بهرام رحمانی
جو هیل: «برای من گریه نکنید، سازماندهی کنیدم!
جو هیل (Joe Hill)، متولد ۷ اکتبر ۱۸۷۹ در سوئد بود که به آمریکا مهاجرت کرد و در سحرگاه ۱۹ نوامبر ۱۹۱۵، در ایالت «یوتا» به زندگی پرشکوه این بزرگ مرد تاریخ خاتمه دادند.
جوهیل آهنگساز، ترانهسرا، کارتونیست و رهبر نامآور جنبش کارگری بود که در راه دفاع از زحمتکشان و کارگران اعدام شد و بهمثابه نمادی از ایستادگی و خیزش در برابر استبداد و بیعدالتی برای همیشه جاودان گشت.
فرزاد کمانگر، همین جمله جوهیل را تکرار کرد: «برای من گریه نکنید، سازماندهی کنید»!
اعدام فرزاد کمانگر، معلم، نویسنده و شاعر به گونهای یادآور مرگ « جو هیل» ترانه سرا، مورخ و مبارز کارگری بود. در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر کُرد بههمراه چهار زندنی سیاسی دیگر به نامهای همراه علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علمهولی و مهدی اسلامیان در زندان اوین به اتهام همکاری با حزب کارگران کردستان(پ.ک.ک) و اتهامهای زیر مجموعه آن اعدام شدند. اتهامهایی که به گفته خود کمانگر با وجود شکنجههای فراوان هیچگاه زیر بار آنها نرفت. کمانگر حدود یک ماه قبل از سالگرد اعتراض به انتخابات خرداد ۱۳۸۸ و با حکم دادگاهی که به گفته خودش تنها هفت دقیقه طول کشیده بود، اعدام شدد.
حقیقتا جای فعالین کارگری سرشناس همچون اسماعیل بخشی، رضا شهابی، محمود صالحی و هزاران همفکر آنها در سایر جنبشهای اجتماعی در این خیزش خیابانی مردم تحولخواه خالی است؛ این چهرههای سرشناس طبقه کارگر که هم تجربه سازماندهی و اعتصاب و تجربه زندان و شکنجه و همچنین تحمل فقر و فلاکت اقتصادی را دارند و چهرههای محبوب طبقه کارگر ایران، اکنون است که صدایشان باید رد صف میلیونی معترضین و اعتصاب کارخانهها و ادارات و دانشگاهها و مدارس شنیده شود.
اگر این فعالین در صف مقدم این جنبش میلیونی کنونی خیابانی قرار گیرند شور و شوق بیسابقهای در ای جنبش خیابانی به وجود میآورند. در این این جنبش رهاییبخش میلیونی که این روزها در جامعهمان خالی است. زمانش الان است که اسماعیل بخشی و رفقایش کارگران شرکت هفتهتپه را در همبستگی با اعتراضات خیابانی به اعتصاب دعوت کنند و این فرصت تاریخی و استثنایی و طلایی را از دست ندهند!
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» زندانیان، موضعگیری اخیر هنرمندان مترقی و پیشرو، وکلا، کانون نویسندگان ایران هم روحیه مثبتی به این جنبش موجود میدهند.
همین الان است که فعالین کارگری، زنان، دانجوشان و جوانان و بازنشستگان و فعالین محیط زیست و غیره فعالتر از گذشته روابط خود را گسترش دهند و با تبادلنظر و مشورت و ارزیابی از موقعیت کنونی مشترکا همه جنبشهای اجتماعی را به اعتصاب و اعتراض فربخوانند.
مرخص رضا شهابی از زندان و استقابل همسر و تعدادی از فعالین کارگری در استقابل از او
همین الان است که زمان اعتصاب و سازماندهی و تدوین اهداف و برنامههای آزادیخواهانه، برابریطلبانه و کرامت انسانی آنی و آتی طبقه کارگر را به جامعه ارائه دهند. و با صدای بلند خواهان لغو اعدام و آزادی همه زندانیان سیاسی و اجتماعی، آزادی احزاب و رسانهها، نهادهای مردمی و افزایش دستمزدهای موجود متناسب با تورم و گرانی واقعی و… باشند. و نهایتا زمینه را برای وارد کردن ضربه نهایی به جمهوری جهل و جنایت اسلامی و ساختن یک جامعه نوین آزاد و برابر و مرفه را با شرکت همه نیروهای مردمی و در پیشاپیش همه جوانان دختر و پسر آگاه و پرانرژی آغاز کنند و در مقابل جامعه قرار دهند!
در چنین روندی است که از یک سو مستبدان و سرکوبگران حکومت و از سوی دیگر فرصتطلبانی همچون پادشاهیخواهان و همچنین دخالت دولتهای اشغالگر و جنگطلب را به جای خود خواهند نشاند و آلترناتیو سیاسی-طبقاتی مستقل مردم آزاده ایران را بر مقابل مردم خواهان تغییرات بنیایدی ایران و جهان قرار خواهند داد!
در حال حاضر جنبش انقلابی مردم ایران، نیاز به تشکیل کمیتهها و شوراهای محلات و تشکیل کمیتههای خودیاری و خبررسانی در محلات و مکانهای کار و آموزش و اقدام جدی برای سازمانیابی این جنبش، بهخصوص در طبقه کارگر، نیاز عاجل و مبرمی دارد. رهبران عملی جنبش کارگری و آزادیخواه و با تجربه در بطن چنین سازمانیابی میتوانند متحد شوند و در سطوح بالاتر جنبش را به مسیر درستی هدایت کنند.
اگر اسماعیل بخشیها، رضا شهابیها، محمود صالحیها و هزار فعال و سازمانده جنبش خیابانی موجود، جنبش دانشجویی و دانشآموزی، جنبش زنان، بازنشستگان، بیکاران، حاشیهنشینان، افغانهای ساکن ایران و… امروز اقدام جدی نکنند شاید فردا بسیار دیر شود!
شنبه بیستم دی 1404-دهم ژانویه 2026