ازشعله ورکردن آتش جنگ خودداری کنید
جنگ برای اکثریت اهالی فاجعه آفرین وبرای اقلیت لاشخوران جنگی ارمغان آور
ننگ ونفرت بر جنگ افروزان وجنایتکاران جنگی
گسترده ترومستحکمترباد همبستگی اکثریت اهالی جامعه بمثابه قربانیان جنگ آمریکا-اسرائیل وایران و جنگ چهل اندی ساله اقلیت درقدرت حکومت اسلامی درايران
– اعتصاب جمعی از کسبه بازار شهرهای سقزودیواندره در سومین سالگرد قتل حکومتی زنده یاد مهسا(ژینا) امینی
– پیام امجد امینی در سومین سالگرد قتل حکومتی زنده یاد مهسا(ژینا) امینی:ما زنده به آنیم که آرام نگیرم
– تجمع خودجوش زنان در سومین سالگرد قتل ژینا امنینی در صادقیه تهران با شعار« شعار مرگ بر دیکتاتور»
– به آتش کشیدن طناب دار و سرودخوانی زنان زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین، ۲۵ شهریور۱۴۰۴
– شعار زنان آزادیخواه در کیانمهر کرج همزمان با سومین سالگرد قتل ژینا (مهسا) امینی: «ما تماشاگر نمیخواهیم، به ما ملحق شوید»
– «راهپیمایی سکوت» در هفتحوض تهران در سالگرد ژینا (مهسا) امینی
– بیانیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
به مناسبت سالگرد جانباختن ژینا (مهسا) امینی و جنبش «زن، زندگی، آزادی»
– بیانیه انجمن صنفی معلمان فارس به مناسبت جنبش ژینا (مهسا) امینی، #زن_زندگی_آزادی
– طرح برد انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به مناسبت سومین سالگرد قتل حکومتی زنده یاد مهسا(ژینا) امینی
– کانال دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس:مهسا نام کشتگان همۀ این سالهاست…
– یاد آوری:
/مهسا (ژینا) امینی جان باخت
/تجمع اعتراضی نسبت به قتل عمد مهسا (ژینا) امینی مقابل بیمارستان کسری
هجوم وحشیانه نیروهای ددمنش امنیتی و اطلاعاتی حاکمیت به تجمع کنندگان وبازداشت چند نفر
/سکته قلبی و مغزی مهسا امینی بدنبال یورش وحشیانه گشت ارشاد به وی
– تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته هشتادوششم در ۵۲ زندان مختلف
با فرا رسیدن سالگرد اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، روزی که ارکان حکومت ولایت فقیه را به لرزه درآورد، یاد ژینا امینی و تمامی جانباختگان آن جنبش بزرگ و دورانساز را گرامی میداریم.
– ادامه اعتراضات خانواده های زندانیان سیاسی نسبت به اعدام ها با تجمع همزمان با هشتاد ششمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»
– بیانیهی کانون نویسندگان ایران دربارهی چرخهی بیگسست اعدام و کشتار
– ادامه اعتراضات کارگران شرکت نفت فلات قاره نسبت به عدم پاسخگویی به مطالبات با برپایی تجمع درمنطقه عملیاتی سیری
– ادامه اعتراضات کارگران صنعت نفت نسبت به تعیین سقف حقوق بابرپایی تجمع کارگران شرکت های نفت و گاز آغاجاری و مناطق نفتخیز جنوب
– سه شنبه های اعتراضی بازنشستگان نسبت به عدم اجرای قانون همسان سازی حقوق بازنشستگان(اجرا نشدن ماده 30 قانون برنامه ششم توسعه) باتجمع مشترک بازنشستگان کشوری ، تامین اجتماعی،بهداشت ودرمان،مخابرات و… استان کرمانشاه مقابل صندوق بازنشستگی کشوری
هفتمین تجمع اعتراضی بازنشستگان کرمانشاه در سال۱۴۰۴مقابل صندوق بازنشستگی نبش کوچه نوبتی خیابان کسری
– پنجمین روز تجمع اعتراضی جمعی از کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران نسبت به نداشتن امنیت شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مدیران
– مجموعه ای درباره یورش نیروهای سرکوب دستگاه رهبری به نشست مجمع فوقالعاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
– اطلاعیه سندیکای کارگران شرکت واحد در مورد ادامهی حبس غیرقانونی داود رضوی
– دقایقی پیش ناهید خداجو، سودابه فخارزاده و آذر کوروندی از زندان قرچک ورامین آزاد شدند
– بازهم واژگونی سرویس رفت و آمد کارگران؛اینبار مصدومیت 10 کارگر یک واحد تولیدی ساوه
*******
*اعتصاب جمعی از کسبه بازار شهرهای سقزودیواندره در سومین سالگرد قتل حکومتی زنده یاد مهسا(ژینا) امینی
روزسه شنبه 25 شهریورهمزمان با سومین سالگرد قتل حکومتی زنده یاد مهسا(ژینا) امینی، جمعی از کسبه بازار شهرهای سقزودیواندره ب بالانکشیدن کرکره های مغازه هایشان ضمن همبستگی وهمدردی با خانواده ژینا اعتراضشان را بنمایش گذاشتند.
