آمریکا و روسیه: آیا کشورهای خاورمیانه فقط با رژیم‌های دیکتاتوری قابل حکومت‌اند؟ ارتباط این نظریه با عملکرد سلطنت طلبان

حمید رحمانپور

حمید رحمانپور

۰۷.۰۲.۲۰۲۶ میلادی

 نظریه بالا می‌تواند توهینی به مردم خاورمیانه تلقی شود یا مورد قبول برخی قرار گیرد، اما در این نوشته تمرکز بر طیفی از هواداران سلطنت در ایران است که به‌شدت از این دیدگاه حمایت می‌کنند و عملکرد خود را بر مبنای تفسیر افراطی آن تنظیم کرده‌اند. به نظر می‌رسد این دیدگاه ابتدا از سوی برخی محافل روسی مطرح شده و در عمل، به‌ویژه در دوره ترامپ، در سیاست آمریکا نیز بازتاب عملی یافته است. اکنون در توجیه مداخلات خارجی کمتر از «صدور دموکراسی» و «حقوق بشر» سخن گفته می‌شود و به‌جای آن، اهداف ژئوپلیتیک و سودهای کلان اقتصادی آشکارتر بیان می‌شوند.

این توضیح کوتاه می‌تواند به درک رفتار برخی سلطنت‌طلبان، به‌ویژه در فضای عمومی خیابان‌های کشورهای اروپایی و آمریکایی و حتّی در خیابان‌های تهران برای ناظران متعجب، کمک کند.

برخی نظریه‌پردازان این جریان به این نتیجه رسیده‌اند که برای جلب حمایت دولت آمریکا، لازم است خود را به‌عنوان آلترناتیوی بسیار قاطع و ضد هرگونه مخالفت سیاسی معرفی کنند. رفتارهایی که گاه به شکل برخوردهای تند، حذف صدای مخالف و تهدید منتقدان بروز می‌کند، از دید آنان نشانه «توان سرکوب» و «قاطعیت» است و به‌نوعی تلاش برای نشان دادن آمادگی جهت به‌دست گرفتن قدرت پس از جمهوری اسلامی محسوب می‌گردد.

تئوریسین های جریان سلطنت طلبان به این نتیجه رسیده‌اند که برای جلب پشتیبانی ترامپ و سیاست غالب بر حکومت آمریکا، لازم است که خود را آلترناتیوی به شدت ضد دموکراتیک و قاطع در سرکوب هر جریان سیاسی مخالفی نشان دهند. این شیوه عمل به شدت فاشیستی و سرکوبگرانه که به هیچ صدای مخالفی و هیچ پشتیبانی متزلزلانه اجازه ابراز وجود نمی‌دهد و علنا مخالفان را کتک کاری و به  مرگ محکوم می‌کند نه از لمپنیسم و ضد دموکراتیک بودن صرف بلکه قبل از هر چیز نشان دادن ظرفیت بالای سرکوبگرانه خود و ابراز آمادگی و توانایی خود به رژیم‌های آمریکا و اسرائیل و قرار دادن خود در لیست بالقوه و مورد قبول آنان برای حاکمیت بعد از جمهوری اسلامی می‌باشد. با خاک یکسان کردن غزه و کشتار صد هزار نفری مردم فلسطین و به قدرت رساندن اسلامیستهای التحریر در سوریه به رهبری تروریست ده میلیون دلاری الجولانی که اندکی بعد به قتل عام علوی ها، دروزی ها و سپس کوردها پرداخت و در کاخ سفید آمریکا و روسیه با شکوه بسیار مورد استقبال قرار گرفت، باید هیچ شکی برای تئوریسین‌های سلطنت طلب باقی نگذاشته باشد که تنها شانس آنان نشان‌دادن ظرفیت بسیار بالای خود در اعمال تروریستی و عربده کشی و تهدید مخالفان به مرگ (ظاهراً تاکنون هنوز کسی را ترور نکرده‌اند) می‌باشد. در اروپا و آمریکا فعلا مجال  ترور مخالفان را ندارند و کسی را از درختان آویزان نکرده‌اند، ولی اگر تروریسم اسلامی در سوریه مورد قبول آمریکا است، چرا تروریسم شاهنشاهی مورد قبول نباشد؟ لااقل اینها تمیز تر و بی ریش و پشم و ظاهر مقبولتری را دارند! ولی در قساوت و وحشی‌گری گوی سبقت را از اسلامیست ها ربوده و مثل آب خوردن حاضرند مخالفان خود را از درختان خیابان پهلوی پایتخت ایران آویزان کنند!

بسیاری بر این عقیده هستند که جمهوری اسلامی موفق شده عناصری از عوامل خود را به درون سلطنت طلبان رسوخ دهد که البته کاملا محتمل است ولی این شیوه عمل بیشتر در قابل قبول کردن خود برای حکومت آمریکا معنا پیدا می‌کند.

در پایان سخنی با هوادارانی از سلطنت‌طلبان که می‌توانند با چنین اعمال تروریستی و وحشیانه مخالف باشند ولی با سکوت خود عملا با آنان همراه و هم عقیده هستند و با فرض به قدرت رسیدن آنان می‌توانند از اولین قربانیان آنان به حساب بیایند.

زنده باد آزادی و برابری

نه به حکومت های دیکتاتوری

پیام بگذارید