58

اوژن پوتیه
ولادیمیر ایلیچ لنین
مترجم: صمد وکیلی
انتشار در روزنامهی «پراودا»، شمارهی ۲، سوم ژانویهی ۱۹۱۳
(به مناسبت بیستوپنجمین سالگرد درگذشت او)
در نوامبر سال گذشته، یعنی ۱۹۱۲، بیستوپنج سال از درگذشت شاعر کارگر فرانسوی، اوژن پوتیه، گذشت؛ همان کسی که سرود پرولتری جاودان «انترناسیونال» («برخیزید ای رنجبران زمین» و غیره) را سرود. این سرود به همهی زبانهای اروپا و حتا فراتر از اروپا ترجمه شده است. هر جا کارگری از طبقهی خود آگاه باشد، هر جا سرنوشت او را کشانده باشد، هر قدر هم که احساس غُربت کند، حتا اگر زبان مردم آنجا را نداند یا هیچ آشنایی نداشته باشد، با شنیدن نوای آشنای «انترناسیونال» میتواند رفیقان و همسنگران خود را بیابد. کارگران همهی کشورها، سرود شاعر خود را به سرود خویش، به سرود جهانی پرولتاریا، بدل کردهاند. امروزه، کارگران سراسر جهان از نام اوژن پوتیه با احترام یاد میکنند. همسر و دخترش هنوز زندهاند، اما در تنگدستی زندگی میکنند؛ همانطور که خود شاعر «انترناسیونال» همهی عمر را در فقر گذراند. پوتیه در ۴ اکتبر ۱۸۱۶ در پاریس به دنیا آمد. در چهاردهسالگی نخستین سرودش را سرایید: «زنده باد آزادی!» در ۱۸۴۸، در نبرد بزرگ کارگران علیه بورژوازی، همراه با یاران خود در سنگرها جنگید.
پوتیه از خانوادهای فقیر زاده شد و تا پایان عمر کارگر باقی ماند. ابتدا کارگر بستهبندی بود و سپس طراح نقشپارچه شد. هر رویداد بزرگ در حیات فرانسه، از دههی ۱۸۴۰ به بعد، در سرودهای انقلابیاش پژواکی یافت. او با شعرهایش آگاهی را به میان کارگران و مردم زحمتکش میبرد و آنان را به اتحاد و مبارزه علیه بورژوازی و دولتهایش فرا میخواند. پوتیه در دوران «کمون پاریس» (۱۸۷۱) به عضویت کمون برگزیده شد؛ ۳۳۵۲ رای از میان ۳۶۰۰ کسب کرد. او در همهی تصمیمها و اقدامات آن دولت کارگری، نخستین دولت پرولتری جهان، شرکت داشت. او پس از سرکوب خونین کمون، ناچار شد به انگلستان و سپس آمریکا پناه ببرد. در ژوئن همان سال، یعنی درست پس از شکست مه ۱۸۷۱، سرود بزرگ «انترناسیونال» را سرایید. کمون سرکوب شد، اما سرود «انترناسیونال» پوتیه، پیام و آرمان کمون را به سراسر جهان رساند و تا امروز نیز پُرطنین و زنده مانده است.
او چند سال بعد، در دوران تبعید، در ۱۸۷۶ منظومهای با عنوان «کارگران آمریکا خطاب به کارگران فرانسه» سرود؛ در آن منظومه، زندگی طاقتفرسای کارگران را زیر سُلطهی سرمایهداری با چیرهدستی توصیف کرد: فقر، رنج کار روزانه و ایمان خللناپذیر به پیروزی آتی طبقهی خود.
۹ سال بعد به فرانسه بازگشت و بیدرنگ به «حزب کارگر» پیوست. نخستین جلد از اشعارش، در ۱۸۸۴، و دومین جلد با عنوان «سرودهای انقلابی»، در ۱۸۸۷، منتشر شد. مجموعهی دیگری از سرودههایش نیز پس از مرگ او انتشار یافت. پوتیه در ۸ نوامبر ۱۸۸۷ درگذشت. کارگران پاریس پیکرش را به گورستان پرلاشز بدرقه کردند، همانجا که کمونارهای تیربارانشده آرمیدهاند. پلیس میکوشید پرچم سرخ را از دستان کارگران بیرون بکشد و زدوخوردهای خونینی درگرفت. با اینهمه، انبوهی از مردم در این تشییع غیرمذهبی شرکت کردند و از هر سو فریاد برمیخاست: «زنده باد پوتیه!»
او در فقر درگذشت، اما میراثی جاودان بر جای گذاشت. سرودش به یکی از بزرگترین پیامآوران جنبش کارگری بدل شد. روزگاری که نخستین سرودش را مینوشت، شمار کارگران سوسیالیست به زحمت به دهها نفر میرسید. اما امروزه دهها میلیون کارگر در سراسر جهان، سرود جاودانی اوژن پوتیه را میخوانند.
* * *
سرود انترناسیونال
برخیزید، دوزخیان زمین!
برخیزید، زنجیریان گرسنگی!
آگاهی از دهانهی آتشفشان خویش تندروار میغرد
اینک! فوران نهاییست این.
بساط گذشته بروبیم،
به پا خیزید! خیل بردهگان، به پا خیزید!
جهان از بُنیاد دیگرگون میشود.
هیچیم کنون، «همه» گردیم!
نبرد نهاییست این.
بههم گرد آئیم
و فردا «بینالملل»
طریق بشری خواهد شد.
رهانندی برتری در کار نیست،
نه آسمان، نه قیصر، نه خطیب.
خود به رهایی خویش برخیزیم، ای تولیدگران!
رستگاری مشترک را برپا داریم!
تا راهزن، آنچه را که ربوده رها کند،
تا روح از بند رهایی یابد،
خود به کوری خویش بردمیم
و آهن را گرماگرم بکوبیم!
نبرد نهاییست این.
بههم گرد آئیم
و فردا «بینالملل»
طریق بشری خواهد شد.
کارگران، برزگران
فرقهی عظیم زحمتکشانیم ما
جهان جز از آن آدمیان نیست
مسکن بیمصرفان جای دیگری است.
تا کی از شیرهی جان ما بنوشند؟
اما، امروز و فردا،
چندان که غرابان و کرکسان نابود شوند
آفتاب، جاودانه خواهد درخشید.
نبرد نهاییست این.
بههم گرد آئیم
و فردا «بینالملل»
طریق بشری خواهد شد.
مترجم: احمد شاملو، از متن فرانسه،
برگرفته از سایت کانون پژوهشی «نگاه»