*پیام امجد امینی در سومین سالگرد قتل حکومتی زنده یاد مهسا(ژینا) امینی:ما زنده به آنیم که آرام نگیرم
امروز بیست پنجم شهریورماه مصادف است با سومین سالگرد شهادت مظلومانه زنده یاد ژینا مهسا امینی. ما همانگونه که در سوگ سومین سالگرد شهادت ژینا هستیم، هرگز از یاد نخواهیم برد که مردم غیور و شریف مناطف مختلف کوردنشین علیالخصوص اصناف، بازاریان و کسبه در تمام شهرهای کردستان و کرمانشاه به ويژه (شهر ژینا سقز) که بهصورت حماسی و هماهنگ، مغازههای خود را بسته و به اعتراض عمومی پیوستند، تا ضمن ابراز همدردی و همدلی با خانواده ژینا و همه آسیبدیدگان اعتراضات به قتل ژینا، مخالفت و اعتراض خود را به برخوردهای خشن و نامناسب با دختران و پسران این سرزمین نشان دهند و اعلام کنند که نحوه تعامل ناانسانی با آنان به هر بهانهای که باشد، به هیچ وجه از حافظه تاریخی مردم زدوده نخواهد شد و مردم ما غدر و ستمی را که به این جوان معصوم و سایر جوانان دیگر شده، هرگز فراموش نخواهند کرد. بنده بهعنوان پدری داغدیده و جگرسوخته همچنان در اندوه فقدان ژینا و ژیناهای بیگناه این سرزمین، روزگارم را با غم و حسرت بهسر میبرم و تا زنده هستم دادخواه خون به ناحق ریخته شده دخترم ژینا امینی میباشم.
یاد همیشه زنده ژینا و ژیناهای سرزمینم گرامی باد، سپاسگذارم.
پدر شهید ژینا، امجد امینی _ سقز_ ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ »
*تجمع خودجوش زنان در سومین سالگرد قتل ژینا امنینی در صادقیه تهران با شعار« شعار مرگ بر دیکتاتور»
عصر امروز ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، جمعیتی از زنان حاضر در صادقیه (آریاشهر)، شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند.
سه سال از قیام ژینا میگذرد. قیامی با دستاوردها و تغییرات بیبازگشت و استمرار مبارزهی هرروزهی زنان و دختران از خانه تا خیابان. قیامی با پیشرویها و سرکوبها که بدونشک، تحقق اهم مطالبات دموکراتیک، برابریطلبانه و عنادش با هر شکلی از ارتجاع، جز با عزمی جزم برای تغییر بنیادین و نقد کاستیهای آن، محقق نخواهد شد.
*به آتش کشیدن طناب دار و سرودخوانی زنان زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین، ۲۵ شهریور۱۴۰۴
بنا بر اطلاعرسانی حساب گلرخ ایرایی در شبکه اجتماعی توییتر: «امروز سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، جمعی از زنان زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک ورامین، همزمان با سومین سالگرد کشته شدن ژینا امینی و هشتادوششمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، در زندان قرچک ورامین دست به تجمع زدند.
بر اساس این گزارش، این زنان با سردادن شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور»، «زن، زندگی، آزادی»، «ژن، ژیان، ئازادی»، «نه به اعدام» و «تا لغو حکم اعدام ایستادهایم، تا پایان»، اعتراض خود را اعلام کردند.
این زندانیان سپس سرودهای «خون ارغوانها» و «سر اومد زمستون» را همخوانی کردند و برای نمایش مخالفت با اعدامهای جمهوری اسلامی، یک طناب دار را به آتش کشیدند.
این مراسم در نهایت با سوزاندن روسریها، اقدامی که یادآور نخستین روزهای جنبش «زن، زندگی، آزادی» بود، پایان یافت».
منبع2 خبربالا:کانال بیدار زنی
*شعار زنان آزادیخواه در کیانمهر کرج همزمان با سومین سالگرد قتل ژینا (مهسا) امینی: «ما تماشاگر نمیخواهیم، به ما ملحق شوید»
روز سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، همزمان با سومین سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی، جمعی از شهروندان و فعالان حقوق زنان در محله کیانمهر کرج به خیابانها آمدند.
ویدئوی منتشرشده نشان میدهد که معترضان با سر دادن شعارهایی از جمله «ما تماشاگر نمیخواهیم، به ما ملحق شوید»، خواستار حمایت و همبستگی بیشتر مردم شدند.
*«راهپیمایی سکوت» در هفتحوض تهران در سالگرد ژینا (مهسا) امینی
گزارشها حاکی است شامگاه سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، همزمان با سومین سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، گروهی از مردم در محله هفتحوض تهران با برگزاری «راهپیمایی سکوت» اعتراض خود را ابراز کردند.
این اقدام اعتراضی در حالی صورت گرفته که تهران و دیگر شهرها از صبح امروز شاهد فضای امنیتی سنگین و حضور گسترده ماموران امنیتی بوده است.
منبع 2 خبربالا:کانال ندای زنان ایران
*بیانیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
به مناسبت سالگرد جانباختن ژینا (مهسا) امینی و جنبش «زن، زندگی، آزادی»
سه سال پیش، با جانباختن ژینا (مهسا) امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد، جامعه ایران تکان خورد و آنچه تا دیروز به نام قانون و نظم بر زندگی مردم تحمیل میشد، فرو ریخت و جنبشی نو زاده شد. جنبشی که با شعار زن، زندگی، آزادی گفتمان رسمی حاکم را به چالش کشید و نشان داد که زندگی در ستم و تبعیض را نمیتوان عادیسازی کرد.
زنان، که از ابتدای انقلاب برای خلق فضاهای آزادتر سرکوب شده بودند، این بار با شجاعت پیشگام شدند.
آنها با شعار زن، زندگی، آزادی عاملیت خود را باز یافتند و به نیرویی بدل شدند که فضای فکری و عملی جامعه را دگرگون کرد.
این جنبش که بی تاثیر از جنبش های پیش از خود نبود با گشودن راهی نو، امکان رهایی را نه تنها برای زنان، بلکه برای همهی فرودستان، کارگران، معلمان و بازنشستگان فراهم آورد.
