تقی روزبه
با هجوم ناگهانی دههاهزار مهاجرپناهنده به قلمرواسپانیا در منطقه خودمختارسئوتا درمرز دریائی با مراکش، که طی آن دهها جوان جان عزیزشان را در دریا از دست دادند*، باردیگر بحران مزمن و دیرپای مهاجرت و پناهندگی برای چندروزی به یکی از خبرهای مهم اروپا تبدیل شد. و حتی دولت ماکرون آمادگی خود را برای کمک به اسپانیا در صورت نیاز اعلام کرد.
نخست وزیراسپانیا این وضعیت را حمله و نقض تمامیت ارضی اسپانیا توصیف کرد و گفت که از همه امکانات برای بازگرداندن آنها استفاده خواهدکرد. نهایتا هم طبق گزارشها بدلیل فشارها و فقدان امکانات و چشمانداز عبور از سئونا که گفته می شود تفریبا ۲۰ کیلومتر مربع وسعت داشته و حتی از فرودگاه فرانکفورت هم کوچک تراست، این مهاجران که اساسا از نسل جوان و موسوم «زد/بیشترپسر» هستند، قریب به همه آنها (بحز فعلا هزارو اندی) مجبور به بازگشت شدند که ادعا می شود داوطلبانه بوده است. چنین روایتی در عین حال میکوشد که با حمله به شبکههای قاچاق به عنوان مشوق این جوانان، از ریشههای این مشکل جهانی طفره برود. هم چنین وقوع چنین موج بزرگی از پناهندگی، موجب بروزتنش و بحران دپیلماتیک در اتحادیه اروپا و میان اعضاء آن گشته است. بطوری که دولت ایتالیا خواهان تعلیق قراردادشنگن با اسپانیا شده و برخی کشوری اتحادیه هم از مواضع آن دفاع کرهاند. و متقابلا دولت اسپانیا هم خواهان نشست فوقالعاده سران اتحادیه شده و از این که برخی بجای همبستگی میان اعضاء، خواستارحذف آن از حوزه شنکن شدهاند، آن ها را مورد ملامت قرارداده و پوپولیستی نامیدهاست. منتقدین مدعی بودند که اسپانیا با طرح قانونیکردن وضعیت بیش از یک یک میلیون مهاجر و پناهجو به قاچاق انسان انگیزه بخشیده است و حتی بعضا آن را اقدامی مشابه اقدام دوره صدراعظمی خانم مرکل عنوانکردند که گویا بزعم آنها برای پیروزی در انتخابات از آن استفاده کرده است. با این وجود دولت اسپانیا به متحدین خود در اتحادیه اطمینان داده است که از سئوتا امکانی برای ورودبه قلمرواصلی اسپانیا و استفاده از قراردادشنکن وجود ندارد. ضمن آن که مصمم به احداث دیوارحفاظتی (مانع) ۵۰۰ متری در مرزدریابی با مراکش نیز شده است. حتی دولت اسپانیا مدعی شده که تعدادورودپناهندگان (غیرقانونی) به اسپانیا طی چندسال گذشته نصف میزان ورودآنها به ایتالیا بوده است و وزیرکشور نیز اعلام کرده است که با کسانی که با ورودغیرقانونی خود قانون را نقض می کنند هیچگونه مماشاتی نخواهیم داشت. البته ناگفته نماندکه در این میان برخی گرایشهای راست از این بحران برای حمله به دولتاسپانیا بخاطربرخی سیاستهای اجتماعی که بزعم آنها چپ و تندرو محسوب میشوند و از جمله حمایت از فلسطینیها استفاده میکنند.
