سومین سالگرد درگذشت ژینا (مهسا) امینی و آغاز خیزش سراسری “زن، زندگی، آزادی” در شهریور ۱۴۰۴، تنها یادآور یک فاجعه نیست، بلکه نمادی از تولد یک آگاهی جمعی و پایداری در برابر استبداد است. این خیزش، که با جرقه خشم عمومی در پی مرگ مشکوک ژینا در بازداشت گشت ارشاد شعلهور شد، فراتر از یک اعتراض مقطعی، به یک جنبش اجتماعی عمیق و ماندگار تبدیل شد که ریشههای آن در تاریخ معاصر ایران و کوردستان جای دارد. تأثیرات این جنبش بر جامعه ایران، به ویژه بر نسل جوان و نقش زنان، غیرقابل انکار است.
از کوردستان تا ایران بذر مقاومت و همبستگی که هرگز نمی توان آن را نادیده گرفت و انکار کرد. خیزش ژینا در کوردستان متولد شد. مراسم خاکسپاری ژینا در شهر سقز، به صحنه اولین شعارهای اعتراضی علیه حاکمیت تبدیل شد. زنانی که روسریهای خود را به نشانه اعتراض به قانون حجاب اجباری از سر برداشتند و شعار “ژن، ژیان، ئازادی” (زن، زندگی، آزادی) را سر دادند، نه تنها سنتشکنی کردند، بلکه، بذر یک جنبش سراسری را کاشتند. این شعار، به سرعت از مرزهای کوردستان عبور کرد و به شعار اصلی مردم ایران تبدیل شد. این اتفاق، نشاندهنده همبستگی عمیق میان مردم مناطق مختلف ایران در یک هدف مشترک بود. مردم ایران، فارغ از قومیت، ملیت، زبان و مذهب، خود را در آینه رنج ژینا و مبارزه مردم کوردستان دیدند و به خروش آمدند.
دگردیسی جامعه و گسست از سنتهای قدیم یکی از برجسته ترین دست آوردهای این خیزش انقلابی بود.
یکی از مهمترین تأثیرات خیزش ژینا، تغییر بنیادین در نگرش جامعه به نقش زن و حجاب اجباری بود. این جنبش، حجاب را از یک موضوع مذهبی یا صرفاً سیاسی، به نمادی از آزادیهای فردی و حق انتخاب تبدیل کرد. برای اولین بار در چهار دهه گذشته، مقاومت در برابر حجاب اجباری به یک حرکت عمومی و آشکار تبدیل شد. زنان و دختران جوان، با شجاعت بینظیر، از پوششهای اجباری سر باز زدند و خیابانها را به صحنه نافرمانی مدنی تبدیل کردند. این نافرمانی، تنها به حجاب محدود نماند و به چالشی علیه کلیت نظام تبدیل شد که حقوق زنان را نادیده میگیرد.
علاوه بر این، خیزش ژینا به نسل جدید ایران و مخصوصا کوردستان هویتی تازه بخشید. این نسل، که عمدتاً دهه هفتادی و هشتادی هستند و با فضای مجازی بزرگ شدهاند، با هوش و خلاقیت خود، روشهای نوینی برای اعتراض و مبارزه ابداع کردند. آنها از فضای مجازی برای اطلاعرسانی، سازماندهی و انتشار تصاویر و ویدیوهای اعتراضات استفاده کردند، که سانسور حکومتی را بیاثر کرد. این نسل، برخلاف نسلهای پیشین، کمتر به رهبران کاریزماتیک متکی بود و بیشتر بر قدرت شبکههای اجتماعی و اقدام جمعی تأکید داشت.
از دیدگاهی دیگر می توان به تأثیرات سیاسی و اجتماعی بلندمدت این خیزش نگاه کرد که بسیار حائزاهمیت است.
هرچند خیزش “زن، زندگی، آزادی” با سرکوب شدید مواجه شد، اما تأثیرات آن بر ساختار سیاسی و اجتماعی ایران پایدار و عمیق بود. این جنبش، مشروعیت نظام جمهوری اسلامی را در سطح داخلی و بینالمللی به چالش کشید. تصویر ایران به عنوان کشوری که حقوق زنان و آزادیهای فردی را به شدت نقض میکند، پررنگتر شد و فشارهای بینالمللی افزایش یافت.
در داخل کشور نیز، این خیزش شکاف میان مردم و حاکمیت را آشکارتر کرد. شعارهای تند و رادیکال مردم، از “مرگ بر دیکتاتور” تا “از کردستان تا تهران، ستم علیه زنان”، نشان داد که مطالبات جامعه فراتر از اصلاحات جزئی است و به دنبال تغییرات ساختاری و بنیادین است. این خیزش، همچنین، ترس را از دل مردم بیرون کرد و به آنها آموخت که میتوانند برای حقوق خود به خیابان بیایند و صدایشان را به گوش حاکمان برسانند.
در پایان، سومین سالگرد خیزش ژینا، یادآوری میکند که مبارزه برای آزادی همچنان ادامه دارد. این جنبش، به ما نشان داد که بذر مقاومت میتواند از یک درد شخصی و محلی، به یک جنبش ملی و فراگیر تبدیل شود. خیزش “ژن، ژیان، ئازادی” برای همیشه در تاریخ ایران به عنوان نقطهای عطف ثبت خواهد شد؛ نقطهای که زنان پیشگام آن بودند و جامعهای بیدار و مطالبهگر را به وجود آوردند.
عبدالصمد آذرپور