ازشعله ورکردن آتش جنگ خودداری کنید
جنگ برای اکثریت اهالی فاجعه آفرین وبرای اقلیت لاشخوران جنگی ارمغان آور
ننگ ونفرت بر جنگ افروزان وجنایتکاران جنگی
گسترده ترومستحکمترباد همبستگی اکثریت اهالی جامعه بمثابه قربانیان جنگ آمریکا-اسرائیل وایران و جنگ چهل اندی ساله اقلیت درقدرت حکومت اسلامی درايران
– تجمع اعتراضی جمعی از اهالی روستای اندیرگان نسبت به فعالیت مخرب معدن طلا و مسدود کردن مسیر دسترسی به روستا
یورش نیروهای سرکوب دستگاه رهبری به تجمع کنندگان با شلیک گلوله های ساچمه و مصدومیت تعدادی ازمعترضین
– دومین روزاعتراض جمعی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه نسبت به تعطیلی سالن غذاخوری وتعیین حق غذا 60هزارتوما نی با اعتصاب،راهپیمایی وتجمع
– فراخوان تجمع اعتراضی مطالبه گران بازنشسته کف خیابان گیلان
– پایمالی آشکار حقوق کارگران مهاجرتوسط کارفرمایان زیرسایه بی خیالی مصلحتی وزارت کار وسازواداره کل اتباع سازمان تامین اجتماعی
– برکناری مدیر مدرسه ای در جوانرود پس از اجرای سرود انقلابی توسط دانشآموزان دختر
– فروغ خسروی، معلم بهبهانی در دادگاه انقلاب محاکمه خواهد شد
– جان باختن یک کارگر درایلام بر اثر سقوط از داربست
– جان باختن کارگر شهرداری گرگان حین کار براثر ایست قلبی
*******
*تجمع اعتراضی جمعی از اهالی روستای اندیرگان نسبت به فعالیت مخرب معدن طلا و مسدود کردن مسیر دسترسی به روستا
یورش نیروهای سرکوب دستگاه رهبری به تجمع کنندگان با شلیک گلوله های ساچمه و مصدومیت تعدادی ازمعترضین
روزیکشنبه 27 مهر، جمعی از اهالی روستای اندیرگان از توابع شهرستان ورزقان،استان آذربایجان شرقی برای اعتراض به فعالیت مخرب معدن طلا اندیرگان ومسدود کردن مسیر دسترسی به روستا با نصب جدولهای بتنی در سهراهی اندیرگان توسط نیروهای انتطامی دست به تجمع زدند.
براساس گزارش ها و تصاویررسانه ای شده طی روزهای گذشته، نیروهای سرکوب دستگاه رهبری به تجمع کنندگان با شلیک گلوله های ساچمه ای بسویشان حمله ورشدند که منجربه مصدومیت تعدادی ازمعترضین شد.
بنابهمین گزارش ها وتصاویر،ابراهیم جعفریان 54 ساله، یکی از مجروحان، با جراحات متعدد در نواحی کلیه، معده و روده، در بخش آیسییو بیمارستان امامرضا تبریز تحت درمان است. همچنین جواد دهقان 60 ساله، بر اثر اصابت ساچمه به ناحیه سر و چشم، در آستانه تخلیه چشم راست خود قرار دارد.دو نفر دیگر از اهالی اندیرگان از جمله یک نوجوان 17 ساله، نیز دچار جراحات سطحی شده و پس از دریافت خدمات درمانی از بیمارستان مرخص شدهاند.
یادآوری:ادامه اعتراضات اهالی روستای اندیرگان شهرستان ورزقان نسبت به فعالیت مخرب معدن طلای اندریان با تجمع و بستن جاده این معدن
روز چهارشنبه 19 شهریور1404، اهالی روستای اندیرگان شهرستان ورزقان،استان آذربایجان شرقی برای انعکاس هرچه بیشتر صدای اعتراضشان نسبت به فعالیت مخرب معدن طلای اندریان مبنی بر تخریب محیطزیست، نابودی کشاورزی و مرگ دامهایشان دست به تجمع و بستن جاده این معدن،زدند.
