باعرض سلام خدمت همه کارگران و زحمتکشان ایران در هرکجا که هستند.
چند روز پیش خبری دریافت کردیم که هم خوشحالکننده بود و هم ناراحتکننده. دریافتیم همقطار و برادر عزیزی که ناگهان دستگیر شده بود و کسی از وضعیت او خبری نداشت، اینک سلامت و زنده در زندان است و گویا به سیوسه ماه حبس محکوم شده است. طبعا زندهبودن یاسر احمدینژاد در این بلبشوی بی دروپیکر که هیچکس از آینده خودش مطمئن نیست، خبر خوشحال کنندهایست، اما شنیدن اینکه وی را به سیوسه ماه زندان محکوم کردهاند نه تنها ناراحتکننده، بلکه غیرقابل قبول است.
جرم آدمی مانند یاسر چه میتواند باشد که باید متحمل چنین مجازاتی شود؟ چهره گرم و مهربان او برای هیچکدام از کارگران ارکان ثالث ناشناخته نیست. او همیشه مدافع حقوق کارگران و در صف اول همه اعتراضات کارگری بوده و به همین علت نیز بارها از کار معلق شده و در پایان هم اخراجش کرده بودند. او کارگری مستقل بود و معتقد به استقلال تشکیلات کارگری، در نتیجه هرگز تن به سازشها و محافظهکاریهای مرسوم امثال غفاریها نمیداد. او نه به دستهای تعلق داشت و نه به حزبی؛ دسته او کارگران ارکان ثالث بودند و تعهد انسانی او در وانفسای امروز ایران، دفاع و مبارزه در راه کسب حقوق قانونی و مشروع آنها.
او مانند بسیاری دیگر منتقد بیکفایتیهای مسئولین بوده و ابایی نداشت که نظراتش را در این باره به شکلی علنی و همگانی ابراز کند. اگرچه شاید استفاده از چنین روشی چندان مورد پذیرش ما نباشد اما این را حق همه کارگران، زحمتکشان و کلیه گروههای اجتماعی تحتِ ستم ایران میدانیم که نظرات خود را به شکلی که خودشان مناسب میدانند، ابراز کنند. متاسفانه چنین حقی در کشور ما نه به رسمیت شناخته میشود و نه امکان بروز دارد.
روی سخنِ ما با کسانیست که یاسر و یا یاسرها را به جرم دفاع از حقوق حرفهای و شرف انسانیاشان محکوم به زندان میکنند. میپرسیم مگر میشود با تختِ شلاق و سلول انفرادی حقیقت شرایط وحشتناک زندگی کارگران و دیگر اقشار کمدرآمد جامعه را انکار کرد؟
جرم یاسر چه بوده است؟ آیا افشای این بیعدالتی و تلاش برایاحقاق حقوق کارگران ارکان ثالث سزاوار حکم زندان است؟ آیا درخواست بهبود شرایط کاری در سایتهایی که کارگر از شدت خستگی و گرما حتی جان خود را از دست میدهد، جرم است؟ آیا افشای نقش مخرب پیمانکارها و زالوصفتهایی که با ارتزاق شیره جان ما کارگران روزبهروز پروراتر میشوند و وقعی به شرایط غیرقابل تحمل زندگی ما نمیگذارند، جنایت است؟
البته از حکومتی که همیشه نشان داده مدافع کارفرماهاستانتظاری بیش از این نمیتوان داشت؛ این حکومت و سران نظامی و سیاسی و عقیدتی آن در واقع خود طبقه کارفرمای کشور ما هستند. بیعلت نیست، هرگاه کارگری در جایی کلمهای برخلاف منافع کارفرماها گفت، بلافاصله حکومت به سراغش رفت و به هر وسیله ممکن صدای او را خاموش کرد. اما تجربه تاریخ نشان داده که میتوان با تکیه بر سرنیزه برای مدتی صداها را خاموش کرد، اما نمیتوان بر سرنیزه نشست و به حکومت ادامه داد.
ما ضمن محکوم کردن احکامی چنین نامربوط و ناعادلانه که مسلما در آینده شاهد بسیاری دیگر از آن خواهیم بود، خواهان آزادی بی قیدوشرط یاسر احمدینژاد و بازگشت مجدد او به کار سابقش هستیم.
داشتن تشکیلات مستقل کارگری و دفاع از حقوق کارگران حق انکارناپذیر همه کسانیست که دارند امروز به عنوان کارگر چرخهای تولید و خدمات این کشور را میچرخانند و هیچ حکومتی حق ندارد به بهانههایی پوچ و بیمعنا این حق طبیعی یاسر و یا یاسرها را انکار کند.
پیروز باشید
پیش بهسوی ساختن هستههای مخفی کارگران پیشتازسوسیالیست!
پیش بهسوی اتحاد کارگران پیشتاز بر محور یک برنامه اقدامکارگری!
پیش بهسوی اشغال کارخانهها و اعمال کنترل کارگری!
دفاتر دخلوخرج کارفرماها باید باز شود!
هسته کارگران پیشتاز سوسیالیست (خوزستان)!
سازماندهنده: مارتین