خطر جنگ و حمله نظامی به ایران سایه سنگین خود را بر لحظه لحظه زندگیمان انداخته است. بحران اقتصادی، كشتار مخالفان سیاسی، براه افتادن دسته ها و گروههای مسلح شده از طرف آمریكا و اسرائیل، تمركز وسیع نیروهای نظامی در منطقه تنها بخشی از واقعیتی هستند كه روزانه با آن مواجه هستیم. اگر جنگ و حمله نظامی به ایران برای دولت بركتی الهی برای سركوب بیشترو عقب راندن مردم است، اگر برای كسانی حمله آمریكا و جنگ تصویر زیبایشان از آزادی مملكت است، اگر برای دولتهایی حمله به ایران و آغاز جنگ امكانی برای جایگاهی بهتر در معادلات منطقه ای است، اگر برای نیروهای ناسیونالیستی و فاشیستی جنگ و حمله به ایران آغاز ورودشان به صحنه سیاست و جغرافیای منطقه و اعلام حاكمیتشان در اینجا و آنجا است. اگر….
برای ما اما این تنها بخشی از سناریو سیاهی است كه در انتظارش باید باشیم. سناریویی كه تنها بوی خون، كشتار، ویرانی بنیانهای زندگی اجتماعی و تكه تكه شدن جسم اعضای خانواده مان، آشنایان و همسایگانمان را میدهد. این سناریو اما برای بسیاری از نیروهای فعال در صحنه امروز از شاه پرستان و سلطنت طلبها تا نیروهای ناسیونالیست مسلح شده كرد و ترك و بلوچ تا احزاب و گروههای سوپر انقلابی چپ و راستی كه سالهاست درركاب آمریكا و اسرائیل یورتمه میزنند، طلوع آزادی شان است. شاه شدن رضا پهلوی، حاكمیت این یا آن دسته فاشیستی مسلح شده به این یا آن بخش كشورو تحمیل حاكمیت خود با كشتار، زجر و شكنجه رقبا و مخالفانشان، دخالت فعالتر و تقسیم مناطق تحت كنترل در كشور ازطرف اسرائیل، آمریكا، تركیه وسایر آكتورهای منطقه تنها بخشی از نتایج آغاز این سناریو هستند.
این نباید و نمیتواند آینده ما باشد!
هیچ نفرتی از جمهوری اسلامی و خواست تغییر آن نمیتواند بهانه قبول یا همراهی با چنین سناریویی باشد. چنین سناریویی در قدم اول بنیانهای زندگی و همبستگی اجتماعی را از بین میبرد. چه كسی امروز مشتاق زندگی در شرایطی چون عراق، لیبی و سوریه است؟ چنین سناریوهایی معنی و امكان عمل جنبشهای اجتماعی مان را از ما میگیرد. جنبش كارگری، جنبش زنان بازنشستگان، معلمان، جوانان و دانشجویان امروز در سوریه معنایی ندارند. آنچه كه حاكم است. كشتار، قتل و فشار از طرف نیروهای مسلح حاكم از یكطرف و تلاش مردم عادی برای فقط زنده ماندن از طرف دیگر است. چنین شرایطی سازمانها و ارگانهایی كه ما تحت شرایط حاكمیت كنونی ایجاد كرده ایم را همراه با رهبران و اعضایش كنار میزند. اینها ابزارهای دخالت ما در زندگی و مبارزاتمان است. چنین سناریو سیاهی همه اینها را نابود میكند.
جنبش اعتراضی ما، جنبش كارگری، جنبش زنان، جوانان و بازنشستگان هیچ بدهكاری به هیچ سوپرانقلابی هم جبهه آمریكا و اسرائیل ندارد چرا كه آیندهای كه برایمان تصویر میكنند دروغی بیش نیست. ما هیچ بدهكاری به هیچ نیروی ناسیونالیستی كه تنها اشتراكش با ما زبان مشتركمان است نداریم چرا كه آیندهای كه برایمان تصویر میكنند بوی خون و كشتار دیگران را میدهد، ما هیچ بدهكاری به شاه خودگمارده در آمریكا نداریم او و خانواده اش را قبلا تجربه كرده ایم!
باید مقابل این سناریو ایستاد!
جمع شویم، با همسایگان، همكاران و آشنایانمان در این رابطه صحبت كنیم و هم نظر شویم. در محل های كار و محلات بخصوص همه را متوجه این خطرات بكنیم. جمع شویم و علناً در این رابطه تبادل نظر كنیم. این ربط به زندگی همه ما و كودكانمان دارد. به ارگانهای دولتی در محل اعلام كنیم كه نمیتوانند جلوگیر این اقدام ما بشوند. ما برای تظاهرات و شیشه شكستن وغیره جمع نمیشویم. جمع میشویم تا درباره این اوضاع هم نظر شویم. این حق ماست. این سنگینی ترس ناشی از كشتارهای اخیر را هم میشكند. بیانیه بدهیم و وسیعا پخش كنیم. این هم مهم است اما مهمتر از هرچیز دیدار حضوری و همفكری حضوری است. باید گرمی دست یكدیگر را احساس كنیم.
درصورت امكان میتینگ هایی را در شهرهایمان برگزار كنیم. برای مردم سخنرانی كنیم و بگوییم كه این نمیتواند و نباید آینده ما باشد. سناریوهای سیاه را افشا كنیم. نگذاریم با خارج زدن ازهدفمان دوباره شیپور جنگ آخر را در میتینگ هایمان بزنند. نگذاریم حكومتی ها از جمع شدن ما سواستفاده كنند. بهانه به دست نیروهای سركوب و انتظامی ندهیم.
بهرام مدرسی اسد گلچینی
دفتر پژوهش های تحزب کمونیستی در ایران
١٠ بهمن ١٤٠٤ -٣٠ ژانویه ٢٠٢٦