بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com
امروز در یازدهمین سالگرد آغاز محاصره کوبانی توسط داعش هستیم و مدتهاست که داعش دیگر هیچ مکانی را در سوریه و عراق در تصرف ندارد اما کوبانی هست و نامش همچنان مثالی برای مقاومت به حساب میآید. تاریخ ۱ نوامبر بهعنوان روز جهانی مقاومت کوبانی نامگذاری شده و هر ساله در این تاریخ مقاومت ستودنی کوبانی گرامی داشته میشود. از آغاز ماه سپتامبر ۲۰۱۴، گروه داعش که در اوج قدرت خود بود و مناطق وسیعی از عراق و سوریه را تصرف کرده بود، شهر کردنشین کوبانی واقع در شمال سوریه در مرز ترکیه را به قصد تصرف به محاصره در آورد. محاصره شهر کوبانی از روزهای ۱۳ تا ۱۶ سپتامبر سال ۲۰۱۴ آغاز شد و به مدت ۱۳۳ روز نیروهای کرد در مقابل حملات داعش مقاومت کردند. مرز ترکیه به روی کردها بسته بود و نیروی کمکی، سلاح، غذا و دارو به کوبانی نمیرسید، داعش روز به روز حلقه محاصره را تنگتر میکرد، ارتش ترکیه در مرز در فاصلهای چند ده متری به تماشا نشسته بود، اما مردم کوبانی تسلیم نشدند و از زن و مرد و پیر و جوان آمادi نبرد شده و به صفوف کم تعداد و دست خالی YPG و YPJ پیوستند. پیش از محاصره کوبانی توسط داعش، شهرهای بزرگ و کوچک بسیاری در عراق و سوریه به دست این گروه تروریستی سقوط کردند و به تصرف در آمدند و رسانهها در اخبار خود تنها اشارهای به آنها کردند و فراموش شدند اما مقاومت مردم کوبانی در برابر گروه داعش که در آن مقطع غیرقابل شکست بهنظر میرسید، نام این شهر را به تیتر اصلی بزرگترین رسانهها و خبرگزاریهای جهان تبدیل کرد و در تاریخ ثبت شد.
مقاومت جانانه و شگفتانگیز زنان و مردان کوبانی که در رسانههای اجتماعی بازتاب گستردهای یافته بود سرانجام جامعه جهانی را به واکنش وا داشت. نبرد کوبانی حدود شش ماه، تا ۱۵ مارس سال ۲۰۱۵، به طول انجامید و در نهایت شهر کوبانی و روستاهای اطراف آن، پس از صدها روز مقاومت در خیابانهای ویران شده این شهر و صدها قربانی از مدافعان کوبانی، از تصرف و تهدید داعش آزاد شدند. بیش از ۷۰ درصد مساحت کوبانی در این نبرد ویران شد. مردم کوبانی با مقاومت حماسه گونه خود تنها این شهر را آزاد نکردند، بلکه با تاثیری که بر ذهنیت ها و موضعگیریهای طرف های درگیر منطقه ای و بینالمللی گذاشتند و به گونهای «آغاز پایان داعش» را رقم زدند.
یکم نوامبر روز جهانی کوبانی
روز یکم نوامبر، روز جهانی کوبانی است. نیروهای «سازمان اسلامی داعش» در ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴، با حمایت نیروهای خارجی و داخلی برای شکستن مقاومت و انقلاب ۱۹ جولای ۲۰۱۲ روژآوا(کردستان سوریه)، به کوبانی حمله کردند و دولت ترکیه با تمام امکانات از این گروه تبهکار حمایت کرد. با این وجود، مقاومت تاریخی در کوبانی، آوازه جهانی پیدا کرد. نخست ۱۳۰ مرکز در جهان، فراخوان «بسیج عمومی علیه داعش در حمایت از کوبانی و انسانیت» را امضاء کردند. نویسندگان، روشنفکران، صاحبان جوایز نوبل، آکادمیسینها، فیلسوفان، تاریخشناسان، روزنامهنگاران، نمایندگان سازمانهای مدنی و پارلمانها و نیروهای کمونیست، آنارشیست و آزادیخوه همراه با هزاران نفر فراخوانهایی در حمایت و همبستگی از کوبانی صادر کردند. در این فراخوان آمده است که ائتلاف بینالمللی در چارچوب حقوق جهانی به مسئولیتهای خود عمل نمیکند و بسیاری از اعضای ائتلاف بهویژه ترکیه به حمایت مالی و لجستیکی داعش میپردازند. امضاءکنندگان کمپین حمایت جهانی از کوبانی میگویند: «اگر جامعه بینالمللی میخواهد روح دموکراتیک را برای خاورمیانه به ارمغان آورد، باید از مقاومت کردها در کوبانی پشتیبانی کند.» همچنین گفته شده: «زمان آن فرارسیده که به بازیگران عرصه جهانی پیامی قاطع داده شود تا سیاستهایی دیگر در برگیرند.»
همچنین از جهانیان خواسته شد که در روز «۱ نوامبر» به خیابانها بیایند.
در پی این فراخوان؛ بهویژه دارندگان جوایز صلح نوبل و فیلسوفان، روز یک نوامبر، بهعنوان «روز جهانی کوبانی» اعلام شد.
«نوام چامسکی» زبانشناس معروف، «آدولف پیرس آسکویول» صاحب جایزه صلح نوبل از آرژانتین، «دسموند توتو» برنده جایزه صلح نوبل از آفریقای جنوبی، «میشل رولان» رئیس سازمان پزشکان جهان، از جمله هزاران نفری هستند که به این کمپین پیوستند.
در پی این فراخوانها، دهها هزاران تن از پاریس گرفته تا برلین و رم، از رم تا اسکاندیناوی، از آمریکای لاتین تا استرالیا، پاکستان و هندوستان، از ایتالیا تا ایران و در اقصا نقاط جهان در روز ۱ نوامبر، روز جهانی کوبانی در سطح گسترده و با شکوهی برگزار شده است. این راهپیماییها از سوی فعالین جامعه مدنی جهان غرب و کشورهای دیگر در همبستگی با کوبانی سازماندهی و برگزار گردید.
تاکنون فیلمهای مختلفی از قهرمانیهای یگانهای زنان و مردان روژآوا ساخته شده و در کشورهای مختلف جهان به نمایش درآمدهاند.
در ادامه مطلب، چند فیلم و تئاتر درباره قهرمانان زن روژآوا را معرفی میکنم.
حماسه روژآوا
در روژاوا، با تمامی مشکلات و جنگ و محاصره اقتصادی، نسبتا یک جنبش انترناسیونالیست با تمام جنبههای آزادیخواهانه، برابریطلبانه و عدالتجویانه، همچنان در جریان است. در این منطقه آزاد، هیچکس و هیچ جریانی برای کسب ثروت و رسیدن به پست و مقام دولتی و غیردولتی مبارزه نمیکند. در این منطقه، انسانها بدون در نظر گرفتن جنسیت، ملیت، عقاید سیاسی و مذهبی برابرند و در شوراها و نهادهای دمکراتیک خود در فضایی رفیقانه و دوستانه و داوطلبانه دوش به دوش هم مبارزه میکنند. در روژاوا، مردسالاری و آپارتاید جنسی رخت بربسته است و خود زنان بیش از همه، پیشگام این مبارزه هستند. در روژاوا، اعدام وجود ندارد. در روژاوا، تبعیض و ستم وجود دارد و همه شهروندان از حقوق یکسان و برابری برخوردار هستند. هماکنون در مدارس روژاوا، دستکم به سه زبان تدریس میشود و هیچ زبانی بر زبان دیگر برتری ندارد. جوانان زیر ۱۸ سال کودک محسوب میشوند و به سربازی احضار نمیشوند و حق ازدواج ندارند. در روژاوا، کودک آزاری جرم است. در این منطقه، با وجود جنگ و محاصره اقتصادی، هیچ فرد و شرکتی برای کسب سود فعالیت اقتصادی و تجاری ندارد، بلکه هرگونه درآمد حاصله، به عرصههای رفاه و خدمات عمومی و تامین زندگی مردم اختصاص داده میشود و به شکل کوپراتیو اداره میگردد. اما در سیاست کلان اقتصادی، هنوز روژاوا مشکلات زیادی دارد. امروز گرایشات بورژوازی و چپ ناسیونالیست، انواع و اقسام مارکها را به یگانهای خلق روژاوا و نیروهای دمکراتیک سوریه و پیکارگران روژاوا میزنند.
خلافت اسلامی داعش، با مبارزه یگانهای مدافع خلق روژآوا، به حدی شکست خورد که کاملا به حاشیه رانده شد. مدافعان زن و مرد فداکار کوبانی با حمایتهای بینالمللی کمونیستها و همه آزادیخواهان جهان، با فداکاری و از جانگذشتگی زیاد از سرزمین و خانه و کاشانهشان بهخوبی محافظت کردند. به همین دلیل، بسیاری از نهادهای مدنی و اجتماعی، سازمانها و احزاب چپ، تشکلهای کارگری، نیروهای آزادیخواه و انترناسیونالیست بسیاری در اقصا نقاط جهان، دهها نفر از برندگان جایزه نوبل، مورخان، فیلسوفان، نمایندگان سازمانهای اجتماعی و شخصیتهای مشهور جهان، ۱ نوامبر ۲۰۱۴ را بهعنوان روز تظاهرات و حمایت از قلعه مقاومت کوبانی اعلام کردند. میلیونها نفر در سراسر جهان به میدان آمدند، کوبانی شهرت و آوازه جهانی شدا کرد. جهان دریافت که کوبانی و تمام منطقه روژآوا از آزادی، برابری، دموکراسی مستقیم و آینده و ارزشهای کل بشریت دفاع میکند و به همین دلیل، کنفدرالیسم دموکراتیک خود را تاسیس کردهاند.
مناطق کردنشین سوریه در شمال خاوری، شمال و شمال باختری این کشور قرار دارند و حدود شش سال که در این منطقه حساس، کنفدرالیسم دموکراتیک و شورایی با رد فلسفه «دولت – ملت» تشکیل دادهاند و میتوان گفت این سیاست نوین، رمز پیروزی آنهاست! تاکنون نه تنها، هیچ دولتی در منطقه و جهان کنفدرالیسم دموکراتیک در روژاوا را بهرسمیت نشناختهاند، بلکه دولتهای منطقه با حامین بینالمللیشان، همواره برای نابودی آن تلاش میکنند. اما این منطقه از حمایت جهانی نیروهای چپ، کمونیست، آنارشیست و انساندوست و ضدجنگ برخوردار است. این نیرو پیامآور انترناسیونالیسم، صلح، امنیت، ثبات، شادی، آزادی، برابری، دموکراسی مستقیم، عدالت اجتماعی است!
کوبانی با جانفشانی و مبارزه بیامان زنانی آزاد شد که شعار و فلسفه «زن، زندگی، آزادی» را از فراز کوهستانهای حماسهساز به سرزمین مقاومت کوبانی بردند و آن را از وجود تبهکاران مورد حمایت دولت ترکیه آزاد ساختند. امروز از عفرین گرفته تا دیاربکر، مهاباد و سنندج، خرمآباد و شهر کرد، ایلام و سلیمانیه، از جنوبیترین تا شمالیترین سرحدات زاگرس، همه شهرهای کردستان هرکدام یک کوبانی هستند که منتظر آزادسازی میباشند. در ۱ نوامبر ۲۰۱۴ هر چهاربخش کردستان با حمایت آزادیخواهان جهان به پاخاستند و دولت فاشیست ترکیه، مجبور به عقبنشینی شد.
برخی از مهم ترین وقایع رقه از زمان اشغال داعش عبارتند از:
۱۴ ژانویه ۲۰۱۴: نیروهای جهادی وابسته به داعش کنترل رقه را از نیروهای رقیب خود، به خصوص شاخه سوری القاعده یعنی جبهه النصره، خارج کردند و این شهر را به تصرف خود درآوردند.
۱۰ ژوئن ۲۰۱۴: داعش کنترل موصل، دومین شهر بزرگ عراق را به دست گرفت.
۲۹ ژوئن ۲۰۱۴: در یک پیام صوتی، داعش خلافت خودخوانده ابوبکر البغدادی و تشکیل دولت اسلامی عراق و سوریه را اعلام کرد. در آن زمان رقه بهعنوان مرکز خلافت اسلامی که بسیاری از نیروهای جهادی منتظر پیاده شدن قواعد سختگیرانه اسلامی در آن بودهاند، انتخاب شد.
۱۵ نوامبر ۲۰۱۵: جنگندههای فرانسوی برخی از شهرهای سوریه از جمله رقه را زیر آتش گرفتند. علت این امر، اقدام تروریستی یکی از اعضای داعش در پاریس بود که منجر به کشتهشدن ۱۳۰ شهروند پاریسی شد.
۵ نوامبر ۲۰۱۶: نیروهای دموکراتیک سوریه(SDF)که شامل نیروهای کرد و عرب است، عملیات نظامی خود را برای آزادسازی رقه از چنگ داعش آغاز کردند.
۴ دسامبر ۲۰۱۶: دو عضو داعش که در حمله تروریستی در پاریس شرکت کرده بودند در حملات هوایی به سوریه طبق گزارش پنتاگون کشته شدند.
۶ ژوئن ۲۰۱۷: نیروهای دموکراتیک سوریه وارد مناطق تجمع اصلی داعش در رقه شدند.
۲۷ ژوئن ۲۰۱۷: نیروهای نظامی دولت عراق در موصل توانستند مسجدی را که در آن ابوبکر البغدادی اعلام خلافت کرده بود را تسخیر کنند.
۲ جولای ۲۰۱۷: بیش از هزار نفر از نیروهای دموکراتیک سوریه به خط مقدم مبارزه با داعش در رقه رسیدند.
۴ جولای ۲۰۱۷: نیروهای دموکراتیک سوریه وارد مناطق نزدیک «دیوار رفیقه» در محله قدیمی رقه که محل اصلی حضور نیروهای داعش بود، شدند. برخی گزارشها خبر از تجمع صدها داعشی در همین منطقه میدادند.
۲۰ سپتامبر ۲۰۱۷: گزارشهایی از تصمیم هسته مرکزی نیروهای داعش برای تشویق نیروهای خارجی جهت انجام حملات تروریستی در اروپا منتشر شد. گزارشی که در اصل از ناامیدی داعش برای ماندن در رقه و سوریه خبر میدادند.
۱۲ اکتبر ۲۰۱۷: نیروهای دموکراتیک سوریه اعلام کردند که بیش از ۹۰ درصد شهر رقه را به اختیار خود درآوردهاند. باقیمانده شهر توسط ۴۰۰ نیروی داعشی اشغال شده است.
۱۴ اکتبر ۲۰۱۷: آخرین نبردها بین نیروهای دموکراتیک سوریه و تروریستهای جهادی باقیمانده داعش در رقه انجام گرفت.
۱۷ اکتبر ۲۰۱۷: عملیات آزادسازی رقه از چنگ داعش رسما به پایان رسید.
شهر کوبانی پس از ۱۳۴ روز محاصره و درگیری شدید، روز ۲۶ ژانویه سال ۲۰۱۵ توسط نیروهای یگان های مدافع خلق(YPG) و یگان های مدافع زنان(YPJ) و با حامیان جهانی، آزاد شد و نخستین شکست سنگین داعش را در سوریه و عراق رقم زد.
