
راستی برای ارزیابی و علل این جنگ ارتجاعی زیاد احتیاج به غور کردن و یک نویسنده پوبلیسیست نیست. آمریکا و اسرائیل به دنبال یورش “حماس” در اکتبر ٢٠٢٣ که طراحی شده دست دستگاه اطلاعاتی “موساد و سیاه” بود برای دیزاین کردن و تغییر ژئوپلتیکی خاورمیان طبق نیازهای اقتصادی، سیاسی، و هژمونی و ژاندارم منطقه ای خود از هیچگونه وحشیگری، انسانکشی و هولوکاست و نسل کشی ای دریغ نکرده و نمی کنند، در واقع طرح حمله حماس بهانه ای برای اجرای طرح سترگ و بزرگتری که تا کنون ادامه دارد بود. از طرف دیگر جمهوری اسلامی هم در طول ٤٦ حیات ننگین خود از صدور فرمان انقلاب اسلامی توسط خمینی تا تاسیس ده ها گروه و حزب تروریست اسلامی مسلح انسانکش در منطقه خاورمیانه و تغذیه این همه تروریست و اوباش از جیب کارگران و مردم ایران و تداخل سیاسی و نظامی توسط این گروه های نیابتی در چندین کشور منطقه و اعدام و سنگسار کردن و به دار آویختن صدها هزار جوان انقلابی خود ایران نه تنها دریغ نکرده بلکه همین امروز که زیر بمباران های بی وقفه دولت اولترا فاشیزم اسرائیل قرار دار همچنان به این جنایات ادامه میدهد.
بهانه ظاهری آمریکا و اسرائیل و بطور عام غرب در این جنگ این است که ایران دارد به مرحله درست کردن ” بمب اتم ” نزدیک میشود و” ایران اتمی ” قابل قبول نیست. خوب در اینجا سوال اینه، اگر بمب اتم بد است، خطرناک است و یک سلاح کشتار جمعی و نابود کننده این کره خاکی است، پس چرا خود آمریکا آنرا ساخت و برای اولین بار در ناکازاکی و هیروشیما ژاپن بکار گرفت و این دو شهر را با تمام موجودات زنده آن به خاکستر تبدیل کرد و اکنون هم اگر در هر نقطه ای از جهان لازم ببیند بکار میگیرد؟ یا اینکه چرا اسرائیل فقط با شش میلیون جمعیت صاحب بزرگترین زرادخانه اتمی جهان است و «ایتامار بن گویر وزیر امنیت ملی و بزالل اسموتریچ وزیر دارایی اسرائیل » و عده ای دیگر از اوباشان فاشیست رژیم صهیونیست خواستار زدن مردم نوار غزه با چند بمب اتم شدند، ولی هیچ کشور غربی (قاره سبز) و دولت و سازمان بین المللی تا کنون نه تنها جرات ذکر نام زردادخانه هسته ای اسرائیل را ندارند حتی زحمت محکوم کردن اظهارات این فاشیست و اوباشان صهیونیست را بخود نداده اند.
برخی اوقات دارندگان ” بمب اتم” اظهار میدارند که این سلاح یک سلاح بازدارنده است. خوب اگر بازدارنده است چرا در این جهان پهناور فقط باید نزدیک به ١٠ کشور حق داشتن این بمب کثیف را برای بازدارندگی از خود داشته باشند و بقیه ملت ها از ترس آن رعیت و بنده آنها باشند و حتی ذکر نام آن برایشان ممنوع و جرم به حساب آید؟
بنظرم دیزاین کردن خاورمیانه از طرف آمریکا و اسرائیل زدن منافع و حوزه اقتصادی ، نظامی و سیاسی روسیه و چین را هم در بر دارد. اول ایران و روسیه را از سوریه بیرون راندند. اکنون ایران که از ابتدای سر کار آمدن رژیم ملایان متحد اصلی روسیه و سپس چین بوده و قراردادهای اقتصادی و نظامی کلانی با آنها دارد ، میرود که زیر فشار آمریکا و اسرائیل از پروژه و برنامه های “اتمی” ، موشکی و تکنولوژی وغیره خرد و تهی گردد. ایران یکی از حامیان اصلی روسیه در جنگ سه ساله اوکراین به حساب میآید و یکی از تهیه کننده گان موشک های بالیستی و پهپاد و قطعات نظامی روسیه بوده و هست. غیره از اینها خواست آمریکا و اسرائیل از ایران دست کشیدن از کمک و ارتباط با گروه های نیابتی و اسلامی اش (حزب الله لبنان، حماس فلسطین، حوثی یمن، حزب الله و جیش شعبی درعراق و …) در منطقه می باشد. در حقیقت اگر رژیم ملایان در این جنگ شکست بخورد و تن به مسائل بالا دهد معنی سیاسی اش یعنی مرگ رژیم اسلامی و شکست استراتژی روسیه و چین در منطقه.
