
صلاح مازوجی، در این گفتوگو به تحلیل پیامدهای مخرب جنگ و استبداد بر جنبشهای اجتماعی ایران و کردستان میپردازد. محور اصلی بحث بر این ایده استوار است که درگیریهای نظامی میان جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل با هدف سرنگونی رژیم نیست، بلکه ابزاری برای افزایش قدرت چانهزنی سیاسی طرفین در میز مذاکره و تثبیت موقعیتشان است. مازوجی استدلال میکند که هیچیک از دو طرف توان و ارادهای برای ورود به یک جنگ تمامعیار را ندارند؛ آمریکا با محدودیتهای استراتژیک مواجه است و جمهوری اسلامی نیز به دلیل اقتصاد در آستانه فروپاشی و هراس از انفجار خشم عمومی، در بنبست قرار دارد. با این حال، تاوان این تنشهای ژئوپلیتیک را کارگران و فرودستان جامعه با گسترش فقر، از دست دادن مشاغل و تورم افسارگسیخته میپردازند. در بخشی دیگر از این گفتگو، سایه شوم این شرایط جنگی بر کردستان و احزاب اپوزیسیون بررسی میشود. به باور مازوجی، تشدید موشکباران اردوگاههای نیروهای کُردی توسط جمهوری اسلامی تلاشی هدفمند برای تزریق یأس به جنبش انقلابی داخل کردستان و به حاشیهراندن دستاوردهای مبارزاتی مردم است. در ادامه او با نقد جدی رویکرد اپوزیسیون راست، سلطنتطلبان و احزاب ونیروهای ناسیونالیست که به دخالت خارجی و بمبهای آمریکایی دل بستهاند، تأکید میکند که این جریانات به دلیل هراس از حضور مستقل مردم، استراتژی کسب قدرت از بالای سر تودهها را دنبال میکنند. تجربه تاریخی نشان داده است که امید بستن به مداخلات امپریالیستی هرگز رهاییبخش نبوده و تنها باعث امنیتی شدن فضای جامعه و تشدید ماشین سرکوب جمهوری اسلامی شده است. در نهایت، صلاح مازوجی راهکار نجات و عبور از این بحران درهمتنیده، نه در مداخله خارجی، بلکه در سازماندهی مستقل تودهها و تقویت «جبهه سوم» معرفی میشود. مازوجی با رد این ادعا که جامعه دچار استیصال کامل شده است، یادآوری میکند که جنبشهای اجتماعی ایران در دو دهه گذشته تجارب و دستاوردهای عظیمی خلق کردهاند. شبکهای از رهبران میدانی و کادرهای مبارزاتی در میان کارگران، معلمان، زنان، بازنشستگان و دانشجویان شکل گرفته است که جنگ نتوانسته آنها را نابود کند. از این رو، تنها مسیر عملی برای رهایی، اتکا به همین ظرفیتهای درونی، دامن زدن به اعتراضات حول شعار «قطع بیدرنگ جنگ» و پیوند دادن مبارزات بخشهای مختلف جامعه.