ازشعله ورکردن آتش جنگ خودداری کنید
جنگ برای اکثریت اهالی فاجعه آفرین وبرای اقلیت لاشخوران جنگی ارمغان آور
ننگ ونفرت بر جنگ افروزان وجنایتکاران جنگی
گسترده ترومستحکمترباد همبستگی اکثریت اهالی جامعه بمثابه قربانیان جنگ آمریکا-اسرائیل وایران و جنگ چهل اندی ساله اقلیت درقدرت حکومت اسلامی درايران
– درخواست امضای بیانیه
در محکومیت اخراج به آنان که سالهاست زیر سایهی سنگین سرکوب، تحریم، سانسور و جنگ، برای زندگی بهتر تلاش میکنند؛
– اخراج مستمرکارگران کارخانه پارس طبیعت سلولزباچراغ خاموش
– اعتراض رانندگان تریلی حامل گاز مایع در بندر کنگان به توقف چهار روزه بارگیری و شرایط طاقتفرسا در گرمای شرجی
– دیدار جمعی از اعضای سندیکا با ابراهیم مددی و داود رضوی
– ما همزمان، هم جهنم را با چشمان خود دیدیم، هم انسان ماندن را
– پیام همبستگی شورای اتحادیههای کارگری ناتینگهامشایر – انگلستان
*******
*درخواست امضای بیانیه
در محکومیت اخراج به آنان که سالهاست زیر سایهی سنگین سرکوب، تحریم، سانسور و جنگ، برای زندگی بهتر تلاش میکنند؛
ما، جمعی از افغانستانی های در ایران، فعالان حقوق بشر و همراهانمان در اقصی نقاط جهان، این بیانیه را نه با قضاوت، که با همدلی و درد مشترک مینویسیم.
ما میدانیم که شما، مردم ایران، خود درگیر روزگاری دشوار و بیرحماید؛ با جنگ، ناامنی، گرانی، سرکوب، بیثباتی سیاسی و آیندهای که هر روز تیرهتر میشود. ما میدانیم که این کشور سالهاست در حصار بحرانهای امنیتی، اقتصادی و حاکمیتی گرفتار است. در هفتههای اخیر، هزاران مهاجر افغانستانی، زن، کودک، سالخورده، دانشآموز، کارگر، حتی کسانی با مدارک قانونی ، از خانهها، بیمارستانها، مدارس و خیابانهای ایران، بیمحاکمه و بیدفاع، به بیرون رانده شدهاند. ما مهاجران افغانستانی، که در کنار شما زیستهایم، و جنس تجربیات خوب، بدمان مشترک است، اکنون بیصدا و بیپناه، از همان جامعهای طرد میشویم که بخشی از آن بودیم. به ما برچسبهای سنگین و ناعادلانهای چون «نفوذی»، «تروریست»، یا «شبکهی جاسوسی» می زنید ؛در حالی که نه این جنگ را آغاز کردهایم، نه نقشی در بحرانهای سیاسی داریم ، و نه توان دفاع از خود داریم.
ما از بخشی از مردم ایران که با سکوت خود یا دامن زدن به تبعیض، نقش غیرمستقیم در ادامه این وضعیت دارند، گلهمندیم و آنها را در همدستی با حکومت مسئول میدانیم. چرا که نژادپرستی فقط یک سیاست از بالا نیست؛ ریشه در رفتارها، نگاهها و سکوتهای روزمره شما هم دارد. اما در عین گلهمندی، هنوز باور داریم که صدای وجدان، هرچند خاموش شده باشد، میتواند دوباره برخیزد.این فرآیند دیگری سازی چیزی نیست که فقط انسان افغانستانی را تحت الشعاع قرار بدهد ، این چرخه در ادامه ی بقای خود هر کسی را به دیگری تبدیل میکند، در واقع ما همه در حال دیگری شدن هستیم و برای ایستادن در مقابل چرخه و متوقف کردن خشونت های آن و جلوگیری از آسیب ها به جامعه نیاز داریم که سکوت نکنیم و نسبت به این وضع معترض باشیم.
وقتی فقر، بیکاری، ناامنی و فساد گسترش مییابد، بهجای گفتوگو درباره علل واقعی، نگاهها به سوی «غریبهها» منحرف میشود؛ و این سیاست آشناست، هم برای ما، و هم برای شما.
