اسد گلچینی
در چند سال گذشته مردم در شهرهای کردستان از جمله این شعار را در ابراز خشم و ناراحتی خود از سرکوب و ستم و جنایات جمهوری اسلامی در تجمع و راه پیمایی و تظاهرات بارها تکرار میکنند. از طرف دیگر در میان جنبش ناسیونالیسم کرد هم کلمه شهید را برای از دست رفتگان و کشته شدگان در جنگ با رژیم یا با هر نیروی دیگری، بکار میبرند. این جنبش و بخش اعظم سازمان ها و نیروهای طرفدار آنها، حامی و مبلغ دین اسلام هستند و این محرز است و اینکه این دین و حفظ موازین و مقررات آن در زندگی اجتماعی و در مناسبات بین انسان ها بویژه در سرکوب جامعه متمدن و زنان و کودکان آنهم در شکل قانون هر جا که توانسته اند،در تلاش بوده اند جای بحث نیست و این جنبش آگاهانه در تلاش برای حفظ و حراست از آنان دین و بسیاری از مقرراتی است.
آنچه اهمیت دارد رواج آن در میان مردم است که با مبارزه و زندگی آنها در تناقض عمیقی است. چرا مردم در مبارزات و اعتراضاتشان و در بدرقه عزیزانشان که در راه فعالیتی جان شان را فدا کرده اند به این نوع شعارها تن میدهند؟ پاسخ روشن است که جنبش ناسیونالیستی و مذهبی و بعضا فعالین سیاسی چپ مبلغین اصلی چنین شعارهایی هستند و هرجا نفوذی سازمان یافته داشته باشند قادر به رواج آن هستند. توجیهی که مردم برای بکار بردن این لقب دارند لابد تاکید بر ادامه راه عزیز از دست رفته شان است، و چرا نباید مستقیما به هر شکلی که ممکن است همین را گفت که ” راهت ادامه دارد” و از هر سواستفاده ای هم جلوگیری کرد.
بدیهی است که شعار شهید که اساسا مذهبی است. مردم میدانند که تاریخ هر روزه جمهوری اسلامی با کشتن دیگران و کشته شدن خودی هایش عجین بوده است و همه کشته شدگان هم شهید هستند. آنها بنا به عقایدشان و مهمتر از آن استفاده از شهیدانشان برای تحمیق خودی ها و مردم استفاده میکنند و از این زاویه هم به بازتولید قوانین کثیف اسلامی در میان مردم مشغولند. اینکه مردم خود و یا هر کسی برای خود و نه تحمیل آن به دیگران، کشته شدگانشان را بنا به هر عقیده ای که دارند شهید بنامند مثل خود مذهبی که قبول دارند، کاملا خصوصی است و حق دارند بنا به هر سنت و موازینی که میخواهند با از دست رفتگانشان وداع کنند، اما لازم است که جلو بهربرداری دولت و قوانین آن و هر حزب و جنبش معینی با سیاست هایی که از این مجرا جاری میکنند را گرفت.
آیه ۱۵۴ سوره بقره در قرآن گفته است که ” به کسانی که در راه خدا کشته میشوند، مرده نگویید، بلکه آنها زنده اند ولی شما نمی فهمید”
همین تعریف و خزعبلات از شهید کافی نیست که این شعار ارتجاعی را از میان مردم و اعتراضاتشان جارو کنیم؟ نباید اجازه بدهیم که جمهوری اسلامی و تمام جریانات جنبش ناسیونالیستی که مشغول استفاده بسیار آگاهانه از این شعار برای پیشبرد سیاست های معین خود هستند کماکان آنرا بر در و دیوار و پلاکارد و مراسم هایشان حفظ کنند؟
مردم در تمام شئون زندگی نقش و طعم زهرآگین ارتجاعی قوانین مذهبی و به ویژه اسلامی را با تباهی زندگی چند نسل چشیده اند. رواج فرهنگ مذهبی با هر ” نیتی” را از محیط های اجتماعی و عمومی خود جارو کنیم؟