در انقلاب روژاوا(کوردستان سوریه)، زنان عملا ثابت کردند که نیروی خفتهایاند که اگر فضای مناسب پیدا کنند آگاهانه برمیخیزند بهطوری که هیچ قدرتی توان رویارویی با آنان را نخواهد داشت. داعشیهای بیرحم و این آدمکشان حرفهای که اکثر شهرهای سوریه و عراق را بهسرعت تسخیر کرده بودند، وقتی به کانتون کوبانی رسیدند، عمدتا با ایستادگی و مقاومت تحسین برانگیز و حماسی زنان کرد، شکست سختی خوردند. داعشیهایی که زنان را ناقص العقل و جهت شهوترانی حیوانی شان میشمردند، در میدان جنگ در برابر این زنان متعهد و رزمنده و نترس سخت درمانده شدند.
مبارزان زن کرد، جانانه و قرمانانه از شهرها و روستاهایشان، از کوبانی، در برابر تهدید مرگبار داعش دفاع کردند. داستان واقعی جنگ، فداکاری، عشق و امید.
«با رهبری زنان کرد، مقاومت کوبانی شناخته شد»
هلن حاجم، رییس مشترک اداره امور اجتماعی و کار استان کوبانی، درباره نقش زنان کورد در برجسته کردن مقاومت کوبانی بیان داشت: مقاومت کوبانی به رهبری زنان کرد شناخته شد. آنها حقیقت تجربه مبارزان در این مقاومت را برجسته کردند.
وی درباره دلیل این مقاومت تصریح کرد: نامگذاری این روز بیدلیل نبوده و نتیجه مبارزه و مقاومت بزرگ جوانان کرد در شهر کوچک کوبانی بود که به قلعه استقامت مبدل شد. پیروزی مقاومت کوبانی با قیمت خون فرزندان مردم کورد به دست آمد.
هلن حاجم درباره دلیل همبستگی جهانی با مقاومت کوبانی تشریح کرد: مزدوران داعش تمام جهان را در شهر کوچک کوبانی وحشتزده کردند، اما با مقاومت تاریخی مردم کوبانی و مبارزان یگانهای مدافع خلق و زنان، سرانجام شکست خوردند. قدرت و اراده مردم از تروریسم داعش قویتر بود. همین مقاومت باعث شد جهان و کشورها و مردم خواهان صلح و آزادی، روزی را به همبستگی با مقاومت مردم کوبانی که داعش را نابود کردند، اختصاص دهند.
وی افزود که مردم جهان برای نشان دادن حمایت معنوی و تقویت روحیه مردم کوبانی برای ادامه مقاومت، به خیابانها آمدند و در قیامی همبسته، پیمان مبارزه با داعش و پیروزی در این نبرد را تجدید کردند. به گفته وی، به همین دلیل روز همبستگی با کوبانی، نقطه عطف مثبتی برای مردم کورد محسوب میشود.
هلن حاجم اعلام کرد که انقلاب زنان و اجرای پروژه ملت دموکراتیک در مناطق شمالی و شرقی سوریه، از جمله دلایل اصلی حمله داعش به کوبانی بوده است. به گفته وی، اعلام خودمدیریتی در روژآوا در سال ٢٠١۴ و پیادهسازی پروژه ملت دموکراتیک، موجب شد تا ترکیه از گروه تروریستی داعش حمایت کند تا خودمدیریتی را که سیاستهای آنکارا را تهدید میکرد، نابود کنند.
وی تاکید کرد که به ویژه انقلاب زنان که از کوبانی آغاز شده بود، از جمله دغدغههای اصلی ترکیه بود. همین مسئله منجر به حملات وحشیانه داعش به مناطق شمالی و شرقی سوریه و به ویژه شهر کوبانی شد.
او تاکید کرد که مقاومتی که توسط زنان آزاده کوبانی نشان داده شد، محدود به این شهر کوچک یا مناطق شمالی و شرقی سوریه نماند. با ابراز همبستگی جهانی، این مقاومت به پدیدهای بینالمللی و جهانی تبدیل شد.
به گفته هلن حاجم، بسیاری از آزادیخواهان از سراسر جهان به این مقاومت پیوستند و عدهای نیز خواستار اجرای نظام خودمدیریتی در مناطق خود بودند. همچنین دهها پژوهش و کتاب درباره مقاومت تاریخی در حماسه کوبانی نوشته شده است.
«میدان زنان آزاد میراث مبارزات زنان در نبرد کوبانی است»
در ١۴ مارس ٢٠١۶، مجسمهای از «زن آزاد» که نماد آزادی و شجاعت انقلابی زنان رزمنده کورد در مقاومت کوبانی است، در این شهر نصب شد. این مجسمه ٩ متری و ٨ تنی بالدار زن آزاد، توسط هنرمند کورد زیرک میره و طی بیش از سه ماه کار ساخته شد تا واقعیت و قدرت زن کورد را نشان دهد.
گفته میشود این مجسمه به عنوان نماد و هدیهای از شهر سلیمانی به تمام کسانی است که در نبرد کوبانی مقاومت کردند اهدا شدە است. شکل مجسمه حاوی نمادهای متعددی است؛ بالها نماد الهه پیروزی و دست راست روی سینه اشاره به سوگند رزمندگان هنگام حمل سلاح است. دست بالا برده نیز نماد پیروزی محسوب میشود.
هلن حاجم در خصوص اهمیت مجسمه زن آزاد برای مردم و زنان کوبانی، توضیح داد که این مجسمه به عنوان سپاس و قدردانی از مبارزه و مقاومت زنان در جنگشان علیه داعش در حماسه کوبانی نصب شده است. وی افزود: این مجسمه شاهد مقاومت کوبانی و اراده رزمندگان واحدهای مدافع زنان است و شاهد مقاومت مادران در نبرد و اصرار آنها برای ماندن در شهر و حمایت از فرزندان رزمندهشان میباشد.
به گفته وی، این مجسمه ارزش و اهمیت معنوی برای مردم و زنان کوبانی دارد، زیرا نمایانگر هویت زن کوردی است که در برابر مزدوران داعش ایستادگی کرد.
وی اشاره کرد که مجسمه زن آزاد نماینده صدها رزمندهای همچون آرین، ریحان، بریتان و آوستا است. وی بیان کرد: این مجسمه نماینده زنان کرد و آرمانهایشان است، از جمله مبارز آرین که جانش را در راه نابودی داعش از دست داد. مردم فضای اطراف مجسمه زن آزاد را میدان آرین میرکان مینامند.
وی تاکید کرد که این میدان دوباره مورد حمله قرار گرفته و کشورهای حامی مقاومت کوبانی باید دوباره کنار مردم آن بایستند. هلن حاجم در پایان سخنان خود افزود: افرادی که داعش را شکست دادند و جهان را نجات دادند، امروز به طور مداوم توسط ترکیه مورد حمله قرار میگیرند.
معرفی چند فیلم درباره زنان قهرمان و رزمنده راه آزادی و برابری «روژآوا»
فیلم سینمایی «کوبانی»
کوبانی یک فیلم جنگی کردی درباره محاصره کوبانی است که از اکتبر ۲۰۱۴ تا ژانویه ۲۰۱۵ بین یگان های مدافع خلق کرد(YPG) و یگانهای حفاظت از زنان(YPJ) علیه دولت اسلامی جنگید. این فیلم به کارگردانی اوزلم یاسار و تهیه کنندگی کمون فیلم روژاوا ساخته شده است.
فیلم مقاومت کوبانی، در ماه ژوئیه ۲۰۲۳، منتشر شد. مقاومت کوبانی که بازتاب واقعی مبارزات شکوهمندانه از مقاومت کوبانیست، با زیرنویس فارسی منتشر شد.
شعار «ژن ژيان آزادی» در کوبانی داعش را در هم شکست و در ایران نیز «زن زندگی آزادی» شعار محوری یک جنبش سراسری ماندگار شد و آوازه جهانی پیدا کرد.
زیرنویس فارسی این فیلم بە زنان و جوانان انقلاب «ژن ژيان آزادی» تقدیم شده است.
داستان فیلم کوبانی در رابطه با مقاومت تاریخی کوبانی است و در آن شخصیتها و پیشاهنگان مقاومت کوبانی بازآفرینی شدهاند.
فیلم کوبانی در شهرهای سلیمانیه، رقه، طبقا، قامیشلو، رمیلان، حسکە، برلین، درسدن، کیل، کلن، مانهایم، اسن و مارسی و چند شهر دیگر اروپا اکران شدە است.
این فیلم از سوی «اوزلم یاشار» کارگردانی شدە و محصول مشترک کومین فیلم روژاوا و TEV-ÇAND است که در سال ٢٠٢١ ساخته شده است. مدت این فیلم 2 ساعت و 30 دقیقه است.
پنجمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم «کوبانی» با یاد و بزرگداشت «طاها کریمی» فیلمساز فقید بانهای در بخشهای مختلف رقابتی داستانی، انیمیشن و مستند در کشور آلمان برگزار میشود.
به گزارش کرد پرس؛ پنجمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم «کوبانی» Kobani به مدیریت جمعی مسئولان ارشد جشنواره، با کارگردانی هنری «جنکو شریف» Janko Sharif فیلمساز و مدیر فیلمبرداری کُرد سوری مقیم اروپا و با یاد و بزرگداشت «طاها کریمی» کارگردان فقید کُرد ایرانی؛ در روزهای ۱۶ تا ۱۸ شهریور ماه سال جاری(۶ تا ۸ سپتامبر ۲۰۲۴) در کشور آلمان برگزار شد.
جشنواره بینالمللی فیلم «کوبانی»، اعلام کرد که پذیرش آثار ارسالی برای پنجمین دوره این رویداد سینمایی، برای سفری به میان فرهنگهای جهان؛ از روز ۱۲ اردیبهشت ماه جاری(۱ مه ۲۰۲۴) بازگشایی شده و تا روز ۱۱ تیر ماه سال جاری(۱ ژوئیه ۲۰۲۴) ادامه داشت.
فیلم «اسلحه خواهران» توسط «کارولین فُرس» کارگردان و روزنامهنگاری فرانسوی ساخته شده است. فیلم داستان دختری ایزدی با نام «زارا» است که توسط داعش به بردگی گرفته میشود. زارا خود را از دست داعش نجات میدهد و وارد گردان نیروهای بین المللی زنان علیه داعش میشود.
کارولین فُرس در باره فیلم می گوبد: پیش از همه چیز این فیلم تخیلی نیست و از گروه یا سرزمینی روایت نمیکند، بلکه درباره مبارزه زنان کُرد در برابر داعش است که خط اول مقاومت هستند. فیلم نمایش دهنده وحشیگری داعش و مبارزه زنان کرد است.
این کارگردان ادامه میدهد: بعد از شکست داعش برایم روشن شد که تفکر داعش توسط زنان از بین رفته است. آنها از زنان کرد میترسیدند چرا که معتقد بودند اگر از سوی زنی کشته شوند به بهشت نمیروند، به همین خاطر من هم فکر کردم که یک فیلم سینمایی میتواند این مسئله را بهخوبی نشان دهد.
با آغاز اکران این فیلم در اروپا، مسئولان ترکیه مخالف خود را با ساخت فیلم نشان دادند و آن را تبلیغ برای تروریسم وصف کردند. اما کارگران فیلم میگوید: من نگرانیهای ترکیه و اردوغان را درک میکنم چون که فیلم باعث میشود رییس جمهور ترکیه احساس شرمندگی کند. آنها ضد کردها هستند و نمی خواهند دنیا از وجود واقعیتها مطلع شوند.
کارولین فُرس ادامه میدهد: جهان مدیون کردها است و فیلم درباره ترس داعش از زنان مبارز کرد است و این به نفع ترکیه نیست.
سهشنبه شب یکم اکتبر ٢٠١٩ چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم سلیمانیه با نمایش فیلم «خواهران جنگ» به کارگردانی فیلم ساز فرانسوی «کارولین فاوست» در تالار هنر شهر سلیمانیه نمایش داده شد. این جشنواره، میزبان ١٣۴ فیلم از ٧٩ کشور جهان بود. در این جشنواره ۴۴ فیلم کردی از کردستان و خارج از آن روی پرده رفتند.
فیلم سینمایی «دختران خورشید-Girls of sun»، فیلمی به کارگردانی «اوا هوسون» و با بازی «گلشیفته فراهانی»، «امانوئل برکو» و محصول سال ٢٠١٨ است.
«ایوا هوسون»، کارگران فرانسوی این فیلم، دختران خورشید را با الهام از زندگی واقعی زنان کرد ساخته است که از سوی نیروهای داعش در سوریه و عراق به گروگان گرفته شده بودند و بعد توانسته بودند از دست آنها فرار کنند.
فیلم «دختران آفتاب» به کارگرانی خانم «ایوا هوسون»که به مقاومت زنان کرد در برابر داعش پرداخته که با استقبال عمومی بینندگان مواجه شده است.
گلشیفته فراهانی در این فیلم، نقش «بهار» را بازی میکند، دختر جوانی که در بازگشت به روستای محل زندگی خود در کردستان همراه با پسرش و صدها زن دیگر توسط نیروهای داعش ربوده میشوند.
بهار سرانجام فرار میکند و سپس بهعنوان فرمانده یک گردان ویژه از زنان مسلح کرد به نام «دختران خورشید» انتخاب میشود. تمامی اعضای گروه زن هستند و نقش مهمی در مبارزه علیه داعش و آزادسازی مناطق اشغالی دارند. او مدتها در شرایطی غیرانسانی زندانی میشود و مورد اذیت و آزار جنسی قرار میگیرد.
امانوئل برکات، بازیگر جوان فرانسوی و برنده جایزه کن یکی از هنرمندانی است که در این پروژه سینمایی حضور دارد، او نقش «ماتیلده» خبرنگار جنگی را بازی میکند که شاهد این رویدادهای تلخ و غمانگیز است و رابطه نزدیکی با «بهار» دارد.
«اوا هوسون» کارگردان فیلم در گفتوگوهای خود با رسانهها، آگاهی از رفتار غیرانسانی داعش با ایزدیها در کردستان عراق و ماجراهای غم انگیز زنان و کودکان اسیر کرد را انگیزه اصلی خود از پرداختن به این موضع عنوان کرد.
بهگفته این کارگردان سرشناس فرانسوی، شجاعت و جسارت زنان کرد در مبارزه مسلحانه با داعش به راستی او را تحت تاثیر قرار داد و به همین دلیل تصمیم گرفته گوشههایی از این مبارزات قهرمانانه را به تصویر بکشد.
کارگردان این فیلم میگوید که هدف وی نشان دادن مبارزه زنان کرد به جهانیان است.
فیلم دختران آفتاب از جمله در ٢۴مین جشنواره بینالمللی فیلم ژنو به نمایش درآمد. این فیلم به مقاومت زنان کرد در شنگال و روژاوا علیه تبهکاران داعش میپردازد. فیلم از سوی کارگردان فرانسوی ایوا هوسون تهیه شده است.
جشنواره بینالمللی فیلم ژنو از دوم نوامبر ۲۰۱۸ آغاز شد. فیلم دختران آفتاب در سینما «ایمپایر» با استقبال گرم تماشاگران مواجه شد. پس از پایان فیلم طنین شعار «ژن، ژیان، آزادی – زن، زندگی، آزادی» در سالن نمایش، هیجان ویژهای را برای تماشاگران و دوستداران سینما با خود بههمراه داشت.