قابل یاد آوری است که معدن طلای اندریان، یکی از بزرگترین معادن طلای فعال در آذربایجان است که بهدلیل استحصال طلا از روشهای غیراصولی از جمله «سیانوراسیون»، سالهاست که باعث بروز نگرانیهای جدی در میان ساکنان محلی، فعالان محیط زیست شده است. طبق گزارشهای رسمی و غیررسمی، میزان سیانور در پسابهای این معدن تا سه برابرحد مجاز اعلام شده است که نه تنها به خاک و منابع آبی منطقه آسیب میرسانند، بلکه جان انسانها، دامها و گونههای گیاهی را نیز می گیرد.
*دومین روزاعتراض جمعی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه نسبت به تعطیلی سالن غذاخوری وتعیین حق غذا 60هزارتوما نی با اعتصاب،راهپیمایی وتجمع
روزپنج شنبه یکم آبان برای دومین روز متوالی، جمعی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه به اعتراضشان نسبت به تعطیلی سالن غذاخوری وتعیین حق غذا 60هزارتوما نی با اعتصاب،راهپیمایی وتجمع درمحل کارشان ادامه دادند.
درهمین رابطه:اعتصاب،راهپیمایی وتجمع جمعی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه دراعتراض به تعطیلی سالن غذاخوری وتعیین حق غذا 60هزارتوما نی باشعار« دورباشی حیا کن هفت تپه را رها کن»
گزارش ها وفیلم منتشره درشبکه های اجتماعی،از اعتصاب،راهپیمایی وتجمع روز چهارشنبه 30 مهر جمعی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه دراعتراض به تعطیلی سالن غذاخوری وتعیین حق غذا 60هزارتوما نی باشعار« دورباشی حیا کن هفت تپه را رها کن»،خبرمی دهند.
*فراخوان تجمع اعتراضی مطالبه گران بازنشسته کف خیابان گیلان
مردم شریف و آگاه ایران !
سرانجام بانک آینده با همه جنایاتی که مرتکب شد ، بجای محاکمه و مجازات دست اندرکاران آن با بدهی انباشته کلان ( ۴۸ میلیارد دلاری) به بانک ملی حقنه شد و از شنبه بر سردر آن تابلوی بانک ملی نصب و هزینه آن از سفره زحمتکشان پرداخت خواهد شد !!!
در عوض کارگران، معلمان وپرستاران به ستوه آمده از تبعیض را به بند کشیده و بعضا” به گناه نکرده به اعدام محکوم می شوند.
تجربه اعتصاب غذای یک هفته ای زندانیان قزلحصار و حمایت همه جانبه مردم ، کنشگران مدنی ، اتحادیه ها، احزاب، سندیکاها و زندانیان سایر زندانهای سراسر کشور ؛ که منجر به تعلیق شش ماهه حکم ظالمانه اعدام در قتلگاه قزلحصار شد؛ این مهم را گوشزد کرد که در سایه وحدت همه جانبه میتوان راه را ادامه داد و به هدف نهایی رسید.
بنابر این با شعار محوری ” کارگر ، معلم ، کشور ، لشکری اتحاد اتحاد” به یکشنبه های اعتراضی سراسری می پیوندیم.
زمان :ساعت ۱۰/۳۰ یکشنبه۴/مهر/۴۰۴
مکان: رشت ،گلسار ،مقابل اداره کل تامین اجتماعی استان گیلان
“درد ما درد شماست مردم به ما ملحق شوید”
(مطالبه گران بازنشسته کف خیابان گیلان)
*پایمالی آشکار حقوق کارگران مهاجرتوسط کارفرمایان زیرسایه بی خیالی مصلحتی وزارت کار وسازواداره کل اتباع سازمان تامین اجتماعی
کارگران اتباع و فاقد شناسنامه، سوژههایی در دسترس و نان و آبدار برای کارفرمایان سودجو هستند که با پرداخت کمترین حقوق و بدون برعهده گرفتن مسئولیت، آنان را استثمار میکنند.
