اخباروگزارش های کارگری 27 شهریورماه 1404

اخباروگزارش های کارگری 27 شهریورماه 1404

ازشعله ورکردن آتش جنگ خودداری کنید

جنگ برای اکثریت اهالی فاجعه آفرین وبرای اقلیت لاشخوران جنگی ارمغان آور

ننگ ونفرت بر جنگ افروزان وجنایتکاران جنگی

گسترده ترومستحکمترباد همبستگی اکثریت اهالی جامعه بمثابه قربانیان جنگ آمریکا-اسرائیل وایران و جنگ چهل اندی ساله اقلیت درقدرت حکومت اسلامی درايران

– عوامل کارفرمای تحت حمایت دستگاه رهبری معدن طلای قلقله سقز با سلاح گرم به معترضان شلیک کردند

– در محکومیت یورش به نشست معلمان شورای هماهنگی در شهرضا و بازداشت مسعود فرهیخته

– تداوم سرکوب جنبش معلمان؛ احکام قطعی ۸ معلم کرمانی در دادگاه تجدیدنظر

– انتقال مسعود فرهیخته از اصفهان به کرج

– شورای صنفی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی:نوبت دوم یا اولویت دوم؟

– ادامه پرپرشدن کارگران براثر حوادث کاری زیر سایه بی خیالی صاحب منصبان دستگاه رهبری:

1- مرگ ومصدومیت 7 کارگر یک کارخانه تولید مواد شیمیایی کشاورزی شهرک صنعتی زنجان براثر مسمومیت گازی

2- جان باختن 3 کارگر در چاه 25 متری شهرستان چناران براثر گاز گرفتگی

3- جان باختن یک کارگر درتالش براثر سقوط از ارتفاع

*******

*عوامل کارفرمای تحت حمایت دستگاه رهبری معدن طلای قلقله سقز با سلاح گرم به معترضان شلیک کردند

در سقز چه خبر است؟ عکس پسر جوانی در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود. نامش محمد رشیدی است. او پس از تیراندازی در معدن، در بیمارستان صلاح‌الدین ایوبی بانه جان باخته است. سه نفر از بستگان او، به نام‌های هیمن، رامیار و محمدامین رشیدی هم در این بیمارستان بستری‌اند و اخبار غیررسمی از حال وخیم آنها حکایت می‌کند.

سفیر مرگ در «قُلقُله»

شلیک به معترضان معدن طلای «قلقله» در سقز، جان جوانی 22 ‌ساله را گرفت. عصر دوشنبه (24 شهریور)، وقتی اهالی روستای «پیرعمران» برای اعتراض تجمع کردند، با سلاح گرم به معترضان شلیک شد؛ «محمد رشیدی» جان باخت و سه نفر دیگر مجروح شدند. از مدت‌ها پیش کسی به انتقاد‌ها درباره راه‌سازی‌های این معدن طلا و آلایندگی آن توجهی نکرد و چندین تجمع اعتراضی مردم محلی بی‌جواب ماند. اکنون جسم بی‌جان یکی از جوانان روی دست اهالی مانده است.

یکی از اعضای سازمان نظام مهندسی کردستان که نمی‌خواهد نامش در این گزارش بیاید، می‌گوید این حادثه در جریان تجمع اعتراضی مردم علیه فعالیت معدن طلای قلقله روی داده و «یکی از نیرو‌های حفاظت معدن به معترضان شلیک کرده است».

