– پیوستن زندان نور به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صد و سیوپنجم و گسترش کارزار به ۶۱ زندان
– گرامیداشت هشتمین سالگرد جان باختن 4 کنشگر محیط زیست در مریوان
– شلاق زدن ندا دده جانی و ستایش سرابی ازبازداشت شدگان اعتراضات سراسری دی ماه 1404 در قروه
– تجمع اعتراضی جمعی از مشتریان فردا موتورمقابل دفترمرکزی شرکت وکتک خوردن معاون فروش و خدمات
– از شورای اسلامی کار شرکت واحد تا کانون عالی بازنشستگان تهران؛ کارنامه کجاست؟
– دو تن از اعضای شورای صنفی دانشگاه بهشتی با حکم شورای بدوی انضباطی دانشگاه به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند.
– کمیته انضباطی دانشگاه شیراز برای حدود ۲۰ دانشجو پرونده انضباطی تشکیل داد
– محمد ابراهیمی به ۲۰ سال حبس محکوم شد
– تداوم بازداشت امیرحسین بداقی
– دومین روزاعتصاب سراسری پزشکان پاراگوئه برای افزایش دستمزد و بهبود شرایط کار
– تجمع هزاران کارگر فولکسواگن آلمان برای دفاع از امنیت شغلی ومعیشتی
– جان باختن 2 دانشجو معلم کارگردر حادثه آتشسوزی یک مکانیکی قم
– جان باختن یک کارگر درسراب زیرآوار
*******
*پیوستن زندان نور به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صد و سیوپنجم و گسترش کارزار به ۶۱ زندان
در این روزها شرایط اقتصادی مردم به خاطر ناکارآمدی، سیاستهای ضد مردمی و بحرانزا بودن حکومت، روز به روز وخیمتر میشود. از طرفی، حکومت به جای حل بحران، کاری جز سرکوب جامعه ندارد. آنها برای جلوگیری از اعتراضات، دست از اعدام -بهویژه اعدام جوانان معترض و زندانیان سیاسی- برنمیدارند و هر روز شاهد اعدام یکی از این عزیزان هستیم.
در هفته گذشته، دو زندانی سیاسی اعتراضات دیماه به نامهای قائم حسینی در زندان اصفهان و مجید آدینه در زندان مرکزی کرج به دار آویخته شدند. همزمان، احکام اعدام برای چندین زندانی سیاسی دیگر صادر یا تایید گردیده است؛ از جمله تایید حکم اعدام ارغوان فلاحی در زندان زنان اوین، رسول رضایی در زندان وکیلآباد مشهد و محمدرضا مجیدیاصل که از زندان تهران بزرگ به قزلحصار منتقل شده است. این انتقال ناگهانی به قزلحصار که مرکز اعدامهای استان تهران و یکی از قتلگاههای حکومت میباشد، نگرانی خانواده وی را بهشدت افزایش داده است. روند دادرسی این عزیزان -که بیم خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدامشان وجود دارد- همچون بسیاری دیگر از زندانیان، بسیار ناعادلانه و غیرشفاف بوده است.
همچنین از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون ۳۷۸ تن اعدام شدهاند و از زمان روی کار آمدن دولت پزشکیان، این آمار از مرز ۴۰۰۰ تن گذشته است. حکومت مستبد حاکم در هفته اخیر، تغییراتی در دستگاه قضاییه تحت امر «ولایت فقیه» صورت داده است. این تغییرات با پیشنهاد و دخالت مستقیم نهادهای امنیتی انجام شده و خطری جدی برای زندانیان و محکومان به اعدام است؛ چرا که هیچ نهاد مستقلی برای بررسی و رسیدگی به پرونده آنها وجود ندارد و این افراد حتی از داشتن حق وکیل انتخابی نیز محروم هستند.
اما در مقابل، کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و زندانیان مقاوم، همچنان به ایستادگی و پایداری خود ادامه میدهند. در این هفته نیز جمعی از زندانیان زندان نور در استان گیلان به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوستند. این زندانیان تنها امیدشان را به توان جمعی خود، مردم و وجدانهای بیداری پیوند زدهاند که بدون توقف، در مقابل ماشین کشتار ایستادهاند و میجنگند.