در چنین شرایطی، حاکمان که زوال مشروعیت خود را میدیدند، ماشین سرکوب، زندان، کور سازی و اعدام را به کار انداختند اما واقعیت این است که جنبش ژینا به درون زندگی روزمره مردم راه یافته بود و به همین دلیل زنده ماند، به گونه ای که امروز در انتخاب سبک زندگی، در اندیشه و در کنشهای کوچک و بزرگ جامعه، ردپای آن به روشنی دیده میشود.
جنبش ژینا با شعار «زن، زندگی، آزادی» تنها یک اعتراض خیابانی نبود، بلکه نقطهی عطفی در تاریخ معاصر ایران شد. این جنبش توانست حذف شدگان و حاشیه نشینان را به متن بازگرداند و صدایی تازه و جهانی بیافریند؛ صدایی که مرزهای جغرافیایی را درنوردید و به الهامبخش دیگر جنبشها بدل شد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، با گرامیداشت یاد و نام ژینا (مهسا) امینی و همهی جانباختگان این جنبش، تأکید میکند که:
همواره در کنار مردم و بهویژه زنان و جوانان ایستاده است و خواست آزادی، برابری و کرامت انسانی را صدای خود میداند.
ما بر این باوریم که جنبش ژینا همچنان زنده است و آیندهای آزاد و برابر تنها با همبستگی جمعی و مقاومت مدنی ممکن خواهد شد.
ما همانند دیگر بخشهای جامعه، بر سر این پیمان ایستادهایم:
زن، زندگی، آزادی ـ صدای امروز و فردای ماست.
*بیانیه انجمن صنفی معلمان فارس به مناسبت جنبش ژینا (مهسا) امینی، #زن_زندگی_آزادی
جنبش ژینا (مهسا) امینی، با شعار ماندگار «زن، زندگی، آزادی»، نقطه عطفی در تاریخ معاصر و عرصهای نوین از مبارزه برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی به شمار میآید. این جنبش که با پیشگامی و نقشآفرینی پررنگ زنان آغاز شد، توانست جامعهای را از سکوت به حرکت و از انفعال به کنشگری پیوند دهد و مفاهیم والای انسانی را در متن حیات اجتماعی تعمیق بخشد.
این خیزش، در امتداد و همافزایی با جنبشهای آزادیخواهانه و عدالتطلبانه پیشین، فراتر از مرزها، طنینانداز شد و بار دیگر نشان داد که اراده جمعی مردم برای تغییر، بنیادهای تفکر واپسگرایانه و سلطهگرایانه را به چالش میکشد. جامعه پس از ژینا، به عقب بازنخواهد گشت؛ چرا که تجربه این جنبش، آگاهی نوینی را در جان مردم ریشهدار کرده است که بازگشتناپذیر و ماندگار است.
جنبش ژینا، نماد گذار به جامعهای انسانمحور و جهانی است؛ جامعهای که در آن آزادی، برابری، عدالت و کرامت انسانی بهعنوان اصول بنیادین پذیرفته و پاس داشته میشود. امروز ما با گرامیداشت نام و یاد ژینا، بر استمرار این مسیر و بر ضرورت مقابله با هرگونه تفکر واپسگرایانه و محدودکننده تأکید میکنیم.
«زن، زندگی، آزادی» نه صرفاً یک شعار، بلکه پیمانی اجتماعی و جهانی است برای آیندهای روشنتر و انسانیتر.
#ژینا
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
انجمن صنفی معلمان فارس
*طرح برد انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به مناسبت سومین سالگرد قتل حکومتی زنده یاد مهسا(ژینا) امینی
ای کشته! گمان مبر که خون میخسبد
نام تو نماد زندگی خواهد شد
*کانال دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس:مهسا نام کشتگان همۀ این سالهاست…
*یاد آوری:
/مهسا (ژینا) امینی جان باخت
مهسا (ژینا) امینی براساس آخرین خبرها بنقل از اقوامش روزجمعه 25 شهریورجان خودرا ازدست داد و صفحه ای دیگراز کتاب چندین جلدی جنایات وقتل و عام جمهوری اسلامی ایران ورق خورد.
/تجمع اعتراضی نسبت به قتل عمد مهسا (ژینا) امینی مقابل بیمارستان کسری
هجوم وحشیانه نیروهای ددمنش امنیتی و اطلاعاتی حاکمیت به تجمع کنندگان وبازداشت چند نفر
عصر روز جمعه 25 شهریور1401،تجمعی برای اعتراض نسبت به قتل عمد مهسا (ژینا) امینی مقابل بیمارستان کسری در میدان آرژانتین تهران برپا شد که باهجوم وحشیانه نیروهای ددمنش امنیتی و اطلاعاتی حاکمیت وبازداشت تعدادی از معترضین همراه شد.
00
/سکته قلبی و مغزی مهسا امینی بدنبال یورش وحشیانه گشت ارشاد به وی
مهسا امینی در حال حاضر در کما به سر میبرد؛ به تشخیص پزشکان مهسا دچار سکته قلبی و مغزی شده است. پزشکان خانواده او را از نجات جواب کردهاند.
photo_2022-09-15_23-23-24
مهسا امینی اهل سنندج است و 22 سال سن دارد. به گفته کیارش برادر مهسا، بازداشت مهسا تا وقتی او را در کما یافتند، تنها دو ساعت زمان برد.
مهسا امینی به همراه خانوادهاش برای سفر تفریحی از سنندج به تهران آمده بود اما سهشنبه شب(22 شهریور) در تهران توسط نیروهای گشت ارشاد بازداشت میشود، به اماکن تهران منتقل شده و پس از دو ساعت او را با آمبولانس به بیمارستان کسری تهران انتقال میدهند.
پس از انتشار این خبر در روز چهارشنبه 22 شهریور در شبکههای اجتماعی، جو بیمارستان کسری با حضور نیروهای انتظامی به شدت امنیتی شد.
