13
سخنان رفیق احمد عسگری، نماینده کمیته کارگران دارای اشتغال موقت و بیکاران اوت-پیرنه، در پنجاهوچهارمین کنگره کنفدرال CGT در شهر Tours فرانسه
سخنان رفیق احمد عسگری، نماینده کمیته کارگران دارای اشتغال موقت و بیکاران اوت-پیرنه، در پنجاهوچهارمین کنگره کنفدرال CGT در شهر Tours فرانسهرفیق احمد عسگری در این کنگره با اشاره به وضعیت کنونی ایران، سرکوب جنبش کارگری، نقش جمهوری اسلامی در نابودی تشکلهای مستقل کارگری و همچنین سیاستهای فدراسیون جهانی سندیکاها در قبال مبارزات مردم ایران، بر ضرورت همبستگی بینالمللی با کارگران، زنان، جوانان و همه نیروهای آزادیخواه ایران تأکید کرد.
او یادآور شد که انقلاب ۱۳۵۷ با مطالباتی چون عدالت اجتماعی، دموکراسی، برابری و آزادی شکل گرفت، اما جمهوری اسلامی پس از به قدرت رسیدن، شوراها و سازمانهای مستقل کارگری را سرکوب و تشکلهای وابسته به حکومت را جایگزین آنها کرد. وی همچنین بر این نکته تأکید نمود که مبارزه ضد امپریالیستی واقعی از مبارزات مردم و طبقه کارگر علیه هرگونه ستم، استبداد و استثمار جداییناپذیر است.
ناصر پاریس
رفقا،
با احساسی عمیق در این کنگره کنفدرال سخن میگویم، در حالی که مردم من روزهای تاریکی را سپری میکنند و میان آتش دو بربریت گرفتار شدهاند. نام من احمد عسگری است، نماینده کمیته کارگران دارای اشتغال موقت و بیکاران اوت-پیرنه. من ۲۲ سال پیش برای فرار از سرکوب رژیم جمهوری اسلامی ایران، کشورم را ترک کردم.
من در سال ۲۰۱۵ به CGT پیوستم و ارزشهای آن، بهویژه همبستگی بینالمللی، را کاملاً پذیرفتم. انقلاب ۱۹۷۹ هیچ ارتباطی با اسلامگرایی نداشت؛ این را با اطمینان میگویم، زیرا خودم در آن مشارکت داشتم. مردم ایران خواهان عدالت اجتماعی، دموکراسی، برابری حقوق، احترام به اقلیتها و پایان دادن به دیکتاتوری شاه بودند. اما رژیمی که از آن انقلاب برآمد، بهسرعت جنبش کارگری را که نقش تعیینکنندهای در سقوط پهلویها از طریق اعتصابات گسترده داشت، سرکوب کرد. جمهوری اسلامی از همان ابتدا شوراها و سازمانهای مستقل کارگری را هدف قرار داد و با ایجاد سندیکاهای دولتی کوشید مبارزه کارگران را خاموش کند.
سازمان ایرانی عضو فدراسیون جهانی سندیکاها (FSM)، یعنی «خانه کارگر»، یک سندیکا نیست، بلکه ابزاری برای کنترل و سرکوب جنبش کارگری از طریق «شوراهای اسلامی» است. نقش آن در خدمت به کارفرمایان و رژیمی که یکی از خشنترین و وحشیانهترین اشکال سرمایهداری را اعمال میکند، مدتهاست شناخته شده است. در برابر سرکوبهای خونین سال ۲۰۱۹ و نیز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، فدراسیون جهانی سندیکاها عمدتاً سکوت اختیار کرد و واکنشهای آن به حداقل ممکن محدود ماند.
زمانی که فدراسیون جهانی سندیکاها ادعای حمایت از مبارزات مردم ایران را مطرح میکند، این امر بیش از هر چیز نشاندهنده ناآگاهی عمیق از واقعیتهای کشور و برداشتی اردوگاهمحور از ضد امپریالیسم است. ضد امپریالیسم را نمیتوان از مبارزه واقعی کارگران، زنان، جوانان ایران و همچنین اقلیتهای قومی علیه یک دولت سرمایهداری و ارتجاعی جدا کرد. نباید ضد امپریالیسم را با ضد آمریکاییگری یکی دانست؛ وگرنه باید به بنلادن بهعنوان نماد مبارزه ضد امپریالیستی دهههای اخیر ادای احترام کرد.
سپاسگزارم.
زنده باد همبستگی بینالمللی؛ زنده باد. س. ژ ت