مردم ایران، ما شما را دشمن خود نمیدانیم. ما میدانیم که حکومتها میتوانند میان مردمان جدایی بیندازند، اما رنج مشترک میتواند دلها را به هم نزدیک کند. ما خواهان همدلیایم، نه همدستی. ما از شما نمیخواهیم که درد ما را بر درد خود مقدم کنید، بلکه میخواهیم بدانید که درد ما و شما، از یک ریشه است. ما نمیخواهیم مقایسه کنیم که چه کسی بیشتر زخم خورده؛ ما میخواهیم بگوییم که ستم ، چهرههای متفاوتی دارد، اما روشاش همیشه یکیست: خاموش کردن، حذف کردن، و تقصیر را به گردن دیگری انداختن.
ما از شما نمیخواهیم که با خطرمواجه شوید یا هزینه بدهید،بلکه فقط میخواهیم این صدا را بشنوید: کودکی که امروز از مدرسهاش در یزد اخراج شده، جوانی که با مدرک قانونی در تهران دستگیر شده، زنی که با نوزادش از بیمارستان بیرون رانده شده، همگی انساناند. همسایههای دیروزتاناند. نه دشمن.
ما فقط میخواهیم که سکوت نکنید.سکوت، ابزار سرکوب است. ما خواستاریم:
· توقف فوری اخراج مهاجران، بهویژه کودکان، مادران، پناهندگان سیاسی و کسانی که به جمهوری افغانستان خدمت کردهاند؛
· انجام تحقیقات بینالمللی مستقل درباره وضعیت مهاجران افغانستانی در ایران؛
· پایان دادن به سیاستهای نژادپرستانه، تحقیرآمیز و تبعیضآمیز در رسانهها، قوانین و برخوردهای رسمی؛
· دعوت از مردم ایران برای نقد و بازنگری در کلیشههایی که با فریب ساخته شدهاند.
سرزمین ما « افغانستان» هنوز درآتش است. اخراج اجباری ما، برای بسیاریمان، معنایی ندارد جز مرگ، شکنجه یا دستگیری بهدست طالبان.
ما این بیانیه را از سوی جمعی از افغانستانیها، برای مردم ایران، با احترام، امید و اندوه مینویسیم. این صدا را نه در نفی دیگر رنجها، بلکه در امتداد آنها بلند میکنیم. همانگونه که مردم افغانستان، چه در وطن و چه در مهاجرت، همواره در کنار مردم کورد ، بلوچ، عرب و دیگر گروههای به حاشیه راندهشده در ایران ایستادهاند، امروز نیز دست یاری به سوی همهٔ صداهای خاموششده و همه ی انسانهایی در ایران دراز میکنیم که با شرافت، علیه این انسانزدایی ایستادهاند. اما باور داریم خاموشی مطلقی که امروز بر سر جامعه ی مهاجران افغانستانی آوار شده، نیازمند صدایی مستقل، شجاع و متمرکز است. این بیانیه، تلاش ما برای بازیابی آن صداست، باشد که این صدا به قلبها برسد، پیش از آنکه دیر شود. ما به ساختن جهانی عاری از نژادپرستی میاندیشیم، وصلح و همبستگی میان ملل همسرنوشت را تخیل می کنیم.
با احترام،
از سوی جمعی از افغانستانی ها و امضاکنندگانِ وجدانهای بیدار
لینک مستقیم متن بیانیه و امضای آن:
https://forms.gle/w1YCkgnTf98xJeVYA
اسامی امضاکنندگان، به زودی نمایش داده خواهد شد.
*اخراج مستمرکارگران کارخانه پارس طبیعت سلولزباچراغ خاموش
سال گذشته، اخراج ناگهانی بیش از 100 کارگر شرکت «پارس طبیعت سلولز» به تیتر اصلی رسانههای محلی و ملی تبدیل شد.+ شرکتی که در ابتدا همراه با «کاغذپارس» نماد موفقیت در واگذاری به بخش خصوصی معرفی میشد، حالا خود به نمونهای روشن از چگونگی بهرهکشی از ظرفیتهای ملی و انسانی برای سودهای موقت و پنهان تبدیل شده است.