ما از بازنشستگان و تمامی کسانی که در تجمعات و در کوی و برزن، صدای «نه به اعدام» را به گوش همگان میرسانند نیز صمیمانه سپاسگزاریم. فراخوان «نه به اعدام» معلمان نیز باید مورد حمایت کارگران و سایر نیروهای اجتماعی قرار گیرد. ما از معلمانی که در بازنمایی و ادامه این مسیر، پیشرو و پیشگام بودهاند، قدردانی میکنیم. در هر کلاس درس باید به کودکان یاد داد که اصالت همواره با حق حیات و زندگی است، نه مرگ و اعدام.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در روز سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ و در هفته صدوسیوپنجم، در ۶۱ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران و زندان نور.
هفته صدو سی و پنجم
سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
*گرامیداشت هشتمین سالگرد جان باختن 4 کنشگر محیط زیست در مریوان
روزسه شنبه 3 شهریور،درپی فراخوان انجمن سبز چیا مریوان مراسمی برای گرامیداشت هشتمین سالگرد جان باختن 4 کنشگر محیط زیست با شرکت خانواده ،دوستان وجمع کثیری از اهالی وفعالین اجتماعی منجمله محیط زیست در گورستان داسیران این شهرستان برگزارشد.
قابل یاد آوری است که روز شنبه 3 شهریو سال 1397، شریف باجور، امید کهنه پوشی، رحمت حکیمینیا و محمد پژوهی حین مهار کردن آتش سوزی جنگلهای اطراف پیله و سلسی شهرستان مریوان جان خود را ازدست دادند.
*شلاق زدن ندا دده جانی و ستایش سرابی ازبازداشت شدگان اعتراضات سراسری دی ماه 1404 در قروه
روز شنبه 31 مرداد،ندا دده جانی و ستایش (بهنوش) سرابی ازبازداشت شدگان اعتراضات سراسری دی ماه 1404 در قروه را در دادگاه کیفری قروه 31 ضربه شلا ق زدند وبرای ادامه حبس به زندان سنندج منتقل شدند.
خاطرنشان می شود که این دو زن کنشگر پس از بازداشت در اعتراضات سراسری دی ماه 1404 از طرف شعبه 102 دادگاه کیفری قروه به یک سال حبس، 31 ضربه شلاق و دو سال تبعید به شهرستان نیکشهر محکوم شده بودند.
*تجمع اعتراضی جمعی از مشتریان فردا موتورمقابل دفترمرکزی شرکت وکتک خوردن معاون فروش و خدمات
روزسه شنبه 3 شهریور،جمعی از مشتریان فردا موتوربرای اعتراض به عدم تحویل خودروهایشان مقابل دفترمرکزی شرکت کردند.
پس از حضورمعاون فروش و خدمات شرکت دربین معترضین وارائه توضیحاتی درباره وضعیت تولید و زنجیره تأمین و پاسخهای مبهم و عدم ارائه جدول زمانی دقیق،تجمع کنندگان خشمگین با وی درگیرشدند وکتکش زدند.
معاون وزیر که قصد دنبال نخودسیاه فرستادن معترضین را داشت فرار را برقرارترجیح داد.
*از شورای اسلامی کار شرکت واحد تا کانون عالی بازنشستگان تهران؛ کارنامه کجاست؟
آقای اکبر عیوضی، با کدام کارنامه قصد دارید بار دیگر در جایگاه دبیری کانون عالی بازنشستگان تهران قرار بگیرید؟
خبرها حاکی از آن است که آقای اکبر عیوضی قصد دارد در انتخابات کانون عالی بازنشستگان تهران نامزد شود، آن هم بار دیگر در جایگاه دبیری. این خبر حق پرسشگری را برای کارگران، رانندگان و بازنشستگان ایجاد میکند:
کارنامه شما در شورای اسلامی کار شرکت واحد، در کانون بازنشستگان تهران و اکنون برای پذیرش مسئولیتی بالاتر چیست؟
ما آقای عیوضی را از امروز نمیشناسیم. شناخت ما به سالهای پایانی دهه هفتاد و دوران تلاش رانندگان و کارگران شرکت واحد برای آگاهی از حقوق صنفی خود و بازگشایی سندیکای کارگران شرکت واحد بازمیگردد. در آن روزها، کارگران در مناطق دهگانه شرکت واحد فعالیت میکردند، حقوق خود را به همکارانشان آموزش میدادند و عملکرد شوراهای اسلامی کار را نقد میکردند.