دایی مهسا امینی، دختری که توسط گشت ارشاد دستگیر و سپس دچار سکته شد، گفت: روزچهارشنبه 23 شهریور، فرمانده پلیس به همراه چند همکارش آمدند دیدار ما. هر چه پرسیدیم چه شده؟ قول دادند که تصاویر دوربینهای مداربسته را به زودی به ما نشان میدهند.
عصر روز سهشنبه، ماموران گشت ارشاد مهسا امینی را در بزرگراه حقانی تهران دستگیر میکنند. دو ساعت بعد، کیارش متوجه میشود که خواهرش به کما رفته و با ماشین آمبولانس از ساختمان وزرا خارج شده است.
پزشکان بیمارستان کسری، تشخیص سکته قلبی و مغزی دادهاند. تا ساعت 20 و 30 دقیقه روز سهشنبه، قلب مهسا همچنان میتپید اما مغزش دیگر هشیار نبود.
دایی مهسا، آنچه را روزگذشته در بیمارستان گذشته بود برایم شرح داد: «دیروز فرمانده پلیس به همراه چند همکارش آمدند دیدار ما. هر چه پرسیدیم چه شده؟ قول دادند که تصاویر دوربینهای مداربسته را به زودی به ما نشان میدهند. من بهشان گفتم که هرکاری هم بکنند بیفایده است. میخواهند صورت مساله را پاک کنند.»
پرسیدم برای چه آمده بودند؟ گفت: «آمدند گفتند نگران نباشید؛ سپردهایم ناهار و شام به شما بدهند. معلوم نیست چه کسی این بلا را سر مهسا آورده؛ بهش گفتم این مشکل حل شدنی نیست. امروز نوبت دختر ما بود، فردا نوبت دختری دیگر است. فقط صورت مساله را پاک میکنید.»
*تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته هشتادوششم در ۵۲ زندان مختلف
با فرا رسیدن سالگرد اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، روزی که ارکان حکومت ولایت فقیه را به لرزه درآورد، یاد ژینا امینی و تمامی جانباختگان آن جنبش بزرگ و دورانساز را گرامی میداریم.
قیامی که حکومت استبدادی تنها با گشودن گلوله به روی جوانان و زنان و شلیک به چشمان معترضان به ظاهر توانست آن را سرکوب کند اما مقاومت در کوچه ها و خیابان ها همچنان ادامه دارد.
حکومت چنان از قیام به وحشت افتاد که چاره ای جز نشان دادن ماهیت غیرانسانی خود نداشت. به طوری که بعد از خیزش مردمی ۱۴۰۱ بطور دهشتناکی احکام اعدام را شدت بخشید و از آن زمان تاکنون در این سه سال، بیش از ۳۱۷۵ تن را تنها با چوبه دار به قتل رسانده که ۴۹ تن از آنها زندانیان سیاسی – عقیدتی بوده و ۹۵ تن نیز از زنان بوده اند؛ همچنین در هفته گذشته دستکم ۳۴ زندانی اعدام شدهاند و از ابتدای شهریور تا کنون بیش از ۱۲۶ تن به دار آویخته شدهاند؛ آماری که هر روز فاجعه انسانی و نقض حقوق بشر در ایران را بیشتر نمایان میسازد و مسئولیت جامعه جهانی و همه آزادیخواهان را در حمایت از مبارزه علیه اعدامهای بیرحمانه سنگینتر میکند.
همچنین جا دارد یادی کنیم از پهلوان نوید افکاری که روز ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ به دار آویخته شد و جان خود را فدای راه آزادی و عدالت کرد. این همه جانفشانی در اعتراضات دی۹۶ ، آبان ۹۸ و ۴۰۱ نشان داد که مردم ایران هرگز تسلیم سرکوب و ستم نخواهند شد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صدور حکم اعدام برای پژمان توبره ریزی به اتهام ساختگی «افساد فیالارض» و ناصر بکر زاده زندانی کُرد به اتهام امنیتی را شدیداً محکوم میکند و همه فعالان حقوق بشری و جامعه را برای مقابله با این حکم غیرقانونی و ناعادلانه فرا میخواند.
ما به عنوان اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن همدردی با مردم شریف و معدن کاران ستمدیده شهرستان سقز و خانواده محمد رشیدی که شب گذشته توسط نیروهای سرکوبگر حکومت به قتل رسید، اعلام میکنیم که تا لغو کامل مجازات اعدام و برقراری عدالت واقعی در ایران از پا نخواهیم نشست و این صدای رسای عدالتخواهی و دفاع از حقوق و کرامت انسانی را هر هفته با قدرت بیشتری فریاد خواهیم زد.
کارزار سهشنبههای نه به اعدام سهشنبه ۲۵ شهریور۱۴۰۴ در هفته هشتادوششم در ۵۲ زندان زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:
زندان اوین، زندان قزلحصار (واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین ،زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز ، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران.
هفته هشتادوششم
۲۵ شهریور ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
*ادامه اعتراضات خانواده های زندانیان سیاسی نسبت به اعدام ها با تجمع همزمان با هشتاد ششمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»
فیلم ها منتشره درشبکه های اجتماعی بتاریخ 25 شهریور همزمان با هشتاد ششمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»،از ادامه اعتراضات خانواده های زندانیان سیاسی نسبت به اعدام ها با تجمع خانواده ها ،خبرمی دهند.
*بیانیهی کانون نویسندگان ایران دربارهی چرخهی بیگسست اعدام و کشتار
اعدامهای دههی ۶۰ و قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ هنوز در صدر فهرست جنایات جمهوری اسلامی است و یاد خونین آن روزگار تنها به همت خانوادههای دادخواه و بازماندگان این فاجعهی ملی زنده مانده است. شاید اکنون حافظهی جمعی به سختی به یاد آورد که چگونه دوگانهی «نفاق» و «وفاق»، حاکمیت را بر مسند «اشداء علی الکفار» نشاند و دستش را بر جان زندانیان سیاسی گشود. در تابستان ۶۷ که جنگ و سرکوب و بیکارسازیهای امنیتی، زندگی مردم را به تقلا برای معاش و بقا فروکاسته بود، نزدیک به پنج هزار زندانی سیاسی، که دورهی حبس بسیاری از آنها پایان یافته بود، در زندانهای سراسر ایران اعدام شدند.
