز هم نتوانست ادامه دهد. این‌بار ماجرا یک سوءپیشینه قدیمی بود که مانع از ادامه کار او شد. کار در معدن و انفجار آن برایش شش درصد درگیری ریه و مشکل اعصاب و روان به‌جا گذاشته و هنوز هم داروهایی برای سردردهای شدیدش استفاده می‌کند؛ یک یادگاری دردناک از معدنجوی طبس.

*ادامه اعتراضات به بی برقی،بی آبی و بی انترنتی در کشوربا

1- راهپیمایی وتجمع شبانه جمعی از دانشجویان دانشگاه شیراز در اعتراض به قطعی‌های مکرر برق و آب در خوابگاه دخترانه ارم وسردادن شعارهای «دانشجو داد بزن حقتو فریاد بزن»، «دانشجو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد» و «آب برق زندگی حق مسلم ماست»

فیلم های منتشره درشبکه های اجتماعی،از ادامه اعتراضات به بی برقی،بی آبی و بی انترنتی در کشوربا راهپیمایی وتجمع دوشنبه شب(3 شهریور)جمعی از دانشجویان دانشگاه شیراز در اعتراض به قطعی‌های مکرر برق و آب در خوابگاه دخترانه ارم وسردادن شعارهای «دانشجو داد بزن حقتو فریاد بزن»، «دانشجو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد» و «آب برق زندگی حق مسلم ماست»،خبرمی دهند.

2- تجمع اعتراضی جمعی از اهالی نجف آباد مقابل اداره برق این شهر دراصفهان با شعار «آب برق زندگی حق مسلم ماست»

روزسه شنبه 4 شهریور

*ادامه اعتراضات متقاضیان مسکن کشورنسبت به بلاتکلیفی و افزایش قیمت با تجمع متقاضیان مسکن ملی استان چهارمحال و بختیاری مقابل اداره کل راه و شهرسازی برای چندمین بار

تصاویر منتشره درشبکه های اجتماعی بتاریخ 4 شهریور،از ادامه اعتراضات متقاضیان مسکن کشورنسبت به بلاتکلیفی و افزایش قیمت با تجمع متقاضیان مسکن ملی استان چهارمحال و بختیاری مقابل اداره کل راه و شهرسازی برای چندمین بار،خبرمی دهند.

*تجمع اعتراضی جمعی از اهالی بلوار امیرکبیر شوشترنسبت به عدم اجرای پروژه فاضلاب شهری مقابل اداره آب و فاضلاب

روزسه شنبه 4 شهریور، جمعی از اهالی بلوار امیرکبیر شوشتربرای اعتراض به عدم اجرای پروژه فاضلاب شهری مقابل اداره آب و فاضلاب این شهرستان در استان خوزستان تجمع کردند.

*دومین روز اعتراض مال‌باختگان گلباران دزفول در تهران باتجمع مقابل ساختمان قوه قضائیه

فیلم منتشره درشبکه های اجتماعی،از دومین روز اعتراض مال‌باختگان گلباران دزفول در تهران باتجمع روزسه شنبه 4 شهریور مقابل ساختمان قوه قضائیه خبری می دهد.

درهمین رابطه:ادامه اعتراضات مال‌باختگان گلباران دزفول با تجمع مقابل بیت خامنه ای درتهران با شعارهای«این نقشه ها تکراری مفسد خودش سپاهیه»،«تاحق خود نگیرییم از پا نمی نشنیم»و…

فیلم منتشره درشبکه های اجتماعی،از ادامه اعتراضات مال‌باختگان گلباران دزفول با تجمع روز دوشنبه 3 شهریور مقابل بیت خامنه ای درتهران با شعارهای«این نقشه ها تکراری مفسد خودش سپاهیه»،«تاحق خود نگیرییم از پا نمی نشنیم»و…،خبر می دهد.

*دومین روز تجمع اعتراضی مال باختگان پروژه مسکن حکیم درتهران

فیلم منتشره درشبکه های اجتماعی،حاکی از تجمع اعتراضی روزسه شنبه 4 شهریور مال باختگان پروژه مسکن حکیم درتهرانبرای دومین روز متوالی می باشد.

درهمین رابطه:ادامه اعتراضات مال باختگان پروژه مسکن حکیم با راهپیمایی وتجمع مقابل دادگستری تهران برای چندمین بار

فیلم های منتشره درشبکه های اجتماعی بتاریخ 3 شهریور،از ادامه اعتراضات مال باختگان پروژه مسکن حکیم با راهپیمایی وتجمع مقابل دادگستری تهران برای چندمین بار،خبرمی دهند.

*تجمع اعتراضی خریداران شرکت معین خودرو خودرونسبت به بلاتکلیفی وعدم تحویل خودروهایشان مقابل وزارت صمت

تصویر منتشره درشبکه های اجتماعی بتاریخ 4 شهریور،از تجمع اعتراضی خریداران شرکت معین خودرو خودرونسبت به بلاتکلیفی وعدم تحویل خودروهایشان مقابل وزارت صمت،خبرمی دهد.

*تجمع اعتراضی جمعی از ثبت‌نام‌کنندگان خودرو تیوولی شرکت رامک خودرونسبت به بلاتکلیفی 8 ساله وعدم تحویل خودروهایشان

تصویرمنتشره درشبکه های اجتماعی،از تجمع اعتراضی روز دوشنبه 3 شهریور جمعی از ثبت‌نام‌کنندگان خودرو تیوولی شرکت رامک خودرونسبت به بلاتکلیفی 8 ساله وعدم تحویل خودروهایشان،خبرمی دهد.

*تجمع اعتراضی خریدارن شرکت کوشا خودرونسبت به بلاتکلیفی وعدم تحویل خودروهایشان

فیلم منتشره درشبکه های اجتماعی بتاریخ 4 شهریور،حاکی از تجمع اعتراضی خریدارن شرکت کوشا خودرونسبت به بلاتکلیفی وعدم تحویل خودروهایشان،می باشد.

*کانون نویسندگان ایران:

بازداشت احسان رستمی، مرجان اردشیرزاده، حسن توزنده‌جانی، رامین رستمی و نیما مهدی‌زادگان

پنج تن از فعالان فرهنگی ساکن تهران روز چهارشنبه ۲۹ مردادماه بازداشت شده‌اند.

ماموران امنیتی با هجوم به خانه‌های احسان رستمی، مرجان اردشیرزاده، حسن توزنده‌جانی، رامین رستمی و نیما مهدی‌زادگان آنان را بازداشت کرده‌‌ و به مکان نامعلومی برده‌اند. این افراد تا کنون از هرگونه تماس با خانواده‌های خود محروم بوده‌اند و کماکان از محل نگهداری آنان اطلاعی در دست نیست. تلاش خانواده‌ها برای اطلاع از وضعیت سلامتی آنان نیز بی‌نتیجه مانده و بر نگرانی‌ها افزوده است.

احسان رستمی، ناشر، مترجم و کتاب‌فروش، مرجان اردشیرزاده، مترجم و حسن توزنده‌جانی شاعر و فعال فرهنگی است. رامین رستمی و نیما مهدی‌زادگان نیز در زمینه‌ی نشر و کتاب فعالیت می‌کنند.

*جان باختن یک کارگر شرکت درریز پالایشگاه جنوبی براثر سقوط از ارتفاع

روز دوشنبه 3 شهریور، یک کارگر داربست بند بنام رضایی بابا احمدی حین کار روی کولینگ تاور بدلیل شکسته شدن تخته زیر پایش و سقوط از ارتفاع جان خودرا ازدست داد.

akhbarkargari2468@gmail.com

 

پیام بگذارید