دادههای مرکز آمار ایران نشان میدهد که در سالهای پس از 1400، جمعیت مهاجر افغانستانی در ایران بهطور چشمگیری افزایش یافته و عمدتا در بخشهایی چون «ساختمان»، «کشاورزی»، «خدمات» و «برخی مشاغل فنی» مستقر شدهاند. این مهاجران عمدتا جذب مشاغل کمهزینه، سخت و به شدت کممتقاضی در میان نیروی کار ایرانی شدند که مسلماً در بسیاری از فعالیتهای اقتصادی، نبود این نیروها به توقف در حلقههای تولید منجر خواهد شد.
اما با این وجود، هیچ زمان ساماندهی این کارگران، بیمه کردن و برخوردارسازی آنها از حقوق شغلی، در دستور کار کارفرمایان و دولت قرار نگرفته است.
در شهریورماه امسال، یک مقام وزارت کشور از اخراج بیش از یک میلیون و 800 هزار «مهاجر غیرمجاز» خبر داد و اعلام کرد تا پایان سال قرار است 800 هزار نفر دیگر نیز اخراج شوند.
به کارگران اخراج شده، وضعیت ناگوار آنها در اردوگاههای مرزی و شرایط بیثباتشان در سرزمین مادری کاری نداریم؛ موضوع این است که کارگران اتباع باقیمانده نیز در شرایط بسیار نامطلوبی به سر میبرند و بهترین سوژه برای سودجویی کارفرمایان در بخشهای خصوصی و عمومی و خصولتی هستند؛ بیمه ندارند، رابطهی قانونیِ کارگری و کارفرمایی به رسمیت شناخته نمیشود؛ از حداقلهای قانونی بسیار کمتر حقوق میگیرند و در صورت بروز حادثه، غرامت و از کارافتادگی در کار نیست. بسیاری از آنها حتی در صورت فوت ناشی از حادثه کار، دیه هم نمیگیرند.
پرده اول: آلونکی کنار سرویس بهداشتی
اجازه عکسبرداری نمیدهد، میترسد اخراجش کنند، پشت سرهم میگوید من را بیرون کنند جایی برای رفتن ندارم، از گرسنگی میمیرم…..
«احمد» همه خانواده و تقریباً تمام بستگانش را در جنگهای سالهای اخیر افغانستان از دست داده؛ فقط یک برادر سالمند و معلول دارد که در خوابگاهی در کابل زندگی میکند و ماهانهاش را احمد میفرستد؛ او مسئول نگهداری و آبیاری یک بوستان محلی در غرب تهران است که به گفته خودش «جا خواب» هم دارد….
اما این «جا خواب» یک اتاق کوچک 2 در 5/1 متری است؛ فضای غمبار و تاریکی که هنگام خوابیدن نمیتوانی پاهایت را کامل دراز کنی. این آلونک مطلقاً پنجره و نورگیر ندارد.
احمد، که هم نگهبان پارک است و هم مسئول نگهداری و آبیاری فضای سبز، میگوید ماهی 7،8 میلیون تومان حقوق میگیرد؛ از بیمه و قرارداد و سایر حقوق هم خبری نیست، احمد میگوید از اینها اطلاعی ندارم….
پرده دوم: ما روز به روز زندگی میکنیم!
کارگر ساختمانیست و سر چهارراه میایستد؛ چند وقتیست که در ساختمانی نیمهساز در مرکز تهران مشغول است؛ «ولی» شبها در اسلامشهر در اتاقی اجارهای با 4 همشهری افغانستانی به سر میبرد؛ او در مورد دستمزد میگوید: ما روزمزدیم؛ بعضی وقتها هفتگی حقوق میگیریم… اما دستمزدمان از کارگران ایرانی خیلی کمتر است.
او گاه و بیگاه برای کار روی داربست میرود و در پاسخ به اینکه اگر حادثهای اتفاق بیفتد، آیا غرامت یا دیه خواهی گرفت یا نه؛ میگوید: نمیدانم، اسم ما در هیچ لیستی نیست…. و فوراً اضافه میکند: ما روز به روز زندگی میکنیم، هرچه خدا بخواهد، همان میشود….
پرده سوم: من بیشتر صحبت نمیکنم!