فشار دست‌های پشت پرده

«کیوان زندکریمی»، فعال مدنی کردستان، دلیل این واقعه را «بی‌تدبیری و بی‌توجهی به خواست مردم» و «نارضایتی عمومی» می‌داند. او برای خبرنگاریک روزنامه توضیح می‌دهد: «مسئله بهره‌برداری از ذخایر طلای کردستان، در بخش قرارگرفته در محور سقز- بانه موسوم به ذخایر طلای قلقله (که اسم محلی آن است)، سال‌هاست به‌سبب آثار مخرب محیط‌زیستی و ایجاد آلودگی به‌ویژه در آب‌های منطقه و به‌دنبال آن، آب شرب، موضوعی پرتنش و حساس بوده و است. چنان که اداره‌کل محیط‌زیست کردستان، در سال‌های قبل، مجوز و موافقت با بهره‌برداری از آن را صادر نکرد و مخالف اجرای آن بود. سازمان منابع‌طبیعی هم به‌دلایل کارشناسی در بهره‌برداری نکردن از این معدن با محیط‌ زیست هم‌نظر بود. اما فشار دست‌های پشت پرده در پایتخت، نهایتاً سازمان صنعت، معدن و تجارت کردستان را وادار به صدور مجوز استخراج کرد؛ البته بدون اخذ موافقت دیگر ارگان‌های ذی‌ربط.»

به‌گفته زندکریمی، به همین دلیل است که جامعه مدنی و فعالان محیط‌ زیست کردستان، به خواست و پشتیبانی عموم مردم، در تلاش برای جلوگیری از بهره‌برداری آن و ممانعت از بروز فاجعه محیط‌زیستی در منطقه بودند و «بار‌ها با فشار و تهدید نهاد‌های حفاظتی مواجه شدند» و البته به‌رغم همه تهدیدها، «مردم خواهان توقف استخراج در معدن قلقله و جلوگیری از آلودگی‌های محیط‌زیستی بودند که با برخورد غیرانسانی نیرو‌های حفاظتی وابسته به بهره‌برداران معدن، یک نفر از مردم کشته و سه نفر زخمی شدند.»

کسی به اعتراض مردم توجه نکرد

سابقه مخالفت با معدن قلقله و دیگر معادن و کارخانه‌های طلای کردستان طولانی است. محیط‌زیست در دهه 90 با معدن قلقله مخالفت کرده بود و مردم روستای قلقله هم در سال 1400 مقابل ساخت کارخانه طلا ایستادند. پیش از اینکه برخورد با اعتراض مردم، به مرگ منجر شود، جامعه مدنی و فعالان محیط‌زیست هم کمپینی برای توقف عملیات معدن‌کاری در قلقله به راه انداخته بود. 16فروردین امسال «جمعی از متخصصان و شهروندان استان‌های کردستان، آذربایجان‌غربی و آذربایجان‌شرقی» با انتشار نامه‌ای در پلتفرم کارزار توقف فوری فعالیت سه معدن طلای قلقله، زرشوران و آق‌دره و چهار کارخانه فرآوری طلا را مطالبه کردند. آنها نوشتند: «این معادن و کارخانه‌ها در بالادست حوضه آبریز زرینه‌رود باعث آلودگی شدید منابع آب، خاک و هوا به فلزات سنگین سمی در منطقه شده‌اند. این محیط آلوده سبب کاهش سیستم ایمنی نسل‌های آینده و افزایش بیماری‌های ژنتیکی و سرطانی، تخریب تنوع‌زیستی و تشدید بحران‌های زیست‌محیطی منطقه می‌شود.»

این نامه با تکیه بر گزارش‌های کارشناسی توضیح می‌دهد که با فعالیت این معادن، سد کاظمی بوکان که تأمین‌کننده آب آشامیدنی و کشاورزی میلیون‌ها نفر از سقز تا تبریز است، در معرض خطر آلودگی قرار می‌گیرد. به‌علاوه، فعالیت این معادن در استانی با رتبه اول فرسایش خاک کشور، به روند فرسایش دامن می‌زند.

کارشناسان محیط‌زیست و منابع‌طبیعی استان کردستان بار‌ها با صدور مجوز برای این معادن مخالفت کردند، اما به‌واسطه ماده 24 مکرر قانون معادن و بدون رعایت نظرات نهایی کارشناسان منابع‌طبیعی استان کردستان، «مجوز‌هایی غیرعلمی و بحران‌زا» برای معدن‌کاری صادر شد. به‌علاوه، طبق بند (پ) ماده 17 قانون نظام فنی و اجرایی کشور، به‌رغم ارتباط مستقیم این معادن با زندگی مردم، «نظرات مردم منطقه در تهیه طرح‌های این معدن جلب نشد».

