مارکس و جنبش مستقل زنان: یادداشتی دربارهٔ بنیان‌گذاری بخش‌های زنان در درون انترناسیونال اول – لوران ریپارت، برگردان: شبنم آذری

مارکس و جنبش مستقل زنان

در ۱۹ سپتامبر ۱۸۷۱، زمانی که انترناسیونال اول کنفرانس خود را در لندن برگزار می‌کرد، کارل مارکس درخواست سخنرانی کرد و پیشنهاد داد نمایندگان «پیشنهاد شمارهٔ ۳» را تصویب کنند؛ پیشنهادی که توصیه می‌کرد «بخش‌های زنان در میان زنان کارگر» یا «شاخه‌های زنانه در میان طبقه کارگر» بنیان گذاشته شود. صورت‌جلسهٔ کنفرانس International Workingmen’s Association (انترناسیونال اول) که از ۱۶ تا ۲۳ سپتامبر ۱۸۷۱ در خانهٔ کارل و جنی مارکس در لندن برگزار شد،[۱] بحثی آموزنده دربارهٔ امکان ایجاد بخش‌های زنان در درون انترناسیونال را ثبت کرده است. این موضوع در ۱۹ سپتامبر، در آغاز نشست روزانه مطرح شد؛ نشستی که مانند هر روز از اوایل بعدازظهر آغاز می‌شد و تا پاسی از شب ادامه می‌یافت. مارکس از طرف شورای عمومی یعنی هیئت اجرایی دائمی انترناسیونال پیشنهادی را به رأی گذاشت که ایجاد بخش‌هایی مستقل و صرفاً متشکل از زنان را مجاز می‌دانست. گرچه صورت‌جلسه نشان می‌دهد پیشنهاد مارکس به اتفاق آرا تصویب شد و در عمل به این معنا بود که کسی به آن رأی مخالف نداد، اما همین اسناد نشان می‌دهد که این ابتکار با مقاومت قابل توجهی نیز روبه‌رو شد. چندین نماینده از آن انتقاد کردند و اعلام داشتند که رأی ممتنع خواهند داد.

پیشنهاد مارکس فراتر از صرف گشودن درهای انترناسیونال به روی بخش‌های زنان بود؛ زیرا به‌ویژه این پرسش را مطرح می‌کرد که جنبش کارگری تا چه اندازه می‌تواند مطالبات جنسیتی و ویژهٔ مبارزات زنان را در خود ادغام کند.

مارکس پیشنهاد خود را بر دو استدلال بنا کرده بود. استدلال نخست کمتر محل مناقشه بود؛ زیرا او در آغاز تأکید کرد که در یک انترناسیونال کارگری دشوار است که بخش‌های زنان وجود نداشته باشد، چرا که «صنعت زنان بسیاری را به کار می‌گیرد». این مسئله به‌ویژه از آن‌رو بدیهی بود که در برخی بخش‌های صنعتی، مانند صنعت نساجی، نیروی کار تولیدی اساساً از زنان تشکیل می‌شد و مردان عمدتاً در موقعیت‌های مدیریتی به کار گرفته می‌شدند.

با این حال، مارکس قصد داشت بسیار فراتر رود؛ چنان‌که استدلال دوم او نشان می‌دهد: او پیشنهاد کرد کمون پاریس به‌عنوان الگو در نظر گرفته شود، رویدادی که «مشارکت پرشور زنان» را به نمایش گذاشته بود.

مارکس با ارجاع به تجربهٔ کمون، برای نمایندگان توضیح داد که هدف پیشنهادش آن است که سازمان‌های زنان از نوع سازمان مشهور اتحادیهٔ زنان برای دفاع از پاریس و مراقبت از مجروحان (Union des femmes pour la défense de Paris et les soins aux blessés) بتوانند به انترناسیونال بپیوندند؛ سازمانی که در جریان کمون نقشی بنیادی ایفا کرده بود.

مارکس شکل‌گیری و گسترش این سازمان را با دقت بسیار دنبال می‌کرد، زیرا بنیان‌گذاران آن از اعضای فعال انترناسیونال بودند؛ به‌ویژه دوست او الیزابت دیمیتریف Elisabeth Dmitrieff که مارکس او را درست یک روز پس از قیام ۱۸ مارس از لندن به پاریس فرستاده بود تا او را از تحولات آگاه کند.[۲]

از خلال نامه‌های دیمیتریف، مارکس توانسته بود انرژی و ظرفیت‌هایی را که «اتحادیهٔ زنان» بسیج کرده بود دریابد. این سازمان موفق شده بود جنبشی قدرتمند از زنان پدید آورد که با کمیته‌هایی در هر ناحیهٔ پاریس پشتیبانی می‌شد.

این کمیته‌های زنان که هر روز تشکیل جلسه می‌دادند، هم در دفاع از کمون مشارکت می‌کردند و هم مطالبات اجتماعی و سیاسی خود را به‌ویژه در زمینهٔ برابری دستمزد و مبارزه با فحشا پیش می‌بردند.

