عللِ تحولاتِ ونزوئلا و دورنمای آن

شباهنگ راد

شباهنگ راد

رویداد ونزوئلا حامل پیام سیاسی صریح امریکا به جهان است. «یا تسلیم اراده امریکا شوید، یا با پیامدهای آن مواجه شوید». این تفکر، بی‌ثباتی نظام جهانی را وارد مرحله‌ای تازه کرده است؛ به‌گونه‌ای که روابط، قواعد و مناسبات پذیرفته‌شده از سوی حاکمان کنونی، دیگر تضمینی برای پایداری و امنیت محسوب نمی‌شوند. قلدر منشی قدرت‌ها، با پوشش‌هایی چون «مبارزه با تروریسم مواد مخدر»، جهان انسانی را با مخاطراتی جدی روبه‌رو کرده است؛ تا آنجا که حتی حق حاکمیت دولت‌های همسو نیز قربانی سازوکارهای «قاضیان و قانون‌مداران» قدرت‌طلب می‌شود. اگرچه واقعه ونزوئلا، مجموعه‌ای از پرسش‌های امنیتی و نظامی را مطرح می‌کند که پاسخ آن‌ها پله‌پله و گام‌به‌گام روشن خواهد شد.

اما پیش از روشن شدن ابعاد امنیتی – نظامی، این رویداد واقعیتی به‌مراتب نگران‌کننده‌تر را نمایان می‌سازد؛ اینکه جهان، درنتیجهٔ سیاست‌های قلدرمآبانهٔ قدرت‌های بزرگ، در موقعیتِ به‌غایت خطرناک قرار گرفته است. منظور این است که کشوری بدون پایبندی و مسئولیت‌پذیری نسبت به قوانین و دست‌نوشته‌های بین‌المللی، سیاست آدم‌ربایی و گردنکشی را به رویهٔ سیاستِ اصلی خود تبدیل می‌کند. هرچند این شیوه‌ها در سیاست جهانی، به‌ویژه در چارچوب رویکردهای امپریالیستی، امر تازه‌ای نیست. نمونه‌های متعددی وجود دارد مبنی بر اینکه حاملان این تفکرِ مریض، در اعمال سیاست و منافع اقتصادی خود، عمداً قواعدِ صوری و ظاهری نظم بین‌المللی را نادیده می‌گیرند و مرتکب جنایاتی می‌شوند که توضیح همه‌جانبۀ آن‌ها کمی دشوار به نظر می‌رسد. ازاین‌رو، گروگان‌گیری مادورو و همسرش در ونزوئلا را نمی‌توان صرفاً یک مورد استثنایی، بلکه شکلی تازه و منطبق با منطق حاکم بر رفتارِ دولت‌های بزرگ ازجمله امریکا در جهانِ سرمایه‌داری امروز توضیح داد.

روایتی شگفت‌آور است. همهٔ این اعمالِ شنیع با ادعای ایجاد ثبات و امنیت سیاسی در جهان به‌طورکلی و همچنین حمایت از دمکراسی و آزادی برای مردم کشورهای مختلف، ازجمله ونزوئلا، به مرحله عمل در می‌آید؛ اما اصلِ قضیه، چنان‌که ترامپ در سخنرانی خود تأکید داشته، تسلط بر ذخایر نفتی، طلا و نقره، رفع هرگونه تهدید برای هژمونی دلار در عرصهٔ جهانی، قطع فروش نفت و دیگر منابع طبیعی به رقبا به‌ویژه چین، روسیه و کنار زدن آن‌ها در قاره امریکای جنوبی در راستای پروژۀ «امریکا بزرگ» است. همان سیاستی که پیش‌تر در منطقهٔ خاورمیانه و افریقا، همچون عراق، افغانستان، سوریه و لیبی به مرحلهٔ عمل در آمده است. قطعاً همهٔ این مداخلات و هجوم‌ها در آغاز و غالباً در زرورق و با ظواهر سیاسی نظیر «مبارزه با سلاح‌های کشتارجمعی»، «سازمان‌های تروریستی» و نظایر این‌ها پیچیده و سازمان‌دهی شدند. ولی هم‌زمان با روی کار آمدن ترامپ در مسند قدرت، ظواهر و ریاکاری‌ها کنار گذاشته شده و سیاست آشکار قلدر منشی جایگزین آن شده است. ادعای مالکیت بر سرزمین‌های گرینلند، کانادا، خلیج مکزیک، پاناما و دیگر مناطق پر از ثروت در چنین چارچوب و سیاست‌های قلدر منشی قابل‌وارسی است. بر این اساس، حمله به ونزوئلا و دستگیری مادورو نه یک اتفاق ساده، بلکه روشن و حامل پیامدهای سیاسی، اقتصادی و نظامیِ است که این روزها در برابر جهان انسانی قرار گرفته است. شک نیست این‌گونه اقدامات همان‌گونه که خیابان‌ها نشان داده‌اند هیچ نسبتی در برقراری دمکراسی یا حفظ ثبات سیاسی جهان ندارد و بدون کمترین شبهه‌ای حمله هوایی به ونزوئلا و متعاقباً «گروگان‌گیری» مادورو و همسرش، نه‌تنها بارآور چنین سیاستی نیست بلکه نشان‌دهندهٔ هژمونی‌طلبی دلار و مجبور سازی سیاست راهبردی امریکا به دیگر کشورهای سرمایه‌داری است.

