اخباروگزارش های کارگری 5 تیرماه 1404

اخباروگزارش های کارگری 5 تیرماه 1404

ازشعله ورکردن آتش جنگ خودداری کنید

جنگ برای اکثریت اهالی فاجعه آفرین وبرای اقلیت لاشخوران جنگی ارمغان آور

ننگ ونفرت بر جنگ افروزان وجنایتکاران جنگی

گسترده ترومستحکمترباد همبستگی اکثریت اهالی جامعه بمثابه قربانیان جنگ آمریکا-اسرائیل وایران و جنگ چهل اندی ساله اقلیت درقدرت حکومت اسلامی درايران

– بمباران آمریکا و اسرائیل ما را نکشت!

جمهوری اسلامی ما را به جایی برده که عملاً به کشتن بده؛ یعنی جایی که دیگر انسان زندگی نمی‌کند. اصلاً یک مرگ تدریجی است

– جان باختن لیلا جعفرزاده همسر یک زندانی در حادثه موشک باران زندان اوین

– بازداشت دست‌کم 734 نفر از جملە 32 زن و 8 اروپایی

– کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران:

پیش از آن‌که کارد به استخوان برسد، پیش از آن‌که فریاد خشمِ کارگر از کنترل خارج شود، به‌جای خاموش‌کردن صدای مطالبه‌گری، دست عناصر نالایق، ناپاک و ناتوان را از این مجموعه کوتاه کنید.

– کشته شدن حسنیه کلکلی، معلم بلوچ، بر اثر شلیک نیروهای لباس‌شخصی در ایرانشهر

– در محکومیت بازداشت حسین میر بهاری، فعال حمایت از حقوق کودکان کار و خیابان

– پیام تسلیت شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

– جان باختن 2 برادرکارگردرارومیه بر اثر سقوط از ارتفاع

*******

*بمباران آمریکا و اسرائیل ما را نکشت!

جمهوری اسلامی ما را به جایی برده که عملاً به کشتن بده؛ یعنی جایی که دیگر انسان زندگی نمی‌کند. اصلاً یک مرگ تدریجی است

صفحه اینستاگرام سایه صیدال یک فایل صوتی از او منتشر کرد که شرایط زندانیان بند زنان زندان اوین را پس انتقال به قرچک شرح می‌دهد.

او می‌گوید:

«بمباران آمریکا و اسرائیل ما را نکشت!

جمهوری اسلامی ما را به جایی برده که عملاً به کشتن بده؛ یعنی جایی که دیگر انسان زندگی نمی‌کند. اصلاً یک مرگ تدریجی است.

انگار می‌خواهد داغ اسرائیل و آمریکا را سر ما، زندانیان سیاسی، خالی کند.

همه را چپانده توی قرنطینه؛ یک هلوفتونی واقعی. دستشویی‌ها صحرایی‌اند. حمام؟ انگار حمام صحرایی.

بوی کثافت همه‌جا را برداشته.

حتی آب… آبی که به صورتت می‌زنی، شور است.

غذا؟ اصلاً نمی‌شود خورد.

یک وضعیت وحشتناک.

جمهوری اسلامی ما را به جایی آورده که انگار می‌خواهد داغ اسرائیل و آمریکا را از گردن خودش بردارد و ما را راحت به کشتن بدهد.»

#ویدا_ربانی زندانی سیاسی سابق نیز در مورد انتقال اجباری زندانیان اوین نوشت:

#«زندان_اوین نماد مقاومت و مبارزه بود.

مدت‌ها بود که می‌خواستند زنان را از بند ۵ به بند ۶ منتقل کنند، و هر بار که شایعه‌ی انتقال می‌پیچید، همه وحشت می‌کردند، مضطرب می‌شدند، نماینده می‌فرستادند تا با مسئول زندان مذاکره کند و بگوید: «حتی حرفش را هم نزنید!»

حالا؟ همه به #زندان_قرچک منتقل شده‌اند.

تا کسی ‎#زندانی نبوده باشد، نمی‌تواند عمق فاجعه‌ی #انتقال را درک کند.

اسفندماه، وقتی اوین بودم، گفتند دستور انتقالت به قرچک آمده.

همه گفتند: شاید بخواهند از آن‌جا آزادت کنند.

اما من؟ حاضر بودم یک سال دیگر هم بکشم ولی منتقل نشوم و بلافاصله آزاد نشوم.

انتقال، به اندازه‌ی یک بازداشت و زندانی شدن از نو دردناک است.

آن هم کجا؟

انتقال از #اوین که ذره‌ذره امکانات و آزادی‌هایی که زندانیان داشتند، با مبارزه‌ای طولانی و پرهزینه به دست آمده بود.

دیگران عکس‌های زندانیان اوین را می‌دیدند که با لاک و آرایش آزاد می‌شوند.

ما برای گرفتن همان‌ها تحصن کردیم.

می‌فهمید؟ می‌خواستیم شبیه خودمان باقی بمانیم.

من یک هفته تمام، ساعت‌ها جلوی دفتر زندان می‌نشستم تا بالاخره توانستم از وسایل نقاشی‌ام، دو تا قلم‌مو و یک کاردک را بگیرم.

