بیانیهٔ کمیتهٔ مرکزی کومه‌له به مناسبت سالگرد فرمان جهاد خمینی علیه مردم کردستان

کمیتهٔ مرکزی کومه‌له

سالگرد یورش رژیم جمهوری اسلامی به کردستان در مرداد ۱۳۵۸ در شرایطی فرا می‌رسد که جامعهٔ ایران هنوز از زخم دو رویداد بزرگ و دردناک به خود می‌پیچد: جنگ ویرانگری که میان جمهوری اسلامی و آمریکا درگرفت، و کشتار جنایتکارانهٔ هزاران معترض در دی‌ماه گذشته. این دو رویداد زخم‌های عمیقی بر پیکر جامعهٔ ایران وارد کرده‌اند، اما در همان حال، مردم درس‌های گران‌بهایی آموخته‌اند؛ درس‌هایی که متأسفانه بهای سنگینی برای آن‌ها پرداخته شده است. آزادی ودیعه‌ای نیست که دشمنان مردم، در هیچ جبهه‌ای از دو سوی این جنگ، در طبقی زرین تقدیم مردم ایران کنند. پیروزی انقلاب در گروِ داشتن استراتژی روشن، سازمان‌دهی، رهبری و حرکتی گام‌به‌گام به‌سوی پیروزی است. آنچه به جنبش کردستان، که امروز در آستانهٔ سالگرد یکی از خونین‌ترین صحنه‌های آن ایستاده‌ایم، ویژگی می‌بخشد، همین است: شکل‌گیری عناصر استراتژی، سازمان، رهبری و گام‌های استوار و پیوسته به‌سوی پیروزی است.
 
حملهٔ ۲۸ مرداد؛ حلقه‌ای از پروژهٔ سرکوب انقلاب
یورش نظامی به کردستان در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ رویدادی ناگهانی و بی‌مقدمه نبود. این حمله بخشی از پروژهٔ گسترده‌تری برای سرکوب انقلاب ایران بود؛ بخشی از آن به‌وسیلهٔ رژیم شاه صورت گرفت و ادامهٔ سرکوب آن را رژیم جمهوری اسلامی بر عهده گرفت. پروژه‌ای که از همان فردای به قدرت رسیدن جریان اسلامی در دستور کار قرار گرفت. در اواخر اسفند ۱۳۵۷ و اوایل فروردین ۱۳۵۸، به فرمان فرماندهان پادگان‌های تحت کنترل رژیم تازه‌به‌قدرت‌رسیده، در مهاباد و سنندج بر مردم آتش گشوده شد. در مهاباد بیست تن با تیراندازی مستقیم جان باختند و در سنندج نزدیک به دویست نفر زیر توپ‌باران کشته شدند.
رژیم نوپا در همین مرحله کوشید بخشی از نیروهای ارتجاع محلی را نیز با خود همراه سازد. مسلح‌کردن فئودال‌ها و عشایر و سازمان‌دادن آنان در قالب تشکیلاتی به‌نام «شورای عشایر کردستان»، و تقویت جریان اسلامی تحت رهبری احمد مفتی‌زاده در سنندج، از جمله اقداماتی بود که زمینهٔ حملهٔ بزرگ‌تر را فراهم می‌کرد.
در ۳۱ فروردین ۱۳۵۸ رژیم جنگی خونین میان مردم ترک و کرد را در نقده برانگیخت و پاسداران تحت فرمان ملا حسنی را برای کشتار و غارت به این منطقه گسیل داشت. در ۲۳ تیر همان سال، پاسداران در مریوان بر مردم آتش گشودند؛ بیست‌وچهار تن جان باختند و ده‌ها تن زخمی شدند. در سنندج نیز تیراندازی نیروهای مستقر در شهر جان چند تن دیگر را گرفت.
اما برخلاف بسیاری از مناطق دیگر ایران، سرکوب در کردستان با مقاومتی گسترده و سازمان‌یافته روبه‌رو شد. مردم کردستان رفراندوم ۱۲ فروردین برای تأسیس حکومت اسلامی را تحریم کردند. اعتصاب یک‌ماههٔ سنندج برای اخراج پاسداران از شهر، کوچ تاریخی مردم مریوان با همین هدف، راهپیمایی طولانی از سنندج به مریوان، و ده‌ها اقدام توده‌ای دیگر، همه نشان داد که کردستان آمادهٔ تن‌دادن به سلطهٔ رژیم تازه نیست. کومه‌له که یورش گسترده‌تر رژیم را ناگزیر می‌دید، در همین فاصله می‌کوشید مردم را برای مقاومتی طولانی و سرنوشت‌ساز آماده کند.
