کانی کرم پور
در آستانه ۸ مارس، روز جهانی زن، سخن از زنانی است که تاریخ را نه با جوهر، بلکه با ایستادگی در برابر گلوله، انفرادی و تبعیض بازنویسی کردند. مبارزات زنان در ایران و بهویژه در کردستان، داستانی است که از قرنها پیش آغاز شده و در دهههای اخیر به اوجی بینظیر رسیده است؛ نبردی که در آن زن، همزمان در جبههی سنتهای فرسوده، قوانین ارتجاعی و استبداد سیاسی میجنگد.
ریشههای این آگاهی عمیق را باید در اسفند ماه ۱۳۵۷ جستجو کرد. در حالی که غبار انقلاب هنوز فرو ننشسته بود، زنان نخستین کسانی بودند که چهرهی واقعی ارتجاع اسلامی را تشخیص دادند. فرمان حجاب اجباریخمینی در آن روزها، تنها یک دستور برای پوشش نبود، بلکه اعلام جنگ علیههویت زنانه بود. زنان ایران و کوردستان در آن اسفند سرنوشتساز، اولیننیرویی بودند که به میدان آمدند و با شعار «آزادی نه شرقی است و نه غربی،جهانی است»، نشان دادند که اجازه نخواهند داد حقوقشان قربانیمصلحتهای سیاسی شود. این پیشگامی تاریخی، بذری بود که در دهههایبعد به درختی تنومند تبدیل شد.
در این میان، کوردستان جایگاهی نمادین و استثنایی دارد. زنان کوردستان اولین زنان در منطقه بودند که به صورت سازمانیافته و منسجم، اسلحه به دست گرفتند و در صفوف پیشمرگان جای گرفتند. این حضور مسلحانه، صرفاً یک کنش نظامی نبود، بلکه یک انقلاب فرهنگی بزرگ بود؛ پیامی روشن به جهان که زن کورد نه تنها در مدیریت جامعه و سیاست، بلکه در سختترینجبهههای دفاع از سرزمین و آزادی نیز پیشقدم است. این سنتِ مبارزهیسازمانیافته که از دههها پیش آغاز شده، تا به امروز با شکوهی دوچندان ادامه دارد و زنان پیشمرگ همچنان با سلاحی بر دوش و آگاهی در دل، لرزه بر تن دشمنان آزادی میاندازند. آنها ثابت کردند که «ژن، ژیان، ئازادی»فراتر از یک شعار، یک شیوهی زیستن و مبارزه است که ریشه در کوههایسرکش کوردستان دارد.
اما این مبارزه تنها در کوهستانها و خیابانها جریان نداشت؛ زندانها سنگر دوم این حماسه بودند. از همان روزهای اول قدرتگیری جمهوریاسلامی تا به امروز، بندهای زنان شاهد مقاومتی بوده که دیوارهای سنگی را خجل کرده است. زنان زندانی سیاسی، بهویژه در کوردستان، زیر سختترینشکنجهها و در سلولهای انفرادی، از آرمان خود عقب ننشستند. آنها زندان را به دانشگاهی برای آگاهیرسانی تبدیل کردند و حتی از پشت میلهها،رهبری فکری جنبشهای بیرونی را بر عهده گرفتند. ایستادگی آنها نشان داد که زنجیر و قفل میتواند تن را به بند بکشد، اما ارادهی زنی را که برای رهاییمیجنگد، هرگز.
در کنار این مقاومت مستقیم، جنبش دادخواهی به عنوان ستون اخلاقیمبارزه شکل گرفت. این جنبش با ارادهی مادران و دخترانی جان گرفت که اجازه ندادند خون عزیزانشان پایمال فراموشی شود. ما از مادرانی حرف میزنیم که سوگ را به سلاحی علیه ستم تبدیل کردند. مادران خاوران که در دههی ۶۰ سنت ایستادگی را بنا نهادند، و مادران پیشمرگه در کوردستان که در برابر از دست دادن فرزندانشان، قامتی افراشتهتر یافتند. نمونهیدرخشان این استواری، دایه بهیه ،مادر همچون کوه استوار کاک فواد مصطفیسلطانی و ۴ برادر جانباختهاش که نماد مقاومت ومبارزه در کوردستان شدند است؛ زنی که پنج فرزندش را در طبق اخلاص آزادی نهاد اما هرگز در برابر ظلم سر خم نکرد. او و دیگر مادران دادخواه، از مادران آبان تا مادران جنبش اخیر، به مراجع اخلاقی جامعه تبدیل شدهاند که هیچقدرتی توان رویارویی با نگاه حقطلبانه آنها را ندارد.
امروز، در حالی که ایران درگیر جنگی همهجانبه در ابعاد مختلف است، زنان بار دیگر نشان دادند که نیروی محرکهی اصلی تغییر هستند. آنچه به عنوان «انقلاب زنانه» شناخته شد، ثمرهی دههها ایستادگی در برابر ارتجاع، تجربه مبارزات مسلحانه در کوردستان، مقاومت در زندانها و پایداری در مسیردادخواهی بود. این انقلاب به جهان ثابت کرد که قرن بیست و یکم، قرن رهایی به رهبری زنان است. زنان ایران و کوردستان که قرنها با قوانینپدرسالارانه و سنتهای محدودکننده جنگیدهاند، امروز در خط مقدم نبردیهستند که سرنوشت کل منطقه را رقم خواهد زد.
این نوشته پیشکشی است به تمام زنان پیشمرگ که در کوهها پاسدار آزادیاند، به زنان زندانی که دیوارها را به زانو درآوردهاند، به مادران دادخواهی که حافظان حقیقتاند و به هر زنی که در خیابانهای ایران، با هر قدمش، لرزه بر اندام استبداد میاندازد. ۸ مارس بر شما، قهرمانانِ زندگی و آزادی، خجسته باد.