ایوا هوسون کارگردان فرانسوی دختران آفتاب پس از نمایش فیلمش روی صحنه رفت و به پرسشهای تماشاگران پاسخ داد. هوسون گفت: «این فیلم را برای آشناکردن جهانیان با مقاومت زنان کرد ساختم. مشارکت زنان کرد در این مبارزه اهمیت ویژهای دارد.»
هوسون یادآوری کرد که فیلم دختران آفتاب نه در مورد مسئله کرد بلکه در مورد مبارزه زنان کرد است. وی گفت: «شعار ژن – ژیان – آزادی» که به نماد زنان کرد مبدل شده تنها مختص به زنان کرد نیست بلکه به مبارزه مشترک و آزادیخواهانه زنان در تمام جهان مبدل شده است. این شعار، همچنین نماد فلسفه اوجالان است و ی.پ.ژ با اساس گرفتن آن در تلاش برای برساخت جامعه است.»
هوسون در پایان سخنانش یکی از هدفهای ساخت فیلم دختران آفتاب را بیان واقعیتها عنوان کرد.
«برای آزادی»؛ فیلمی که به موازات جنگ ساخته شد
ارسین چلیک کارگردان فیلم «برای آزادی» در مورد مقاومت سور شهر آمَد میگوید: «هم در مرحله فیلمبرداری و هم پس از آن، هدف اصلی این بود که فیلم را در شرایط طبیعی جنگ و مبارزه ضبط کنیم.»
قهرمانان مقاومت خودمدیریتی در سور، جزیر، نصیبین، شرنخ، گوَر، سلوپی و بسیاری از شهرهای دیگر باکور کردستان در این مرحله جای گرفتند. هر منطقه به قلعه مقاومت بدل گردید، سوختن در زیرزمینها را با جان پذیرفتند اما تسلیم نشدند و سر فرود نیاوردند. هر ثانیه از این مقاومت تاریخی میتواند الهامبخش دهها رمان و فیلم باشد. محله سور شهر آمد یکی از مناطق این مقاومت تاریخی بود. در مورد مقاومت سور یک فیلم سینمایی ساخته شد. ارسین چلیک کارگردان فیلم «برای آزادی» و دیار حسو تهیهکننده و مشاور کارگردان این فیلم میباشند. برای آزادی نخستین بار در هندوستان روی پرده نمایش رفت. خبرگزاری فرات با ارسین چلیک کارگردان فیلم «برای آزادی»، دیار حسو تهیه کننده و شیرو هنده یکی از بازیگران این فیلم مصاحبهای انجام داده است.
ارسین چلیک در مورد شرایط پیش از آغاز مقاومت خودمدیریتی سخن گفت و سپس به مقطع مقاومت خودمدیریتی پرداخت: «وقتی انسانها را زنده زنده به آتش میکشیدند ما چه حسی داشتیم، در فکر و خیال چه میگذشت؟ نمیتوانم برای این پرسش جوابی داشته باشم، باید هر انسانی خود در مورد آن فکر کند. شاید فیلمها و رمانهای دیگر نیز نتوانند پاسخی شایسته به این سئوالات بدهند، اما میتوانند به انسان کمک کنند تا با وجدان و آگاهی خویش به پاسخ این پرسشها دست یابد. در واقع این فیلم روایت داستان مقطعی است که (رژیم ترک) خواهان لاپوشانی، تحریف، خفه کردن و نابودی آن بود. اگر ما دارای توان درک و فهم دنیای پیرامونمان باشیم آنوقت میتوانیم انتقاد کنیم یا خود انتقادی به عمل آوریم. آنچه هنر سینما به آن برمیخیزد چیزی در این مایه است. میتواند چیزی را به ذهن انسانها سپرده و مانع از فراموشی آن شود.»
فیلمهای سینمایی «برای آزادی» ساخته ارسین چلیک – Ersin Celik؛ در ارتباط با مبارزات مردم کرد ترکیه در پانزدهمین دوره جشنواره بینالمللی سینمای تبعید- سوئد در 2022 بود.
جهتگیری این دو فیلم علیه دولت فاشیستی ترکیه و جنگ نابرابر ارتش و پلیس ترکیه علیه مردم کرد و همچنین دفاع از آزادی و برابری انسانها میباشد. رفتار و منش کارگردانان این فیلمها و همچنین بازیگران آنها نشان میدهد که چهقدر به آزادی و برابری و احترام متقابل پایبند هستند. بیتردید چنین روحیهای در آثار هنرمندان و نویسندگان نیز انعکاس یافته وتوجه خواننده و بیننده را به خود جلب میکند.
معرفی این فیلم و ترجمه گفتوگوی کارگردان فیلم با رسانههای فارسیزبان در این فستیوال را من(بهرام رحمانی) بهعهده داشتم.
فیلم سینمایی «خواهران جنگ»Sisters in Arms ، به نویسندگی و کارگردانی «کارولین فورست» Caroline Fourest سینماگر فرانسوی و با نقش آفرینی «دیلان گوین»Dilan Gwyn، «امیره کاسر»Amira Casar، «کامیلیا جوردانا» Camélia Jordana، «مایا سانسا»Maya Sansa، «اشفیر گیرال» Esther Garrel، «نانه بلوندیل»Nanna Blondell، «کوکماز ارسلان» Korkmaz Arslan، «نوش سکوگین»Noush Skaugen، «مارک ریدر»Mark Ryder، «یوسف دوزو»Youssef Douazou فیلم جالب و دیدنی است.
با آغاز اکران این فیلم در اروپا، مسئولان ترکیه مخالف خود را با ساخت فیلم نشان دادند و آن را تبلیغ برای تروریسم وصف کردند.
اما کارگران فیلم میگوید: من نگرانیهای ترکیه و اردوغان را درک میکنم چون که فیلم باعث میشود رییس جمهور ترکیه احساس شرمندگی کند. آنها ضد کردها هستند و نمیخواهند دنیا از وجود واقعیتها مطلع شوند.
کارولین فُرس ادامه میدهد: جهان مدیون کردها است و فیلم درباره ترس داعش از زنان مبارز کرد است و این به نفع ترکیه نیست.
سهشنبه شب یکم اکتبر ٢٠١٩ چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم سلیمانیه با نمایش فیلم «خواهران جنگ» به کارگردانی فیلم ساز فرانسوی «کارولین فاوست» در تالار هنر شهر سلیمانیه آغاز شده بود. قبل از نمایش این فیلم گروه موسیقی رستاک به اجرای چند ترانه کردی و زبانهای دیگر منطقه پرداختند.
این جشنواره، میزبان ١٣۴ فیلم از ٧٩ کشور جهان بود. در این جشنواره ۴۴ فیلم کردی از کردستان و خارج از آن روی پرده رفتند.
فیلم مستند «جنگ زنان: زنان در مقابل داعش»
فیلم مستند دیگری نیز درباره زنان روژآوا به نام «جنگ زنان: زنان در مقابل داعش» است. این فیلم هم روایتی است از ایستادگی و شهامت زنان بالنده و مبارز کرد که با درندهترین و جاهل ترین نیروی قرن نبرد کردند. مستند مذکور که در تلویزیون «روسیه امروز-آر.تی» نشر شده، زندگی پرافتخار چند دختر کرد را در سوریه تعقیب میکند که با وجود سنتهای زنستیزانه حاکم در جامعه، در برابر تهاجم وحشیان داعشی و افکار مردسالارانه اجتماع سلاح بر دست گرفته جایگاهشان را در میان رزمندگان خود تثبیت کنند.
ویدیوی مستند «جنگ زنان»، ما را به خانه دختر نوجوان کرد به نام «گولان» در شهر سریکانی میبرد که یک بار تحت تسلط داعش درآمده ولی زنان قهرمان «واحدهای مدافع زنان – یپژ» این مردمان را از چنگال خونین داعشیها نجات دادهاند. گولان، ۱۸ ساله، قبل از جنگ آرزوی آموختن زبان فرانسوی را در سر میپروانید. او متعلق به خانواده فقیری است که پدرش نجار و مادرش زن خانه میباشد. گولان که چهار برادرش نیز در جبهه ضد داعش میجنگند، تصمیم میگیرد تا به صف مبارزان پیوسته کشورش را از چنگال استبداد و جهالت نجات بخشد. او سخن پدرش را به یاد میآورد که در لحظه وداع به او گوش زد کرده بود: «دستگیرت نکنند. اگر چنین شد، آخرین مرمی را برای خود نگهدار.»
گولان به اردوگاه دختران می رود تا پس از یک ماه آموزش نظامی به مصاف داعش برود. در اردوگاهی که فقط ۳ کیلومتر دورتر از خط مقدم جنگ قرار دارد، او با ۲۰ دختر دیگر یکجا میشود که مثل او خانههای شان را ترک گفتهاند. هرچند، این دختران برای اولین بار یکدیگر را ملاقات میکنند، اما دوستی و صمیمیت بینشان چنان هویداست که گویی سالهاست هم دیگر را میشناسند.
رفیق تولهیدان(انتقام)، قومندان «یپژ» که مسئولیت آموزش این گروه را بهعهده دارد، دلیل این محبت را در هدف و ایدئولوژی مشترک آنان میبیند. لیکن این دوستی هیچ گاهی سد راه دید انتقادی شان نمیگردد. آنان با خلوص نیت تمام در جلسات انتقادی کمبودها و اشتباهات همدیگر را بازگو میکنند و معتقد اند که با بلندبردن سطح آگاهی و مبارزه با ضعفهای همدیگر از طریق انتقاد میتوانند به انسانهای نوینی بدل شوند.
در انقلاب روژاوا(کردستان سوریه)، زنان عملا ثابت کردند که نیروی خفتهایاند که اگر آگاهانه برخیزند هیچ قدرتی توان رویارویی با آنان را نخواهد داشت. داعشیهای بیرحم و این آدمکشان حرفهای که اکثر شهرهای سوریه و عراق را به سرعت تسخیر کرده بودند، وقتی به کانتون کوبانی رسیدند، عمدتا با ایستادگی و مقاومت تحسین برانگیز و حماسی زنان کرد، شکست سختی خوردند. داعشی هایی که زنان را ناقصالعقل و جهت شهوترانی حیوانیشان میشمرند، در میدان جنگ در برابر این زنان متعهد و رزمنده و نترس سخت درمانده شدند.
در این مستند گولان که در شهر سریکانی زندگی میکند یکبار به اسارت داعش درآمده ولی زنان قهرمان «واحدهای مدافع زنان»(یپژ) او را از چنگال خونین داعشیها نجات داده بودند. گولان، ۱۸ ساله، متعلق به خانواده فقیری است که پدرش نجار و مادرش زن خانه بودند. گولان که چهار برادرش نیز در جبهه ضد داعش میجنگیدند، تصمیم می گیرد تا به صف مبارزان پیوسته بپیوندد و در جنگ رهایی بخش جامعهاش نقش خود را ایفا کند. او سخن پدرش را به یاد میآورد که در لحظه وداع به او گوش زد کرده بود: «دستگیرت نکنند. اگر چنین شد، آخرین مرمی(گلوله) را برای خود نگه دار.»
گولان به اردوگاه دختران میرود تا پس از یک ماه آموزش نظامی به مصاف داعش برود. در اردوگاهی که فقط ۳ کیلومتر دورتر از خط مقدم جنگ قرار دارد، او با ۲۰ دختر دیگر یکجا میشود که مثل او خانههایشان را ترک گفتهاند. هرچند، این دختران برای اولین بار یکدیگر را ملاقات میکنند، اما دوستی و صمیمیت بینشان چنان هویداست که انگار سال هاست هم دیگر را میشناسند. رفیق تولهیدان(انتقام)، قومندان(فرمانده) «یپژ» که مسئولیت آموزش این گروه را به عهده دارد، دلیل این محبت را در هدف و ایدئولوژی مشترک آنان می بیند. لیکن این دوستی هیچ گاهی سد راه دید انتقادی شان نمی گردد. آنان بی ریا در جلسات انتقادی کمبودها و اشتباهات همدیگر را بازگو میکنند و معتقد اند که با بلندبردن سطح آگاهی و مبارزه با ضعفهای همدیگر از طریق انتقاد میتوانند به انسانهای نوینی بدل شوند.
تولهیدان که با زیردستی هایش نه به سان قومندان، بلکه یک دوست نزدیک برخورد میکند، قبلا در آزادسازی شهر سریکانی حضور مستقیم داشته که از تجاربش در جنگ سخن میگوید:
«من بیشتر در جنگهای حوالی شهر سریکانی اشتراک ورزیدهام. در جبهه شما روبهروی دشمن قرار میگیرید، بسیار نزدیک. شما به سوی آنان شلیک میکنید و آنان به سوی شما. آنان به سوی شما هاوان پرتاب میکنند. صدای مرمی در همه جا میپیچد. اما ما ایمان راسخ داریم. ایمانم به پیروزی، همیشه بر ترسهایم غالب شده است.»
تولهیدان در بخشی از حرفهایش تصریح میکند:
«در جامعه ما، زن یا دختر بودن بدین معناست که هیچ حقی ندشته باشی. و اگر مرد باشید، بخشی از همان نظام هستید. حتی ارباب هم، ارباب خود را دارد. زن تمام روز در آشپزخانه سرگردان است، تحمل میکند و کودکانش را پرورش میدهد، ولی بهنظر میرسد که او بخشی از آن نیست.
مردم میگویند: «او فقط یک زن است.» در بین مردم رواج است که میگویند: «زنان به درخت شکسته میمانند.» ولی ما میگوییم، «نه!» زنان قادرند بجنگند! یک زن توان هر کاری را دارد!
ولی کدم زن؟
زنی که خود را بشناسد. این به چه معنا است؟
باید بداند که از کجاست، در کجا است و نقشش در زندگی چیست.»
«چیچک»، دختر جوانی است که مخفیانه و بدون رضایت خانواده از ترکیه فرار نموده به صفوف چریکهای زن پیوسته است. او میگوید داعشیان با شنیدن صدای زنان در جبهات جنگ شدیدا وحشت زده میشوند، آنان از ما، از زنان می ترسند چون تصور میکنند اگر با گلوله زنی کشته شوند به بهشت نمیروند. و دلیل هراس آنان را این گونه بیان می دارد:
«آنان باید از ماهایی که از هیچ چیزی هراس نداریم، بترسند! ما به نیروی خود ایمان داریم.»
«بنفش یا بنفشه»، ۲۰ ساله، علت آمدن خود و همرزمانش به جبهه جنگ را با جملات ساده ولی پرمفهوم بیان میدارد:
«ما انسان و جامعه نوین میسازیم. میخواهیم که مردم بیشتر انسانی برخورد کنند، از حقوق خود آگاه باشند، بهخصوص زنان. روزی مرگ به سراغ همه ما خواهد رسید، ولی من میخواهم که شهید شوم و در زندگانیم فرد مفید باشم. هرقدر هم که تلاش نمایم، هنوز کافی نیست.»
این دختران از روحیه بالایی برخوردارند و از کوچکترین خوشیهای زندگی لذت میبرند، با هم شوخی میکنند و دستهجمعی سرود میخوانند.
در این مستند بر گولان، آماره، چیچک، برفین، بنفش و چند دختر دیگر نماد هزاران دختر کرد هستند که پس از آموزش نظامی و سیاسی، این گفتههای قومندان شان را بهخاطر سپرده بهسوی خط مقدم جنگ در برابر داعشیان وحشی میروند:
«خطر همیشه موجود است. گمان نبرید که اوضاع همواره چنین آرام(خواهد) بود… نیرو، تعهد، تشکل و شناخت از دشمن، ما را نجات خواهد داد.»