یک شب تا صبح با ‎سپیده قلیان و ‎نرگس محمدی توی راهرو بند تحصن کردیم تا این داستان آزار و اذیت برای تحویل وسایل زندانی‌ها را تمام کنند.

و حالا؟ همه چیز بر باد رفته…

‏روی #زندان_قرچک حتی نمی‌شود اسم «زندان» گذاشت.

یک سری سوله‌اند که به اندازه‌ی سلول‌های ۲۰۹ پنجره ندارند.

هوا؟ نزدیک محل سوزاندن زباله است؛ هوایی آلوده و فاجعه‌بار.

آب؟ آب شور و کم‌فشار که بعد از یک هفته پوست صورت و بدن را خاکستری می‌کند.

#آب_و_هوا هم از زن‌ها گرفته شد.»

*جان باختن لیلا جعفرزاده همسر یک زندانی در حادثه موشک باران زندان اوین

روز دوشنبه 2 تیر،لیلا جعفرزاده زنی جوان و مادر یک کودک یک‌ساله که بنابه گفته خواهرش برای پیگیری امور اداری همسر دربندش به زندان اوین رفته بود، بر اثر موشک باران زندانجان خودرا ازدست داد.

*بازداشت دست‌کم 734 نفر از جملە 32 زن و 8 اروپایی

به گزارش روزچهارشنبه 4 تیر، سازمان حقوق بشری هه‌نگاودر پی آغاز جنگ مستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و دولت اسرائیل و در جریان موج گسترده‌ی سرکوب و بازداشت‌ها، طی 13روز اخیر، دست‌کم 734 نفردر شهرهای مختلف بازداشت شده‌اند.

براساس این گزارش، در میان بازداشت‌شدگان، دست‌کم 32 زن، 2تبعه افغانستان و 8 نفر با تابعیت کشورهای اروپایی، از جمله یک زن، حضور دارند.

این افراد عمدتاً با اتهاماتی از جمله “جاسوسی برای اسرائیل”، “تبلیغ علیه نظام” و “تشویش افکار عمومی” توسط نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده‌اند.

*کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران:

پیش از آن‌که کارد به استخوان برسد، پیش از آن‌که فریاد خشمِ کارگر از کنترل خارج شود، به‌جای خاموش‌کردن صدای مطالبه‌گری، دست عناصر نالایق، ناپاک و ناتوان را از این مجموعه کوتاه کنید.

در حالی که کشور در عرصه سیاسی و نظامی درگیر جنگ بود، ما کارگران با ستون پنجم این دشمن خبیث، یعنی بانک ملی و مدیران داخلی، درگیر بودیم. مدیریتی که در بدترین شرایط ممکن به‌جای همراهی، با رفتارهایی غیرمسئولانه و پرسش‌برانگیز، فشار را بر دوش کارگر مضاعف کرده است.

در حالی‌که مبلغ بیمه به‌صورت ماهانه از حقوق کارگران کسر می‌شود، از دی‌ماه سال گذشته تاکنون، مبالغ مربوط به بیمه تکمیلی پرداخت نشده است. این بی‌تدبیری، خانواده‌های پرسنل را در برابر بیماری و بحران‌های درمانی، بی‌پناه گذاشته است.

از سوی دیگر، شاهد تعطیلی‌های پی‌درپی و بی‌دلیل شرکت در روزهای اخیر بوده‌ایم. همان‌طور که مشاهده شد، پس از پرداخت بخش دوم حقوق کارشناسان و مدیران، ناگهان و در همان شرایط جنگی و کمبود انرژی، شرکت دوباره فعال شد! این موضوع به‌وضوح نشان می‌دهد که تعطیلی‌ها ابزاری برای خفه‌کردن صدای اعتراض کارگران نسبت به پرداخت‌های ناعادلانه بوده است، نه یک تصمیم فنی یا ایمنی.

همچنین، دستکاری در فیش‌های حقوقی پرسنل با هدف کاهش حقوق نیز اتفاق افتاده است. این اقدام با توجیه اجرای “دستورالعمل بیمه” انجام شده، حال آنکه اگر چنین دستورالعملی وجود دارد، چرا هیچ اطلاع‌رسانی رسمی انجام نشده است؟ واحد روابط عمومی شرکت – که این روزها بیشتر به “روابط متوفیات” شبیه است تا یک نهاد شفاف و پاسخگو – در برابر این مسائل سکوت اختیار کرده و ترجیح داده همچنان فقط تسلیت بگوید تا روشنگری کند.

افزون بر این‌ها، موضوع پرداخت هزینه غذا در ایام تعطیل نیز به فهرست بی‌عدالتی‌ها اضافه شده است. در حالی که پیمانکار آشپزخانه به ازای هر پرس غذا، حدود ۱۵۰ هزار تومان از شرکت دریافت می‌کند، برای کارگری که در ایام تعطیل سرِ کار آمد و رستوران هم تعطیل بود، پرس غذا ۶۰ هزار تومان حساب شده است. اکنون باید از مسئولین شرکت پرسید: بر چه اساسی هر پرس غذا را ۶۰ هزار تومان محاسبه کرده‌اید؟ و در این شرایط اقتصادی، با این مبلغ چه غذایی می‌توان تهیه کرد؟ این رفتار نه صرفه‌جویی است و نه حساب‌وکتاب، بلکه بی‌احترامی به شأن کارگر و بازی با سفره‌ اوست.

