افسانه “ مبارزه رهایی بخش ملی “ وافق بورژوایی ناسیونالیسم چپ / ترجمه متن از کردی به فارسی

صابر. م

بخش اول

Nepal: Probe needed into deadly crackdown on 'Gen Z' protests

رویدادهای اخیر نپال و افق مبارزه طبقاتی و سیاسی در آن مناطق

در روز دوشنبه، مورخ ۸ سپتامبر امسال ٢٠٢٥،  نپال شاهد بزرگ‌ترین تظاهرات خشونت‌آمیز مردمی، به‌ویژه در کاتماندو (پایتخت این کشور) بوده است. خشم و انزجار انباشته‌شده‌ی مردم تحت ستم نپال علیه حاکمان کشور و آن احزاب چپ ملی‌گرا که ساختار قدرت سیاسی این کشور را تشکیل می‌دهند و سال‌های متمادی است که بر سر قدرت‌اند، زبانه کشید؛ به‌ویژه پس از مسدودسازی و ممنوعیت شبکه‌های اجتماعی و برنامه‌های دیجیتالی خاصِ ارتباطی در آن کشور. در ابتدا، به دلیل اهمیت موقعیت جغرافیایی کشور نپال که در دامنه کوه‌های هیمالیا قرار گرفته، و نیز نزدیکی این کشور به هند، چین، بنگلادش و سریلانکا، و در ادامه تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم هر جنبش سیاسی رادیکال یا انقلابی که در این کشورها شکل می‌گیرد و سر برمی‌آورد، این رویدادها بر افق مبارزه طبقاتی و سیاسی در نپال بازتاب خواهد داشت و بالعکس. دقیقاً به همین دلیل، شاید نپال این پتانسیل را در خود داشته باشد که به محور تغییرات در کشورهای آن منطقه و تمام آسیا تبدیل شود؛ حتی پیش‌بینی  می‌شود که این تجربه «نسل Z» در سایر کشورهای جهان نیز الگوبرداری (کپی) شود. از همین رو، شرایط عینی و ذاتی آن منطقه و نپال ایجاب می‌کند که نگاهی به تاریخ سیاسی پیچیده و بغرنج آن کشور انداخته شود؛ اینکه عملکرد اقتصادی، سیاسی و فرهنگیِ مبارزاتیِ احزاب سیاسی موجود در آن کشورها چه بوده و چگونه عمل کرده‌اند؟ و اینکه چگونه توانسته‌اند مبارزه خودِ طبقه کارگر و زحمت‌کشان آن کشور را به انحراف کشانده و گمراه سازند؟ در طول سال‌های پس از سقوط حکومت سلطنتی (از سال ۲۰۰۸ به بعد)، نپال وارد مرحله تازه‌ای از بعد کمی و کیفی مبارزه طبقاتی شده است. این وضعیت، طبقه کارگر و سایر ستم‌دیدگان مانند دهقانان فقیر و جوانان را در برابر یک دو راهی جدید از مبارزه طبقاتی و سیاسی قرار داده است؛ دو راهی که نقش احزاب (کمونیستی و چپ) در این کشور را بیش از پیش دچار بن‌بست و بحران سیاسی بزرگی کرده است.

جهان‌بینی اصلاح‌طلبانه مائوئیستی آن‌ها هرچه بیشتر برای مردم ستم‌دیده آن کشور روشن‌تر شده و زمینه فکری و سیاسی مناسب‌تری را برای ظهور یک جنبش انقلابی مارکسیستی فراهم کرده است. در پی این خروش‌های مردمیِ ۸ سپتامبر که توسط جوانان (نسل Z) در نپال شکل گرفت، آنان با بهره‌گیری از برنامه‌های دیجیتال جهت سازماندهی این قیام مردمی، توانستند سیمایی مشخص و ویژه به این جنبش اعتراضی جدید ببخشند. آن‌ها به سطحی از نیرو و توانایی دست یافتند که رئیس‌جمهور نپال را مجبور ساختند تصمیم به تعلیق جلسات پارلمان تا انتخابات بعدی بگیرد. هم‌زمان با این تصمیم رئیس‌جمهور که پارلمان را از کار انداخت، ارتش رسمی نپال با گروه مشخصی از فعالان جوانان قیام‌کننده به نام «Hami Nepal» ارتباط برقرار کرد. اما آنچه در اینجا شایان ذکر است، این است که هویت سیاسی این گروه نامشخص است و خود را یک گروه «مستقل!» قلمداد می‌کنند. طبق ارتباطی که ارتش با آن‌ها داشته، ارتش آن‌ها را مامور کرده است تا از میان خود یک نخست‌وزیر موقت انتخاب کنند تا بتواند دوره شش‌ماهه پیش رو را تا انتخابات بعدی (که قرار است در مارس ۲۰۲۶ برگزار شود) اداره کند.

چنین شد که آن‌ها ماموریت سپرده‌شده از سوی ارتش ملی را به سرانجام رساندند و توانستند با آن تصمیم، «سوشیلا کارکی» (Sushila Karki) ۷۳ ساله را به عنوان نخست‌وزیر موقت انتخاب کنند. تعیین و تصمیم این گروه برای نخست‌وزیری موقت «سوشیلا کارکی»، موافقت رئیس‌جمهور و ارتش رسمی ملی نپال را نیز به همراه داشت. این خروش و التهاب مردمی که از پایتخت (کاتماندو) و سایر شهرها رخ داد، منجر به کشته شدن دست‌کم ۷۵ نفر، مصدومیت بیش از ۲۱۰۰ نفر و فرار حدود ۱۳ هزار زندانی شد. بی‌گمان این نخستین رویداد، قیام و تغییر سیاسی در این کشور نیست و آخرین آن نیز نخواهد بود؛ چرا که ریشه‌های عمیق اقتصادی و سیاسی دارد. همچنین به دلیل عملکرد بدِ حکمرانیِ بورژوازی ملی نپال و احزاب اصلاح‌طلب مائوئیست، جامعه نپال همواره از بحرانی به بحران دیگر به حکومت‌های خود ادامه داده است. از این رو، لازم است که نگاهی دقیق به اساسی‌ترین برنامه‌ها و پایه‌های فکری و سیاسی احزاب سیاسی آن کشور در گذشته انداخته شود و افق مبارزه سیاسی و طبقاتی آن منطقه و دست‌کم نپال ارزیابی گردد.

  ادامە دارد .

صابر. م

جمعه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵

سياسة الهند الخارجية في عالم متغير | مركز الجزيرة للدراسات