بطورکلی نه فقط در آمریکای ترامپ، بلکه اکنون در اروپاهم مسأله بحران مهاجرت به یکی از مهمترین مسائل انتخاباتی تبدیل شده است و نیروهای راست افراطی و فاشیستی بیش از دیگران ضدیت با آن را به یکی از شعارهای اصلی انتخاباتی و بسط نفوذخود تبدیل کرده اند، بطوری که حتی نیروهای راست میانه هم برای آن که در رقابت از آنها عقب نیفتند عملا همان سیاستها را گرچه بدرجاتی با شدت کمتر پیشه کردهاند. و بهمین دلیل از مواجهه و پرداختن به ریشههای بحران مهاجرت و پناهندگیبه عنوان یک معضل جهانی گریزان بوده و جز به تشدیدموانع و برافراشتن دیوار نمیاندیشند. و این درحالی است که جهانی شدن سرمایه با ویژگی بشدت ناموزون و با شکافهای فزاینده بین جهان مرکزی و جهان پیرامونی و ایجادجزایرخوشبختی در میان مجامع فقرجهانگستر، همراه با تباهی و جنگ، در عصری که انقلاب ارتباطات و انفجاراطلاعات بیش از هرزمانی آن را به یک دهکده کوچک و تنگ تبدیل کرده است؛ جهان سرمایهداری و دولتهای بزرگ و ثروتمند و سیاستمداران آنها علیرغم فرافکنیهای خود در مواجهه با واقعیتها، در اصل با دستپخت خود و با پیآمدهای جهانی شدن ناموزون و تبعیض آمیز توسط مناسبات سرمایه داری دست وپنجه نرم میکنند و بیش از پرداختن به ریشهها، به برافراشتن دیوارها و حفظ امتیازات انحصاری میاندیشند.
*- این موج کمسابقه ورود مهاجران دستکم ۷۲ کشته بر جا گذاشته است؛ اجسادی که از آب بیرون کشیده شدند و در میان حلقههای بادی و بالههای شنای رهاشده روی سطح دریا شناور بودند که نهایتا در تابوتها به مراکش بازگردانیده شدند.
********
«زباله» یا پیشقراولان جهان بی مرز؟
در همین رابطه مقاله زیر نگاهی دارد به ریشههای همین مسأله و مواجهه با آن
«کیسههای زباله»، یا پیشقراولان جهان بیمرز؟
*- https://iranglobal.info/fa/node/194236
کسانی که فرصت یا حوصله خواندن این مقاله را ندارند، می توانند به تلخیص فشرده آن توسط هوش مصنوعی اکتفاکنند:
عبارت«پیشقراولان جهان بیمرز» توصیفی استعاری و جامعهشناختی است که معمولاً برای اشاره به مهاجران، پناهجویان و جابهجاشدگان اجباری در سراسر جهان به کار میرود. این تعبیر به این معناست که مهاجران، فارغ از این که خود چقدر به این نقش آگاه باشند، با عبور عملی از مرزهای جغرافیایی و به چالش کشیدن نظم سنتی «دولت-ملت»، راه را برای مفهوم «شهروندی جهانی» هموار میکنند.
محورهای اصلی این دیدگاه نظری
شکستن ساختار دولت-ملت: مرزها سازههایی حقوقی و سیاسی هستند. مهاجران با جابهجاییهای گسترده خود، به صورت عینی این دیوارهای اعتباری را دچار گسست و ترک میکنند. [1, 2]
حرکت به سمت شهروندی جهانی: این کنشگران، بدون داشتن پشتوانه سیاسی سنتی، ایده «زمین به عنوان خانه مشترک انسان» و همبستگی فراملی را در عمل معنا میکنند. [1]
عامل رانش عینی: اکثر این افراد نه بر اساس یک نقشه تئوریک، بلکه به دلیل شرایط سخت زیستی، فقر، جنگ و برای بقا به این مسیر پرتاب میشوند. [1]
مبارزه برای هویت جدید: گرچه بسیاری از مهاجران در کشورهای مقصد با حاشیهنشینی و رفتارهای تبعیضآمیز مواجه میشوند، اما حضور آنها ساختار سنتی طبقات اجتماعی و مرزهای بومی را دگرگون میکند. [1, 2] شمارهها اشاره به منابع اشاره دارد.
تقی روزبه ۵ اوت ۲۰۲۶