این نامه خطاب به رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، معاون رئیس‌جمهور در امور توسعه روستایی و مناطق محروم کشور، وزیر صنعت، معدن و تجارت، وزیر نیرو، رئیس سازمان منابع‌طبیعی و آبخیزداری کشور نوشته شده است.

زندکریمی می‌گوید: «بار‌ها خطرات ناشی از پافشاری غیرقانونی بهره‌برداران بر انجام عملیات و نیز تبعات اعتراض مردمی ناشی از آن بیان شده و به گوش مسئولان رسیده، اما با بی‌توجهی کامل، تاکنون از سوی دولت و حاکمیت هیچ اقدامی صورت نگرفته است.»

تا امروز بیش از 16 هزار و 800 نفر این نامه را امضا کرده‌اند و کارزار کمتر از یک هفته دیگر به پایان می‌رسد. آیا این پایان خونین معدن طلاست؟

*در محکومیت یورش به نشست معلمان شورای هماهنگی در شهرضا و بازداشت مسعود فرهیخته

یورش بی‌شرمانه و غیرقانونی نیروهای امنیتی به مجمع فوق‌العاده شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در شهرضا و بازداشت #مسعود_فرهیخته، زنگ خطری جدی برای آینده کشور و رسوایی‌ آشکار برای حاکمیتی ست که از صدای حق‌طلبی ملت به وحشت افتاده است. این ‌اقدام سبعانه، نه تنها نقض فاحش حقوق شهروندی و صنفی ست، بلکه اعلام جنگی آشکار به ساحت مقدس آگاهى و فرهنگ و آينده كودكان ايران است.

ما مطالبه‌گران كف خيابان گيلان با خشم و قاطعیت،حاكميت را انذار می‌دهیم:

معلم زندانی، نشانه‌ای بارز از مشروعیتِ دفن‌شده است.

اگر خُرده هوش و خِرَدى در حكمرانى اين سامان باشد، سرکوب معلم را بازی با آتش مى‌پندارد.

آزادی فوری و بی‌قید و شرط آقای مسعود فرهیخته، تنها یک مطالبه نیست؛ بلکه فرصتی است برای حاکمیتی که از تشدید بحران خود بکاهد.

هر ساعت تداوم بازداشت اين معلم شريف و دیگر آزادگان در بند، به‌مثابه افزودن هیزم بر آتش خشم ملت شريف ايران و سست‌تر شدن پايه‌هاى متزلزل حاكميت عاری از مشروعيت است. خشم انباشته ملت از اجحاف‌ها و ستم‌های پی‌درپی و بی‌وقفه در طی بیش از چهار دهه، بی‌تردید معلمان و کارگران و اقشار مختلف و دردمند را به خیزشی فراگیر می‌کشاند که دیگر نه با زندان خاموش می‌شود و نه با سرکوب در هم می‌شکند.

مسعود فرهیخته معلمی روشن‌اندیش و مبارز است که صدای حق‌خواهی او را با دستگیری و زندان نمی‌توان خاموش کرد. مطالبه‌گران کف خیابان گیلان دستگیری معلمان آزادیخواه را نشانه ورشکستگی کامل حاکمانی می‌داند که راهی غیر از تهدید و بازداشت را برای بقای خود نمی‌یابند.

مسعود فرهیخته و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد کنید و به غارت سرمایه‌های اقتصادی و انسانی این سرزمین پایان دهید.