بدین‌ترتیب، اتحادیهٔ زنان توانست صدای خود را به گوش رهبران کمون برساند؛ رهبرانی که، خواسته یا ناخواسته، ناچار شدند نقش فزایندهٔ زنان و سازمان‌های آنان را در اداره و حتی رهبری جنبش انقلابی به رسمیت بشناسند.[۳]

مارکس با تکیه بر این تجربه، در واقع به کنفرانس لندن پیشنهاد کرد که سازمان‌هایی از نوع «اتحادیهٔ زنان» در انترناسیونال پذیرفته شوند؛ زیرا به باور او این سازمان‌ها می‌توانستند جنبش کارگری را نه‌تنها با نیروی بسیج‌کنندهٔ پرولتاریای زن، بلکه با مطالبات خاصی که زنان به جنبش می‌آوردند، تقویت کنند:

جای شگفتی نبود که پیشنهاد کارل مارکس با تردید برخی نمایندگان روبه‌رو شود؛ کسانی که چندان مشتاق نبودند با سازمان‌های زنان سر و کار پیدا کنند. آنارشیست اسپانیایی آنسلمو لورنزو Anselmo Lorenzo در سخنان خود اعلام کرد که حاضر است ایجاد بخش‌های کارگری در حوزه‌هایی را که زنان در آن‌ها اشتغال دارند بپذیرد، اما با پیشنهاد وارد کردن سازمان‌های زنان به درون انترناسیونال موافق نیست.

نمایندهٔ بلژیکی اوژن استِنس Eugène Steens نیز تأسف خورد که پیشنهاد مارکس محدودکننده‌تر نیست. او استدلال می‌کرد که بخش‌های تک‌جنسیتی فقط در صورتی باید ایجاد شوند که متناظر با سازمان‌های حرفه‌ای‌ای باشند که مردان در آن‌ها حضور ندارند. هم‌وطن او “سزار دو پاپه” César De Paepe نیز همین دیدگاه را مطرح کرد: او بیم داشت که این پیشنهاد به شکل‌گیری «نوعی انجمن بین‌المللی زنان» بینجامد.

در واقع، کل این بحث حول یک پرسش واحد می‌چرخید: آیا انجمن بین‌المللی کارگران (انترناسیونال اول) International Workingmen’s Association باید صرفاً بر پایهٔ مبارزهٔ طبقاتی سازمان یابد، یا می‌تواند به مطالبات خاص زنان نیز گشوده باشد و بدین‌سان مبارزهٔ آنان را به بخشی از مبارزهٔ جنبش کارگری بدل کند؟

باید یادآور شد که انقلابی روس نیکلای اوتین که به الیزابت دمیتریف نزدیک بود پیشنهاد مارکس را تأیید کرد، اما در عین حال تأکید داشت که اجرای آن دشوار خواهد بود. تاریخ نشان داد که او درست می‌گفت؛ زیرا هرچند پیشنهاد مارکس تصویب شد، در عمل به اجرا درنیامد. دلیل آن نیز فروکش کردن جنبش انقلابی بود؛ فروکشی‌ای که موج فمینیستی‌ای را که همراه با کمون پاریس پدید آمده بود، در هم شکست.

بنابراین، هرچند «پیشنهاد شمارهٔ ۳» در کوتاه‌مدت کاربرد عملی پیدا نکرد، با این حال از نظر تاریخی اهمیت واقعی خود را حفظ کرده است؛ زیرا نشان می‌دهد مارکس تا چه اندازه نسبت به نقش انقلابی سازمان‌های زنان در جریان کمون حساس بود.[۴]

این پیشنهاد همچنین از جنبه نظری اهمیت دارد. انترناسیونال اول در سال ۱۸۶۴ بر پایهٔ این اصل بنیان گذاشته شده بود که «رهایی طبقات کارگر باید به دست خود طبقات کارگر تحقق یابد». اکنون مارکس اصلاحی مهم بر این اصل افزود.

«پیشنهاد شمارهٔ ۳» به اصول انترناسیونال این اندیشه را اضافه می‌کرد که رهایی زنان کارگر نیز تنها می‌تواند کار خود زنان کارگر باشد.

بدین‌ترتیب، مارکس با گشودن درهای انترناسیونال به روی سازمان‌های زنان، عملاً پذیرفت که مبارزهٔ طبقهٔ کارگر علیه استثمار سرمایه‌داری با مبارزه‌ای که زنان می‌توانند علیه ستم خاص خود پیش ببرند درهم آمیخته و هم‌زمان پیش برده شود.

***

پیشنهادی که انترناسیونال کارگران دربارهٔ تأسیس بخش‌های زنان به اتفاق آرا تصویب کرد:[۵]

۱۹ سپتامبر ۱۸۷۱ (نشست بعدازظهر)

دبیران: جِی. هیلز (انگلیسی)؛ سی. مارتن و سی. روشا (فرانسوی)

جلسه در ساعت ۲:۳۰ بعدازظهر آغاز شد.