«رهانا» یا «ریحانه»
«رهانا» یا «ریحانه»، نام یک زن کرد است که در سال ۱۳۹۳، به قهرمان شبکههای اجتماعی در اینترنت تبدیل شده است. دلیل شهرت او انتشار خبری درباره اوست که میگوید در دفاع از شهر کوبانی موفق به کشتن بیش از ۱۰۰ تن از تروریستهای «دولت اسلامی» شده است.
نام «رهانا» برای نخستین بار در توییتی آمده بود که در تاریخ ۱۳ اکتبر منتشر شد و در دم هزاران بار به اشتراک گذاشته شد. در این توییت عکس زن جوانی دیده میشود که با اسلحهای در دست راست و لبخندی بر لب، انگشتان دست چپ خود را به علامت « V پیروزی» نشان میدهد.
زیر تصویر رهانا نوشته شده: «رهانا بیش از صد نفر از تروریستهای داعش را در کوبانی کشته و بهخاطر شجاعت خود به شهرت رسیده است.»
«رهانا» در توییت – اکتبر ۲۰۱۴
گفته میشود که «رهانا» یک دختر جوان رزمنده کرد است که در جنگ با تروریستهای «دولت اسلامی»(داعش) برای دفاع از شهر کردنشین کوبانی در شمال سوریه، توانسته بیش از ۱۰۰ نفر از جهادگران را به قتل برساند. بدین خاطر شبکههای اجتماعی از او بهعنوان «قهرمان» یاد میکنند.
تعدادی از زنان کرد بهخاطر شهامت و عزم نیرومند در مقابله با شبهنظامیان «دولت اسلامی» شهرت یافتهاند. این زنان متعلق به سازمان «یگانهای مدافع خلق»(یپگ) هستند که در کردستان سوریه مبارزه میکند. زنان رزمنده این سازمان به ویژه پس از آنکه یکی از آنان با حملهای انتحاری موجب کشتهشدن چند تن از اسلامگرایان افراطی شد، به شهرت رسیدند.
«دیلر گنجمیز»، زنی ۲۰ ساله و مادر دو کودک بود. او با بستن ماده منفجره به خود و دویدن به میان شبهنظامیان «دولت اسلامی» ۲۳ تن از آنان را با خود به کام مرگ کشاند.
جنبش مقاومت کرد در جنگ مرگ و زندگی که در کوبانی در جریان است، وابسته به مبارزه زنان کرد است. برآورد میشود که شمار رزمندگان زن کرد در سوریه که در یگانهای ویژه زنان سازمان مسلح کردی «یپگ» مبارزه میکنند، بین ۷ تا ۱۰ هزار نفر است. نام این سازمانهای ویژه «یگانهای مدافع خلق زنان»(یپجی) است.
مقاومت کوبانی در «مرد شده» – زندگی ریحانه تئاتر شد
کارگردان «مرد شده» با اشاره به اینکه این اثر نمایشی اثری مستندگونه و دراماتیک از زندگی دختر تک تیرانداز کوبانی است درباره چگونگی نگارش این اثر نمایشی سخن گفت.
آسو بهاری، نویسنده و کارگردان نمایش «مرد شده» درباره اجرای این اثر نمایشی به خبرنگار مهر گفت: نمایش «مرد شده» از ۱۶ فروردین اجرای عمومی خود را در سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی آغاز کرده است.
وی ادامه داد: معتقدم هر هنرمندی باید اتفاقات و رخدادهای اطرافش را رصد کند و در میان آنها به دنبال عناصر دراماتیک بگردد. من نیز همیشه اتفاقات سیاسی و اجتماعی را مورد توجه قرار میدهم و از آنجایی که کرد زبان هم هستم رخدادهایی را که برای کردها به وجود میآید با جزئیات دنبال میکنم. زمانی هم که مناطق کوبانی و شنگال در محاصره داعش بود من اتفاقات را پیگیری میکردم و بر اساس اتفاقی مستند و واقعی که در کوبانی رخ داده بود متنی نمایشی را به نگارش درآوردم.
بهاری یادآور شد: … در زمان اشغال کوبانی توسط داعش، مسئلهای در میان داعشیها باب شد که اگر هر مبارز داعشی با دست، خنجر و یا گلوله یک زن کشته شود مستقیما راهی جهنم میشود و همین مسئله و شستشوی مغزی که داعشیها داده شدهاند و بر اساس آن تصور میکنند که همهشان به بهشت خواهند رفت، باعث شد که این خرافه بهعنوان یک تاکتیک نظامی مورد توجه کوبانیها قرار گیرد.
وی افزود: پیش از این زنان کوبانی در پشت جبههها کمک میکردند اما با پیچیدن این خبر زنان کوبانی هم اسلحه به دست گرفتند و حتی در موقعیتی که کوبانیها در حال شکست بودند گردانی از زنان کوبانی جایگزین مردان شدند و به جنگ داعشیها رفتند و باعث عقبنشینی داعشیها شدند. در جنگهای شهری تک تیراندازها خیلی مورد توجه قرار دارند چون میتوانند سوژههای در حال حرکت را از راه دور مورد هدف قرار دهند که در این جریان دختری به نام ریحانه که در دانشگاه حلب حقوق بشر میخواند به یک تکتیرانداز مشهور تبدیل شد.
بهاری درباره اطلاعاتی که از این دختر به دست آورده است، گفت: ریحانه در جریان جنگ از یک دختر دانشجوی معمولی به یک زن تکتیرانداز تبدیل شد و به دلیل اینکه پدرش شکارچی بود تیراندازی را بهخوبی میدانست و در این میان توانست ۱۵۰ نفر از مهاجمان داعشی را برای دفاع از وطنش به هلاکت برساند. کارهای این دختر کرد توجه داعشیها را به خود جلب کرد تا جایی که ابتدا یک میلیون دلار و بعدا ۲ میلیون دلار برای سرش جایزه گذاشتند. با وجودی که کوبانی آزاد شده است اما این دختر همچنان تحت تعقیب داعش قرار دارد.
وی درباره روایتهایی که از زندگی این دختر وجود دارد، عنوان کرد: ۲ روایت درباره زندگی ریحانه وجود دارد. اولین روایت اینکه او را با نام فرشته کوبانی میشناختند که توسط یک داعشی سرش بریده و عکسهای این جنایت نیز در اینترنت پخش شد اما روایت دیگر که معتبرتر است او را زنده میداند در حالی که هنوز هیچ عکسی از وی منتشر نشده است و من از طریق ارتباطی که با یک فرد کوبانی در بحبوحه درگیریها از طریق فضای مجازی برقرار کردم، متوجه شدم که به دلیل پنهان ماندن هویت ریحانه کسی در کوبانی از او سخنی به میان نمیآورد چون ریحانه به نماد مقاومت کوبانی تبدیل شده و همه در حفظ جانش تلاش میکنند.
این کارگردان با اشاره به چگونگی نگارش متن، تصریح کرد: من بر اساس اطلاعاتی که از آن مرد کوبانی درباره زندگی ریحانه و مردم کوبانی گرفتم و همچنین با توجه به خبرهایی که از آنها در جهان مخابره شده بود نمایشنامه «مرد شده» را نوشتم و دغدغهام این بود که گوشهای از رنج شیرزنان کرد را به تصویر بکشم. این نمایشنامه یک مستندنگاری است که تبدیل به درام شده و این مسئله را مد نظر قرار میدهد که در جنگ باید بمانیم و بجنگیم و یا فرار کنیم و جانمان را نجات دهیم.
بهاری در پایان صحبتهایش، اضافه کرد: در این نمایش از ترکیب سینما و تئاتر با همراهی صداگذاری استفاده شده است چون معتقدم تلفیق کلوزآپ سینمایی، بخشهای نمایشی و نفس تماشاگر پکیج کاملی از ارتباط و انتقال را بهوجود میآورد که در جذب مخاطب موفق خواهد بود.
«مرد شده» که از ۱۶ فروردین اجرای عمومی خود را آغاز کرده، روایتی است مستند از زندگی ریحانه دختر تکتیرانداز کرد کوبانی که به فرشته کوبانی شهرت دارد و برای سرش جایزه ۲ میلیون دلاری تعیین شده بود. این اثر نمایشی تا ۱۴ اردیبهشت روی صحنه بود.
مجتبی فلاحی، نسیم میرزاده، بهزاد خلج و دٌنا تارفی بازیگران این نمایش هستند.
کتاب دختران کوبانی نیز که داستان واقعی زندگی دختران جنگجوی کرد سوریه را در مبارزه با داعش به تصویر کشیده است به یکی از پرفروشترین کتابهای انگلیسی زبان تبدیل شده است.
گایل لمون، از جمله روزنامهنگارانی است که داستان واقعی نبرد نیروهای کرد سوریه، بهویژه زنان و دختران کرد سوریه را در مقابل داعش روایت کرده و «شجاعت» دختران کرد سوریه را در کتابی به نام «دختران کوبانی» روایت کرده است. ماهها مقاومت نیروهای کرد در شهر کردنشین کوبانی در مقابل محاصره آن توسط داعش شهره خاص و عام شد و کوبانی به لنینگراد دوم شهرت یافت.
کتاب دختران کوبانی که بر اساس مصاحبههای مختلف گایل لمون روزنامه نگار آمریکایی با زنان جنگجوی کرد سوریه نگاشته شده است داستان رندگی و ورود بسیاری از دختران کرد سوریه از جمله عظیما، روژدا، نوروز و زنارین را که در نبردهای کوانی و رقه علیه داعش شرکت داشته اند روایت میکند.
روزنامه نیویورک تایمز، این کتاب را یکی از کتاب های پرفروش سال در آمریکا معرفی کرده است. منتقدان آمریکایی نیز از آن استقبال کرده و سردبیران برخی نشریات معتبر آمریکایی و اروپایی نیز نقدهای مثبتی درباره محتوا و بیان آن نوشته اند.
در این کتاب، نوروز یکی از فرماندهان زن کرد سوریه معرفی شده است که فرماندهی حدود ۴۰۰۰ زن کرد و عرب را در یگانهای مدافع خلق بر عهده داشته و در نبردهای کوبانی و رقه علیه داعش حضور مستمر داشته است. عظیما یکی دیگر از شخصیتهای اصلی و واقعی کتاب دختران کوبانی، یک تیراندازی است که یک بار گلوله داعش به فاصله بسیار اندکی از کنار قلب او گذشته و او را زخمی کرد.
دیوید پرات، از دبیران نشریه هرالد که خود از نزدیک با نیروهای زنان کرد سوریه موسوم به یگانهای مدافع زنان یا YPJ دیدار کرده است داستان زنان کرد سوریه در مبارزه با داعش را از جمله موضوعات جذاب بهویژه برای مخاطبان غربی دانسته است اما به مخاطبان غربی یادآوری کرده است که آمریکا که خود را همپیمان کردهای سوریه میدانست، در سال ۲۰۱۹ کردهای سوریه را رها کرد تا ارتش ترکیه با کمک شورشیان سوریه آنها را هدف عملیات سنگین نظامی قرار دهند.
اولین زن بریتانیایی که در عضویت یگانهای مدافع خلق روژآوا در عفرین جان باخت!
یگانهایی از زنان و مردان انترناسیونالیست در میدانهای نبرد انقلابی و مقاومت روژآوا تا پای جان شرکت دارند. تاکنون دهها تن از این انقلابیون و پیکارگران راه آزادی، برابری و عدالت اجتماعی، در جنگ با داعش، ارتش فاشیست و اشغالگر ترکیه و همچنین گروههای تروریستی که دولت ترکیه از آنها حمایت میکند و…، جان باختهاند…!
زنان جوان با یونیفرمهای خاکی و عرق گرفته در حالی که سلاحهای کلاشنیکفشان را روی سر گرفته بودند زیرا آفتاب سوزان منطقه در حال انجام آموزش بودند. این زنان برای پیوستن به یگان نیروهای دفاعی روژآوا و واحد مشهور مبارزان زن تلاش می کردند. یکی از این زنان بیشتر از بقیه جلب توجه میکرد. چرا که او تا حدودی قدبلندتر از سایر زنان بوده و پوست سفیدتر و موهای بلوند کوتاهتری داشت. او آنا بود!
آنا در سن ۲۶ سالگی و در ماه مارس ٢٠١٨، در نتیجه بمباران هوایی شهر عفرین توسط جنگندههای ترکیه و در حال تلاش برای تخلیه غیرنظامیان از شهر محاصره شده در شمال سوریه، جان باخت. او تنها زن بریتانیایی است که همراه با نیروهای کرد در سوریه جان باخته است. برای پدرش که هنوز آشفتگی و غم از دست دادن دخترش در سیمای او موج می زند، تصمیم آنا برای مبارزه در کنار افراد ناشناخته، برای جنبشی بسیار دورتر از محل زندگی او، شاید منطقی به نظر نمیرسد. اما او پذیرفته که در جریان یک مستند تلویویزیونی برای شبکه بیبیسی قدمها و تصمیمات دخترش در این مسیر را دنبال نماید تا این که دریابد چرا آنا تصمیم به یک سفر ماجراجویانه ۲۵۰۰ مایلی گرفت که در نهایت با مرگش پایان یافت.
درک می گوید: «میخواهم آن چیزی که آنا تجربه کرد را تجربه کنم. دنیا از نگاه او چگونه دیده میشد؟ میخواهم بدانم که دنیای او چه شکلی بود. این چیزی است که خیلی به آن فکر میکنم. او میدانست که زندگیاش در خطر است. و میخواهم بدانم که دخترم برای هیچ نمرده است.»
او تحت تاثیر قدرت باورهایش به پیش میرفت، زن جوانی باسواد و باهوش که با آرمانها و آرزوهایش حرکت میکرد.
مادر آنا، آدرین، به عنوان یک فعال ضد جنگ شناخته میشد که آنا را اولین بار همراه با خود در سن ۱۱ سالگی به راهپیمایی اعتراضی نسبت به جنگ عراق برد. آنا در مدرسه شبانه روزی در برایتون با شهریه سالانه ۱۰۰۰۰ پوند درس خوانده و در تمامی دروس با نمره عالی فارغالتحصیل شد. آنا و ۵ خواهر و یک برادرش همگی در افکار و عقاید خود آزاد، برابریطلب و انساندوستانه بودند.
درک در مورد دخترش چنین میگوید: «آنا شجاعت و ایدهآلگرایی آدرین را داشت.» مادر آنا در سن ۵۲ سالگی در سال ۲۰۱۲ به علت ابتلا به بیماری سرطان سینه درگذشت و این اتفاق آنا که ۲۱ سال داشت را بسیار متاثر ساخت. آنا در آن زمان در دانشگاه شفیلد در رشته زبان انگلیسی درس میخواند و همانجا وارد فعالیتهای چپگرایانه رادیکال شده بود و مرگ مادرش بیش از پیش او را در این مسیر مصمم ساخت. او به زندانیان نامه مینوشت… برای افراد بیخانمان دلسوزی کرده و به استقرار اولین خانه برای آوارگان زن در جنگل کاله کمک کرد.
درک میگوید: «هر چه بزرگتر میشد دیگر احساساتش را بهطور واقعی بیان نمیکرد. بهنظرم آنها بسیار قوی بودند و او پیام را گرفته بود، دستکم از طرف من، که احساسات قوی بهنحوی غیرقابل قبول هستند یا نشاندادن آنها قابل قبول نیست.»