از نگاه فعالان سندیکایی و رانندگانی که آن دوران را از نزدیک تجربه کردهاند، کارنامه آقای عیوضی و همفکرانش با پرسشها و خاطرات تلخی همراه است:
چرا در کمیتههای انضباط کار، بهجای دفاع از رانندگان و کارگران، تصمیمهایی اتخاذ شد که به زیان کارگران تمام شد؟
چرا نام برخی اعضای شورای اسلامی کار پای احکام و صورتجلسههایی دیده میشود که به اخراج و محرومیت شماری از رانندگان و فعالان سندیکایی انجامید؟
چرا کارگران سندیکایی به حراست گزارش میشدند و فضای فشار بر فعالان مستقل کارگری شکل گرفت؟
درباره رویداد سال ۱۳۸۳ و هجوم به دفتر سندیکای کارگران شرکت واحد در حسنآباد، شکستن شیشهها و بردن وسایل و دفاتر سندیکا، پاسخ روشن و مستند آقای عیوضی چیست؟
بسیاری از رانندگانی که بهدلیل پیگیری حق و فعالیت صنفی از کار کنار گذاشته شدند، هنوز پیامدهای آن تصمیمها را در زندگی و معیشت خود و خانوادهشان تحمل میکنند. اینها صرفاً موضوعات تاریخی نیستند؛ اینها بخشی از زندگی و حافظه جمعی کارگران شرکت واحد است و نمیتوان از کنار آنها بیپاسخ عبور کرد.
پس از بازنشستگی نیز آقای عیوضی به کانون بازنشستگان تهران رفت و سالها در ساختار این کانون حضور داشته است. حالا پرسش بازنشستگان این است:
در این سالها چه اقدام مشخص، قابلسنجش و ماندگاری برای افزایش قدرت خرید بازنشستگان انجام شده است؟
برای درمان، بیمه تکمیلی، همسانسازی، حفظ داراییهای سازمان تأمین اجتماعی و جلوگیری از کوچکشدن سفره بازنشسته چه پیگیری مؤثری صورت گرفته است؟
اگر عملکرد کانونها موفق بوده، چرا بخش بزرگی از بازنشستگان همچنان زیر فشار شدید معیشتی و هزینههای درمان قرار دارند؟
چرا بازنشستگان در شهرهای مختلف برای حقوق، درمان و کرامت انسانی خود تجمع میکنند و نمایندگان این کانونها در کنار آنان دیده نمیشوند؟
بازنشستگان حق دارند بدانند که قرارداد بیمه تکمیلی دقیقاً با چه مبلغ، چه تعهداتی و برای چه مدت منعقد شده است؟ آیا کانونها، تشکلها یا اشخاص مرتبط با آنها در قبال معرفی بیمهشدگان یا انعقاد این قراردادها، مبلغ، درصد، کارمزد یا هرگونه حقالسهمی دریافت میکنند یا خیر؟ اگر چنین دریافتی وجود دارد، مبنای قانونی آن چیست، رقم آن چقدر است و در کجا هزینه میشود؟
گزارش مالی کامل، حسابرسیشده و در دسترس اعضا درباره درآمدها و هزینههای کانونها چرا منتشر نمیشود؟
چرا بازنشستگانی که خود حق بیمه تکمیلی را میپردازند، نباید از جزئیات قرارداد و منافع احتمالی ناشی از آن مطلع باشند؟
هر مسئولی که مدعی خدمت به بازنشستگان است، باید از انتشار قراردادها، صورتهای مالی، گزارش حسابرسی و پاسخگویی علنی استقبال کند.