در سالهای پس از فاجعه، شیوهی حاکمیت دیگر نشد و هر زمان که اعتراضی سربلند کرد و جنبشی پا گرفت، خیابان و زندان به قتلگاه معترضان و آزادیخواهان بدل شد. حملهی تجاوزکارانهی اسرائیل به ایران که با تلاش برای مصادرهی اعتراضهای داخلی همراه بود، فرصتی تازه برای تشدید فضای امنیتی به حکومت بخشید. جمهوری اسلامی، که گماشتگانش در طول جنگ وعدهی «۶۷»ای دیگر داده بودند، در حین جنگ و پس از آتشبس، دست به بازداشتهای گسترده، پروندهسازی، صدرو احکام سنگین و اجرای شتابناک احکام زندان زد و روند صدور و اجرای احکام اعدام را تسریع کرد.
شانزدهم تیر ماه، پنج تن از بازداشتشدگان ۱۴۰۱ که در زندان ارومیه محبوسند، به اعدام محکوم شدند: پژمان سلطانی، کاوه صالحی و علی (سوران) قاسمی به سه بار اعدام، رزگار بیگزاده بابامیری به دو بار اعدام و تیفور سلیمی بابامیری به یک بار اعدام. دوم مرداد، حکم اعدام یعقوب درخشان که در فروردین ماه بازداشت شده بود، در دادگاه لاکان رشت به او ابلاغ شد. چهارم مرداد ماه، بهروز احسانی اسلاملو و مهدی حسنی، دو زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، با خشونت به سلول انفرادی انتقال یافتند و روز بعد اعدام شدند. پانزدهم مرداد خبر اعدام روزبه وادی و مهدی اصغرزاده به اتهام «همکاری با اسرائیل و عضویت در داعش» منتشر شد بیآنکه حتی نامی از دادگاه صادرکنندهی حکم و زندان محل نگهداری آنها ذکر شده باشد. هفدهم مرداد ماه پنج زندانی سیاسی محکوم به اعدام، وحید بنیعامریان، سیدمحمد تقوی سنگدهی، اکبر (شاهرخ) دانشور کار، بابک علیپور و پویا قبادی بیستونی از زندان تهران بزرگ به مکان نامعلومی منتقل شدند و تا امروز از وضعیت آنان اطلاعی در دست نیست. بیست و پنجم مرداد ماه حکم اعدام شریفه محمدی در دیوان عالی تأیید شد و جامعهی زخمخورده از جنگ و خفقان و فقررا در بهت فرو برد. بیست و نهم مرداد حکم اعدام بابک شهبازی، که از ۱۴۰۲ در زندان به سر میبرد، در دیوان عالی تأیید شد. و سرانجام پانزدهم شهریور ماه خبر رسید که حکم اعدام مهران بهرامیان، از بازداشتشدگان ۱۴۰۱ اجرا شده است.
مروری بر اخبار منتشر شده نشان میدهد که اکنون بیش از پنجاه زندانی سیاسی شبهای زندان را زیر حکم اعدام به صبح میرسانند؛ زندانیانی که پروندههاشان یا متکی به اعترافی اجباری است که تحت شکنجه و در زندان گرفته شده و یا از هر مستنداتی خالیست. تمام این احکام پشت درهای بسته و در دادگاههای فرمایشی، غیرعلنی، بدون حضور وکیل یا وکلای انتخابی صادر شده یا به مرحلهی اجرا رسیده است. آنچه بر شمرده شد تنها دربارهی زندانیانی است که نامشان به خبرها و افکار عمومی راه یافته است. در مرداد ماه سخنگوی فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی از بازداشت ۲۱هزار نفر طی جنگ دوازده روزه خبر داد، بیآنکه تا به امروز حتی نامی از هیچ یک از آنها منتشر شده باشد. طرفه آنکه پیش از این رئیس قوهی قضائیه خواستار سرعت عمل قضات در صدور احکام برای متهمان به «جاسوسی» شده بود. دستور تسریع صدور حکم و بازداشتهای گسترده، در کنار سابقهی دراز نهادهای امنیتی در پروندهسازی و فساد و عدم شفافیت دستگاه قضایی خبر از سرکوبی سهمگین میدهد. گرچه این سرکوب جان همهی زندانیان سیاسی را تهدید میکند، اما بیتردید زندانیان گمنام مانده و محبوس در زندانهای شهرهای کوچک بیش از دیگر زندانیان در خطر مرگ قرار دارند. تنها صدایی که به طور پیوسته نیروی خود را صرف مخالفت با اعدام کرده و کوشیده از زندانیان گمنام محکوم به اعدام نیز یاد کند از درون زندان برخاسته است: تعداد زندانهایی که طی یک سال و نه ماه به «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» پیوستهاند به ۵۲ زندان رسیده است.
کانون نویسندگان ایران از همهی نویسندگان و هنرمندان مستقل و آزادیخواه میخواهد که فضای استیصال حاکم بر جامعه را بشکنند و خواهان لغو احکام اعدام همهی زندانیان سیاسی، با هر مرام و مسلک، و آزادی بیقید و شرط آنان باشند.