بهار سال ۲۰۱۷ بود که جنگ در سوریه وارد یک فاز خونین جدید شد و این چنین بود که آنا مسیری جدید برای مبارزه یافت. نیروهای کرد مدافع خلق موسوم به «یپگ» که روزگاری بهعنوان موثرترین نیروها در جنگ علیه داعش در سوریه شناخته میشدند، جایی که با ترکیه هم مرز است. اما رجب طیب اردوغان، رییس جمهور فاشیست ترکیه، از این وضعیت سوریه، برای حمله به نیروهای کرد در آن سوی مرزهای خود استفاده کرد. زیرا از این میترسید که این نیروها یک جامعه آزاد و خودمدیر شورایی را در این منطقه تاسیس کردهاند که در منطقه شمال و شرق سوریه با عنوان خودمدیریتی دموکراتیک روژآوا شناخته میشود.
وضعیت مردم و رنج مردم این منطقه، به شدت آنا را تحت تاثیر قرار داد و بدین ترتیب بهصورت آنلاین ثبت نام کرده و تصمیم گرفت به یگان زنان مدافع خلق موسوم به «یپژ» بپیوندد، یگانی صرفا متشکل از زنان که با داعش مبارزه میکردند. او موضوع را با خانوادهاش در میان گذاشت اما از آنها قول گرفت که از این موضوع با کسی سخن نگویند. او با پیوستن به یگانهای مدافع خلق خود را در خطر دستگیری قرار داد اما با توجه به این که زنان و مردان بریتانیایی دیگری نیز پیش از او برای نبرد با داعش به نیروهای کرد پیوسته بودند.
پدر آنا گفته است: «او به من گفت: پدر، میدانی که میخواهم به روژآوا بروم؟ در این مورد او را مورد موآخذه قرار ندادم زیرا از تجربیاتی که داشتم میدانستم که بهعنوان تلاشی برای تضعیف تصمیمات او به چشم خواهد آمد. از لحاظ ذهنی باید به او اجازه میدادم راه خودش را برود. انتخاب آگاهانه من در مورد فرزندانم این بود که آنها را تشویق کرده و آن ها را در هر چیزی که انتخاب میکردند باشند یا انجام دهند بپذیرم.»
در بازدید از آکادمی فراملیتی «یپژ»، جایی که زنان جوان کشورهای خارجی در آنجا آموزشهای اولیه خود را دریافت میکنند، چیز گرانبهایی به «درک» داده شد، دفترچه خاطرات آنا در دوران آموزش و نبرد که خواندن آن به وضوح پدرش را تحت تاثیر قرار داد. او از طریق این دفترچه خاطرات در یافت که آنا با پرواز به عراق آمده و دو ماه بعد شبانه با یک قایق کوچک از رود فرات عبور کرده و در نهایت در ۱۷ مه ۲۰۱۷ به سوریه رسیده و آموزشهای نظامیاش آغاز کرده است.
آنا در یکی از صفحات کتابچه خاطرات خود، چنین نوشته است: «دو زن آمدند و نحوه باز کردن و بستن سلاح آ ک ۴۷ را به ما آموزش دادند. یک به یک، شاگردان به سمت صخره ها شلیک کردند، وقتی که نوبت من رسید پشت اسلحه رفتم، نفس عمیقی کشیدم و دو گلوله شلیک کردم. صدای تشویق پشت سر من بلند شد. مشخص شد که هر دو بار هدفی در ۶۰ متری را به درستی زدهام. بهشدت از خودم خوشنود بودم و در راه بازگشت با مینیبوس از عماره به من گفت که باید تکتیرانداز شوم. میتوانستم خیلی راحت این جا مانده و در ساخت و جنبش آکادمی کمک کنم اما هدف من مبارزه بود و همین کار را نیز کردم.»
«در طی ماهها، آنا از طریق پیامهای متنی و گاهگاهی تماسهای تلفنی با خانوادهاش در ارتباط بود و به گفته پدرش هر بار از امنیت و شرایط خوب خود سخن میگفت: «هر بار میگفت سلام، همه چیز عالیه. من فقط سبزیجات میکارم و در یک پست دیدهبانی نشستهام. در هیچ نبردی حضور ندارم. حقیقتا کمی خستهکننده است. فکر میکردیم هیچ خطری او را تهدید نمیکند و این که چند ماه دیگر به خانه باز خواهد گشت.»
از طریق دفترچه خاطرات، پدرش در مییابد که آنا با التماس توانسته اجازه حضور در نبرد عفرین را بیابد، آخرین پناهگاه داعش که بهطور گسترده تحت بمبارانهای شدید ترکیه قرار داشت. ویدیویی به او از آنا نشان داده میشود. آنا در حالی که به دوربین لب خند میزند میگوید :«هیچ وقت فکر نمیکردم که بتوانم کسی باشم که بتواند در یک انقلاب در این جا مشارکت داشته باشد. میخواهم بدانم که این واقعی است. بله حس می کنم که این بسیار مهم و حیرتانگیز است. میخواهم چیزهای زیادی یاد بگیرم و برای یک ثانیه نیز از این کار پشیمان نیستم.»
در یکی از صفحات دفترچه خاطراتش، آنا چنین نوشته است: «بخشی از من وحشت زده شده است که دیگر بازگشتی در کار نخواهد بود. فکر می کنم قبل از تبدیل شدن به یک مبارز باید دروننگریها و مطالعههای بسیاری داشته باشم.»
او چنان شیفته مبارزه با داعش و همراهی با زنان کرد بود که نامی کردی برای خودش داشت: «هلین قرهگوخ»، از نوشتههای او چنین بر میآید که او در ماه ژانویه ۲۰۱۸ برای رفتن به میدان نبرد بسیار بیقرار بوده است: «میخواهم بخشی از مبارزه باشم. میخواهم تواناییهایم را حس کنم، تا از خودم و دوستانم محافظت کنم. هر روز همه اخبار را نگاه کرده و میخوانم، عکس جانباختگان و مراسم تدفین را میبینم. شاید به همین خاطر باشد که اینقدر دوست دارم به عفرین بروم تا درک ملموستری از تلاشها داشته باشم.»
فرمانده او، «نسرین عبدالله»، میگوید که او با بیمیلی به آنا اجازه رفتن به میدان نبرد را داده است اما میگوید که برنامه این بوده آنا تنها ۳ روز آن جا بماند.
در بخشی از هیجانانگیز قسمت دفترچه خاطرات آنا چنین آمده است: «دیروز در طی تماس تلفنیام بهراحتی و با خوشحالی به بابا دروغ گفتم و گفتم که مطئنم دوستانم به من اجازه نخواهند داد بروم. برای نبرد بهخاطر این سرزمین و در صورت لزوم مردن برای آن کاملا آمادهام. هر چند ترجیح میدهم اینطور نشود.» جملات او به وضوح خبر از اتفاقی دردناک در آینده میدهند انگار که آنا از سرنوشت خود خبر دارد. ۱۸ روز بعد، آنا در ساختمانی در محله محمودیه در بخش شمال غربی شهر عفرین همراه با سه مبارز کرد دیگر بود که ساختمان آنها مورد هدف بمباران جنگندههای ارتش فاشیست ترکیه قرار گرفت. او به تازگی، از درون یک لوله بتنی که در آن پناه گرفته بود خارج شده بود که یک جنگنده اف۱۶ ترکیهای دومین بمبش را روی ساختمان رها کرد. آنا در حالی که هنوز اسلحه کلاشنیکفش را در دست داشته و یک جفت کفش ورزش کهنه به پا داشت جان سپرد.
مرگ این زن کمونیست، آزادیخواه و برابریطلب، حتی با غم و اندوه بسیار در مجلس عوام بریتانیا اعلام شد، بسیاری او را ستوده و شایسته لقب قهرمان دانستند.
اکنون پدرش میخواهد راه او را در حمایت از جنبش به راه افتاده در روژآوا ادامه دهد. او همراه با همرزمان کرد آنا برای بازگرداندن جنازه دخترش با شبهنظامیان مورد حمایت دولت ترکیه از جمله داعش، میجنگد و با قانون جدید بریتانیا که بین تروریستها و افرادی که برای متحدین بریتانیا مبارزه میکنند تفاوتی قایل نمیشود مخالف است.
آقای درک میگوید: «آنقدر پریشان حالم که در قالب کلمات نمیگنجد. قلب من از سینهام بیرون کشیده شده است. اما سرشار از غرورم که آنا به چیزی فراتر از آن چه مادرش دست یافته بود رسید.»
حمله نظامی حکومت فاشیستی ترکیه به روژاوا(کردستان سوریه) و منطقه ای که اداره اش در دست «یگان های مدافع خلق»(یپگ) است در واقع عملیاتی است برای نسلکشی مردم کرد آن منطقه و سرکوب شدیدتر مردم کرد ترکیه. دولت فاشیستی ترکیه که تاریخا یکی از ارکان مهم و اصلی آن، جنگ با مردم کرد بوده است، این جنگ را به آن سوی مرزها وعلیه کردهای سوریه گسترش داده است.
این حمله با چراغ سبز رییس جمهوری آمریکا «ترامپ»(دور نخست ریاست جمهوری او) صورت گرفته و حکومت روسیه و ایران با وجود رقابت با آمریکا، با آن توافق کردند و بهدنبال منافع خود هستند. «ارتش ملی سوریه» که سابقا «ارتش آزاد» نام داشت و از افسران پیشین بشار اسد و اعضای سازمان امنیت و ارتش ترکیه(میت) تشکیل شدهاند، از تصمیم دولت آنکارا برای حمله به سوریه استقبال کرد. این گروه در بیانیهای، خطاب به نیروهای تحت امر خود نوشت: «با مشت محکم به آنها ضربه بزنید و با آتشی که بر سرشان می ریزید، مزه جهنم را به آن ها بچشانید.»
دورانی مردم سوریه علیه حکومت مستبد بعث قیام کردند که تقریبا هیچ سازمان یا حزب فعال اپوزیسیون در داخل آن کشور نفوذ تودهای و سراسری نداشت. حکومت اسد با ریشهکنی بیرحمانه مخالفان متشکل خود، امکان و امید قدرتگیری و تاثیرگذاری سیاسی از جامعه سیاسی-اجتماعی، سوریه را سلب کرده بود. اما پیشبینی نمیکرد که اعتراضات و سازماندهی نوین سیاسی، بیاتکا به احزاب و سازمانهای سیاسی گذشته، گسترش یابد.
بدون تردید، جنگ دومین ارتش ناتو و هشتمین ارتش بزرگ جهان در مقابل روژآوا، جنگی نامتعادل و در عین حال مورد حمایت سیستم سرمایهداری جهانی است. این یک جنگ نامتقارن است که در آن پیشرفتهترین و مدرنترین تکنولوژی نظامی در مقابل نیرویی کلاسیک و با تجهیزات ساده قرار گرفته است. اما با این وجود، نیروهای قهرمان روژآوا در حمله به عفرین در سال 2018، دو ماه مقاومت کردند و مبارزه چندین ساله آنها با داعش نیز آنها را دارای تجارب زیاد نظامی و چریکی کرده است. از اینرو، دولت فاشیست ترک بهخوبی میداند که این جنگ، آسان نخواهد بود!
در سال ۲۰۱۴ داعش در سوریه و عراق در حملات برقآسا دهها شهر کوچک و بزرگ را تصرف کرد. «شریعت اسلامی» را پیاده کرد و رقه را پایتخت خودخوانده خلافت اسلامی خواند.
اما در ۱۳۰ کیلومتری رقه در شهری کوچک «حماسهای تاریخی» در مقابل دوربینهای شبکههای جهانی رقم خورد. نیروهای مدافع خلق روژآوا در کوبانی، برای ماهها مقابل داعش مقاومت کردند. در یکسو ترکیه مرزهایش را به روی کوبانی بسته بود و در سه طرف داعش آنها را محاصره کرده بود. مقاومت نیروهای روژآوا، افکار عمومی جهانیان را با خود همراه کرد. این حمایت به پیروزی نیروهای روژآوا و شکست داعش و محاصره کوبانی انجامید. نقطه عطفی برای اسطوره شکست ناپذیری داعش مبدل شد!
سیستم «روژاوا»، بر اساس روابط و مناسبات شورایی اداره میشود. یک زن و یک مرد رهبری مشترک هر نهاد مدنی و امنیتی را بهعهده دارند. زنان نیمی از همه نهادهای مدیریتی و جامعه محسوب میشوند. زنان مادر و مدیر هم هستند. برای اثبات نقش زنان کافی بود سری به گورستانهای منطقه زد. جایی که بیش از ۱۱ هزار نفر در جنگ با داعش جان باختهاند، در میان قربانیان جنگ عکس هزاران زن بر سنگ قبرها دیده میشد.
در «روژاوا» چند همسری و ازدواج اجباری دختران در این جامعه بهشدت سنتی و اسلامی ممنوع است. متخلفان مجرم شناخته می شوند.
مناطق تحت کنترل نیروهای روژاوا در شمال سوریه، یکی از امن ترین مناطق در سوریه بود. جایی که اعراب، چچنها، ترکمنها، مسیحیان، کردها و…، دوشادوش هم با داعش جنگیدهاند. اما اکنون این آرامش را همکاریهای آشکار و نهان ترکیه، روسیه و آمریکا، حکومت اسلامی و حکومت مرکزی سوریه و لشکرکشی ارتش فاشیست ترکیه بر هم زده بودند.
در حالی که پس از شکست داعش، نیروهای دمکراتیک سوریه به قدرتمندترین نیروهای سوریه مبدل شدند. اما بدون سلاحهای هوایی و سلاحهای سنگین پیشرفته و مدرن!
مبنای روابط اجتماعی و قانونی در «روژآوا» به یک قرارداد اجتماعی مرتبط است و اداره جامعه در «روژآوا»، به شیوه خودمدیریتی دموکراتیک و از کوچکترین جوامع محلی آغاز میشود.
بر اساس قرار داد اجتماعی «روژآوا»، فدراسیون دموکراتیک شمال سوریه خود را متعهد به سه معیار اکولوژیک، دموکراتیک و آزادی زنان میداند.
در انقلاب روژاوا(کردستان سوریه)، زنان ثابت کردند که نیروی خفتهای اند که اگر فضا پیدا کنند هیچ قدرتی توان رویارویی با آنان را نخواهد داشت. داعشیهای وحشی که اکثر شهرهای سوریه و عراق را یک شبه تسخیر کرده بودند، وقتی به شهر کوبانی رسیدند، عمدتا با ایستادگی حماسی زنان کرد، با شکست سختی مواجه شدند.
داعشیها و سایر مذهبیهایی که زنان را «ناقصالعقل و کنیزکانی» «شهوترانی» حیوانیشان تضور میکنند، در میدان جنگ در برابر این زنان متعهد و آزادیخواه و برابریطلب، درمانده و پوزهشان به خاک مالیده شد!
تجارب تاریخی نشان داده است که اگر در هر انقلابی، زنان دوشبهدوش مردان هم فکرشان در رهبری آن قرار نگیرند نهایت به شکست خواهد انجامید و باز هم مردسالاری غالب خواهد شد.