شرکت کاغذپارس در شوش، بهقیمت ناچیز و بهعنوان شرکتی زیانده واگذار شد؛ اما مالکان جدید با راهاندازی خطوط فرسوده و تعدیل گسترده نیرو، حداکثر سود را از آن استخراج کردند. سپس، با استفاده از تسهیلات کلان بانکی، شرکت جدیدی با نام «پارس طبیعت» را از صفر بنیان نهادند تا نشان دهند بخش خصوصی میتواند «قهرمان توسعه» باشد.
اما به مرور و با افشاگری کارشناسان و اعتراضات کارگری، ابعاد تازهای از این ماجرا روشن شد: این سرمایهگذاریها نه برای تولید پایدار، بلکه برای رسیدن به «لقمه چرب آخر بازی» بود. کارخانهای را ارزان خریدند، سودش را بالا کشیدند، با وامهای کلان مجموعه جدیدی ساختند، و آن را در بورس فروختند. در نهایت، با سود چندلایهای که به جیب زدند، امروز در جایگاه یک «نازپرورده اقتصادی» ایستادهاند.
در سالهای گذشته، کاغذپارس و شرکتهای تابعهاش، بارها با اعتصابها، اعتراضات و شکایتهای کارگری مواجه بودهاند. کارگرانی که از حقوق معوقه، قراردادهای ناپایدار، و اخراج تدریجی بدون شفافیت شکایت داشتند؛ اما هر بار، با تاکتیکهایی مثل تعویق قرارداد، فشار روانی و اخراجهای قطرهچکانی، صدایشان خاموش شد.
امروز دیگر اخراجها یکباره نیست. آنها «به اصطلاح» حقوق را میدهند، اما فشار روانی، بلاتکلیفی و حذف تدریجی کارگران را طوری مدیریت میکنند که نه اعتراضی شکل گیرد، نه صدایی شنیده شود. تنها در روزهای اخیر، 8 کارگر دیگر با بهانههای واهی تا اطلاع ثانوی خانهنشین شدهاند تا در عمل، اخراج شوند.
به نظر میرسد اکنون تعطیلی تولید و خاموشی کارخانه، برای این صاحبان سرمایه، سودآورتر از کار کردن آن باشد.
گزارش منتشره در شبکه های اجتماعی
+گسترده و مستحکمتر باد همبستگی کارگران در راه دستیابی به مطالبات برحقشان:
تجمع اعتراضی کارگران اخراجی شاعل واخراجی کارخانه پارس طبیعت سلولز مقابل فرمانداری شوش
روزیکشنبه 2 اردیبهشت، کارگران اخراجی شاعل واخراجی کارخانه پارس طبیعت سلولزبا برپایی تجمع مقابل فرمانداری شوش خواهان بازگشت بکارکارگران اخراجی شدند.
درهمین رابطه:تجمع اعتراضی کارگران اخراجی کارخانه پارس طبیعت سلولز مقابل اداره کار شوش با شعار«کارگردادبزن حق تو فریاد بزن»
روز شنبه یکم اردیبهشت، کارگران اخراجی کارخانه پارس طبیعت سلولز مقابل اداره کار شوش زیر مجموعه شرکت کاغذ پارس مقابل اداره کارشهرستان شوش تجمع کردند و با سردادن شعار«کارگردادبزن حق تو فریاد بزن»خواهان بازگشت بکارشدند.
براساس گزارش های رسانه ای شده،ازروز شنبه یکم اردیبهشت 100کارگر کارخانه پارس طبیعت سلولزاز کار اخراج شدند.
کارگران تجمع کننده به خبرنگاررسانه ای گفتند: روز گذشته نامه اتمام کار 100 کارگر این شرکت صادر شد؛ موضوعی که از روزهای گذشته به اداره کار اطلاع داده بودیم.
آنها افزودند: حقوق اسفند سال گذشته و فروردین کارگران به همراه بیمه بهمنماه سال گذشته و فروردین سال جاری نیز پرداخت نشده است.
آنهادامه دادند: شرکت در حال تولید بوده و حتی صادرات دارد و تعدیل 100نفر کارگر در این شرایط منطقی نیست.
