غلام قاسمنژاد:
تنها مرکز فرهنگی مریوان، تا اواسط دهه چهل شمسی دبیرستان( آنهم فقط دوره اول) بود. این دبیرستان در واقع به مدرسه نظام و پادگان شبیه بود. مقررات شدید و بی چون وچرای حکومت نظامی و امنیتی شهر بر محیط درس و پرورش حاکم بود. تنبیه بدنی، توهین، تمسخر و حتی « فلک» کردن دبیرستانیها در برابر صف دانشآموزان دبستان و دبیرستان( تا اوایل دهه چهل) فضای رعب و تسلیم ویا فرار از تحصیل را فراهم آورده بود. وجود معلمان و دبیران مترقی در زیر فشار مدیریت و اداره «فرهنگ»(آموزش وپرورش) به چشم نمیخورد. ادامه تحصیل هم مستلزم رفتن به شهرهای بزرگتر بود. مریوان دوره دوم دبیرستان نداشت. وضع با آمدن شخصی به نام « رکان» رییس جدید دبیرستان، مطلقا نظامی و سرکوبگرانه شد.
با ایجاد دوره دوم دبیرستان و شروع سال اول( کلاس دهم) و آمدن دبیران جدید، دبیرستان تاریخ جدیدی راآغاز کرد. نسیم و موج جنبشهای اجتماعی و تعرضات جوانان به سیستمهای حاکم در سراسر جهان، به مریوان هم رسید. دبیران جدید «چاوه» ( فاتح شیخ) و زندهیاد «احمد مجلسی» آغازگر این تاریخ شدند. در مدت کوتاهی فضای رعب و خقفان و سکوت که پس از دوران مصدق حاکم شده بود، در دبیرستان در هم شکست. فضا ابتدا سیاسی و با به میدان آمدن « ساواک» بجای مرزبانی و ژاندارمری، امنیتی میشود. جوانان دبیرستانی تحت تاثیر این دو دبیر،علیرغم فشارو تهدید عوامل ساواک، با موج جهانی آزادیخواهی و ترقیخواهانه آن دوران همگام میشوند. وجنبش در دبیرستان مریوان همتراز جنبشهای دانشجویی میشود. وقتی تحت تاثیر این حرکت و تحول، جامعه کوچک مریوان قطبی میشود . طرف مقابل به هر توطئه و دسیسه متوسل میشود.حتی مرتعجین و عوامل محلی رژیم خواستار برکناری فاتح شیخ میشوند.
در این اوضاع که فاتح شیخ و جنب و جوش جوانان در مرکز توجه است، فاتح از« نیرومند» فرماندار مریوان میخواهد که دستورگشایش کتابخانه شهر را بدهد. ساختمان کتابخانه توسط شهرداری به پایان رسیده بود ولی فقط یک ساختمان خالی بود.( ایجاد کتابخانههای عمومی بیش از ۱۳۵۲ با شهرداریها بود و از آن سال به بعد به « وزارت فرهنگ و هنر» واگذارشدند) . فرماندار، حال برای جلب نظر، یا رقابت با ساواک و به خاطر شخصیت و اتوریتهای که فاتح در افکار عمومی داشته ، موافقت میکند. و دستورمیدهد که بودجهای هم برای خرید کتاب در اختیار فاتح بگذارند. فاتح با سفر به تهران، مجموعهای منتخب و بزرگ( به نسبت جمعیت ) از بهترین کتابها را خریداری و علاوه بر این در آن سفر، مجموعهای از کتابهای زنده یادان« غلامحسین ساعدی» و « صمد بهرنگی» اهدایی به کتابخانه مریوان را با خود به ارمغان میآورد و کتابخانه عملا شروع به کار میکند. یکی از جوانان پیشرو دبیرستان، زنده یاد « علی کهنهپوشی»( علی فایق) راهم برای اداره کتابخانه تعین میکند.
من در آن دوره برای دوره دوم دبیرستان در سنندج بودم و هر سال که به کلاس بالاتر میرفتم ، با یک سال اختلاف، آن کلاس در دبیرستان مریوان دایر میشد. به همین خاطر از همه این وقایع بی خبر و دور بودم.
کتابخانه شروع به کار میکند و جوانان دبیرستان همزمان با بهرهوری از کلاسها، اسلوب مترقی ، دوستی صمیمانه و تاثیر گذار فاتح و همکار و دوستش احمد، به کتابهای خوب دسترسی پیدا میکنند. اولین کتابی که درتعطیلات تابستان و بازگشت به مریوان و در سن هفده سالگی از کتابخانه عمومی امانت گرفته و مطالعه کردم، کتاب «پدران و پسران» از « ایوان تورگنیف» بود.
جالب اینکه با سفر همسر شاه به مریوان، درب کتابخانه را بسته و یک نوار پرچمی جلو آن کشیدهبودند تا «شهبانوی فرهنگدوست» کتابخانه را« افتتاح فرمودند».
وقتی کتابخانهها تحت پوشش فرهنگ و هنرقرار گرفت. فرهنگ و هنر استان، «یداله محمدی» و زندهیاد « عارف افتخاری» را برای کتابخانه مریوان استخدام کرد. در کتابخانه ملی به گذراندن واحدهای کتابشناسی و طبقهبندی مشغول بودم که از طریق «محمد زهری» استاد کتابشناسی مطلع شدم که برای شهرستانها کتابدار استخدام می کنند. و مریوان هم از آنها بود. و کتابدار شدم.
واما اهمیت کار و تلاش فاتح در تاسیس کتابخانه جدا از در هم شکستن جو سکون ، خمودگی و تسلیم طلبی حاکم بر شهر همین بس که یادآور شوم که در آن سالها که من در سنندج درس میخواندم، کلاسها به وسیله دستگاهای «آیفون» به اتاق دفتر دبیرستان( شاهپور) وصل بودند و تمام آنچه در کلاسها به زبان میآمد، در دفتر شنود میشد. یک نفس مخالف از گلویی خارج نمیشد. کتابخانه شهر، کتابخانه امور تربیتی بود و قفسههای آن مملو از کتابهای قدیمی بود و کتاب جدید به سختی به دست میرسید و شاید برداشته شدهبودند.در کتابخانه دبیرستان با سابقهای مثل دبیرستان شاهپور هم تعداد کمی کتاب آنهم اکثرا متون قدیمی موجودبود. و کتابخانه عمومی سنندج که مرکز استان بود، تازه در سال ۱۳۵۲ و شش سال پس از کتابخانه عمومی مریوان تاسیس شد.
این نوشته برای ارج نهادن به تلاشهای فاتح شیخ «چاوه» گرامی و قدردانی از راهی که پیش پای نسلی از جوانان شهرمان گذاشت، رنجی که در این راه متحمل شد، دایر کردن کتابخانه و راهی که مریوان با حرکتهای تاریخی که بااو شروع شد و انقلابیون آنرا پی گرفتند، با زنده یاد« فواد مصطفیسلطانی» به اوج رسید و امروز تبلور آنرادر حرکتهای اجتماعی و مترقی میبینیم . و با گرامیداشت خاطره عزیزان، زنده یاد علی کهنهپوشی و زندهیاد عارف افتخاری. و سپاس از همه شما عزیزانی که پس از سالها، هنوز نوردیده و امید من برای زندهماندن هستید. دستتان را صمیمانه میفشارم.