خلاصه آنکه، راهزنان سیاسی و غارتگران منابع طبیعی، تنش‌های سیاسی در ونزوئلا را به مرحله‌ای جدیدی سوق داده‌اند و قطعاً بر هزینه‌های انسانی آن خواهند افزود. هرج‌ومرج، ناامنی و فضای ترس بر جامعهٔ ونزوئلا حاکم خواهد شد و وضعیت معیشتی و اجتماعی مردم بیش‌ازپیش رو به وخامت بیشتری خواهد رفت. به‌این‌علت که هیچ نمونهٔ سودمندی از حضور و حملهٔ نظامی خون‌بار امپریالیست‌ها به کشورهای ستمدیده وجود ندارد. اساساً چنین اقدامات و حملات جنون‌آور نه به جهت ثبات سیاسی جوامع به اسارت گرفته‌شده، بلکه در راستای حضور بیش‌ازپیش کمپانی‌های غارتگر نفت و دیگر منابع طبیعی سازمان‌دهی شده است. تجربه نشان داده است که تحقق ثبات سیاسی با تصرفِ سرزمین و دستبرد به منابع طبیعی جوامع مختلف [ازجمله ونزوئلا] امری محال است و بنیاناً در چارچوب خواسته‌های سیاسی و اقتصادی دولت‌های قلدری چون امریکا سازمان‌دهی داده ‌شده و می‌شود.

ناگفته نماند و نباید دچار خطا شد و رئیس‌جمهور «گروگان گرفته‌شده» ونزوئلا را جدا از تبار حاکمان کنونی جهانِ سرمایه‌داری دانست. او نمایندهٔ واقعی مردم و تأمین‌کنندهٔ منافع کارگر و زحمت‌کشان ونزوئلا نبوده و نیست، همان‌طور که هیچ‌یک از حکومت‌ها و راهزنان سیاسی همچون امریکا و ترامپ هیچ‌گونه نزدیکیِ سیاسی و اقتصادی با سازندگان اصلی جوامع بشری ندارند. به‌هرحال، حمله به ونزوئلا و «دستگیری» مادورو دلیلی بر حقانیت مدعیان به‌اصطلاح برقراری ثبات سیاسی در این کشور نیست. مقصود دستبرد به ذخایر نفتی، طلا، نقره، الماس، کنار زدن رقبا در نیم‌کره غربی زمین و رفع هرگونه تهدید در هژمونی دلار در عرصه جهانی است. بر این اساس و بنا به تجارب به‌جامانده می‌توان گفت که «گروگان‌گیری» رئیس‌جمهور ونزوئلا بر دامنهٔ تنش‌های سیاسی و قیمت کالاهای اولیه زندگی خواهد افزود، منابع طبیعی در ابعاد هر چه بیشتری به غارت خواهد رفت، هرج‌ومرج عملی سراسر این کشور را در بر خواهد گرفت و متعاقباً جهان انسانی را با چالش‌های عمیقی روبرو خواهد ساخت. این‌ها آینده‌ای است که دولت امریکا به یاری دیگر جنایت‌کاران در برابر میلیون‌های کارگر، زحمت‌کش، ستمدیده و جوانان جهان و به‌ویژه سازندگان اصلی جامعهٔ ونزوئلا قرار داده‌اند. بدیهی است که مناسبات حاکم بر جهانِ کنونی، مستلزم تغییر بنیادی است و بدون کمترین شبهه‌ای تغییر آن در همبستگی کارگران و زحمت‌کشان، جوانان و دیگر قربانیان ستم امپریالیستی و آن‌هم با هدایت‌گری سازمان کمونیستی با برنامه وابسته است. بدون برافرازی پرچم صلح و دوستیِ کارگران، جهان از تخریب زیرساخت‌ها و غارت ثروت‌های جامعه و کشت و کشتار میلیون‌ها انسان رنج‌دیده خلاص نخواهد شد.

6 ژانویه 2026

16 دی 1404

پیام بگذارید