شواهد در جامعه جهانی، نشان میدهد که زنان روژآوا در آغاز قرن بیست و یک، ارزشهای سیاسی و انقلابی متحول تاریخی جدیدی نشان دادهاند. این زنان، از سنتهای مردسارانه مرسوم در جامعه سرمایه داری، عبور کردهاند و با نگاهی بر وضعیت سیاسی، اجتماعی و فردی خود، الگویی دیگر را برگزیدهاند که آنان را بهسوی برابری جنسیتی هدایت میکند و این عزم و اداره خود را در هشت سال گذشته در مقابل قضاوت افکار عمومی جهانی قرار دادهاند. این زنان، نشان دادهاند که تغییر در جامعه ای سنتی و مردسالار، نه تنها غیر ممکن نیست، بلکه بالنده و رو به رشد و عملی است!
تاریخ کنونی روژآوا در سطح منطقه ای و جهانی در هزاران خبر، گزارش، مطلب، نقد، سیمنار، میزگرد، تظاهرات، تحلیل، کتاب و فیلم، آنچنان محکم و استوار ثبت شده است که نه دولت و ارتش فاشیست ترکیه، نه حکومتهای سرمایهداری ستم گر و جنگ طلب دخیل در جنگ داخلی هشت ساله سوریه هم چون روسیه، ایران، آمریکا و…، قادر نیستند این تاریخ پرافتخار و رهایی بخش را از ذهن افکار عمومی جهانی پاک کنند از این رو، روژاوا با همه کمبودها و نقصان ها و فشارهایی که از هر طرف به مردم آزاده این منطقه وارد می شود محکم و استوار ایستاده اند و دست از مقاومت و اهداف و آرزوهایشان نکشیدهاند!
زنده و پایندهباد یاد و خاطره دختران قهرمان و عزیز و رزمنده ما در روژآوا، بهخصوص «آنا» گرامی باد!
کنفرانس خاورمیانه در سلمانیه- اقلیم کردستان عراق
کنفرانس بینالمللی «صلح و ثبات در خاورمیانە با اندیشەهای عبداللە اوجالان» در شهر سلیمانیه(کردستان عراق)، در روزهای بیستم تا بیست و دوم ژوئیه 2026، برگزار شد. در پایان کنفرانس بیانیه پایانی آن بهتایید شرکتکنندگان رسید.
کنفرانس اندیشههای اوجالان برای صلح و ثبات در خاورمیانه بهمدت سه روز توسط «آکادمی سیاست و اندیشه دمکراسی» در شهر سلیمانیه با شرکت حدود دویست سیاستمدار، پژوهشگر و فعال مدنی برگزار گردید.
در این کنفرانس رفقا انور مسلم(رییس کانتون کوبانی در جنگ با داعش) و آسیه عبدالله(فرمانده یگانهای زنان) داشتم. انور مسلم با صمیمت از من دعوت کرد که بهکوبانی سفر کنم و مدتی مهمان آنها باشم.
همچنین قرار بود که بهمقر رفقای پژاک و پ.ک.ک بروم که متاسفانه بهدلیل برنامهریزی برگزارکنندگان کنفرانس و فشردگی کارها، این فرصت از من گرفته شد. چون که بهدلیل شناسایی و بمبارانهای مداوم قندیل توسط هواپیماهای ترکیه، رفقا موافقت نکردند بهقندیل بروم. اما خوشبختانه دیداری با رفیق رضا آلتون از رهبری پ.ک.ک در کوههای حومه سلیمانیه داشتم.
چندین دیدار با رفقای سوسیالیست و روزنامهنگار و نویسنده ترکیهای داشتم و قول و قرارهای همکاری نیز با هم گذاشتیم از جمله همکاری هفتگی من با یک نشریه هفتهنامه سوسیالیستی که بهزبان ترکیهای منتشر میشود.
علاوه بر اینها، من این سعادت را داشتم که شبی مهمان رفقایم ابراهیم علیزاده، رئوف، جمال، عادل، فرشید، فریدون، خسرو بوکانی، سروه و… در حومه سلیمانیه در اردوگاه کومهله باشم.
همچنین شبی نیز مهمان شام آقای ملا بختیار از چهره های معروف و سرشناس سیاسی کردستان عراق بودیم.
در این کنفرانس تعدادی از نویسندگان، روزنامهنگاران، اساتید دانشگاە، مدافعان حقوق بشر، مبارزان حقوق زنان، وکلا، نمایندگان پارلمان ترکیه و… سخنرانی کردند. آنها از کشورهای اروپایی، اسکاندیناوی، آفریقای جنوبی، هندوستان، آمریکا، ترکیه، تونس، لبنان، فلسطین، مصر، سوریه، روژاوا، کردستان عراق و… بهاین کنفرانس بینالمللی دعوت شده بودند. من هم تنها ایرانی بودم که بهعنوان سخنران به این کنفرانس دعوت شده بودم.
آسیه عبدالله فرمانده یگانهای زنان کوبانی
انور مسلم، رییس کانتون کوبانی
مهمانی آقای ملا بختیار
آقای محمد محمد صالح توفیق؛ مترجم کتاب انگلیسی بهکردی دیدهبان حقوق بشر؛ درباره نسلکشی در عراق
بنا بهگزارش فرات نیوز، شنبه بیست و سوم ژوئیه 2016، هیئتی از کنفرانس «صلح و ثبات در خاورمیانە با اندیشەهای عبداللە اوجالان» گریلاهای ه.پ.گ و یژاستار در محور کرکوک را دیدار کردند.
تعدادی از اساتید دانشگاە، نویسندگان، مدافعان حقوق بشر، مبارزان حقوق زنان و وکلا از گریلاهای ه.پ.گ در محور کرکوک دیدار کردند.
هیات مهمان از سوی گریلاهای ه.پ.گ و یژاستار با فرماندهی «چیغدم دوغو» و «سلیم زیلان» مورد استقبال قرار گرفتند.
پس از سان نظامی گریلاها، مهمانان بەایراد سخنرانی پرداختند.
اسا موسا از آفریقای جنوبی و از یاران نلسون ماندلا، در آغاز سخنان خود مراتب خوشحالی خود را از دیدار با گریلاهای کرد در این منطقە ابراز نمود و یادآوری کرد کە بەدفاع از حقوق کردها ادامە خواهد داد. نامبردە در بخش دیگری از سخنان خود دیدار هیئتی از کشورهای مختلف آفریقایی، آمریکایی، هندوستان، فلسطین و … را مایە خوشحالی خود نامید.
اسا موسا در ادامە سخنان خود بە کنفرانس سە روزە در شهر سلیمانی پرداخت و اعلام کرد کە از مبارزە کردها حمایت خواهد کرد و در بازگشت بەکشور خود اقدامات خود را برای برقراری صلح و آزادی اوجالان تسریع خواهند کرد.
ساموئل جردن از وکلای حقوق بشر در آمریکا هم اعلام کرد کە از سال 1999 کە عبداللە اوجالان -رهبر خلق کرد- با توسل بەتوطئە بازداشت و بەترکیە استراداد شدە است، وضعیت مبارزە کردها را مدنظر قرار دادە و در این راستا خواهان آزادی اوجالان میباشند. زیرا بەعقیدە آنها اوجالان توانایی اجرای گامهای انقلاب واقعی در خاورمیانە را داراست و در این راستا هم بەتمامی از ایشان حمایت مینمایند.
یکی دیگر از مهمانان در این دیدار سلوا گیگا از فعالان حقوق زنان تونس در سخنان خود مراتب قدردانی خود از مبارزان را در نبرد با تبهکاران داعش اظهار نمود.
بهرام رحمانی، از نویسندگان و فعالین اپوزیسیون ایران هم در سخنان خود یادآوری کرد: «دیدار با شما را برای خود مایە خوشبختی میبینم. پ.ک.ک در چهل سال گذشتە مبارزە برای آزادی و دفاع از ارزشهای انسانی را بهخوبی بەانجام رساندە است. پ.ک.ک با رهبری اوجالان نە تنها برای کردها، بلکە رهبری همە مبارزان در خاورمیانە و جهان را بردوش گرفتەاند. آنها بەنمایندگی از انسانیت مبارزە میکنند.»
لئو سالدانها از نمایندگان مرکز تحقیقات پروژە توسعە هندوستان هم یکی دیگر از مهمانان این مراسم بود. نامبردە در سخنان خود گفت: «مبارزە شما بەمثابە گریلا بەتنهایی مبارزەای انقلابی نیست، بلکە مبارزە برای آزادی نوع بشر است. مبارزە سما مایە مباهات همە انسانهایی است کە برای انسان بودن ارزش قائل هستند. ما از مبارزە شما الهام میگیریم و بەآن مفتخریم»
نتیجهگیری
ژانر جنگ یکی از موضوعات مهم برای ادبیات، فیلم و حتی موسیقی محسوب میشود. کردهای سوریه در مقابله با داعش که از سال ۲۰۱۴ تاکنون طول کشیده و هنوز هم ادامه دارد، مورد تحسین روزنامهنگاران، فعالین سیاسی، جامعه جهانی، و فعالان حوزه ادبیات، فیلم و موسیقی قرار گرفته است.
پس از آغاز اعتراضهای سال ۲۰۱۱ سوریه در شمال و شمال شرق این کشور، سه منطقه «فدرال» اعلام موجودیت کردند به اسمهای جزیره، فرات و عفرین.
این سه منطقه فدرال بعدها در شکل مدیریتی آنجا به عنوان «کانتون» شناخته شد و تبدیل به شش کانتون حسکه، قامشلو، تل ابیض(گری سپی) و عفرین، کوبانی و شهبا شد.
بسیاری از ساکنان این مناطق کرد نیستند و حتی کردها در آن اکثریت را ندارند اما سیستم اداره شورایی این مناطق بر مبنای شیوهای است که ابتدا در مناطق «روژآوا» ایجاد شد.
«روژآوا» بهمعنای غرب است و به کردستان سوریه، یا آنچه کردها غرب کردستان مینامند اشاره دارد.
در سال ۲۰۱۲، پس از خروج نیروهای دولتی مرکزی از استانهای کردنشین شمال سوریه، این مناطق تحت کنترل نیروهای کرد در آمد.
مناطق آزاد شده کانتون خوانده شدند. کانتون یک نوع بخشبندی کشوری کوچک است که در اینجا بخشی از کنفدراسیونهای دموکراتیک شمال و شرق سوریه به حساب میآید.
یکی از این کانتونهای معروف کنفدراسیونهای دموکراتیک شمال سوریه کوبانی است که مقاومت اهالی آن مقابل داعش حمایت و شهرتی جهانی یافت. در آن زمان سیستم سیاسی کردستان سوریه با عنوان خودمدیریتی دموکراتیک «روژآوا» شناخته میشد.
مبنای روابط اجتماعی و قانونی در «روژآوا» به یک قرارداد اجتماعی مرتبط است و اداره جامعه در «روژآوا»، به شیوه خودمدیریتی دموکراتیک و از کوچکترین جوامع محلی آغاز میشود.
اما آنچه امروز فدراسیون دموکراتیک شمال سوریه و شرق سوریه خوانده میشود بر مبنای قراردادی است که از به هم پیوستن سه کانتون جزیره، کوبانی و عفرین ایجاد شد.
بر اساس قرار داد اجتماعی «روژآوا»، فدراسیون دموکراتیک شمال سوریه خود را متعهد به سه معیار اکولوژیک، دموکراتیک و آزادی زنان میداند.
آموزش و به کارگیری تمام زبانهای موجود در تمام سطوح اجتماعی و سیاسی از دیگر موضوعات مورد تاکید در قرارداد اجتماعی «روژآوا» است.
هر کانتون «روژآوا» از انجمنهای محلی، شهرکها و ناحیهها تشکیل میشود که آنها هم انتخابات خودشان را دارند.
با این حال، به مرور کردهای سوریه خود را در دو تشکل اصلی یگانهای مدافع خلق(ی.پ.گ) و یگانهای مدافع زنان(ی.پ.ژ) سازماندهی کردند.
این نیروها در دوران جنگ با داعش بیش از ۱۱ هزار کشته دادند.
مطلب با یکی از سرودهایی که این دختران جمعی میخوانند به پایان میبرم:
«شاید سرنوشتم این باشد
که در سرزمین بیگانهای جان ببازم،
عشقم، بدون این که ترا ببینم.
عاشقت هستم، شیرینم،
دختر چشم سیاهم.
آفتاب مینشیند،
شب میآید و من بدون تو نمیتوانم.
عزیزم تو گلی هستی که در باغم سبز شدهای!»
دهم آبان 1404-یکم نوامبر 2025
ضمیمه:
کوبانی ادبیات و هنر مقاومت نوین
گفتوگوی حسن قاضی با بهرام رحمانی به زبان ترکی آذربایجانی
حسن قاضى مجرى برنامه راوێژ تلويزيون سترك – بلژیک
بهرام رحمانى پرزيدنت انجمن قلم در تبعيد ايران
برگردان به فارسی: قهرمان قنبری
حسن قاضى: بیندەگان گرامی برنامە اینبار بە زبان ترکی آذربایجانی خواهد بود. اما اجازە بدهید در ابتدا مهمان برنامە را بهزبان کردی بشما معرفی نمایم
بهرام رحمانی، نویسنده، روزنامهنگار، فعال سیاسی و تحلیلگر جنبشهای سیاسی-اجتماعی است. وی فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود را از دوره نوجوانی آغاز کرده است
بهرام، یکی از همکاران نشریه «نگاه» از سال ۱۹۸۹ تاکنون است. از سال ۱۹۹۱ نیز با نشریه ماهانه همبستگی و همچنین از سالهای ۱۹۹۳ نیز با هفتهنامه «ایران تریبون» و نشریه «کارگر امروز» همکاری داشت
بهرام، بین سالهای ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ سردبیر نشریه «بامداد» بود. آخرین شماره این نشریه، تحت عنوان «چنین گوید بامداد شاعر»(ویژه نامه بامداد به یاد احمد شاملو)، در ۲۷۰ صفحه، در پاییز ۲۰۰۰، توسط انتشارات آرش منتشر شده است
بهرام در سال ۲۰۰۶، در مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران در شهر گوتبنرگ سوئد، به عنوان یکی از پنج عضو مشورتی کانون نویسندگان ایران در تبعید انتخاب شد وی در مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران در تبعید، که در تاریخ ۱۳ ژوئیه ۲۰۰۷ در برلین آلمان برگزار شد همراه با دو نفر از هموندان کانون نخست به عنوان هیئت دبیران انتخاب و سپس مسئولیت دبیری کانون را بهعهده داشت.
مجمع عمومی انجمن قلم ایران در تبعید، در روزهای ۲۷ و ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۸، در شهر ماینس آلمان برگزار گردید و بهرام در این مجمع به عنوان دبیر اول انجمن قلم ایران در تبعید انتخاب شد. وی در هفتاد و پنجمین کنگره پن جهانی، در روزهای ۱۹ تا ۲۵ اکتبر ۲۰۰۹ در شهر لینز اتریش برگزار شد، شرکت داشت.
