برگی از تاریخ: تقدیم به: خانواده اعدام شدگان در روز سه شنبه ۶ مرداد در ملأ عام در میدان علیخانی اصفهان

شمس الدین امانتی

Ingen fotobeskrivning tillgänglig.
برگی از تاریخ برگرفته از: پیام نشریه صدای انقلاب ایران.
تقدیم به: خانواده اعدام شدگان در روز سه شنبه ۶ مرداد در ملأ عام در میدان علیخانی اصفهان.
گرامی باد یاد کارگر کمونیست. رفیق محمد کاظمی!
شمس الدین – امانتی
۲ / ۸ / ۲۰۲۶
 
رفیق محمد یکی از میلیونها انسانی بود که تنها از طریق فروش نیروی کارش امرار معاش میکرد. او در مدت ۵۹ سال عمر خود، بار سنگینی استثمار این نظام ضد بشری را بر دوش کشید و در این رابطه علیه نابرابری و برای رهایی بشر را بر دوش کشید و در این رابطه علیه نابرابری و برای رهایی بشر و نابودی این نظام طبقاتی و برپایی جامعه ای آزاد و برابر به مبارزه برخاست و به صف فعالین این راه، به صف کمونیستها پیوست. رفیق محمد کاظمی سال ۱۳۰۷ در شهر سنندج دیده به جهان گشود. کمبود و فقر خانوادگی، او را از همان سنین جوانی و نوجوانی به کار و تلاش وا داشت. وی سالهای سال برای تامین معیشت خود و خانواده اش در رشته های مختلف بکار پرداخت و حدود ۲۲ سال از عمرش را در یک نانوائی و در شرایط سخت کاری بسر برد. مردم سنندج و به ویژه همکارانش هر روز وی را می دیدند که ساعتها قبل از طلوع آفتاب و در حالیکه سن و سالی از او گذشته بود، در نانوائی دست بکار میشد.
 
واقعیات زندگی و موقعیت اجتماعی و اقتصادی، رفیق محمد را پابپای شرکت تلاش برای بقا و ادامه حیات، در بسوی مبارزه برای رهائی قطعی از این استثمار میشد و همیشه کار میکرد اما هر روز تنها می توانست به آن مقدار از ثروت تولید شده توسط خود و هم طبقه ای هایش دست یابد که بتواند با آن خود و خانواده اش را برای کار در روز بعد زنده و سرپا نگه دارد. او سر تا پا نفرت و کینه بود علیه وضعیت نابرابر انسانها و به همین خاطر هم در تقلای مبارزه ای متشکل و جدی تر بود. انقلاب ۵۷ برای او هم افق روشن و امید بخشی برای نجات از این وضعیت فلاکت بار در بر داشت و به همین دلیل هم به صف آن پیوست و فعالانه در تمام اعتراضات و مبارزات آن دوره شرکت کرد. در این دوره رفیق محمد همراه فرزند جوانش، رفیق جانباخته اقبال کاظمی، در بنکه انقلابی محله خود و در تجمعات اهالی محل، فعالانه در جهت اعمال حاکمیت انقلابی توده های مردم شرکت نمود. او همگام با شرکت در مبارزات انقلابی مردم سنندج با اهداف کمونیستی کومه له آشنا شده و به صفوف آن پیوست و از این تاریخ به بعد مبارزه خود را با کومه له بطور متشکل ادامه داد.
 
اعتقاد راسخ و محکم او به رهائی بشر، همیشه در انجام پیگیرانه وظایف و ایفای نقش انقلابی و تبلیغ مستمر کمونیسم مشو قش بود. او کارگر کمونیست بود که همکارانش وی را بدلیل خصوصیات پُر شور، و انقلابیش دوست می داشتند و مورد اعتماد شان بود. سال ۶۴ وقتی رفیق محمد خبر جان باختن فرزند دلبندش در جریان درگیری پیشمرگان کومه له و نیروهای حزب دمکرات را شنید، با چهره ای متین و آرام گفت «جان باختن اقبال برای من و خانواده ام و برای همه محرومان جامعه، مایه افتخار است، فداکاری و جانبازی لازمه تلاش در راه رهائی و پیروزی در جنگ و مبارزه علیه دشمنان طبقاتیمان است. بله رفیق محمد چنین بود، زندگی و مبارزه واقعی و خستگی ناپذیرش، بیانگر تعلق او به کاروان مبارزین راه رهایی بشر بود. سال ۶۳ به جرم هواداری از کومه له و داشتن رابطه تشکیلاتی با آن، دو بار از طرف مزدوران رژیم در شهر سنندج دستگیر و تحت شکنجه و اذیت و آزار قرار گرفت. اما تلاش مذبوحانه رژیم نتوانست او را در ادامه راهی که آگاهانه در پیش گرفته بود، باز دارد و او هر بار پس از آزادی همچنان به فعالیت آگاهانه و کمونیستی خود، ادامه میداد.
 
مزدوران رژیم اسلامی که نابودی و مرگ خود و رژیمشان را در فعالیت و مبارزه کارگران پیشرو و آگاهی چون رفیق محمد می دیدند، روز ۱۵/۸/۶۵ وحشیانه به منزل این کارگر معترض یورش برده و او را همراه فرزندش دستگیر نمودند. رفیق محمد در جریان این دستگیری وحشیانه و توام با کتک کاری و شکنجه، دچار سکته قلبی شد و چند ساعت پس از آن و قبل از اینکه به دکتر برسد، جان خود را از دست داد و به این ترتیب قلب پُر شور رفیق عزیزمان، کارگر معترض و آگاه محمد کاظمی برای همیشه از کار افتاد و ادامه راهش را به ما سپرد!
با ادامه راهش، یادش را گرامی می داریم!