جنگ، بحران و خطوط گسل طبقاتی

انجمن همبستگی کارگران

بیانیه انجمن همبستگی کارگران
جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل را نمی‌توان صرفاً یک تقابل نظامی میان دو دولت دانست؛ بلکه این رخداد، لحظه‌ای تعیین‌کننده در بازترسیم گسل‌های سیاسی، طبقاتی و ایدئولوژیک در ایران و منطقه بود. این جنگ، فراتر از یک نبرد متعارف، آینه‌ای تیره اما صادق پیش روی جامعه نهاد که در آن صف‌بندی نیروهای اجتماعی و سیاسی عیان و بی‌پرده آشکار شد. حاکمیت جمهوری اسلامی در مواجهه با این وضعیت کوشید با برانگیختن احساسات ناسیونالیستی و بهره‌گیری از سازوکارهای سرکوب، انسجامی موقت و شکننده فراهم آورد. در مقابل، اپوزیسیون رسمی و نیمه‌رسمی — از سلطنت‌طلبان و ناسیونالیست‌های قومی تا گروه‌هایی از چپ و مجاهدین — هر یک به شکلی در مدار منافع بلوک‌های امپریالیستی تعریف شدند و نهایتاً چیزی جز پژواک روایت‌های جنگ‌طلبانه‌ی قدرت‌های سلطه‌گر نبودند.

کمونیسم؛ نه تفسیر، که راهنمای عمل
رفقای کارگر و کمونیست!

این نوشته و بیان نامه، تلاشی است برای عبور از تحلیل‌های بی‌پایان و رسیدن به ترسیم خطوطی روشن که راهنمای عمل ما در مبارزه‌ی کارگری و کمونیستی باشد. هدف ما ماندن در گرداب تفسیرها نیست، بلکه ساختن قطب‌نمایی است که مسیر سازمان‌دهی نیرویی مستقل و آگاه را نشان دهد؛ نیرویی که بتواند هم‌زمان در برابر ماشین جنگی بیرونی و سرکوب داخلی مقاومت کند. کمونیسم، در بنیاد خود، رابطه‌ای اجتماعی و جنبشی زنده و پویاست؛ جوهره‌ای از آگاهی و اراده‌ی طبقاتی که نه دنباله‌روِ قدرت‌های سرمایه‌داری جهانی و منطقه‌ای است — چه امپریالیسم آمریکا و متحدانش، چه بورژوازی داخلی و جمهوری اسلامی — و نه اسیر وعده‌های ناسیونالیستی و جنگ‌طلبانه می‌شود. این جنبش، تکیه‌گاه کارگرانی است که زیر سایه‌ی جنگ و بحران، هزینه‌های آن را با جان و معیشت خود می‌پردازند و می‌دانند که تنها با سازمان‌دهی مستقل و آگاه می‌توانند جلوی این چرخه‌ی خون و سرکوب را بگیرند و آینده‌ای را بسازند که در آن زندگی از سایه‌ی جنگ و فقر و فلاکت بیرون بیاید و رفاه، آزادی و برابری جای آن را بگیرد.هیچ کمونیستی نباید دغدغه‌ی خود را تنها به پیش‌بینی تحرکات نظامی یا پیگیری نقشه‌های ژئوپلیتیک محدود کند. کمونیست‌ها نباید در دام تحلیل‌های بی‌اثر و خنثی بیفتند و با هم‌سطح‌سازی انتزاعی میان دو سوی جنگ، میدان را برای تثبیت وضع موجود هموار کنند. باید با صدای بلند و بدون لکنت زبان گفت: اسرائیل، پیش‌قراول ماشین جنگی امپریالیسم آمریکا، آغازگر این تجاوز آشکار بود؛ اما جمهوری اسلامی، همچون هر دولت سرمایه‌داری دیگر، زیر سایه‌ی تهدید خارجی، پیش از هر چیز برای حفظ قدرت و بقا می‌جنگد، نه برای مردم. این دولت، با اتکا به فضای نظامی‌شده، ماشین سرکوب خود را تقویت می‌کند؛ دستگاه‌های امنیتی جان تازه می‌گیرند، مطالبات کارگری و صنفی به‌سهولت سرکوب می‌شوند، مهاجران، مخالفان و اقلیت‌ها تحت فشار مضاعف قرار می‌گیرند و جامعه در وضعیت اضطراریِ دائمی نگه داشته می‌شود؛ وضعیتی که جنگ را به بهانه‌ای برای خاموشی هر ندای مقاومت درونی بدل می‌کند.نخستین مانع بر سر راه شکل‌گیری یک مقاومت طبقاتیِ گسترده علیه تجاوز امپریالیستی، خود بورژوازی و ساختار حکومتی آن است. حتی اگر کارگران ایران بتوانند از رهگذر تشکل‌های توده‌ای و کمیته‌های کارگری اعلام کنند که «ما در برابر ماشین جنگی آمریکا و سگ هار منطقه‌ای‌اش تا پای جان از حق حیات، کار و کرامت خود دفاع خواهیم کرد»، نخستین و سرسخت‌ترین مانع پیش‌ رویشان نه ارتش اسرائیل، بلکه دولت جمهوری اسلامی خواهد بود؛ دولتی که با منطق بورژوایی تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند، نه با عقل جمعی که مصالح اکثریت جامعه را در نظر بگیرد. همان‌گونه که لنین تصریح می‌کند: «دولت چیزی جز ابزار سلطه‌ی طبقاتی نیست»؛ دولت نه فراتر از طبقات است و نه بی‌طرف در جدال منافع بزرگ‌ترین تهدید برای کمونیست‌ها، تحریف آگاهانه یا ناآگاهانه‌ی ساختار واقعی تضادهاست؛ جایی که دوگانه‌های جعلی چون «میهن‌دوستی در برابر دشمن خارجی» یا «استبداد در برابر دموکراسی غربی» جایگزین تضادهای بنیادین طبقاتی می‌شوند. این دوگانه‌های تماماً ارتجاعی، طبقه‌ی کارگر را از درک جایگاه تاریخی و منافع واقعی‌اش بازمی‌دارد و میدان را برای دو قطب بورژوازی — یکی با چهره‌ی مذهبی- ناسیونالیستیِ سرکوبگر و دیگری با ماسک لیبرالیسم، گذار دموکراتیک و سراب مجلس مؤسسان — هموار می‌کند.سازمان‌دهی مستقل؛ مسیر شکستن چرخه‌ی جنگ و سرکوب با درنظرگرفتن نوع تقابل حاکمیت با جنبش مبارزاتی طبقه‌ی کارگر و به‌تبع آن پراکندگی و ضعف تاریخیِ صفوف کارگری و کمونیستی، باید با صراحت گفت که این جنگ، چه در قالب نبردی نظامی و چه در شکل آتش‌بسِ موقت، هیچ فرصت واقعی‌ای برای طبقه‌ی کارگر و زحمتکشان ایران نیافرید؛ بلکه تمامی هزینه‌هایش بر دوش آنان سنگینی کرد و استمرار چنین وضعیت پرالتهابی، زمینه‌ساز

