
در سالهای اخیر اخبار مربوط به درگیریهای نظامی (به طور مثال اشاره به موشک پرانیهای سال پیش) و تهدیدهای متقابل میان ایران و اسرائیل همیشه بخشی از فضای رسانهای و سیاسی منطقه بوده است! اما واقعاً ریشه این درگیریها در چیست؟ آیا جنگ جاری نبردی میان دو کشور برای دفاع از رفاه مردم و ارزشهای انسانی آنهاست؟ یا اینکه این جنگ بخشی از رقابتهای خطرناک میان قدرتهای ارتجاعی و امپریالیستی است که مردم عادی قربانیان اصلی آن هستند؟
جنگ ایران و اسرائیل را نه به عنوان جنگی میان خیر و شر بلکه به عنوان جنگی میان دو نیروی ارتجاعی در چارچوب منافع قدرتهای جهانی باید دید. جنگ ایران و اسرائیل جنگ خلقها نیست بلکه جنگی است دقیقا در جهت پیشبرد سیاستهای امپریالیسم آمریکا در منطقه؛ دو رژیمی که در سرکوب، شکنجه، اعدام و وابستگی سابقهدار هستند و امروز برای تثبیت موقعیت خود در بحرانهای داخلی و منطقهای، جنگ را به خلقهایشان تحمیل کرده اند! در حقیقت هر دو طرف این جنگ، با سوء استفاده از احساسات مردم قدرت خود را تقویت میکنند و فقط این مردم بیگناه ایران و اسرائیل هستند که تاوان این جنگ را با جان و مال خود میپردازند؛ و در این میان نقش امپریالیسم، این طراح بزرگ جنگهای امپریالیستی و در واقع محرک جنگها را که تنها و تنها منافع خودش را در نظر دارد یعنی سلطه و قدرت بیشتر را و نفوذ و دخالت در امور کشورهای منطقه را میخواهد، نباید فراموش کرد! امپریالیسم یعنی سلطه کشورهای بزرگ سرمایهداری به خصوص آمریکا بر کشورهای دیگر برای سلطه بیشتر برای منافع اقتصادی و سیاسی بیشتر یکی از دلایل اصلی این جنگ هاست. از این رو آمریکا از اسرائیل به عنوان پایگاه نظامیاش در خاورمیانه استفاده میکند و میلیاردها دلار اسلحه به آن و کشورهای منطقه (برای مثلا حفظ امنیت و در موقع لزوم دفاع از خود) میفروشد و برای رسیدن به اهدافش تسلیحات هم در اختیارش قرار میدهد. از طرف دیگر جمهوری اسلامی نیز که تا بن استخوان وابسته به امپریالیسم میباشد و در چارچوب نظام جهانی سرمایهداری عمل میکند درست برای تسهیل پیشبرد سیاستهای امپریالسم پز ضد امپریالیستی گرفته و از جنگ برای تقویت حکومتش سود میبرد و در این میان فقط مردم بیگناه هر دو کشور هستند که تاوان میدهند، خانه هایشان ویران می شود و آیندهشان در شعلههای جنگ میسوزد و خاکستر میشود.
ما از بدو روی کار آمدن این رژیم سرکوبگر با اتکاء به اسناد و مدارک و عملکردهای حکومت بر این اعتقادیم که رژیم جمهوری اسلامی یک رژیم وابسته به امپریالیسم و دشمن اصلی مردم ایران است و همانطور که میدانیم دولت اسرائیل هم از همان ابتدای تشکیلش با حمایت قدرتهای غربی به ویژه آمریکا پایهگذاری شد. رژیم صهیونیستی اسرائیل بازوی نظامی امپریالیسم و دشمن در منطقه و در کل هر دوی این دو رژیم سگان زنجیری امپریالیسم در منطقه هستند که هدفشان برای هرچه بیشتر تقویت سلطه امپریالیسم و نظام سرمایهداری در منطقه است. امپریالیستها با کمک از جمله این دو دولت ارتجاعی در منطقه است که هرگونه جنبش مردمی و آزادیخواهانه را سرکوب میکنند. پس میبینیم که برای این دو کشور بیارزشترین چیز جان انسانهاست در این جنگ و این مردم هستند که نباید اجازه بدهند که قربانی رقابتهای قدرتطلبانه امپریالیستها شوند!
البته راه نجات و رهایی، نه حمایت از یک دولت علیه دولت دیگر بلکه مبارزهی مردم هر کشور علیه دولت دیکتاتور و سرکوبگر خودشان است.
ما این جنگ را جنگ خلقها نمیدانیم و ما در هیچ کدام از این دو جبهه جایی نداریم! دشمن چه در خاکهای ایران باشد چه در اسرائیل، دشمن آزادی و رهایی و حافظ استثمار است! پس بر این باور هستیم که تنها راه نجات، اتحاد و همبستگی انقلابی خلقهای منطقه علیه تمامی اشکال سلطه ارتجاع مذهبی، صهیونیسم و امپریالیسم است؛ و باید دانست که هیچ قدرتی در دل حکومتهای سرکوبگر همینگونه نابود نمیشود بلکه تنها از طریق مبارزهی آگاهانه و سازمان یافتهی تودههای مردم ممکن است و تنها مبارزهی انقلابی و مسلحانه تودههاست که میتواند آیندهای آزاد بدون هیچ سلطهای را برای انسانها رقم بزند.
خلقهای ایران و اسرائیل نباید در بازی دولتهای ارتجاعی گیر بیفتند. راه نجات تنها در دست خود خلقهاست، در مبارزهی مستقل کارگران، زنان، جوانان و همهی ستمدیدگان برای آزادی، برابری و سوسیالیسم و باید از پایین، جنبشهای مردمی را تقویت کرد؛ علیه سرکوبهای داخلی ایستاد و همبستگی میان خلقها را جایگزین جنگ دولتها کرد. جنگ ایران و اسرائیل، جنگ میان دو ارتجاع است، نه جنگ خلقها. جمهوری اسلامی و دولت اسرائیل هر دو دشمن آزادی و عدالت هستند. ما باید ابتدا یک صدا شویم، این صدایمان باید فریاد شود فریادی پر امید! فریاد آنهایی که میخواهند در جهانی بدون جنگ، بدون سرکوب و بدون استثمار زندگی کنند.
لاله
۱۹ یونی ۲۰۲۵