کانون نویسندگان ایران
۲۵ شهریور ۱۴۰۴
*ادامه اعتراضات کارگران شرکت نفت فلات قاره نسبت به عدم پاسخگویی به مطالبات با برپایی تجمع درمنطقه عملیاتی سیری
روز سه شنبه 25شهریور، اعتراضات کارگران شرکت نفت فلات قاره نسبت به عدم پاسخگویی به مطالبات مبنی برپرداخت کامل حقوق،حذف سقف بازنشستگی و پرداخت کامل سنوات،مرجوع نمودن مالیات های اخذ شده طبق قوانین موجود،اجرای کامل ماده قانون واختیارات وزارت نفت و پرداخت کامل بک پی آن واستقلال صندوق بازنشستگی نفت، با برپایی تجمع درمنطقه عملیاتی سیری ادامه پیدا کرد.
*ادامه اعتراضات کارگران صنعت نفت نسبت به تعیین سقف حقوق بابرپایی تجمع کارگران شرکت های نفت و گاز آغاجاری و مناطق نفتخیز جنوب
روز سه شنبه 25شهریور، اعتراضات کارگران صنعت نفت نسبت به تعیین سقف حقوق باتجمع کارگران شرکت های نفت و گاز آغاجاری و مناطق نفتخیز جنوب،ادامه پیدا کرد.
شرکت نفت و گاز آغاجاری:
شرکت مناطق نفتخیز جنوب:
*سه شنبه های اعتراضی بازنشستگان نسبت به عدم اجرای قانون همسان سازی حقوق بازنشستگان(اجرا نشدن ماده 30 قانون برنامه ششم توسعه) باتجمع مشترک بازنشستگان کشوری ، تامین اجتماعی،بهداشت ودرمان،مخابرات و… استان کرمانشاه مقابل صندوق بازنشستگی کشوری
هفتمین تجمع اعتراضی بازنشستگان کرمانشاه در سال۱۴۰۴مقابل صندوق بازنشستگی نبش کوچه نوبتی خیابان کسری
روزسه شنبه 25 شهریور
شعارها:
« کارگر اعتصابی حمایتت می کنیم»
«انگل زادگان درنازونعمت کارگران درفقر وفلاکت»
«تاحق خود نگیریم از پا نمی نشینیم»
«مابازنشستگانیم عمرو جوانی دادیم»
«تجمع اعتراض حق مسلم ماست»
«شریفه محمدی آزاد باید گردد»
«درد ما درد شماست مردم به ما ملحق شوید»
«نه مجلس نه دولت نیستند بفکرملت»
«حاصل کاردولت غارت جیب ملت»
«شورای عالی کار حامی سرمایه دار»
*پنجمین روز تجمع اعتراضی جمعی از کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران نسبت به نداشتن امنیت شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مدیران
امروز بازهم کارگران شریف و زحمتکش گروه ملی فولاد اهواز، در گرمای سوزان بالای ۴۰ درجه، با قامت استوار و صدایی رسا در صحن شرکت گرد هم آمدند تا فریاد عدالت و حقخواهی خود را به گوش مسئولان کر و بیتفاوت برسانند.
آقایان مسئول! شرم نمیکنید؟ در حالی که شما پشت میزهای خنک و در سایهنشین، از سفرههای رنگین ارتزاق میکنید، کارگرانی که ستونهای واقعی تولید و اقتصاد این کشور هستند، ماههاست که با جیبهای خالی، شرمنده خانوادههای خود شدهاند. آیا این است عدالت؟ آیا این است مدیریت؟
کارگران فولاد، نشان دادهاند که زیر بار بیعدالتی و ظلم خم نمیشوند. ایستادن زیر آفتاب سوزان ۴۰ درجه، خود گواهی است بر شرافت و غیرت این شیرمردان. شما میخواهید با وعدههای توخالی، با امروز و فردا کردن، صدای آنان را خاموش کنید؟ اشتباه میکنید!
ما کارگران اعلام میکنیم:
تا روزی که ریال به ریال حقوق معوقه و حق ما پرداخت نشود، تا زمانی که امنیت شغلی و احترام به کرامت کارگر تضمین نگردد، از پای نمینشینیم و تجمعات اعتراضی خود را ادامه خواهیم داد.
مسئولان گروه ملی فولاد اهواز! بهتر است به جای تهدید و بیاعتنایی، به وظایف خود عمل کنید. صدای کارگر را نمیتوان با سکوت و سرکوب خفه کرد. این صدای حق است؛ و حق هرگز خاموش نخواهد شد.
درود بر کارگران ایستاده در این گرما، درود بر اتحاد و همبستگی کارگران فولاد اهواز؛ و ننگ بر مدیریتی که کارگر را فراموش کرده است.
وعده ما فردا
چهارشنبه ۱۴۰۴/۰۶/۲۶
ساعت ۹ صبح
جنب تالار اجتماعات
*مجموعه ای درباره یورش نیروهای سرکوب دستگاه رهبری به نشست مجمع فوقالعاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران:
/یورش امنیتی به نشست مجمع فوقالعاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران؛ بازداشت و ضبط وسایل اعضا
بنا به گزارش رسیده به شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران نشست مجمع فوقالعاده این شورا که قرار بود به میزبانی شهرضا اصفهان برگزار شود با دخالت نهادهای امنیتی ناتمام ماند.
نیروهای امنیتی تمامی حاضران را همراه با وسایل شخصی و ارتباطیشان بازداشت کرد. اگرچه ساعاتی بعد اکثر اعضا آزاد شدند، اما تمامی موبایلها و وسایل ضبط شد و در این میان در اقدامی غیرقانونی مسعود فرهیخته همچنان در بازداشت باقی مانده است.
شورای هماهنگی تشکلهای فرهنگیان ایران، ضمن محکومیت شدید این یورش آشکار، تأکید میکند که حاکمیت نهتنها هیچ تحملی نسبت به فعالیتهای مستقل صنفی و جمعی ندارد، بلکه حتی ابتداییترین حق معلمان برای برگزاری مجامع درونسازمانی را با ابزار قهر و ارعاب هدف قرار میدهد. این شورا خواهان آزادی فوری مسعود فرهیخته و بازگرداندن فوری تمامی وسایل شخصی و ضبطشده اعضاست و به دفاع از حقوق معلمان ادامه خواهد داد.
