حسن رحمان پناە
طبق اطلاعیه دبیرخانهی مجلس “خبرگان رهبری ” ، سید مجتبی حسینی خامنهای به جای پدر مقتولش سید علی خامنهای بر صندلی غرق در خون و جنون ایشان منصوب شد . از اطلاعیه “خبرگان رهبری”پیدا است که رهبر جدید نظام با ” اکثریت آرا ” منصوب شده ، نه با اتفاق آرا . این آمر نشانی از اختلاف در دستگاه رهبری جمهوری اسلامی بر سر ولایت سوم در این نظام است . اما بی شک تمام حاضرین در خبرگان رهبری که پا برلب گور دارند، بر وجود و حضور فردی که مجری سیاست و عملکردهای ولایت فقیه اول و دوم ( خمینی و خامنه ای ) باشد که حافظ سنت های سیاسی و مذهبی آنان در اداره ولایت و پاس داشت صدور انقلاب در خارج از مرزها باشد مشترک المنافع و مشترک السیاست هستند. در انتصاب مجتبی خامنه ای نکاتی قابل تاکید و توضیح وجود دارد که مختصرآ به آن می پردازیم .
١_ مجتبی خامنه ای سومین رهبر سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی است ، که نه جایگاه فقه ، نه مرجع تقلید و نە دارای مقام مذهبی در سنت شیعه همچون خمینی و خامنه ای( البته خامنه ای هم بعد از انتصاب و سالها بعد با اتکا بە نیروی سرکوب و حذف مخالفینش چنین مکانی یافت ) است و نه جایگاه سیاسی مهم و برجسته ای در آداره امور کشور و دولت داری دارد . نامبردە یک شبە “ولی امرمسلمین جهان و حضرت ایت اللەعظمی” گردید.
٢_ از قرائن چنین برمی آید که از بیش از ده سال قبل مجتبی خامنه ای در خفا برای جانشینی بعد از پدرش در حال تمرین و آمادە سازی بوده است . بویژه کادر رهبری سپاه پاسداران ، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در این آماده سازی برای رهبری وی نقش محوری و کلیدی بازی کرده اند . اما طنز تاریخی آنجاست و بە نظر می رسد که آغاز ولایت سوم مجتبی خامنه ای ، نقطه پایان عمر ولایت فقیه در ایران باشد .
٣_ نقشه ولایت سوم جمهوری اسلامی در شرایطی به اجرا در می آید که جمهوری اسلامی زیر تازیانه جنبش های توده ای ،دیماه ٩٦، آبان ٩٨، جنبش زن ، زندگی، آزادی ١٤٠١ و جنبش اعتراضی و سرنگونی طلبی ١٤٠٤ کمرش خم شده و تنها با اتکاه به سرکوب خونین از جمله در ١٨ و ١٩دیماه امسال و کشتار وحشیانه دهها هزار نفر در این دو روز توانست خود را سرپا نگه دارد .
٤_ عبای ولایت فقیه سوم، زمانی بر تن جانشین پدر و خمینی بنیانگذار نظام انداخته می شود که جدا از سرکوب خونین ، زندان و کشتار روزانه در کوشه و کنار کشور ، کمترین توهم به ایدئولوژی نظام ، اعتماد به سیستم و حکومت مذهبی ، بیزاری از ولایت دین مدار، بحران عمیق اقتصادی در دستان مافیایی دزد و چپاولگر ، معضلات عدیده و روز افزون اجتماعی و اکنون در رآس همە جنگ ارتجاعی و خانمان سوز ، وجدان و امنیت هر ایرانی داغدیده و زجرکشیده را میآزارد و دهها میلیون ایرانی به جای شنیدن خبر رهبر شدن مجتبی خامنه ای به جای پدر جانی و مقتولش ، آرزوی مرگ ایشان را در کنار پدر ، مادر و همسرش داشتند .
٥_ ولایت سوم مجتبی خامنەای در شرایطی آغاز میگردد کە جنگ ١٢ روزە اسرائیل و ایران کە در 23 خرداد امسال و با یورش هوایی اسرائیل بە ایران آغاز شد، با شکست جمهوری اسلامی در این جنگ و در دوران ولایت پدرش بە پایان رسید . جنگی کە دهها تن از برجستەترین فرماندەهان نظامی و مغزهای متفکر برنامە اتمی و موشک های بالستیک جمهوری اسلامی را از صحنە سیاسی ، نظامی و امنیتی ایران حذف کرد. جنگ دوم اسرائیل و آمریکا با ایران هم با حملە غافلگیرانە این دو دولت بە ایران و حذف مجموعە دیگری از فرماندهان نظامی و رهبر سیاسی، مذهبی رژیم و فرماندە کل نیروهای مسلح ، امنیتی و نظامی ، از جملە سیدعلی خامنەای منجر و کماکان آدامە دارد . جنگی کە وقوع آن از ماهها قبل قابل تشخیص و تحلیل بود. در این جنگ ولی فقیە و سیستم اسلامی حاکم بر ایران یکی از مسببین اصلی آن و قتل و کشتار مردم بی دفاع و برهم زدن ثبات و امنیت منطقە، همگام با دولت ترامپ و ناتانیاهو است .
