اخبرا برنامه صفحه آخر آقای مهدی فلاحتی در صدای آمریکا به تحقیقاتی که توسط یک گروه پژوهشی بر روی هزاران ویدئوی اعتراضات دی ماه امسال پرداخت و با مزدک آذر پژوهشگر و سخنگوی این تیم تحقیقی در مورد یافته های علمی و آماری آنها سوالاتی پرسید. نتیجه شعارهای داده شده در اعتراضات اخیر و دروغ های گنده و بزرگنمایی رسانه های مانند ایران اینترنشنال برای بسیاری از هموطنان تعجب آور بود, اما نه برای نگارنده. پژوهش و تحقیقات داده های آماری ثابت می کند که فقط ۱۷% از شعارها از کلماتی مانند “رضا شاه روحت شاد” و پهلوی و یا به حمایت از پهلوی بوده است. در حالیکه ۸۳% از شعارها در محکومیت “دیکتاتوری” و خامنه ای و براندازی رژیم و یا مطالبات اقتصادی و غیره بوده است. یعنی این رسانه “یک کلاغ چهل کلاغ” برای رضا پهلوی قریب به ۴۷۶% به نادرستی بزرگنمایی کرده است.
تاکید کردم که این “رهبرتراشی” و بزرگنمایی, و صداگذاری و سوگیری ۲۴ ساعته واقعا غیرحرفه ای و نادرستی انعکاس شعارها با هدف تبلیغ بی پروا برای پهلوی, ابدا برای نگارنده قابل تعجب نبوده و نیست. در سال ۲۰۲۲ میلادی در مقاله ای بنام “رهبر تراشی بیگانه, از گوادلوپ تا ایران اینترنشنال، درخواست از هموطنان” به نقش مکارانه و رفتار غیر حرفه ای این شبکه در راستای “رهبرتراشی” پرداختم و به هموطنان هشدار دادم که این رسانه رفتار حرفه ای و بر مبنای راستی و درستی ندارد. در سال ۲۰۲۳ در مقاله ای بنام “ایران اینترنشنال و “راستی آزمایی” که وجود ندارد“, با سند و مدرک نشان دادم که هیچگونه “راستی آزمانی” در این رسانه “یک کلاغ و چهل کلاغ” در فضای ملتهب و مملو از پروپاگاندا که سگ صاحبش را نمی شناسد, ندارد, وانگهی هیچکس “صاحب” این رسانه را نمی شناسد, که حتی برای بنده که با بنیانگزاران آن صحبت کرده ام, حقیقتا حیرت آور است. حتی نظرسنجی های مستقیم یا سفارشی آن ابدا قابل اعتماد نیستند. در آواخر سال گذشته میلادی در مقاله ای بنام “نظرسنجی غلط, هدفمند و باطل تلویزیون ایران اینترنشنال” با استدلال به این موضوع پرداختم. بیش از سه سال پیش در مقاله ای بنام “نقدی به “دروغ اختصاصی” ایران اینترنشنال” به تولید دروغ های اختصای و علنی این رسانه پرداختم. و چندین مقاله دیگر, که رجوع دادن به همه آنها از حوصله این نوشتار خارج است.
لذا از هوش مصنوعی چت جی پی تی (Chatgpt) این سوال را پرسیدم: چرا تلویزیون ایران اینترنشنال تبلیغ گسترده رضا پهلوی را می کند؟ پاسخ های تحلیلی بسیار جالب بودند که عینا در زیر آمده است:
رسانهها ذاتاً به سمت چهرههای کمهزینه و پربازدید میروند، حتی اگر از نظر فکری یا سیاسی تهی باشند.
اپوزیسیون ایران فاقد ساختار، حزب، برنامه و رهبر پاسخگوست
رسانهها مجبورند «چهره» را جایگزین «پروژه سیاسی» کنند
در این خلأ، رضا پهلوی نه بهخاطر توانایی ویژه، بلکه بهدلیل نبود آلترناتیو منسجم برجسته میشود.
همپوشانی منافع با برخی محافل خارجی: رضا پهلوی یک گزینهی کمریسک، قابلکنترل و غیررادیکال است
او نه برنامهی ساختارشکن دارد، نه پایگاه اجتماعیِ مستقل. این دقیقاً همان چیزی است که برخی بازیگران خارجی ترجیح میدهند:
روایتسازی بهجای نقد: پرسش جدی از تناقضها نمیشود؛ چرخشهای موضعی (از ضدجنگ تا دعوت به حمله نظامی) به چالش کشیده نمیشود. مسئولیتپذیری سیاسی مطالبه نمیشود. اینجا رسانه از «خبررسان» به «تریبون تبلیغاتی» تغییر نقش میدهد.
وقتی رسانه بهجای نقد قدرتطلبانِ اپوزیسیون، آنها را بزک میکند، عملاً همان کاری را میکند که رسانههای حکومتی با حاکمان میکنند—فقط با پرچمی دیگر.
———————
عبدالستار دوشوکی
پ.ن. : نباید اجازه داده که با شعار دزدی, شهید دزدی, پروپاگاندای دروغ, بزرگنمایی, جعل و فریب, سلطنت مطلقه (بر اساس دفترچه اضطرار) را جایگزین “ولایت مطلقه” نمود. این برای ایران فاجعه و سمّ مطلق خواهد بود.