*اعتراض رانندگان تریلی حامل گاز مایع در بندر کنگان به توقف چهار روزه بارگیری و شرایط طاقتفرسا در گرمای شرجی
گزارش منتشره درشبکه های اجتماعی بتاریخ 19 تیر:
امروز پنجشنبه ۱۹ تیرماه ۱۴۰۴، حدود ۲۵۰ دستگاه تریلی کشنده حامل تانکرهای گاز مایع که از نقاط مختلف کشور از جمله استان سیستان و بلوچستان برای بارگیری به فاز ۱۹ بندر کنگان (عسلویه) مراجعه کردهاند، در چهار روز گذشته با توقف کامل بارگیری مواجه شدهاند.
«از روزهای گذشته، بارگیری برای رانندگان داخلی بهطور کامل متوقف شده و تنها کشتیهای صادراتی در حال بارگیری هستند. این وضعیت باعث سرگردانی، استیصال و خستگی شدید صدها راننده و شاگرد در گرمای طاقتفرسای شرجی جنوب کشور شده است.»
یکی از رانندگان بلوچ اهل سیستان و بلوچستان که صدایش در ویدئوی منتشرشده ضبط شده، با گلایه از بیتوجهی مسئولان اظهار میکند: «ما رانندهها هیچ امکاناتی برای استراحت نداریم، ماشینها چهار روز است که بهطور مداوم روشن ماندهاند تا فقط کولر کار کند. چند دستگاه نیز به دلیل فشار زیاد، با مشکل باتری و برق مواجه شدهاند.»
در این ویدیو، راننده با اشاره به نبود جای خواب، استراحتگاه و سرویس بهداشتی برای رانندگان، وضعیت را «غیرقابل تحمل» توصیف میکند.
بسیاری از این رانندگان از شهرهای محروم و گرمسیر کشور آمدهاند و از شرایط ناعادلانه در روند اولویتبندی بارگیری و بیبرنامگی مسئولان گلایهمندند.
*دیدار جمعی از اعضای سندیکا با ابراهیم مددی و داود رضوی
روز پنجشنبه ۱۹ تیرماه، جمعی از اعضای سندیکا به دیدار ابراهیم مددی رفتند. آقای مددی از اعضای قدیمی و از بنیانگذاران سندیکای کارگران شرکت واحد است که در این راه زحمات بسیاری کشیده و متحمل فشارهای امنیتی و پلیسی فراوانی شده است. او بارها بازداشت و در سه نوبت با احکام ناعادلانه به حبس محکوم و زندانی شده است. ابراهیم مددی روز چهارشنبه ۱۱ تیر، پس از تحمل یک سال حبس مربوط به پروندهی روز جهانی کارگر ۱۳۹۴، از زندان آزاد شد.
در همین روز، اعضای سندیکا همچنین به دیدار داود رضوی، از اعضای باسابقهی هیأت مدیرهی سندیکا، رفتند که در حال حاضر در مرخصی از زندان بهسر میبرد. آقای رضوی با حکم ناعادلانهی پنج سال زندان، از ۵ مهر ۱۴۰۱ در حبس است و با وجود سن ۶۵ سال و ابتلا به بیماریهای متعدد، همچنان زندانی است. با وجود درخواستهای مکرر برای آزادی مشروط، که حقی قانونی برای هر زندانی است، با آزادی او موافقت نمیشود. نهادهای امنیتی از این روشها برای اعمال فشار حداکثری بر کارگران و زحمتکشان استفاده میکنند.
سندیکای کارگران شرکت واحد ضمن شادباش مجدد به مناسبت آزادی ابراهیم مددی، بار دیگر بر ضرورت آزادی بیقید و شرط داود رضوی و همچنین توقف فشارها و آزار و اذیت نسبت به اعضای سندیکا تأکید میکند. تمامی فعالان کارگری، معلمان، بازنشستگان و فعالان سیاسی باید بیقید و شرط از زندان آزاد شوند.
به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان.
چارهی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۰ تیرماه ۱۴۰۴
*ما همزمان، هم جهنم را با چشمان خود دیدیم، هم انسان ماندن را
محمد حسنپوره
در روز دوشنبه، ۲ تیرماه، بخشی از دیوار زندان فرو ریخت و شکافی مانند یک راه فرار ایجاد شد. گروهی از زندانیان به سمت آن حرکت کردند. با صحنهای دلخراش روبهرو شدیم:
زمین زیر پایمان پر از پیکرهای #زخمی و #کشتهشده بود. بند مربوط به بچههای #ترنس و مالی بیشترین کشته و زخمی را داشت. به حدی تعداد زیاد بود که همه وحشت کردیم و همین موضوع باعث شد که از فرار منصرف شویم و تصمیم بگیریم به مجروحان کمک کنیم.