/دستگیری شرکتکنندگان در روز اول برگزاری مجمع فوقالعاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
نیروهای امنیتی امروز، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، در اولین روز برگزاری مجمع فوقالعاده این شورا در شهرضا، ساعت ۹ صبح با یورش به محل برگزاری، تمامی اعضای حاضر در این مجمع را بازداشت کردند. تمامی این افراد تا ساعت ۱۷ بعدازظهر در بازداشت به سر بردند و در نهایت، به جز آقای مسعود فرهیخته، سایر بازداشتشدگان آزاد شدند.
همچنین وسایل الکترونیکی همه ی بازداشتشدگان توسط نیروهای امنیتی ضبط شده بود و این وسایل الکترونیکی به تعدادی از بازداشتشدگان بازگردانده شده، اما باقی همچنان در اختیار نیروهای امنیتی باقی مانده است.
اسامی بازداشتشدگان:
۱. عبداله رضایی
۲. محمد حبیبی
۳. آرام محمدی
۴. حمید رحمتی
۵. منوچهر آقابیگی
۶. رسول بداقی
۷. محمود صدیقی پور
۸. علی صفری
۹. خانعزیز اسماعیلی
۱۰. اصغر حاجب
۱۱. محمدحسن مصدقیان
۱۲. اسماعیل فرهنگمنش
۱۳. شکرالله احمدی
۱۴. ایرج رهنما
۱۵. عبدالرضا امانیفر
۱۶. فرامرز خداشناس
۱۷. مسعود فرهیخته
۱۸.علی فلاح
/بازداشت #مسعود_فرهیخته در مجمع فوقالعاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
در روز اول برگزاری مجمع فوقالعاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در شهرضا، مسعود فرهیخته همراه با ۱۶ عضو دیگر شرکتکننده در این مجمع بازداشت شد.
مسعود فرهیخته که ماه گذشته در شعبه دوازدهم دادگاه تجدیدنظر استان البرز به پنج سال زندان محکوم شد برخلاف سایر اعضای بازداشتشده آزاد نشد و احتمال آن میرود که ایشان را برای اجرای حکم پنج سالهی خود روانه زندان کنند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن محکوم کردن بازداشت و ادامهی حبس مسعود فرهیخته، این اقدام نیروهای امنیتی را نقض آشکار حقوق صنفی و آزادیهای مدنی دانسته و خواستار آزادی فوری ایشان و توقف پیگرد سایر فعالان صنفی شده است
/سرکوب و دستگیری اعضای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان در آغاز مجمع فوقالعاده را قاطعانه محکوم میکنیم
امروز سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، در نخستین روز برگزاری مجمع فوقالعاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در شهرضا، نیروهای امنیتی ساعت ۹ صبح با یورش به محل برگزاری، تمامی اعضای حاضر را بازداشت کردند. بازداشتشدگان تا ساعت ۱۷ در بازداشت بودند و در نهایت، بهجز آقای مسعود فرهیخته، سایرین آزاد شدند.
همچنین وسایل الکترونیکی همهی بازداشتشدگان توسط نیروهای امنیتی ضبط شد. بخشی از این وسایل به صاحبانشان بازگردانده شده، اما تعدادی همچنان در اختیار نیروهای امنیتی باقی مانده است.
اسامی بازداشتشدگان:
۱. عبداله رضایی
۲. محمد حبیبی
۳. آرام محمدی
۴. حمید رحمتی
۵. منوچهر آقابیگی
۶. رسول بداقی
۷. محمود صدیقیپور
۸. علی صفری
۹. خانعزیز اسماعیلی
۱۰. داریوش صادقی
۱۱. محمدحسن مصدقیان
۱۲. اسماعیل فرهنگمنش
۱۳. شکرالله احمدی
۱۴. ایرج رهنما
۱۵. محمدرضا امانیفر
۱۶. فرامرز خداشناس
۱۷. مسعود فرهیخته
۱۸ علی فلاح
سندیکای کارگران شرکت واحد قاطعانه این اقدام سرکوبگرانه را محکوم کرده و خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط مسعود فرهیخته است. حق تشکلیابی مستقل برای کارگران، معلمان و همهی مزدبگیران دهههاست که بیرحمانه نقض میشود. برگزاری مجمع عمومی و نشست حضوری تشکلها و فعالان حق مسلم آنان است.اما حاکمیت هیچ درسی از این همه سرکوب طبقهی کارگر و زحمتکشان نمیگیرد و همزمان سیاستهای حمایت از چپاولگران اموال عمومی، اختلاسگران، خصوصیسازان و پولیسازی آموزش و خدمات عمومی را با شدت دنبال میکند.
معلم زندانی آزاد باید گردد!
چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۵ شهریور ۱۴۰۴
/یورش نیروهای امنیتی به نشست فوقالعاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران/ یورش به نشست شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان را قویا محکوم میکنیم
به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران امروز سه شنبه ۲۵ شهریور، نشست فوقالعاده این شورا که قرار بود به میزبانی شهرستان شهرضای اصفهان برگزار شود با هجوم نیروهای امنیتی ناتمام ماند.
بنابر این گزارش، نیروهای امنیتی تمامی حاضران در محل را همراه با وسایل شخصی و ارتباطیشان بازداشت کردند. اگرچه ساعتی بعد اکثر اعضا آزاد شدند، اما تمامی موبایلها و وسایل ضبط شده، عودت داده نشد و در اقدامی غیرقانونی مسعود فرهیخته همچنان در بازداشت باقی ماند.