با توجه به ایننکات، از آقای اکبر عیوضی میپرسیم: با چه کارنامه روشنی در دفاع از رانندگان شرکت واحد، کارگران سندیکایی و بازنشستگان تهران، خواهان دبیری کانون عالی بازنشستگان تهران هستید؟
و از نهادهای برگزارکننده و تأییدکننده انتخابات میپرسیم: آیا در میان انبوه بازنشستگان آگاه، متخصص، مستقل و دلسوز، فردی جز چهرههایی که سالها بر این کانونها تکیه زدهاند وجود ندارد؟
بازنشستگان خواهان شعار نیستند؛ آنان کارنامه، برنامه، شفافیت مالی، پاسخگویی و نمایندگی واقعی میخواهند. کانون بازنشستگان ملک شخصی هیچکس نیست؛ امانتِ بازنشستگان است و باید با رأی آگاهانه، نظارت و پاسخگویی اداره شود.
چارهکارگران وحدت و تشکبلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
سوم شهریور ۱۴۰۵
*دو تن از اعضای شورای صنفی دانشگاه بهشتی با حکم شورای بدوی انضباطی دانشگاه به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند.
شورای صنفی از مداخله جدی حضرتی، رییس حراست دانشگاه بهشتی در رسیدگی به پروندههای انضباطی خبر میدهد.
صنف مستقل دانشجویان بهشتی
*کمیته انضباطی دانشگاه شیراز برای حدود ۲۰ دانشجو پرونده انضباطی تشکیل داد
بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، کمیته انضباطی دانشگاه شیراز حدود ۲۰ دانشجوی این دانشگاه را احضار کرده و برای آنان پرونده انضباطی تشکیل داده است.
بنا بر گزارش دانشجویان، از جمله اتهامات مطرحشده علیه این دانشجویان «توهین به مقدسات»، «توهین به رهبر جمهوری اسلامی» و «رهبری تجمع» عنوان شده است.
*محمد ابراهیمی به ۲۰ سال حبس محکوم شد
بنا بر گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، محمد ابراهیمی، فارغالتحصیل مقطع کارشناسی رشته نقاشی دانشگاه علموفرهنگ که از ۷ بهمن ماه در بازداشت به سر میبرد، به ۲۰ سال حبس محکوم شده است.
او ابتدا به زندان اوین و سپس به زندان تهران بزرگ منتقل شد. تاکنون اطلاعی از اتهامات وی در دست نیست.
*تداوم بازداشت امیرحسین بداقی
بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، امیرحسین بداقی، متولد ۱۳۸۳، دانشجوی سابق مهندسی هوا و فضا دانشگاه پلیتکنیک تهران (ورودی ۱۴۰۳) و دانشجوی فعلی مهندسی برق دانشگاه تبریز، از ۱۷ فروردین امسال، در زندان مرکزی ارومیه، در بازداشت به سر میبرد.
*دومین روزاعتصاب سراسری پزشکان پاراگوئه برای افزایش دستمزد و بهبود شرایط کار
روز سهشنبه 25 اوت برای دومین روز متوالی،پزشکان بخش دولتی پاراگوئه به اعتصاب سراسری خود ادامه دادند. این اعتصاب که قرار است تا 28 اوت ادامه داشته باشد، در پی شکست مذاکرات میان دولت و سندیکای ملی پزشکان (Sinamed) بر سر افزایش دستمزد و شرایط کاری صورت گرفته است.
پزشکان خواهان افزایش قابل توجه دستمزدها هستند و میگویند قدرت خرید آنان در سالهای گذشته بهشدت کاهش یافته است. نمایندگان پزشکان همچنین خواستار پرداخت دستمزد بیشتر برای کار در روزهای تعطیل، رسمیشدن وضعیت شغلی نیروهای قراردادی، تأمین دارو و تجهیزات پزشکی و بهبود شرایط کار در بیمارستانهای دولتی هستند. به گفته سندیکای پزشکان، آخرین افزایش دستمزد آنان در سال 2012 تصویب شده است.