چرا کردستان مسیر دیگری پیمود؟
جریان اسلامی که برای قرن‌ها همچون دولتی در دل دولت عمل کرده بود، پس از سقوط رژیم شاه از شبکهٔ گستردهٔ مساجد و آخوندهای مستقر در سراسر کشور، از منابع مالی سرشار و از رهبری منسجم برخوردار بود. با اعلام بی‌طرفی ارتش، این جریان توانست تمامی ارکان قدرت رژیم پیشین را در دست بگیرد و ساختارهای درهم‌شکسته در جریان انقلاب را به‌سرعت بازسازی کند. نه لیبرال‌های وابسته به جبههٔ ملی توانستند اعتماد دولت‌های غربی را جلب کنند، و نه نیروهای چپ و کمونیست، به دلایل گوناگون، فرصت جمع‌وجورکردن نیروها و توان اجتماعی خود را یافتند. تنها در کردستان بود که این روند مطابق نقشهٔ جریان اسلامی پیش نرفت و این منطقه سرنوشتی جداگانه یافت.
یورش ۲۸ مرداد؛ آغاز جنگی تمام‌عیار
پیش از حمله به کردستان، دانشجویان در دانشگاه‌ها سرکوب شدند، جنبش ترکمن‌صحرا به خون کشیده شد، اعتراضات خوزستان در نطفه خفه گردید، و کارگران در بندر انزلی و اصفهان به رگبار بسته شدند. اما رژیم برای سرکوب در کردستان به تدارکی بیشتر نیاز داشت، و از همین رو حمله به این منطقه با تأخیر نسبت به دیگر نقاط کشور صورت گرفت.
در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸، رژیم که خود را برای سرکوب دستاوردهای مردم کردستان آماده می‌دید، حمله را از دو محور ارومیه و کامیاران آغاز کرد. در هر دو محور، نیروهای پیشمرگ مقاومتی جانانه از خود نشان دادند. رژیم توانست با برتری نیروی هوایی و توپخانه شهرها را اشغال کند، اما کومه‌له با انتشار بیانیهٔ «خلق کرد در بوتهٔ آزمایش»، مردم کردستان را به مقاومتی همه‌جانبه فراخواند. این فراخوان با استقبال گسترده روبه‌رو شد؛ شعله‌های مبارزه از هر سوی کردستان زبانه کشید. حملات غافلگیرانهٔ پیشمرگان از یک‌سو و اعتراضات روزمرهٔ توده‌ای از سوی دیگر، طی سه ماه توازن قوا را به‌سود مردم تغییر داد و رژیم را ناگزیر به عقب‌نشینی، پذیرش آتش‌بس و نشستن پای میز مذاکره کرد.
بازگشت پیشمرگان و تجربهٔ حاکمیت مردمی
بازگشت دوبارهٔ نیروهای پیشمرگ به شهرها و استقبال باشکوه مردم از آنان، عملاً شکست یورش ۲۸ مرداد را اعلام کرد و جنبش انقلابی کردستان را وارد فاز تازه‌ای از مقاومت و مبارزه ساخت. مردم، به‌ویژه جوانان، مبتکرانه‌ترین شیوه‌های ادارهٔ امور اجتماعی را به کار بستند و در بسیاری از نقاط کردستان جامعه را به شیوه‌ای سالم و دموکراتیک اداره کردند. امنیت محله‌ها با مشارکت توده‌ها تأمین شد، توزیع مواد غذایی و مایحتاج مردم سازمان یافت، خدمات پزشکی و درمانی از سر گرفته شد، مدارس و ادارات به فعالیت خود ادامه دادند، و اخلاق و رفتاری انسانی و انقلابی رواج یافت. در همین دوره «هیأت نمایندگی خلق کرد» شکل گرفت و ادارهٔ امور کردستان را در آرایشی نیمه‌جبهه‌ای بر عهده گرفت.
آمادگی برای یورش دوم و مقاومتی طولانی‌مدت
در فاصلهٔ کمتر از شش ماه، رژیم سرگرم آماده‌سازی برای حمله‌ای دیگر بود. کومه‌له، با وجود کارشکنی‌های داخلی، در تلاش برای آماده‌ساختن افکار عمومی برای رویارویی با تهاجم قریب‌الوقوع رژیم بود. جمهوری اسلامی از مذاکرهٔ واقعی با هیأت نمایندگی مردم کردستان طفره می‌رفت و با مانورهای فریبکارانه برای خود وقت می‌خرید. سرانجام در فروردین ۱۳۵۹، حملهٔ دوم از محور کامیاران-سنندج آغاز شد. رژیم هیچ سنگری را بدون عبور از مقاومتی قهرمانانه فتح نکرد؛ مقاومتی که سال‌ها دوام یافت و رژیم را در کردستان زمین‌گیر کرد. اگرچه رژیم سرانجام به برتری نظامی دست یافت، هرگز نتوانست مردم کردستان را به تسلیم وادارد.
دستاوردهای حاکمیت شورایی
با وجود تفاوت‌های محلی و محدودیت زمانی، مردم کردستان برای نخستین بار حاکمیتی از پایین، حاکمیتی شورایی، را تجربه کردند؛ حاکمیتی که آزادی‌های سیاسی بی‌قیدوشرط را ممکن ساخت. بقایای نظام فئودالی زدوده شد و زمین به کسانی رسید که بر آن کار می‌کردند. زنان در مقیاسی گسترده وارد عرصهٔ فعالیت اجتماعی شدند. نطفهٔ آموزش و پرورشی مترقی بسته شد، و مردم برای نخستین بار احساس کردند دیگر زیر بار ستم و تبعیض ملی نیستند. مقاومتی که بعدها در برابر یورش رژیم صورت گرفت، در واقع دفاع از همین دستاوردها بود.
