19
علی بزرگ پناە
تاریخ کوردها بارها به خون آغشته شده است، اما آنچه در ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶ بر پیشانی زمان حک شد، فراتر از یک تغییر سیاسی، یک سقوط اخلاقی تمامعیار برای بشریت بود. امروز روژآوا، آن نگین درخشان و تنها روزنهی امید در تاریکیِ مطلق خاورمیانه، در مقابل چشمان کور و گوشهای کرِ جهان، به مسلخ برده شد. امروز روزی است که میلیونها کورد، نه برای یک جغرافیا، بلکه برای عدالت و انسانیتی که در تالارهای پرزرقوبرق پاریس به حراج گذاشته شد، خون گریه میکنند. بشریتِ گرفتار شده در دست حاکمانِ زر و زور، امروز با حقیقتی تلخ روبروست: اگر با آنها دربیفتی سرنوشتت همانند غزه و اگر با آنها دوست باشی سرنوشتت مانند روژآوا خواهد شد.
۱. حراجِ خونِ هزاران دخترِ آفتاب
ده سال پیش، جهان ایستاده بود و شجاعت بینظیر زنان و مردان روژآوا را در برابر سیاهترین نیروی تاریخ تشویق میکرد. همان دختران مبارزی که در کوچههای کوبانی سینه در برابر گلولههای فاشیسم مذهبی سپر کردند تا نه فقط از خاکشان، بلکه از «آزادی و کرامت انسانی» دفاع کنند.
اما امروز، بزرگترین فاجعهی غیرقابلباور رقم خورد: غرب در یک چرخش وقیحانه، دستاوردهای ده سالهی این قهرمانان را به کسی تحویل داد که تا دیروز برای سرش ۱۰ میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود. تسلیم کردن سرنوشت میلیونها انسان و مخصوصاً دختران مبارز و آزادهای به دست احمد جولانی، کسی که تنها نقابش را عوض کرده و اکنون با کتوشلوارِ «ریاستجمهوری»، همان راهِ ناتمامِ داعش را طی میکند، یادآورِ به اسیری گرفتن هزاران دختر و کودک کورد شنگال است که توسط همفکران و برادرانِ خَلَفِ احمد شرع به بردگی گرفته شده و در مناطق زیر سلطهشان خرید و فروش شدند؛ این خنجری بود که از پشت بر پیکرِ نحیفِ امید و انسانیت نشست.
۲. پاریس؛ اتاقِ مهندسیِ یک قتلعام
نشست ۶ ژانویه در پاریس، نقطهی صفرِ این خیانت بود. جایی که مثلثِ واشینگتن، تلآویو و آنکارا، با وساطت دلالان قدرت، حکم اعدامِ «خودمدیریتی دموکراتیک» را امضا کردند. آمریکا با منطقی کاسبکارانه و حریصانه، تشنهی استثمار و نفت، کوردها را پس از آنکه مأموریتِ دشوارِ نابودیِ داعشِ یاغی را به پایان رساندند، به داعشِ «دستآموز و مشروع» (جولانی) فروخت.
اسرائیل با استفاده از کُردها به عنوان «کارتِ فشار» و سپس سوزاندن این کارت در پای معامله با دمشق و تورکیه، نشان داد که اخلاق در قاموس قدرت جایی ندارد و چهرهی وقیحاش بار دیگر نمایان گشت. تورکیه نیز به آرزوی دیرینهی خود یعنی محو کردنِ هویت و کیانِ کُردی از نقشهی شمال سوریه دست یافت.
۳. تسلیمِ گرگ در لباسِ میش
فریبِ بزرگ اینجاست: دنیا میخواهد ما باور کنیم که «جولانی» با داعش متفاوت است. اما حقیقتِ میدان، همان «شریعت مطلقه»، همان قتلگاه و همان کینهی دیرینه نسبت به آزادگی و سرافرازی است که همانند هیولایی از قبرِ هزار و اندی سال پیش سر برآورده است تا بربریت خود را به کرسی بنشاند و آزادگی و انسانیت را ببلعد. کوردها امروز به دست کسانی تسلیم شدند که ایدئولوژیشان بر بردگیِ زن و حذفِ دگراندیش بنا شده است. این «داعشِ نوین» که حالا با مشروعیتِ بینالمللی و حمایتِ ناتو و غرب به قدرت رسیده، به مراتب خطرناکتر از سلفِ خویش است.
۴. پایانِ یک رویا؛ آغازِ یک آوارگیِ بیپایان
روژآوا تنها یک منطقه نبود؛ روژآوا یک مدرسه عالیِ انسانیت در قعر جهنم اسلامی بود، یک مدلِ زنده از همزیستیِ عرب، کورد و مسیحی، و تنها مکانی در خاورمیانه که زن در آن «انسان» بود، نه «کالا». نابودی این مدل، یعنی پیروزیِ فاشیسم بر انسانیت. امروز میلیونها کورد در سراسر جهان، شاهدِ تکرارِ تاریخ هستند. شاهدِ اینکه چطور با فریب از نیروی آنها استفاده شد، چطور خونِ جوانانشان برای امنیتِ غرب ریخته شد و در نهایت چطور به عنوان «قربانی» به قاتلانشان هدیه داده شدند. این درد با هیچ واژهای توصیف نمیشود؛ این فریادی است که از اعماقِ جانِ ملتی برمیآید که بار دیگر فهمید در این قمارِ جهانی، تنها رفیقش کوهستان است.
سخن پایانی
بگذارید مسببانِ این فاجعه بدانند: خاکِ روژآوا ممکن است اشغال شود، اما اندیشهی آن هرگز نمیمیرد. خونهایی که در راه آزادی ریخته شد، در رگهای کودکان و نسلهای آینده خواهد جوشید. تاریخِ ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶ به عنوان روزِ «رسواییِ تمدن و حقوق بشر غرب» ثبت خواهد شد.
کوردها امروز خون گریه میکنند، اما این اشکها نه از سرِ ضعف، بلکه بذرِ خشمِی است که روزی ریشهی این فاشیسمِ نوین و حامیانِ خائناش را خواهد خشکاند.
روژآوا در وجدانِ بیدارِ بشریت، ابدی است.