شورای هماهنگی تشکلهای فرهنگیان ایران با محکوم کردن این یورش آشکار، تأکید کرده است حاکمیت نهتنها هیچ تحملی نسبت به فعالیتهای مستقل صنفی و جمعی ندارد، بلکه حتی ابتداییترین حق معلمان برای برگزاری مجامع درونسازمانی را با ابزار قهر و ارعاب هدف قرار میدهد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران، تهاجم به نشست شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان را قویا محکوم میکند و با اعلام همبستگی با مبارزات حق طلبانه معلمان، بدینوسیله خواهان آزادی فوری مسعود فرهیخته و همه کارگران و معلمان زندانی و زندانیان سیاسی و عقیدتی از زندانهای سراسر کشور است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران
*اطلاعیه سندیکای کارگران شرکت واحد در مورد ادامهی حبس غیرقانونی داود رضوی
با وجود موافقت با آزادی مشروط داود رضوی، عضو هیئتمدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، بیش از دو ماه است که هیچ اقدامی از سوی مسئولان قضایی برای اجرای این تصمیم انجام نشده و او همچنان در زندان اوین در حبس به سر می برد.
شرایط زندان اوین پس از بمباران جنایتکارانه اسرائیل وخیمتر از گذشته است. بسیاری از بخشهای زندان همچنان ویران مانده و تنها چند بند بهطور موقت برای استقرار زندانیان آماده شده است. امکانات بهداری بهشدت کاهش یافته، انتقال به بیمارستانها و دسترسی به قرارهای پزشکی عملاً محدود شده و شرایط زیستی زندانیان، از جمله داود رضوی، بهمراتب بدتر از قبل گردیده است.
داود رضوی با مشکلات حاد جسمی، از جمله بیماریهای گوارشی، اختلالات بینایی که نیازمند ادامهی درمان تخصصی است، و مشکلات جدی دندانپزشکی مواجه است. در شرایط کنونی، محرومیت از رسیدگی درمانی و پیگیریهای پزشکی، این مشکلات را تشدید کرده و خطرات جدی برای سلامتی و جان او ایجاد کرده است. در حالیکه در صورت اجرای آزادی مشروط، رضوی میتوانست در خارج از زندان پیگیر درمانهای ضروری خود باشد، تعلل و بیتوجهی مسئولان قضایی او را عملاً در وضعیت نامساعدی رها کرده است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ادامهی حبس داود رضوی را غیرقانونی و ظالمانه میداند و خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط اوست. محروم کردن زندانیان، از جمله فعالان کارگری، از حق درمان و نگهداشتن آنان در شرایط غیرانسانی زندانها، نقض آشکار ابتداییترین حقوق انسانی است.
داود رضوی باید همین امروز آزاد شود.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۵ شهریور ۱۴۰۴
*دقایقی پیش ناهید خداجو، سودابه فخارزاده و آذر کوروندی از زندان قرچک ورامین آزاد شدند
دقایقی پیش ناهید خداجو، کارگر بازنشسته تامین اجتماعی و فعال کارگری، سودابه فخارزاده و آذر کوروندی از زندان قرچک ورامین آزاد شدند.
ناهید خداجو از فعالین باسابقه کارگری جنبش کارگری، روز ۱۱ اریبهشت سال ۱۳۹۸ همراه با ۱۳ نفر دیگر در پی تجمعی در مقابل مجلس شورای اسلامی به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر بازداشت و پس از تحمل ۳۳ روز حبس انفرادی با قرار وثیقه آزاد شد و سپس توسط ایمان افشاری، قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به پنج سال حبس تعزیری، به اتهام «اخلال در نظم عمومی» به یکسال حبس و تحت عنوان مجازات تکمیلی به رونویسی دو جلد کتاب مشخص و دو سال محرومیت از عضویت در احزاب، گروهها و دستجات سیاسی و اجتماعی محکوم شد.
بدنبال این محکومیت، ناهید خواجو روز چهارشنبه دوم اسفند ماه ۱۴۰۲ توسط نیروهای امنیتی در منزل یکی از دوستان خود در فردیس کرج بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل و امروز در پی طرح آزادی معیاری زندانیان سیاسی بدلیل کهولت سن، پس از تحمل نزدیک به یکسال و هفت ماه زندان آزاد شد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با ابراز مسرت فراوان از آزادی ناهید خداجو و تبریک آن به خانواده و یارانش، مصرانه بر آزادی فوری و بدون قید و شرط همه فعالین کارگری، معلمان زندانی و زندانیان سیاسی و عقیدتی تاکید میکند و بدینوسیله همانطوریکه دیروز در پی آزادی نسرین جوادی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران اعلام کرد بار دیگر با صدایی بلند اعلام میدارد:
اعتصاب، تجمع، تحصن، اعتراضات خیابانی و راهپیمایی، تشکل یابی مستقل، آزادی بیان، عقیده، اندیشه، آزادیهای فردی، تحزب، مطبوعات و رسانه های صوتی و تصویری به مثابه پایه ای ترین حقوق انسانی در جهان امروز، حق مسلم ما کارگران و مردم ایران است و ما کارگران متشکل در اتحادیه آزاد کارگران تاکید میکنیم همراه و همدوش با مردم آزادیخواه ایران برای دستیابی به این حقوق انسانی، لحظه ای از پای نخواهیم نشست.
اتحادیه آزاد کارگران ایران – ۲۵ شهریور ماه ۱۴۰۴
*بازهم واژگونی سرویس رفت و آمد کارگران؛اینبار مصدومیت 10 کارگر یک واحد تولیدی ساوه
روزسه شنبه 25 شهریور،مینیبوس حامل کارگران یک واحد تولیدی ساوه در محور قدیم تهران، نرسیده به ورودی اول شهر صنعتی ساوه واژگون شد و 10 کارگرمصدوم شدند.
akhbarkargari2468@gmail.com