کمبودها و درس‌های تاریخی
مهم‌ترین کمبود آن دوره، کمبود تجربه و فرصت برای تربیت کادرهای توانمند ادارهٔ جامعه بود. جامعه‌ای که دهه‌ها زیر سلطهٔ نظام پادشاهی سرکوب شده بود، برای رفع این کمبودها به زمان نیاز داشت. جنگی‌شدن فضای کردستان، مقاومت مسلحانه را ناگزیر در رأس اشکال مبارزه قرار داد و فرصت لازم برای تعمیق و گسترش این دستاوردها فراهم نشد.
مهم‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین درسِ این تجربه آن است که نباید در سازمان‌دهی شوراهای محل کار و زیست تأخیر کرد. با وزیدن نخستین نسیم آزادی، مردم باید قدرت خود را از پایین مستقر سازند. تجربهٔ شوراهای محلات سنندج، معروف به «بنکه‌ها»، در این زمینه بسیار آموزنده است. باید از پیش برای پاسخ‌گویی فوری به نیازهای اقتصادی مردم برنامه داشت، باید برای مقابله با فلاکت اقتصادی و خنثی‌کردن تفرقه‌افکنی‌های ملی و مذهبی نقشه‌ای روشن تدارک دید، و باید مسئولانه برای رفع ستم ملی تلاش کرد. رادیکالیسم واقعی تنها در چنین عرصه‌هایی معنا می‌یابد؛ نه با ایفای نقش یک حزب افراطیِ ناگزیر غیرکارگری. همهٔ این عناصر و تجربه‌ها را می‌توان در تاریخ چهل‌وهفت‌سالهٔ کومه‌له و جامعهٔ کردستان مشاهده کرد.
از انقلاب ژینا تا امروز؛ تداوم سنت انقلابی کردستان
در سال‌های اخیر، کردستان شاهد حرکت‌هایی پیشرو و اجتماعی بوده که نشان می‌دهد جنبش انقلابی در عمق جامعه ریشه دوانده و رو به گسترش است. انقلاب شکوهمند ژینا نمونهٔ زندهٔ همین تداوم است. تظاهرات گستردهٔ خیابانی، اعتصاب‌های سیاسی، ابتکارات توده‌ای و مدنی در مقابله با جمهوری اسلامی که در همین یک سال گذشته شاهدشان بودیم، نشانه‌های درخشانی از زنده‌بودن جنبشی انقلابی و توده‌گیرند.
اما انقلاب ژینا نیز رویدادی بی‌زمینه و بی‌مقدمه نبود. اعتصاب عمومی در حمایت از کولبران، همبستگی کم‌نظیر مردم در زلزلهٔ کرمانشاه، کارناوال بزرگ برای تجلیل از رانندهٔ جان‌باخته در امدادرسانی، پشتیبانی گسترده از جنبش حق‌طلبانهٔ روژاوا، حمایت از مردم کردستان عراق در برابر زورگویی دولت مرکزی، حرکت‌های محیط‌زیستی، خودسازمان‌دهی درخشان در برابر اپیدمی کرونا، مقاومت زنان در برابر حجاب اجباری، و طیف گستردهٔ فعالان کارگری با نفوذ سراسری ـ همهٔ این‌ها گواهند که مردم زحمتکش و تحت‌ستم کردستان سنت‌های انقلابی خود را پاس می‌دارند و پیش می‌برند.
در چنین شرایطی باید با تمام توان کوشید تا جنبش انقلابی کردستان، با کوله‌باری از تجربه‌های غنی خود، با جنبش سراسری مردم ایران برای نان و آزادی همراه و همگام شود. نباید اجازه داد دیدگاه‌های انزواطلبانه، محافظه‌کارانه یا ناسیونالیستی، حرکت‌های حق‌طلبانه و سراسری را به مردم کردستان نامربوط جلوه دهند. باید تمامی ظرفیت‌های موجود، خفته یا غیرفعال، را به کار انداخت. انقلاب ژینا تاکنون راه را نشان داده است. باید از تجربه‌ها و کمبودهای همین انقلاب آموخت، با کمترین هزینه بیشترین دستاوردها را به دست آورد، و راه پیروزی را گام‌به‌گام هموار کرد.
در سالگرد ۲۸ مرداد یاد همهٔ جان‌باختگانی را گرامی می‌داریم که در سنگرهای مختلف این مقاومت جانانه و سرفرازانه، جان خود را در راه آرمان‌های والایشان از دست دادند و ادامهٔ راه را تا پیروزی نهایی به ما سپردند.
کمیتهٔ مرکزی کومه‌له
(سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)
۲۶ مرداد ۱۴۰۵