اعتصاب، بیمارستانهای اصلی دولتی را تحت تأثیر قرار داده و مشاورههای پزشکی و عملهای جراحی برنامهریزیشده متوقف یا به زمان دیگری موکول شدهاند. با این حال، خدمات اورژانس، مراقبتهای ویژه و دیالیز همچنان برقرار است. بر اساس گزارشها، از حدود 11 هزار پزشک وابسته به وزارت بهداشت، حدود ۵ هزار نفر عضو Sinamed هستند.
دولت با افزایش مورد درخواست پزشکان مخالفت کرده است. وزیر اقتصاد پاراگوئه روز سهشنبه اعلام کرد تأمین افزایش 76 درصدی مورد مطالبه پزشکان برای بودجه دولت امکانپذیر نیست و هزینه اجرای آن حدود 100 میلیون دلار برآورد میشود. دولت به جای افزایش فوری، پیشنهاد ایجاد نظام «مسیر شغلی و حرفهای در بخش سلامت» و تعیین دستمزد بر اساس تخصص، آموزش و ارزیابی عملکرد را مطرح کرده است.
در همین حال، نمایندگان پزشکان روز سهشنبه در پارلمان با رئیس مجلس نمایندگان دیدار کردند. این دیدار نخستین تلاش برای گشودن یک مسیر گفتوگوی مستقیم با نمایندگان مجلس بود و قرار است مذاکرات رسمیتر روز چهارشنبه ادامه پیدا کند.
*تجمع هزاران کارگر فولکسواگن آلمان برای دفاع از امنیت شغلی ومعیشتی
روز سهشنبه 25 اوت، بیش از 10 هزار کارگر فولکسواگن در نشست کارگران این شرکت در ولفسبورگ، مقر اصلی فولکسواگن، علیه برنامه گسترده مدیریت برای کاهش هزینهها، اخراج از کارو احتمال تعطیلی برخی کارخانههای آلمان اعتراض کردند. کارگران در جریان سخنرانی مدیرعامل شرکت با سوت و هو کردن و حمل پلاکاردهای اعتراضی، مخالفت خود را با سیاستهای مدیریت نشان دادند.
مدیریت فولکسواگن میگوید افزایش هزینههای تولید، کاهش فروش در چین، رقابت فزاینده خودروسازان چینی و تعرفههای آمریکا، شرکت را ناگزیر به کاهش هزینهها کرده است. مدیرعامل شرکت از احتمال حذف تا 50 هزار شغل دیگر سخن گفته است؛ رقمی که هنوز تصمیم نهایی درباره آن گرفته نشده است.
نمایندگان کارگران و شورای کارگری فولکسواگن با این رویکرد مخالفت کردهاند. آنان معتقدند حل بحران شرکت نباید اساساً از مسیر کاهش مشاغل و تعطیلی کارخانهها دنبال شود. چند کارخانه از جمله اسنابروک، امدن، هانوفر و زویکاو با ابهام درباره آینده تولید روبرو هستند.
شورای کارگری و نمایندگان ایالت نیدرزاکسن نیز طرحهای جایگزینی برای آینده شرکت تهیه کردهاند که قرار است در نشست هیئت نظارت فولکسواگن در 4 سپتامبر مطرح شود. به این ترتیب، رویارویی میان مدیریت و نمایندگان کارگران بر سر آینده اشتغال و کارخانههای فولکسواگن وارد مرحله تازهای شده است.
*جان باختن 2 دانشجو معلم کارگردر حادثه آتشسوزی یک مکانیکی قم
جان باختن دو دانشجو معلم در محل اشتغال به شغل دوم
حادثه آتشسوزی در یک واحد مکانیکی در خیابان سمیه قم، در نهایت به جانباختن سه جوان منجر شد.
دو نفر به نامهای رضا بابازاده و امیرحسین احمدی، دانشجو معلم بودند.
نام نفر سوم در خبرها ذکر نشده است.
منبع:کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
*جان باختن یک کارگر درسراب زیرآوار
یک کارگر 44 ساله حین کار در ساختمانی واقع در روستای سلطان آباد از توابع بخش مرکزی سراب در استان آذربایجان شرقی بر اثر ریزش آوار روی سرش در دم جان باخت.