کانون نویسندگان ایران در تبعید، روزهای ٧ و ٨ ماه نوامبر ٢٠٠۹، مجمع عمومی خود را در استکهلم سوئد بههمراه انجمن قلم ایران در تبعید برگزار کرد. بهرام در این نشست بهعنوان یکی از سه عضو هیات دبیران انتخاب شد و مسئولیت دبیری کانون را عهدهدار شد. همچنین بهرام در این مجمع بهعنوان سردبیر نشریه تازه کانون به نام «بانگ» انتخاب شد. این نشریه بهطور روتین هر ماه بهمدت سه سال و در سی و شش شماره منتشر گردی
بهرام در مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران در تبعید، همچنین انجمن قلم ایران در تبعید که در تاریخ ٩ ژوئن ۲٠۱٣ در استکهلم برگزار شد بهعنوان جمع هیات دبیران انجمن قلم انتخاب شد و در تقسیم کار این جمع پنج نفره، بهعنوان پرزیدنت انجمن قلم ایران در تبعید انتخاب گردید
وی در هفتاد و نهمین کنگره پن جهانی که در روزهای ٨ تا ۱٣ سپتامبر ۲٠۱٣، در «ریکیاویک» مرکز «ایسلند» برگزار شد، حضور داشت. اما بهرام به دلایل امنیتی نتوانست در کنگره ۲۰۱۴ پن جهانی در قرقیزستان شرکت کند.
بهرام رحمانی هماکنون پرزیدنت انجمن قلم ایران در تبعید، عضو کانون نویسندگان ایران در تبعید، عضو انجمن قلم سوئد، عضو کانون نویسندگان سوئد و همچنین عضو فدراسیون روزنامهنگاران سوئد است
همچنین نگارش ۱۴ جلد کتاب درباره مسایل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، صدها مقاله و سخنرانی رادیویی و تلویزیونی و در سمینارها و جلسات مختلف، بخش دیگری از تلاشهای بیوقفه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایشان است
اسامی کتابهای منتشر شده تاکنونی بهرام رحمانی، عبارتند از:
۱ـ مجموعه اسنادی در رابطه با فعالیتهای تروریستی جمهوری اسلامی؛
۲ـ زنان در اسارت جمهوری اسلامی؛
۳ـ عزیز نسین، عزیز همگان؛
۴ـ امید یک زندگی بهتر؛
۵ـ مذهب، ناسیونالیسم و مساله زن؛
۶ـ تاریخ شرمسار مردم کرد؛
۷ـ افسانه جامعه مدنی؛
۸ـ کشتن نویسندگان در دوران خانواده پهلوی و جمهوری اسلامی؛
۹. اورهان پاموک و تابوهای دولت ترکیه، آزادی اندیشه و بیان؛
۱۰. رهایی زن؛
۱۱. من مرگ را سرودی کردم؛
۱۲. جنبش¬های اجتماعی ایران؛
۱۳. ناظم حکمت شاعر کمونیست همیشه زنده
۱۴. سفاهت در قدرت دینی، جنایت در قدرت دولتی
حسن قاضی
خيلى خوش آمديد، بهعنوان آغاز بحث از چگونگى نوشتن كتابهايتان براى بينندەگانمان كمى توضيح بدهيد؟
بهرام رحمانى
منهم خدمت شما و بینندەگان عزيز سلام عرض مىكنم، كتاب نوشتن بسان ساختن خانه است، نويسنده اول طرح كتاب را در ذهنش طراحى مىكند و بعدا شايد پياده كردن آن در روى صفحه كاغذ سالها طول بكشد. كلا اين كتابها، نتيجه سى و پنج سال مبارزه سياسى و فرهنگى من مىباشد، مثلا كتابم درباره اسلام و خرافات نتيجه 9 سال تفكر و تعمق من بود.
(س): برنامه امروز ما اختصاص دارد به معرفی آخرين كتابی کە به نام «كوبانى، هنر و ادبيات مقاومت نوين» همراە با عباس سماکار تدوین کردەاید. همانطور كه مىدانيد همبستگى با مقاومت و حماسه كوبانى در دنيا بىنظير بود. شما هم در اين زمينه كتاب را منتشر كردید. ممکن است دربارە انگیزە تدوین این کتاب توضیح بدهید؟
(ج): بعد از عقبنشينى ارتش سوريه از روژآوا، يا كردستان سوريه، مردم کرد و غیرکرد ساکن اين منطقه، روزهاى سختى را گذراندند. سه سال سرسختانه با کمترین امكانات شهرهاى خود را اداره كردهاند و قهرمانانه در مقابل داعش يا ديگر گروهاى مرتجع اسلامى مقاومت كردهاند. همانطور كه مىدانيد در اين منطقه فقط كردها زندگى نمی کنند ، تركمانها، چچنها، آشوريان، ارمنی ها و عربها هم از خلقهاى تشكيلدهنده روژاوا هستند. نقطه مهم براى من و دوستانم اين بود كه چرا روژاوا با اينهمه تنوع مليتى، بالكانيزه نشد و به سرنوشت يوگسلاوى و افغانستان دچار نگردید؟
يا از نقطه نظر ديگر، داعش با همه حاميان منطقهاى و بينالمللىاش(تركيه، عربستان و غرب) وقتى به موصل حمله كرد آنجا را در عرض چند ساعت تصرف كرد. توجه شما را به اين نكته جلب مىكنم كه ارتش عراق هم تجهيزات و هم نيروى قابل ملاحظهاى در موصل داشت. در قياس با موصل، شايد داعش تصور مىكرد تصرف كوبانى بيشتر از چند ساعت طول نخواهد كشيد. وانگهى كوبانى نه ارتش و دولت حرفهای و يا حامى داشت كه به او كمك كنند. اما نتيجه چه شد؟ چهار ماه زن و مرد دوش به دوش هم در برابر داعش قهرمانانه مقاومت كردند. مقاومتى كه نه فقط بر منطقه، بلكه بر كل دنيا تاثير گذاشت. دنيا در اين فكر بود جوانان، زنان و كودكان چگونه بمانند يكجان در آنجا مقاومت مىكنند. دنيا در اين فكر بود كه چه كارى براى كمك به خلق كوبانى مىتواند انجام بدهد؟ من و دوستانم هم فكر كرديم كه بايد براى خلق كوبانى كارى بكنيم، سرانجام ما به اين نتيجه رسيديم كه مقالات، اشعار، ادبيات و تصاویر درباره كوبانى را در يك كتاب جمع كنيم و انتشار دهيم، به خاطر اين كه منابع موجود روزنامه يا سايتهاى اينترنتى عمرى محدود دارند، اما كتاب ماندگار است. من و دوستم عباس سماكار از برخی دوستان نويسندهمان در كانون نويسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران در تبعید يا از نويسندگان و يا روشنفكرانى كه در داخل و خارج کشور مىشناختيم درخواست كرديم كه مطلبى را در حوزه كوبانى اعم از شعر، مقاله، ترجمه، داستان و مقاله را به هر زبانى را كه مايل هستند بنويسند تا در این كتاب چاپ شود. اين پروسه جمعآورى آثار نزديك دو ماه زمان صرف كرد و بعد از جمعبندى مطالب و آمادهسازى براى چاپ آن با دوستم نعمت در انتشارات و كتابفروشى ارزان در استكهلم، تماس حاصل كرديم كه ايشان هم صميمانه اين كتاب را بدون دريافت هزينه چاپ كردند. اما هدف ما در مرحله اول اين بود كه روژآوا و كوبانى را به همه ايرانيان بشناسانيم وثانیا با تشكيل جلساتى هم هبستگى خود را با كوبانى نشان دهيم و هم بهصورت سمبليك در اين جلسات براى كوبانى كمك نقدى جمع كنيم.
من فكر مىكنم با تشكيل اين چنين جلساتى و گفتوگوهای رادیویی و تلویزیونی در توانستيم سهمى در شناساندن كوبانى داشته باشيم.
(س): زبان کتاب بيشتر فارسى است؟
(ج): البته ما در مراجعه به نويسندگان به آنها گفتيم به هر زبانى كه مايل باشند مىتوانند آثارشان را بنويسند، مسلما مطالب به زبان کردی و ترکی هم است اما بیشتر مطالب بە زبان فارسى است كه متاسفانه بهخاطر كمبود وقت و امكانات ميسر نشد آنها را به چند زبان ديگر ترجمه كنيم.
(س): بنده در آخر كتاب نامه جانباخته ترك «صبحى نجات آغير ناسلى» را دیدم. اگر ممکن است كمى بيشتر در مورد محتواى كتاب توضيح بدهید؟
(ج): تمام اثرهايى كه در اين كتاب اعم از شعر، نامه، تصویر و مقاله آمده در مورد كوبانى و روژآوا است. قرارداد اجتماعى کە کانتونها طبق آن کار میکنند و مسئله زنان مهمترين قسمت در نگاه ما به روژاواست، ما اگر به بيست و دو كشور عربى، ايران، پاكستان، افغانستان يا اكثر كشورهاى شمال آفريقا نگاه كنيم، در مىيابيم كه قوانين روژاوا قابل قياس با اين كشورها در امور مربوط به زنان و حقوق اجتماعى نيست. در منطقه خاورميانه كه هيچگونه حقى براى زنان قائل نيستند، اما در روژاوا قوانين را منطبق با برابرى زن و مرد تصويب کردهاند. مثلا زنان با مردان در جنگ ،در كار و در زندگى و در سیاست برابر هستند. يا در حالى كه در ايران، حتا كودكان زير هيجده سال را در ملاءعام اعدام مىكنند اما در روژاوا، بهطور کلی قوانين اعدام وجود ندارد و رد شده است. قوانين تصويب شده در روژاوا در مورد حقوق زنان و كودكان و حقوق اجتماعى و ملیتها مترقى و بارز است، چنانچه در خاورميانه چنين قانونى وجود ندارد. از نقاط خيلى مهم اين است كه از تمام نقاط جهان، انسانهاى بیشمارى براى نبرد به روژاوا آمده و در دفاع از حرمت انسانی همدوش یگانهای خلق میجنگند. در تمام دنيا براى حمايت از روژاوا و كوبانى راهپيمايى و تظاهرات انجام گرفته، و در تهران، در قلب حاكميت اسلامى هم در حمايت از كوبانى تجمعاتی برگزار شد كه شعارشان زندهباد سوسياليسم و زندهباد كوبانى بود. يا همين تظاهرات در كل شهرهاى كردستان انجام گرفت. براى ما صرفا اسلحه به دست گرفتن زنان و جنگيدن در كوبانى مسئله اصلى نبود، بلكه بيشتر نحوه اداره جامعهشان، همبستگىشان و تبلور مقاومتشان، ارتباطاتشان و بيشتر از همه، در اين وضعيت شكننده همزيستى مسالمتآميز ملل مختلف و اتحادشان در روژاوا بود كه توجه ما را جلب کرد. مثلا نه تنها غيركردها هم در اداره كانتونهای روژاوا نقش دارند، بلکه در كنار آن ما شاهد هستيم كه هيچ درگيرى ملی بين ترکمان ها، كردها، عربها و ديگر خلقها روی نداده است و اين نه فقط براى كوبانى، بلكه كل روند تحولات روژاوا براى ما مهم بود و هست. ما چه درسى در آينده مىتوانيم از اين موضوع در منطقه و كشور خودمان بگيريم مهم است
(س): در زمان مقاومت كوبانى، جمعى از فعالان مدنی تبريز بيانيهاى در حمايت از مقاومت كوبانى امضاء كردند و انتشار دادند، من آن بيانيه را در كتاب شما نمىبينم، آیا این بيانيه به دست شما نرسيده بود يا دليل خاصى داشت؟
(ج): همانطور كه مستحضر هستيد پروسه چاپ كتاب زمانبر است. ما درگير پروسهاى دو ماهه شديم، متاسفانه ما خيلى از آثار را از دست داديم كه اگر در این كتاب چاپ مىشد به بارآورى و زيبايى كتاب كمك مىكرد. نقطه ديگر هم این است کە ما مطالب را از اينترنت يا روزنامهها جمعآورى نكرديم، بنا به درخواست ما هنرمندان و روشنفكران اثر خودشان را براى درج در اين كتاب در اختيار ما گذاشتند. وانگهى در كتاب هيچگونه بيانيه يا اعلاميه سياسى راجع به كوبانى را درج نكردهايم، اين بيشتر به اين خاطر بود كه احزاب و جمعيتهاى سياسى اصولا مواضع خود را رسما در ارگانهايشان اعلام مىكنند و هدف ما بيشتر تبلور ادبیات و هنر در مورد مقاومت كوبانى و روژاوا بود
(س): اگر ممکن است در مورد اعلام همبستگی از تبریز كمى بيشتر توضيح دهيد؟
(ج): تبريز به عبارتى قلب تحولات ايران است. مثلا آنوقت كه لنين در تبعيد سويس بود، روزنامهاى بهنام ايسكرا(جرقه) چاپ مىكردند كه اين روزنامه را به صورت پنهانى به روسيه مىرساندند، همواره بهدنبال راههايى براى انتقال اين روزنامه به روسيه بودند، بهترين راه را راه آلمان به تبريز – تبريز به باكو – باكو به تفليس، سن پترزبورگ و مسكو و آسياى ميانه و ديگر شهرهاى روسيه میدیدند. اما اين راه مشكلات خاص خودش را داشت و مثلا از نظر مسافت دور بود، رفقاى لنين پيشنهاد تغيير اين راه را كردند. اما لنين با استدلال اين كه در راههايى كه روزنامه طى مىكند طرفداران خودش را پيدا مىكند با اين پيشنهاد مخالفت كرد و براى تكميل استدلال خود نامههايى از طرف افراد ناشناسى كه از تبريز در نقد و پيشنهادهايى راجع به روزنامه ايسكرا مىآمد دليل آورد. رونامه ملانصرالدين به خاطر فشار مذهبيون و حکومت روسيه تزارى، مجبور شد چندين شماره از نشريه آگاهىبخش ملانصرالدين را در تبريز چاپ و توزیع كند. انقلاب مشروطه يا انقلاب ٥٧ از تبريز شروع شد، تبريز خاستگاه نابدلها، دهقانیها، صمد بهرنگىها و ديگر بزرگانمان است. يا حكومت ملى آذربايجان به رهبرى پيشهورى، همزمان با حكومت ملى كردستان به رهبرى قاضى محمد، خاستگاهش تبريز بود. در مورد اين بيانيه هم حمايت هم همان انتظارى كه از تبريز مىرفت برآورده شد، روشنفكران، كارگران و زحمتكشان تبريز تحولات، سياست و قوانين روژاوا را بررسى كردهاند و از نزديك آن را دنبال مىكنند. چون آن را مترقى و انسانى يافتهاند از آن حمايت كردند و بالاتر از همه، آنها از خودشان مىپرسند كه آيا امكان دارد مدل روژاوا را در آذربايجان يا كردستان پياده كنيم؟ اگر توجه كنيد جداسازى سرنوشت آذربايجان و كردستان ناممكن است. همانطور كه جداسازى كانتونهاى روژاوا از هم غيرممكن است. به همين خاطر، اين بيانيه كه روشنفکران و فعالین سیاسی و اجتماعی تبريز و آذربايجان امضاء و صادر کردهاند جدا قابل تامل است. براى اين كه مهم است كه امضاءكنندگان آن به دنبال درس گرفتن از تحولات روژاوا هستند.
حسن قاضى: آقای رحمانی ، حالا کە صحبت از تبریز شد با اجازە شما شعرى از عليرضا نابدل(اوختاى)، را كه براى كردستان سروده است مىخوانم.