سناریویی تاریک و فروپاشیِ اجتماعیِ گسترده‌تر است.کورسوی امید، تنها در دل ساختن نیرویی نو، مستقل و ریشه‌دار از دل کارگران و زحمتکشان زنده می‌ماند. سخن گفتن از «فرصت‌های» کمونیستی در دل جنگ، تبرئه‌ی جنگ نیست؛ بلکه یادآور این ضرورت است که یا در دل تاریکی فرو می‌رویم یا با اراده‌ای آگاهانه و سازمان‌یافته، صف مستقل طبقاتی را بازسازی و تثبیت می‌کنیم. باید نشان داد نه نجاتی از بیرون خواهد آمد و نه حاکمیت موجود اراده‌ای برای تخفیف رنج مردم دارد. برعکس، ساختار حاکم با سرعتی حیرت‌انگیز به چهره‌ای جنگی، سرکوبگر، ناسیونالیستی و حتی فاشیستی درمی‌آید و در برابر سرمایه و منافع بورژوازی جهانی، انعطاف‌پذیرتر از هر زمان عمل می‌کند.کمونیست‌ها باید خود و جامعه را از پناه بردن به شعارهای میان‌تهی چون «حفظ تمامیت ارضی» یا «دفاع از حاکمیت ملی» واکسینه کنند؛ شعارهایی که دولت‌های سرمایه‌داری در سراسر جهان برای مشروعیت‌بخشی به بسیج توده‌ها و توجیه سرکوب داخلی از آن بهره می‌برند. در همان لحظه‌ای که اسرائیل پروژه‌های ژئوپلیتیکی سرمایه‌داری جهانی را با حملات نظامی پیش می‌برد، جمهوری اسلامی نیز همچون هر دولت سرمایه‌داری متعارف، با سوءاستفاده از فضای جنگی، در پی بازچینی سازوکار قدرت و تحکیم سلطه‌ی خویش است. تفاوت اصلی جمهوری اسلامی با سایر دولت‌های سرمایه‌داری منطقه‌ای و غربی، در ذات منطق انباشت نیست؛ بلکه در انعطاف و قابلیت سازگاری با بحران‌ها و جنگ‌های فرسایشی بر متن سرکوب، استثمار شدید و بی‌حقوقی مطلق است.

نتیجه‌گیری: امید در سازمان‌یابی زنده است خصلت جنگ — اینکه آیا این جنگ ارتجاعی است یا «انقلابی» — منوط بدان نیست که چه کسی هجوم کرده و «دشمن» در کشور چه کسی است، بلکه منوط بدان است که چه طبقه‌ای اداره‌ی امور جنگ را به دست دارد و چه سیاستی به‌وسیله‌ی جنگ ادامه داده می‌شود.مسأله‌ی اساسی برای ما، تشخیص این حقیقت است که ایرانِ امروز به یکی از کانون‌های محوریِ تقابل دو وجه سرمایه‌داری جهانی بدل شده است؛ تقابلی که هر یک از طرفین آن — یکی با پرچم ناسیونالیستی و مذهبی، دیگری با ادعای لیبرالیسم و دموکراسی — در نهایت مسیر انباشت سرمایه و بازتولید سلطه را دنبال می‌کنند. در چنین بستری، وظیفه‌ی کمونیست‌ها تأکید قاطع بر استقلال طبقاتی است. باید مرز خود را هم با حاکمیت جمهوری اسلامی و هم با پروژه‌های امپریالیستی روشن کرد و در دل جنگ و بحران، نیرویی ملموس، مقاوم و سازمان‌یافته ساخت. سنگ بنای این حضور، سازمان‌یابی پایدار کارگران و فرودستان در محل‌های کار و زیست است. افشای دروغ‌پردازی دو سوی جنگ، سازمان‌دهی کمیته‌های کارگری و کمونیستی در محلات، کارخانه‌ها و مراکز کار و گسترش اعتصاب، مقاومت و مطالبه‌گری صنفی و سیاسی در جنبش کارگری، در اتکا به تشکل‌های توده‌ای و علنی، راهی است برای شکستن چرخه‌ی جنگ و سرکوب و رسیدن به فردایی روشن که در آن زندگی از تاریکی جنگ و فقر به روشنای آزادی، برابری و رفاه گام بگذارد.

شهریور ۱۴۰۴
انجمن همبستگی کارگران

پیام بگذارید