بعد از حمله به اوین، بیدرنگ به سراغ بهداری و کادر درمان رفتیم که زیر آوار مانده بودند.
مگر میشد خانم دکتر مکارم را با دست آبیبند پوش رها کرد و فرار نمود؟
مگر میشد دکتر احمد واحدی را با چهرهای زخمی و پای لنگان رها کرد و فرار نمود؟
مگر میشد جسد زندانبان (امید) را با پای قطعشده و بیجان و صورت نیمهسوخته رها کرد و فرار نمود؟
بعد از دقایقی از کمک به تعدادی از زخمیها و نجات مصدومان و بیرون آوردن اجساد، نیروهای امنیتی که سراسیمه خود را به محوطهی بین بهداری اوین و بند ۴ رسانده بودند تا مثلاً مانع از فرار زندانیان شوند، اسلحه را روی زندانیان گرفتند و ما را به سمت بند بیدر و پیکر بند ۴ هدایت کردند.
تنها چند دقیقه بعد، نیروهای مسلح بالای سرمان حاضر شدند. ما را با تهدید #اسلحه به صف کردند و بهصورت فشرده و با #پابند و #دستبند در وسایل نقلیه مختلف سوار کردند. هر گروه از زندانیان به نقطهای جداگانه منتقل شد.
این زندانی گزارش داده که خودش به همراه دیگر زندانیان به زندان تهران بزرگ منتقل شده است؛
جایی که شرایط آن به گفتهی او «بسیار وخیم» است:
ازدحام شدید جمعیت، آلودگی محیط، بینظمی مطلق و برخوردهای تحقیرآمیز و خشن از سوی مسئولان زندان.
برخی از دوستان هنوز به داروهای خود دسترسی ندارند و در زمان انتقال هم اصلاً فرصتی نبود تا بخواهند داروهای خود را جمع کنند.
۱۴۰۴/۴/۴
*پیام همبستگی شورای اتحادیههای کارگری ناتینگهامشایر – انگلستان
شورای اتحادیههای کارگری ناتینگهامشایر، نماینده هزاران عضو اتحادیههای کارگری از جمله کارگران اتوبوسرانی در انگلستان، با ارسال پیامی، همبستگی خود را با سندیکای کارگران شرکت واحد اعلام کرد.
در این پیام، ضمن محکومیت تشدید جنگ در خاورمیانه، بر ضرورت آتشبس فوری و پایان بمبارانها و خشونتها تأکید شده است. شورا به حملات اسرائیل به ایران، بمبارانهای آمریکا، و واکنش موشکی ایران اشاره کرده و افزایش کشتار مردم در غزه، همراه با توزیع تحقیرآمیز کمکهای غذایی و حملات شهرکنشینان در کرانه باختری، را محکوم کرده است. این حملات با حمایت عملی نیروهای نظامی اسرائیل همراه دانسته شده است.
پیام همچنین به استخراج گسترده منابع منطقه برای سود شرکتهای چندملیتی و طبقات حاکم اشاره دارد، در حالی که طبقه کارگر در فقر و محرومیت زندگی میکند. در ادامه، سرکوب حقوق کارگران، دموکراسی و ملیتها در حکومتهای منطقه محکوم شده و بر حمایت این شورا از کارگرانی که برای ایجاد اتحادیههای مستقل تلاش میکنند، تأکید شده است.
این شورای کارگری سازماندهی جمعی را ضرورتی حیاتی برای مقابله با استثمار و سرکوب دانسته و مخالفت خود را با تداوم حمایت دولت بریتانیا از بمبارانهای اسرائیل و آمریکا و اشغال سرزمین فلسطین تأکید نمود.
سندیکای کارگران شرکت واحد ضمن قدردانی از این پیام همبستگی، اعلام میدارد که پشتیبانی بینالمللی کارگری سرمایهای گرانبها برای تداوم مبارزه در راه تحقق مطالبات کارگران، تقویت تشکلهای مستقل کارگری و مقابله با جنگ و سیاستهای جنگ طلبانه است.
به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان.
چارهی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۰ تیر ۱۴۰۴
akhbarkargari2468@gmail.com