برگی از تاریخ: تقدیم به, کارگران کارخانجات پشم بافی ایران برک، که ۱۹ ماه است حقوق آنها عقب افتاده

شمس الدین امانتی

برگرفته از: پیام نشریه صدای انقلاب ایران، در مهر ماه ۱۳۶۹.

۴۲ ماه بیمه آنها پرداخت نشده و از ابتدای سال ۱۴۰۵بلاتکلیف هستند.

شمس الدین – امانتی. ۸ / ۱۰/ ۲۰۲۶  

وقتی فریاد میزنیم «مسکن نداریم!!»

دولت میگوید، در حساب پس انداز بانک پول بریزید تا ۱۰- ۱۲ سال دیگر به شما خانه بدهیم.

وقتی میگوییم، فرزندانمان گرسنه اند!

دولت میگوید «تامین زندگی کودکان بر عهده خانواده است.»

وقتی نعره میزنیم کار نداریم و دستمزد کم است.

جواب میدهند «صبر انقلابی داشته باشید، اسلام در خطر است!!»

ما هر روز و هر لحظه با تمام وجودمان طعم تلخ نداری، بدبختی و مرگ تدریجی را مزمزه میکنیم و آنها را با تکیه بر مسند دولت و میلیاردها تومان پول ما جواب حاضر و آماده ای را از کیسه شان در می آورند، جنجال تبلیغاتی به راه می اندازند و رسواترین گداها و دزدها که دار و ندارشان از خون و عرق پیشانی ما بدست آمده به دروغ، اشک می ریزند و ما را مستضعف، فقرا و بینوایان خطاب میکنند. وقتی به خاطر امرار معاش مان، بخاطر زندگی کردن در جنگل جمهوری اسلامی، دست بلند می کنیم و حق خودمان را میخواهیم، زندان شلاق و حد و تعزیر را وسط میکشند و بر چوبه عبرت اسلام بر دارمان می کشند. این وضع دیگر قابل قبول و تحمل نیست، کاسه صبر لبریز شده است، دولت سرمایه داران مسئول تمام بدبختیها، تمام نداری ها و تمام فلاکتی است که بر ما و هم طبقه ایمان روا میشود. گدایان کاسه لیسان و مستضعفین واقعی هستند، آنهائی که حتی یک روز بدون کار ما، امکان زندگی کردن ندارند، بیشرف هایی که بجز زورگویی، بجزٔ دزدی و بجزٔ عیش و عشرت و خوشی هیچ کاری ندارند. ما مستضعف و گوسفند قربانی نیستیم، ما خالق تمام نعمات و ثروت این جامعه هستیم.

کارگران!

قدرت حقیقی ما هستیم، آنها از پراکندگی صفوف ما، از تفرقه کارگران سود می برند، «تفرقه بیانداز و حکومت کن» این شعار صدها سال سرمایه داران است. متحد شویم، درد را با مُسکن نمیشود درمان کرد، ریشه مصائب و بدبختیها را باید کند. دست در دست هم، زن و مرد، پیر و جوان، شاغل و بیکار، کنتراتی و رسمی متحد شویم، حرفمان را یکی کنیم و فریاد بزنیم، ما نان و مسکن میخواهیم، ما از بین رفتن نابرابریها و تبعیض را میخواهیم. ما خواهان آزادی، برابری و حکومت کارگری هستیم.