اما وقتی از دیدگاه منافع مردم و کارگران و تهیدستان یک مملکت به مسئله چنین جنگی نگاه کنیم، حقیقتا این جنگ سر سوزنی هم به منافع هیچکدام از مردم دو طرف جنگ ندارد. مردم خواهان یک زندگی آرام و مرفه و امکانات رفاهی و امنیت و شادی و رقص و پایکوبی هستند، اما این جنگ ها در بتن خود کل آرزو و آرمان و زندگی و رفاه و امنیت انسان ها را بگور می سپارد. این جنگ متعلق به دو قطب و گروه ارتجاعی، انسانکش و اولترا فاشیست است که برای ماندگاری در قدرت به هر اهرم ضد انسانی چنگ میزنند و جان و زندگی میلیون ها انسان را فدا و قربانی سیاست های ضد انسانی خود میکنند.
ضررمند اصلی این جنگ ارتجاعی کارگران، مردم زحمتکش و آزادیخواهان هر دو طرف جنگ است. زیرا علاوه بر کلی خانه خرابی و کشته شدن و زخمی گردیدن ده ها هزار انسان سفیل در نهایت هزینه سرسام آور جنگ و خرابی و ویرانی های ناشی از آن ، کلا روی دوش طبقه پائین جامعه و مالیات دهندگان این کشورها میافتد. از طرف دیگر گرانی سرسام آور، بیکاری ، بی رونقی اقتصادی و سرانجام آوارگی میلیونی هم بقیه داستان این جنگ های ارتجاعی است.
مردم نوار غزه را نسل کش و هولوکاست و زنده بگور کردند. لبنان را ویران نمودند. رژیم اسد در سوریه را واژگون کردند و یک مهره فعال داعشی بنام ” احمد شرع” که خود آمریکا جایزه ١٠ میلیون دلاری برای کشتنش تبلیغ میکرد را به ریاست جمهوری سوریه انتخاب کردند و سران نئو نازی غرب هم یکی یکی در انتظار ملاقات و روبوسی و پذیرایی از او صف کشیده اند. بعد از این همه سناریو کثیف و برنامه ریزی شده اکنون نوبت به قله “محور مقاومت” که ایران باشد رسیده و نتیجه وحشیگری و ابعاد و ضرر فقط این پنج روز طراحان و ” قصابان” این جنگ ارتجاعی سر از بلیاردها دولار میزند.
این جنگ در فرهنگ سیاسی جنگ ها، در جدول جنگ های ارتجاعی دولت های فاشیزم – دینی قرار می گیرد و کاملا ضد منافع کارگران و زحمتکشان و نتجه اش کشته و زخمی شدن ده ها هزار انسان بیزار و متنفر از جنگ است. این جنگ گر چه از دیدگاه انقلابیون و کمونیست و آزادیخواهان جهان یک جنگ ارتجاعی میان دو دولت فاشیزم – دینی است و کاملا رویکردی ضد مردمی دارد، اما از دیدگاه اقشار و اوباشان سلطنتی و ناسیونال – مذهبی ها و چپ های چند چهره و برخی اقشار دیگر که در انتظار ظهور امام زمان (ترامپ و سران نئو نازی غرب) نشسته تا بلکه سهمی از ایران آینده نسیبشان گردد، جنگی برحق و انقلابی است و برای دولت کودک کش و قصابان اسرائیل و آمریکا درود میفرستند و پایکوبی میکنند.
این جنگ ارتجاعی و ضد انسانی بیدرنگ باید متوقف گردد این وحشیگری و سرکشی آمریکا و اسرائیل در منطقه خاورمیانه نه تنها محکوم است، بلکه باید مورد اعتراض و اعتصاب و راهپیمایی ها چند میلیونی در سراسر جهان گردد.
عزت دارابی
2025-06-17