مطالبه‌گران کف خیابان گیلان

۲۶ شهریور ۱۴۰۴

*تداوم سرکوب جنبش معلمان؛ احکام قطعی ۸ معلم کرمانی در دادگاه تجدیدنظر

در خصوص پرونده ۸ معلم کرمانی ـمیترا نیک‌پور، زهرا عزیزی، حسین رشیدی زرندی، لیلا افشار، مجید نادری، شهناز رضایی شریف‌آبادی، فاطمه یزدانی و محمدرضا بهزادپور ـ در دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی محمدرضا اکبری‌زاده درجوزی، در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان پس از رسیدگی به اتهاماتی از جمله «عضویت، اداره و تشکیل گروه‌هایی با هدف برهم زدن امنیت کشور»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «توهین به رهبری»، احکام قطعی و لازم‌الاجرا زیر را صادر کرد:

احکام صادره:

آقایان مجید نادری، حسین رشیدی زرندی و محمدرضا بهزادپور: هر یک ۶ ماه حبس تعزیری قابل اجرا بابت «تشکیل، اداره و عضویت در گروه‌هایی با هدف برهم زدن امنیت کشور».

خانم‌ها فاطمه یزدانی، میترا نیک‌پور، زهرا عزیزی، لیلا افشار و شهناز رضایی شریف‌آبادی: شش ماه حبس بابت «عضویت در گروه معاند» که به ۵۰۰ میلیون ریال جزای نقدی برای هر نفر تبدیل شد، و چهار ماه حبس بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام» که به ۲۰۰ میلیون ریال جزای نقدی تبدیل گردید. در مجموع هر یک موظف به پرداخت ۷۰۰ میلیون ریال جریمه شدند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ضمن محکومیت قاطع این احکام، آن را اقدامی آشکار در راستای سرکوب جنبش معلمان و محدودسازی فعالیت‌های صنفی و مدنی دانسته و تأکید می‌کند که صدور زندان و جریمه‌های سنگین علیه معلمان به‌خاطر فعالیت صنفی و بیان آزادانه عقاید، نمونه‌ای روشن از نقض حقوق بنیادین است. این شورا خواستار لغو فوری این احکام و آزادی بی‌قید و شرط تمامی معلمان می‌باشد.

*انتقال مسعود فرهیخته از اصفهان به کرج

امروز پنج‌شنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۴، مسعود فرهیخته، معلم و فعال صنفی که به نمایندگی از «کانون فرهنگیان اسلامشهر» در مجمع فوق‌العاده شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران حضور داشت، پس از سه روز بازداشت در شهرضا، از اصفهان به کلانتری شماره ۱۱ کرج منتقل شد.

آقای فرهیخته روز سه‌شنبه ۲۵ شهریور، همراه با ۱۷ تن دیگر از نمایندگان تشکل‌های فرهنگیان کشور، در محل برگزاری مجمع توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.

مسعود فرهیخته امروز در تماس کوتاه با خانواده گفت:

«هم‌اکنون از اصفهان به کلانتری شماره‌ی ۱۱ کرج منتقل شده‌ام و قرار است تا روز شنبه به یکی از زندان‌ها معرفی شوم.»

مسعود فرهیخته پیش‌تر به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور» به سه سال و نیم زندان محکوم شده بود. با وجود مراجعه‌های مکرر به شعبه ۷ دادگاه انقلاب کرج برای اجرای حکم، مسئولان از اعزام او به زندان خودداری کرده بودند. رئیس دادگاه انقلاب کرج پیش‌تر در گفت‌وگو با وکیل او، جناب بزرگی، صراحتاً اعلام کرده بود که «مسعود می‌تواند تا روز ۳۱ شهریور بیرون از زندان باشد». اما در کمال تناقض، روز سه‌شنبه ۲۵ شهریور در جریان یورش مأموران امنیتی به مجمع فوق‌العاده شورا، بازداشت و با پابند و دستبند مخصوص مجرمان خطرناک به دادگاه کرج منتقل شد

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، با قاطعیت اعلام می‌کند که بازداشت و زندانی‌کردن فعالان صنفی اقدامی ظالمانه، غیرقانونی و نقض آشکار حقوق بنیادین معلمان و شهروندان است. این شورا این برخوردهای سرکوبگرانه را محکوم می‌کنیم و خواستار آزادی فوری و بی‌قید و شرط همه معلمان زندانی، از جمله مسعود فرهیخته، می‌باشد. ادامه این روند نه‌تنها مشروعیت ندارد بلکه نشانگر تداوم سیاست‌های امنیتی علیه جامعه فرهنگیان کشور است.