*کشته شدن حسنیه کلکلی، معلم بلوچ، بر اثر شلیک نیروهای لباس‌شخصی در ایرانشهر

حسنیه کلکلی، معلم ۴۱ ساله و مادر چهار فرزند، روز سه‌شنبه ۳ تیرماه ۱۴۰۴، پس از شش روز بیهوشی و چندین عمل جراحی، بر اثر جراحات ناشی از شلیک نیروهای لباس‌شخصی جان خود را از دست داد.

این معلم در شامگاه پنج‌شنبه ۲۹ خرداد، در جریان تعقیب‌وگریز یک خودروی پژو توسط نیروهای امنیتی، در نزدیکی فلکه‌ی ارتش ایرانشهر هدف گلوله قرار گرفت. گلوله از سطح شکم وارد بدن او شده و اندام‌های داخلی‌اش را به‌شدت آسیب رساند. با وجود تلاش‌های پزشکی، شدت جراحات و آسیب‌دیدگی ارگان‌های حیاتی، از جمله کلیه، طحال و ریه، منجر به وخامت حال او شد.

حسنیه کلکلی اهل و ساکن روستای سوراب از توابع ایرانشهر بود و در دبستان حضرت سلیمان، در همان روستا، به عنوان معلم مقطع ابتدایی مشغول به تدریس بود. او سال‌ها از جان و دل برای آموزش کودکان در مناطق محروم بلوچستان تلاش کرده بود.

در نخستین جراحی، به دلیل شدت جراحات، کلیه و طحال او خارج شدند و در جراحی دوم پزشکان برای مهار خونریزی‌های داخلی و آسیب‌های گسترده به اندام‌های شکمی تلاش کردند، اما به دلیل وخامت وضعیت جسمی‌اش، جان باخت.

با گذشت چند روز از این حادثه، هیچ‌ فرد یا نهادی مسئولیت این تیراندازی را برعهده نگرفته‌اند و تاکنون هیچ پاسخ‌گویی‌ای در این‌باره صورت نگرفته است.

برگرفته از کانال انجمن صنفی معلمان فارس

*در محکومیت بازداشت حسین میر بهاری، فعال حمایت از حقوق کودکان کار و خیابان

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، بازداشت غیرقانونی و برخوردهای امنیتی با حسین میر بهاری، فعال جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان در تاریخ ۳۱ خرداد را به‌شدت محکوم می‌کند.

ورود مأموران امنیتی بدون ارائه‌ی حکم قضایی به منزل شخصی ایشان، ضبط وسایل خانوادگی و انتقال آقای میر بهاری به بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین، نقض آشکار حقوق شهروندی و انسانی است.

حسین میر بهاری از اعضای باسابقه و پرتلاش جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان است که سال‌ها در خدمت کودکان، مهاجران و اقشار فرودست جامعه فعالیت کرده است. بازداشت او و هرگونه اتهام نخ‌نما و بی‌اساس علیه وی، نه‌تنها قابل توجیه نیست، بلکه حمله‌ای دیگر به بدنه‌ی نیروهای اجتماعی مستقل و فعالان دلسوزی است که در مسیر تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی گام برمی‌دارند.

سندیکای کارگران شرکت واحد خواهان آزادی فوری و بی‌قیدوشرط حسین میر بهاری، بازگرداندن وسایل ضبط‌شده، شفاف‌سازی روند بازداشت توسط نهادهای مسئول، و پایان دادن به برخوردهای امنیتی با فعالان اجتماعی و آزادی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی است.

به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان.

چاره‌ی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۵ تیر ۱۴۰۴

*پیام تسلیت شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

با اندوه فراوان، درگذشت ناگهانی آقای مجتبی ممدوح، همکار پرتلاش و فعال صنفی در شهرستان رضوانشهر، جامعه فرهنگیان و بدنه‌ی کنشگری صنفی را متأثر کرد.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، این فقدان را به خانواده گرامی ایشان، همکاران فرهنگی در رضوانشهر و سراسر کشور تسلیت می‌گوید.

یاد و راه همکاران بی‌ادعایی چون مجتبی ممدوح که دل در گرو آموزش، عدالت و کرامت معلمان داشتند، همچون مشعلی روشن، در مسیر پرفراز و نشیب کنشگری صنفی ما باقی خواهد ماند.

*جان باختن 2 برادرکارگردرارومیه بر اثر سقوط از ارتفاع

روزچهارشنبه 4 تیر،2 برادرکارگربنام های شهریار و نوزاد دیرک حین کار دریک پروژه‌ ساختمانی واقع در خیابان شمالی شهرک فرهنگیان ارومیه براثر سقوط از ارتفاع جان خود را ازدست دادند.

akhbarkargari2468@gmail.com

 

پیام بگذارید