حاضران:
کوئنن (Koenen)، سزار دو پاپ (César De Paepe)، فلوزه (Vloes)، اوژن استنس (Eugène Steens)، وریکِن (Verrijken)، موترزهد (Muttershead)، هرمان (Hermann)، ادوار وایان (Édouard Vaillant)، نیکلای اوتین (Nicolas Outine)، فریدریش انگلس (Friedrich Engels)، لئو فرانکل (Leo Frankel)، آنسلمو لورنزو (Anselmo Lorenzo)، کارل مارکس (Karl Marx)، باستلیکا (Bastelica)، پره (Perré)، سرایلیه (Serailier).

غایبان:
اکاریوس (Johann Georg Eccarius)، کوهن (Cohen)، مک‌دانل (McDonnell)، جِی. هیلز (J. Hales)، یونگ (Jung)، دوپون (Dupont).

رفیق سرایلیه به‌عنوان رئیس جلسه انتخاب شد.

در غیاب دبیر انگلیسی، از رفیق شارل لونگه (Charles Longuet) خواسته شد که صورت‌جلسهٔ نشست را به این زبان تنظیم کند.[۶] […]

پیشنهاد شمارهٔ ۳

کارل مارکس Karl Marx متن پیشنهاد زیر را که از سوی شورای عمومی به کنفرانس ارائه شده بود قرائت کرد:

«کنفرانس، بنا به پیشنهاد شورای عمومی، تأسیس بخش‌های زنان در میان زنان کارگر را توصیه می‌کند. بدیهی است که این امر به هیچ‌وجه مانع از وجود بخش‌های مختلط نخواهد بود.»

مارکس توضیح داد که پیشنهاد او بخش‌های مختلط را مستثنی نمی‌کند؛ بااین‌حال، او تأسیس بخش‌های صرفاً زنانه را در کشورهایی ضروری می‌دانست که در آن‌ها صنعت شمار زیادی از زنان را به کار گرفته است. او همچنین چند جمله‌ای دربارهٔ مشارکت پرشور زنان در رویدادهای کمون پاریس افزود.

آنسلمو لورنزو (Anselmo Lorenzo) درخواست کرد که در مواردی که مردان عضو یک بخش در همان حرفه‌ای فعالیت می‌کنند که زنان نیز در آن شاغل‌اند، زنان در بخش‌های مختلط گنجانده شوند؛ اما در مواردی که سخن از حرفه‌هایی است که به‌طور کامل توسط زنان انجام می‌شود، بخش‌های ویژهٔ زنان تشکیل گردد.

نیکلای اوتین (Nicolas Outine) از پیشنهاد پشتیبانی کرد، اما اجرای آن را با دشواری‌های بسیار روبه‌رو دانست. او در این باره از کنفرانس خواست که به شورای عمومی مأموریت دهد نوعی خطابیه به زنان کارگر تدوین کند که در آن این تصور نادرست به‌روشنی افشا شود که میان کار زنان و کار مردان رقابتی وجود دارد.

سزار دو پاپ (César De Paepe) اعلام کرد که رأی ممتنع خواهد داد. او گفت که در بلژیک همواره بخش‌های مختلط وجود داشته‌اند و او کاملاً از این امر حمایت می‌کند؛ بااین‌حال بیم داشت که انجمن، به‌جای آنکه عنصر زنانه را در یک مجموعهٔ واحد درآمیزد، به ایجاد نوعی «انجمن بین‌المللی زنان» بینجامد.

اوژن استنس (Eugène Steens) با ایجاد بخش‌های ویژه برای زنانی که در حرفه‌هایی کار می‌کنند که مردان نیز در آن‌ها فعال‌اند مخالفت کرد. او می‌خواست چنین بخش‌هایی مختلط باشند و تنها در صورتی بخش زنان را می‌پذیرفت که اعضای آن زنانی باشند که در حرفه‌ای فعالیت می‌کنند که اساساً مختص جنس خود آنان است.

در پایان رأی‌گیری انجام شد.
پیشنهاد شمارهٔ ۳ به اتفاق آرا تصویب شد.

***

منابع

[۱] دربارهٔ کنفرانس لندن بنگرید به: Mathieu Léonard، L’émancipation des travailleurs. Une histoire de la Première Internationale (پاریس: La Fabrique، ۲۰۱۱)، صص. ۲۷۵–۲۸۰.

[۲] دربارهٔ Elisabeth Dmitrieff بنگرید به زندگینامهٔ تازهٔ او به قلم Yvonne Singer-Lecocq، Rouge Élisabeth (پاریس: Stock، ۲۰۲۱).

[۳] Carolyn J. Eichner، Surmounting the Barricades: Women in the Paris Commune (ایندیاناپولیس: انتشارات دانشگاه ایندیانا، ۲۰۰۴).

[۴] دربارهٔ مارکس و کمون بنگرید به: Karl Marx و Friedrich Engels، Sur la commune de Paris، به کوشش Stathis Kouvélakis (پاریس: Éditions Sociales، ۲۰۲۱).

[۵] برگرفته از: Marx Engels Gesamtausgabe (MEGA)، جلد I/22، Werke, Artikel, Entwürfe, März bis November 1871 (برلین: Dietz، ۱۹۷۸)، صص. ۶۶۴–۶۶۶.

[۶] صورت‌جلسه‌ها به زبان فرانسوی ثبت شده‌اند.

منبع: ورسو

پیام بگذارید