٦_ خامنەای بعد از رهبرشدن توسط مجلس خبرگان رهبری کە اکنون فرزندش را بە جای پدر منصوب کردە است و در حالیکە گریە میکرد اعلام نمود ” بە حال نظام اسلامی کە من رهبرش هستم باید خون گریست “. اما در دوران اقتدارش آنچنان سیستمی مخوفی از سرکوب ، کشتار ، حذف و قتل در جامعە ایران ، با اتکا بە نیروهای امنیتی و سپاە راە انداخت ، کە هر خانوادە و فرد ایرانی برای عزیزانش خون گریست . سپاە پاسداران و نیروهای امنیتی و سرکوب کە ولی فقیە دوم را بر صندلی خون و جنون گذاشتن ، فرزند دوم ایشان را نیز با اتکا بە زور اسلحە و قدرت مافیایی و مزدور مسلکان خود منصوب کردند. اما ایران امروز ، ایران آنزمان نیست و ” خدای سال ١٤٠٤، خدای سال ١٣٦٠” نیست . اگر خامنەای ٣٦ سال با مشت آهنین و سرکوب خونین بر مردم ایران حکومت کرد، بە نظر می رسد بر متن جنگ ارتجاعی آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، زمامداری مجتبی چند روز یا چند هفتە بیشتر دوام نخواهد آورد و شرش از سر مردم ایران حذف خواهد شد.
٧_ در شرایط بحران فراگیر جمهوری اسلامی و در متن جنگ سنگینی کە در جریان است، شخصی ولایت سوم اسلامی را عهدەدار می شود ، کە قبل از رسیدن بە سلطە، منفورو در آدامە هم مترود خواهد بود. اگر اقتدار خمینی از توهم تودەهای مذهبی بە ایشان و ولایت خامنەای با توهم نسبی و اقتدار مطلق حتی علیە دوستان سابق و مخالفین بعدی آغاز شد، رهبر سوم ولایت کسی خواهد بود، کە تنها توسط اقلیتی محدود و نوکرصفت کە منافع مادی و مسئولیت و مقام شخصی شان در ولایت مجتبی خامنەای خواهد بود، بە دور ایشان حلقە خواهند زد . جمع وسیعتری از مریدان و جان فدایان ولایت نیز از حلقە خودیها دور خواهند شد یا حدف خواهند گردید. در اذهان اکثریت قاطع مردم ایران ، مردمی کە برای پایان دادن بە حکومت مذهبی سالها است روز شماری میکنند و هرآنچە ولایت فقیە ، رهبر و امام است در ذهن آنان فروریختە و با مرگ خامنەای زیر خروارها تن خاک و آهن دفن شد . چنین مردمی ولایت سوم را نە تنها بر نخواهند تابید ، بلکە برای مرگ آن شادی و روزشماری خواهند کرد.
٨_ مجتبی خامنەی، چنان ولایت سوم مُرده و سست پایەای به ارث برده است کە “ولی عصر” نیز توان نجات آنرا نخواهد داشت . بە نظر می رسد همزمان آخرین ولایت اسلامی حاکم برایران نیز خواهد بود. انتصاب مجتبی خامنەای اگر ظاهرآ نشان از قدرت نظام و بویژە سپاە پاسدارن بعنوان ستون سرکوب ولایت در تعیین جانشینی رهبر باشد، همزمان چنین انتخابی نشان از فروپاشی نظام ، تقابل شدید با مردم خستە و فرسودە از جنگ ، اگر تا پایان آن جان سالم بە در ببرد، می باشد . اگر ولایت خمینی و خامنەای( ولایت اول و دوم) ، تراژدی برای مردم ایران ، منطقە و جهان بود، ولایت سوم مجتبی خامنەای کمدی و فاجعەبارتر از آنها خواهد بود.
درنهایت، آنچە باید سرنوشت مردم ایران، آیندە آن و پایان ٤٧ سال عمر جمهوری جرم و جنایت ، سرکوب و جنگ ، تروریسم و صدور انقلاب اسلامی را رقم بزند ، نە جنگ و کشتار ، بلکە آرادە مردم اگاە ، متحد و سازمانیافتە ایران برای تغییر وضع موجود است . نە ولایت سوم ، نە جنگ سالاران و قدرتهای خارجی، نباید آیندە مردم ایران را تعیین کنند. سرنوشت مردم ایران ، میتواند بە دست خود این مردم ، با اتکا بە سازماندهی و شکل دادن بە جامعەای سکولار ، غیرمذهبی و مترقی، رقم بخورد . کشتی در حال غرق جمهوری اسلامی، با ناخدایی مجتبی خامنەای و بدون او نیزغرق خواهد شد.
١٨/اسفند/ ١٤٠٤