کوردستان
اوکتای
بو داغلار اوجا باش
اوجا باش داغلارا قانلی چکمەلر
یول آچا بیلمز
بو داغن جیرانی اوزگە اوچونن اوخونا گلمز
قولاری باغلانان اسیر بیر اینسان
توتگون آخشاملار دا آغلاماز، گولمز
درەلر درین، ائلە درین کی
“هژار” درینلیکدە انسانلار بسلەییب
درەلردە آخان “قزل اوزەن”ین
سویی هم شیرین، هم دە آتشین
ائلە بیر سوکی، بیزیم یوردومزە چاتاندا بئلە
هدیە گتیریر گئچگی ائلردەن اورەگ آتشین
دوشلر مشەلک، پالت مشلەر
آخشاملار قوشور، هر قوش مین دستان
بو لای لای سسیلە آستاجا آستاجا
اوخویە گئدیر، گوزەل کوردستان
دوشلر دن ینسک ، چکیلیب یایلب
قوم گوی زانبق تک ، دوزلر دە توتون
دوزلردە چالشیر اوغلانلار، قزلار گوندوزو بوتون
یایلاق دا اوبا، اوبا دا چوبان
چوبانن آغزندا اینجە بیر توتک
سویلەییر ایگیتلر چکن غملری
ائلە بیر غم کی ، ‘بیستون’ داغندا
ایگیت ‘فرهاد’ی بولاییر قانا ائلە بیر غم کی
عصرینین گوزەلی، یوردونون چیچگی
آلاگویز ‘ شیرین’ی گتیرر جانا
بو داغلار اوجا باش
اوجا باش داغلارا،قانلی چکمەلر یول آچا بیلمەز
بۆ داغن جیرانی اوزگە اوچوونن اوخونا گلمەز
داغلاردا گزرلر، ایری گویز اوغوللار
اورەگلریندە، درین بیر سئوگی
او سئوگی دەن کی ‘ صلاح الدین “ن دە گونلون داغلادی
افسانەلر دە، اینسانلار تکین، آنا یوردونە قورماق ایچون
بئلن باغلادی
بو داغلار قوجا باش، ائلری اوجا باش
هاممیە بیر دوست، بیزلرە قارداش
یانار اودلاردا بیرلیکدە یانان وفالی یولداش
درەلر درین، سولار آتشین
دوزلر توتونلک، دوشلر مئشەلک
یایلاق دا اوبا، اوبا دا چوبان
چوبانن آغزندا اینجە بیر توتک
آخشاملار قوشور هر قوش مین دستان
بورا کوردستان ، بورا کوردستان
خان ‘ قزل اوزەن’ آخان گونەدک
اولدوزلار یرە باخان گونەدک
بول اولسون خلقینن اکدیگی بوستان
وار اولسون بیزیم قارداش کوردستان
======================
اين كوههاى سربلند
چكمههاى خونين را به كوههاى سربلند راهى نيست
آهوان اين كوهها به تير اشغالگران گرفتار نمىشوند
دستهاى اسيرى كه بسته است
در عصر مهانگيز گريان و خندان نمىشود
درهها عميق
به عمق هژار
قيزيل اوزن روان در اين درهها
آبش هم سرد است و هم آتشين
چنان آبى كه
وقتى به خانههاى ما مىرسد
برايمان هديهاى از قلبهاى آتشين، انسانهاى محل گذرش مىآورد
گردنهها جنگل
در جنگلها، درختان بيد
در عصرهاى زيبايش
هر پرنده، هزاران داستان مىسرايد
و با اين آهسته لالاى
به خواب مىرود كردستان زيبا
وقتى از گردنهها پايين مىآيم
به سان نقاشى گل زنبق است
در جلگههای توتون
كار مىكنند، پسران و دختران در تمام روز
در ييلاق چادر
در چادر چوپان
در دهان چوپان نئی
درد و غم مردانش را مىسرايد
چنان غمى كه
فرهاد را به كندن كوه بيستون وا مىدارد
چنان غمى كه گلهاى سرزمينش را، زيبارويان عصرش را
و شيرين زيبا را به فغان مىآورد
اين كوهها، سربلند
به كوههاى سربلند، چكمههاى خونين را راهى نيست
آهوان اين كوهها به تير اشغالگران گرفتار نمىشوند
در هنگام غروب آفتاب
صخرهها، نغمههاى عصرانه را مىخواند. با صدايى لال گونه و ساكت
پسرانى با چشمان تیز در كوههايش مىگردند
در قلبهايشان عشقى آتشين
آن عشق كه قلب صلاحالدين را به آتش كشيد
براى دفاع از سرزمين مادريش
بسان انسانهاى افسانهاى
كمربندش را بست
اين كوههاى كهنسال، ساكنين سربلندش
براى همه يك دوست و براى ما يك برادر
ای آنکە در آتشهای فروزان با هم میسوزیم، ای رفيق وفادار
درهها عميق، آبها آتشين
كوهپايهها، جنگلها، جلگههای توتون
در ييلاق چادر، در چادر چوبان
عصرها هر پرنده، هزار دستان مىسرايد
اينجا كردستان، اينجا كردستان
تا قيزيل اوزون سرافراز جارى است
تا ستارهها به زمين مىتابد
بوستانی را کە خلق کاشتە است
زنده باشد برادر ما، خلق كردستان
بهرام رحمانى
ياد و خاطره عليرضا نابدل(اوختاى)، هميشه براى ما عزيز است. اوختاى در عين حال كه فعال سياسى بود و با حكومت شاه مبارزه مسلحانه مىكرد.(چريكهاى فدايى خلق) در عين حال هم شاعر و دلباخته ادبيات آذربايجان بود. وی با اين شعر زيبا و تاريخىاش نشان مىدهد كه نفاق و جدايى افكندن بين آذربايجان و كردستان امكانپذير نمىباشد. وی به دنبال برقرارى همبستگى بين خلق كردستان و آذربايجان و تمام خلقهاى كشور بود. به همين خاطر تاكيد عليرضا نابدل بر همبستگى كرد و ترك چراغ راه آينده و الگوى ما است.
(س): يكى از دلايلى كه اين شعر زيبا را خواندم اين است كه بعضا الان ما با جريانهايى در آذربايجان مواجه هستيم كه متفاوت از ديد نابدل به كردستان مىنگرند و يا دقيقتر اين جريانها بعضا به مبارزات خلق كرد با ديد منفى و نگاتيو نگاه مىكنند. نظر شما در اين مورد چيست؟
(ج): از دوران مشروطيت كه آذربايجان سنگر آزادیخواهى بوده است، آذربايجان هيچوقت اين آزادى را صرفا براى خودش نخواسته است، بلكه اين آزادى را براى همه خلقها و مردم کشور خواسته است. مثلا به حاكميت يك ساله فرقه دمكرات آذربايجان به رهبرى پيشهورى نگاه كنيم مىبينيم كه پيشهورى آزادى را براى همه مردم سراسر ايران مىخواست. در واقع قصد او تجزيه يا استقلالخواهى نبود، بلكه تقسيم دولت بين حكومتهاى محلى و مركزى بود و از آزادى تمام زبانهاى تركى، فارسى، كردى، بلوچی، عربى و غيره دفاع مىكرد. واقعا اگر تمام زبانها در ايران آزاد شود، مثلا تركى در آذربايجان زبان اول و فارسى زبان دوم باشد و يا كردى در كوردستان زبان اول و فارسى زبان دوم باشد و در جايى مثل تهران فارسى زبان اول و زبانهايى مثل تركى يا كردى و يا عربى و ديگر زبانها زبان دوم باشد، ایران رشد و ترقی بیسابقهای میکند. در اقتصاد ايران مىبينيم كه خوزستان روى دريایی از نفت و گاز خوابیده است و بودجه اصلی ايران از خوزستان تامين مىشود اما اهالى خوزستان در فقر و بدبختى غوطهور هستند، اگر حاكميتهاى محلى تشكيل شود و همه به شکل عادلانه از موهبت آزادى برخوردار شوند بسيارى از مشكلات خودبهخود حل مىشود. مثلا حكومت ملى آذربايجان در طى يك سال حاكميت خود، منشا خدمات عظيمى در قسمت راهسازى، بهداشت و درمان، آموزش و پروزش، تاسيس دانشگاه، لولهكشى و… شد كه این تحولات به شهادت دوست و دشمن بىسابقه بود. يا حكومت ملى كردستان به رهبرى قاضى محمد مصدر همان خدمات شد، شايد كمى محدودتر. به نظر من اگر اين دو حكومت سرنگون نشده بودند، حالا ما با ايران ديگرى كه قطعا خيلى پيشرفته بود روبهرو مىشديم، شايد هم سرنوشت جامعه ما، به حكومت فعلى منجر نمىشد
اما در رابطه با قسمت اصلى سئوال شما عرض کنم که فشارها و تظلمات جمهورى اسلامى باعث به وجود آمدن ديدگاههاى ناسيوناليستى در آذربايجان شده است كه صاحبان اين ديدگاهها به برابرى و همبستگى خلقها اعتقادى ندارند، مواضع و ديدگاههاى اينها باعث برهم خوردن نزديكى و دوستى خلقها مىشود. مثلا در قضيه مقاومت كوبانى هيچگونه صدائی در همبستگى با كوبانى از اين گروهها درنيامد، اما در مقابل آن، خلق آذربايجان و تبريز بر همبستگى و حمايت خود از مقاومت كوبانى تاكيد ورزیدند
(س): به نظر شما دليل اين كار چيست؟ وجود اشتراكات بين اين دو خلق همبستگىشان را ايجاب مىكند،هر دو خواستهاى يكسان دارند و به طور مثال هر دو خلق زبانهایشان ممنوع و قدغن است. به نظر شما دليل اين تفرق چيست؟
(ج): اگر اين زبانها اعم از تركى، كردى، عربى و غیره آزاد شوند، اگر بتوانيم به اين زبانها مدرسه، دانشگاه، حزب و راديو و تلويزيون ايجاد كنيم، مشكل ما به سمت حلشدن مىرود. ياشار كمال جمله مشهورى بدين مضمون دارد: «زبانها مثل گلستان هستند، هر كدام از اين گلها را از بين ببريد به معناى اين است كه گلستان را از بين مىبريد.» از بين بردن و ممنوع كردن يك زبان هم به اين مسئله مىماند. اين ممنوع كردن باعث وارد آمدن لطمات جبرانناپذيرى به انسان مىشود، مثلا كودكى كه در آذربايجان، كردستان و يا خوزستان متولد مىشود تا هفت سالگى به زبان مادرى در خانه صحبت مىكند. اما يكباره در هفت سالگى به مدرسه و محيطى مىرود كه زبان ديگرى را به او تحميل مىكنند. اين مسئله باعث مىشود كه كودك از مدرسه و علم دلزده شود. به نظر من تا پايه ششم يا نهم بايد فقط به زبان مادرى آموزش داده شود و بعد از آن زبان دوم آموزش داده شود. وانگهى ما الان يك دشمن داريم و آنهم جمهورى اسلامى است، ما بايد متحد شده و اين حكومت را سرنگون كنيم و زبانهايمان را آزاد كنيم، آنوقت اگر حكومتى تشكيل شد كه اجازه آزادى زبان عربى، تركى يا كردى و ديگر زبانها را نداد، هر كس محق است كه جدا شود و حكومت مستقل خود را تشكيل دهد.
(س): البته منظور من بيشتر اين است كه ريشه و سبب اصلى اين اختلافات چگونە توجیە میشود؟
(ج): آذربايجان هيچوقت خود و خواستههايش را از خلق كرد، عرب يا فارس جدا نكرده است، هر زمان به برخوردارى از آزادى به صورت برابر و برادر تاكيد ورزیده است. اما در ده – پانزده سال اخير بعضى گروههاى كوچك بهوجود آمدهاند كه بە چیز دیگر فکر می کنند. اصلىترين دليل جمهورى اسلامى است. در سال ٨٥ در روزنامه رسمى دولت اسلامی ايران، تركها را به سوسك تشبيه كردند و يا در پرسشنامهاى توسط تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شده بود كه در آن سئوال شده بود آيا ترجيح مىدهيد همسايه ترك داشته باشيد؟ يا عروس و داماد ترك داشته باشيد؟ عمدتا القا مىشود كه اين توهين و تحقيرها از طرف فارسها است در حالى كه اينگونه نيست. اين توهين و تحقيرها از طرف حكومت و دولت جمهورى اسلامى است. و به نظر من دليل ديگرش، بعد از فروپاشى شوروى و روى كار آمدن حكومت ايلچى بيگ در جمهوری آذربایجان روی داد و از نظر ايدئولوژى اين گروهها تقويت شدند. ايده ایلچی بیگ، مبتنى بر اتحاد عنصر ترك «اصیل» و تمايز بين تركها و غيرتوركها بود كه مىتوان گفت تقليدى از آتاتوركيسم بود. البته اين گرايش در نزد مردم آذربایجان ایران، شديدا در اقليت است اما پرسر و صداست. به عبارت دیگر، گرايش عمومى آذربايجان در بيانيه حمايت از كوبانى كه مبين خواست همزيستى و همبستگى بين خلقها براى رسيدن به آزادى است، متبلور است
(س): به خاطر كمبود وقت، بهعنوان آخرين سئوال مىخواستم بپرسم چه راههايى براى همكارى و برابرى و برادرى بين اين دو خلق بنظر شما می رسد ؟
(ج): اولين راه اين است كه به تاريخ خود نظری بيندازيم مثلا چگونه همبستگىمان در مقابل حاكميت پهلوى باعث سرنگونى اين حكومت شد. درست است كه نتوانستيم حكومت بهترى را جايگزين كنيم و اسلامگراها انقلاب را از دست ما خارج کردند و به شکست کشاندند، اما اين همبستگىمان تامل و تحسين برانگيز بود. با اين همبستگى دوباره مىتوانيم كارهاى ناممكن را ممكن گردانيم.راه حل دوم اينکە هم اکنون در پيش روى ما روژاوا قرار دارد، خلقى كه سرنوشت و قدر خود را در دست خود گرفته است. خلقهاى تركمان، عرب، آشورى، چچن و ارمنى بدون اين كه همديگر را نفى كنند و جنگ و خونريزى راه بیاندازند اين منطقه را به صورت برابر و خواهرانه و برادرانه اداره مىكنند. هيچكس به دلیل عرب، ارمنى، تركمان يا آشورى بودن مورد اذيت و آزار قرار نگرفته است و همه از حقوق انسانى آزاد و برابر خود برخوردار هستند. ما بايد قوانين، هرچه بیشتر روابط و تجربيات روژاوا را تحليل كنيم و مدلى از روژاوا را در ايران پياده كنيم كه با وجود تنوع زبانی، از حقوق انسانى خود برخوردار شويم. البته انقلاب اكتبر روسیه، كمون پاریس، انقلاب مشروطيت و انقلاب ٥٧ هم بايد تحليل شود تا چراغ راه ما بشوند. اما مدل روژاوا نه از بعد زمانى و نه از بعد مسافت از ما چندان دور نيست، حتى خلقهاى روژاوا هم از نظر فرهنگى و زبانى چندان از ما متفاوت نيستند. ما مىتوانيم اين مدل را كه انسانى است در بين خلقهاى ايران هم پياده كنيم. قوانين روژاوا در مورد برابرى زن و مرد، حقوق كودك و سالمندان و حقوق ملیتها كه در آن نه زبانى و نه كسى به بالاتر يا پايينتر باشد بهترين الگوى ماست
حسن قاضى: خيلى ممنون از وقتى كه به برنامه راويژ در تلويزيون سترك اختصاص داديد.
بهرام رحمانى: من هم از شما و بیبندەگانتان تشكر مىكنم.
برای دیدن این برنامە در شبکە یوتوب:
https://www.youtube.com/watch?v=4ugX98HjrLo&feature=youtu.be