و محمد که به تازگی به عنوان پیک و کارگر یک سوپرمارکت بزرگ در مرکز تهران مشغول به کار شده، دور و برش را با ترس در جستجوی نشانی از صاحب مغازه میکاود و آهسته میگوید: هنوز در مورد حقوق حرفی نزدیم اما قرار است شبها همینجا توی پستوی فروشگاه بخوابم. من چندماهی توی پارکها و اتاقکهای کارگری آواره بودم.
«آیا قراردادی، نوشتهای، چیزی داری؟» محمد صدایش را پایین میآورد و خیلی آرام میگوید: نه، ولی من بیشتر صحبت نمیکنم!
این کارگران، بخشی از مسئولیت اقتصاد ایران را در حوزههای مختلف برعهده گرفتهاند اما حقوق بسیار پایینی میگیرند، خود را در معرض خطر قرار میدهند و بیشترشان نمیدانند بیمه چیست! و این در حالیست که یک اداره کل به نام «اداره کل بیمهی اتباع» در سازمان تامین اجتماعی داریم که به نظر نمیرسد حتی 2 درصد کارگران اتباع (چه مجاز و چه غیرمجاز) را تحت پوشش قرار داده باشد؛ مشمولان بیمه شده این اداره احتمالاً به 100 هزار نفر هم نمیرسند؛ تا سال 97 فقط 42 هزار کارگر اتباع در این اداره عریض و طویل بیمه شده بودند.
«وقتی این کارگران حتی آنهایی که مجوز کار دارند از سوی کارفرما بیمه نمیشوند و بازرسان هم سختگیری و نظارت نمیکنند، مشخص است که از ابتداییترین حقوق قانونی محروم میمانند».
بخشی از یک گزارش رسانه ای شده
*برکناری مدیر مدرسه ای در جوانرود پس از اجرای سرود انقلابی توسط دانشآموزان دختر
زیتون کهزادی، مدیر مدرسه ابتدایی دخترانه فردوسی در شهر جوانرود کرمانشاه، بهدلیل اجرای سرود انقلابڕێی «ڕێی خەبات» – راه مبارزه- توسط گروهی از دانشآموزان این مدرسه، از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی احضار و از سمت خود برکنار شده است.
این سرود در برنامهای به مناسبت سالگرد بمباران شیمیایی حلبچه اجرا شده بود. ڕێی خەبات از سرودهای شناختهشدهی آزادیخواهانه در میان جامعه کُردی میباشد که پیام ایستادگی، اتحاد و امید به آیندهای عادلانه را منتقل میکند.
اجرای این سرود با واکنش تند نهادهای امنیتی همراه بوده و فشارهایی نیز بر معلمان و مدیران مدارس منطقه اعمال شده است.
منبع:کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
*فروغ خسروی، معلم بهبهانی در دادگاه انقلاب محاکمه خواهد شد
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات #فروغ_خسروی، معلم مقطع ابتدایی ساکن بهبهان، در تاریخ ۱۰ آبان ماه، در شعبه اول دادگاه انقلاب این شهرستان برگزار خواهد شد.
خانم خسروی با دریافت ابلاغیه ای به شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان بهبهان احضار شده است. در این ابلاغیه از این معلم خواسته شده که در تاریخ ۱۰ آبان ماه، برای دفاع از اتهامات انتسابی در این شعبه حاضر شود. فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی، تبادل اطلاعات با نهاد ها و رسانههای وابسته به اسرائیل نظیر شبکه اینترنشنال و اهانت به رهبر جمهوری اسلامی، بنیانگذار نظام و مقدسات اسلامی از اتهامات مطروحه علیه خانم خسروی عنوان شده است.
برگرفته از کانال ندای زنان ایران
*جان باختن یک کارگر درایلام بر اثر سقوط از داربست
یک کارگر سنگ و کاشی کار اهل روستای ژنین شهرستان سروآباد،استان کردستان و دارای دو فرزند حین کار در ساختمانی واقع در ایلام بر اثر سقوط از داربست جان باخت.
*جان باختن کارگر شهرداری گرگان حین کار براثر ایست قلبی
صبح روزجمعه 2 آبان،یک کارگر شهرداری ناحیه 2 منطقه 3 گرگان،استان گلستان بنام مصطفی برومند حین کار براثر ایست قلبی جان خودرا ازدست داد.
akhbarkargari2468@gmail.com