*شورای صنفی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی:نوبت دوم یا اولویت دوم؟

پس از اتفاقات نه‌چندان خوشایند در حوزه بهداشت سلف‌ پردیس‌های دانشگاه که نهایتا منجر به اعتراض جامعه دانشجویان دانشگاه گردید، این‌بار خبری به مراتب غریب‌تر در حیطه تغذیه، موجب نگرانی دانشجویان نوبت دوم (شبانه) دانشگاه شده است.

مطابق گزارشات و اخبار واصله، پس از قرارگیری اولین برنامه غذایی در سال تحصیلی جدید، دانشجویان نوبت دوم با قیمت‌های نامتعارف و نجومی وعده‌های غذایی سلف، مواجه شدند؛ غذای پرهزینه ۹۵ و غذای متوسط‌هزینه، ۵۵ هزار تومان، اعلام شده است!

ثبت تعهد یارانه غذایی در هنگام ثبت نام، علی رغم عدم ارائه تضمین در واگذاری خوابگاه، اندکی کمک‌حال دانشجویان نوبت دوم‌ بود که متاسفانه هم‌اکنون اثری از آن باقی نمانده است!

اعمال ناگهانی چنین تصمیماتی در وضعیت کنونی که دانشجویان و خانواده‌های آنان تحت فشار‌های اقتصادی گوناگون هستند به دور از منش رایج در جامعه فرهیخته و علمی است؛ برخلاف رسالت محیط آکادمیک دانشگاه که می‌بایست فضایی پشتیبان و مملو از امنیت روانی برای دانشجویان باشد.

شورای صنفی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی، به عنوان تشکل برحق و نماینده دانشجویان خواستار دریافت توضیحات منطقی و مستندات شفاف از مسئولین ذی‌ربط می‌باشد.

*ادامه پرپرشدن کارگران براثر حوادث کاری زیر سایه بی خیالی صاحب منصبان دستگاه رهبری:

1- مرگ ومصدومیت 7 کارگر یک کارخانه تولید مواد شیمیایی کشاورزی شهرک صنعتی زنجان براثر مسمومیت گازی

روزپنج شنیه 27 شهریور، بر اثر انتشار گاز ناشی از ترکیب مواد اولیه در یکی از کارخانجات تولید مواد شیمیایی کشاورزی در شهرک صنعتی شماره یک زنجان، 7 کارگر دچار مسمومیت شدند و

به مراکز درمانی منتقل شدند. یکی از کارگران به علت مسمومیت شدید تنفسی جان باخت.

2- جان باختن 3 کارگر در چاه 25 متری شهرستان چناران براثر گاز گرفتگی

3 کارگر36 ،38 و 40 ساله حین کار گذاشتن کفکش درچاهی به عمق 25مترواقع در روستای بقمچ از توابع بخش مرکزی شهرستان چناران، استان خراسان رضوی بر اثر گازگرفتگی جان خودرا ازدست دادند.

برپایه گزارش رسانه ای شده،در این حادثه نفر اول برای گذاشتن کفکش وارد چاهی به عمق 25 متر شده، اما دچار گازگرفتگی شده و در پی آن نفر دوم و سوم نیز برای کمک وارد چاه شده‌اند، اما متأسفانه آنها نیز دچار گازگرفتگی شدند.

3- جان باختن یک کارگر درتالش براثر سقوط از ارتفاع

یک کارگر 38 ساله حین کار دریک یک ساختمان در حال احداث در شهرستان تالش،استان گیلان براثر سقوط از ارتفاع دردم جان باخت.

akhbarkargari2468@gmail.com

 

پیام بگذارید