اسد گلچینی
۷ سازمان متعلق به جنبش ناسیونالیستی تصمیم گرفته اند که مردم در کردستان در روز پنجشنبه ۱۸ دی ماه اعتصاب عمومی کنند. این جبهه آزاد است که بنا به هر مصلحتی که خود شان دارند تصمیم بگیرند اما مصلحت و راه حل های آنها همچون همیشه در نقطه مقابل مصلحت اکثریت مردم کارگر و زحمتکش در کردستان است. اعلام اعتصاب از سوی مراکزی که خود را قیم مردم می دانند، بیشتر از آنکه مبارزه و مصالح و مطالبات مردم و تحقق آنها را در نظر داشته باشند در پی تحمیل اهداف خود از طریق روش های فعالیتی و اهدافی که دارنددهستند. تعیین کننده مسیر و روش های انتخابی در مبارزات مردم درداتکا و بنا به توان رهبران و دست اندرکاران آن در جامعه کردستان ممکن است و تعیین کننده در جریان این مبارزات و هماهنگی ان در سطح سراسری و بنا به شرایطی که در آن قرار دارند در اختیار آنهاست. این جریانات همچون رضا پهلوی که هر روزه فرمان قیام و اعتصابی در جیب دارد قبل از هر چیز در پی تحمیل اهداف سیاست های خود بر مردم و جنبش هایشان هستند. پیشروی مبارزه و جنبش کارگران و دیگر اقشار مردم در تحمیل مطالبات خود برای آزادی و تشکل هایی که بتوانند مطالباتشان را بر دولت تحمیل کنند ممکن میشود و در ابعادی سراسری در ایران می توانند بر هم موثر باشند و از هم نیرو بگیرند.این نوع فراخوان ها این مسیر را می خواهد قیچی کند. قیام و انقلابی که این جریانات خود را قیم ان کنند با قیچی کردن مبارزه مردم برای جلو گیری از تغییرات بنیادی در جریان به زیر کشیدن جمهوری اسلامی ممکن میشود. این جریانات خود را رهبر مردم اعلام میکنند تا مبارزات رادیکال انها را مهار کنند. مردم و رهبران و تشکل هایشان میدانند چه وقت دست به چه نوع مبارزه ای بزنند. سابقه این احزاب این را نشان داده است و ما در خیزش ۱۴۰۱ دیدیم که چگونه با اعلام اعتصاب عمومی در صدد جدا کردن مبارزه مردم کردستان با دیگر مناطق ایران بودند. مردم این را هم می دانند که این تلاشی برای تحمیل این احزاب و به ویژه تحمیل جریانات باند سیاهی و عادی سازی رهبری آنها است که امروز علیه جمهوری اسلامی و فردا در مذاکره و مصالحه با همین رژیم دنباله یا پیشگام بقیه خواهند بود.
مهمتر اینکه مردم می دانند که تعدادی از این سازمان ها و بطور مشخص سازمان های زحمتکشان، پاک و پژاک سازمان های باند سیاهی هستند و هیچ منفعت مشترکی با مردم و مبارزات آنها در کردستان ندارند و هر روزه میتوانند ابزار پیشبرد سیاست های فاشیستی آمریکا و اسرائیل و رضا پهلوی و جمهوری اسلامی هم باشند.
این نوع فراخوان ها که هر روزه مشابه آن از سوی رضا پهلوی هم داده میشود دارای یک ماهیت هستند. این فراخوان ها توهین و تحقیر مردم در کردستان و ضمیمه و دنباله رو کردن آنها است که عمیقا در ماهیت این احزاب و در رفتارشان با مردم زبانزد شده است. از نظر مردم آگاه در کردستان چه فرقی بین فراخوان عبداله مهتدی، يزدانپناه و امیر حسینی و خبات با فراخوان رضا پهلوی باید باشد؟
بالاخره در کردستان و در بطن جامعه، یک جنبش سوسیالیستی وجود دارد با جمع و گروه و شخصیت ها و رهبرانش. این جنبش گروه و احزاب و سازمان هایش در جامعه و در تبعید حضور دارند که بر راه حل ها و روش هایی که مبارزات کارگران و اقشار زحمتکش را تقویت و هدایت میکند تاکید دارند. این جنبش در طبقه کارگر و اقشار مختلف مردم آگاه کردستان ریشه دارد. این جنبش میتواند و لازم است تا با هر گونه تصمیم جنبش ها و احزابی که ماهیتا در پی تغییر از بالا در حکومت هستند روشنگری کند و اجازه ندهد مبارزاتشان و مطالباتی که دارند از این طریق ها قیچی شود. بدیهی است که قیم مآبی احزاب جنبش ناسیونالیستی، تلاشی برای کنار زدن جنبش سوسیالیستی و عدالت خواهانه اکثریت مردم در کردستان هم هست که درکارگاه و محلات و کارخانه و ادارات و دانشگاه و مدرسه و در میان جوانانی که هیچ سنخیتی با سیاست و فرهنگ جنبش و این احزاب ناسیونالیست ندارند، حضور دارد. جنبش سوسیالیستی در کردستان میتواند و این اعتماد بنفس را دارد تا از هر نوع تفرقه اندازی و قیم مآبی که بخش جدایی ناپذیر جریانات و احزاب جنبش ناسیونالیستی است جلوگیری کند. این جنبش همه توان و نیروی مبارزاتی مردم را در جهت مبارزه و تحقق مطالبات آزادی خواهانه و عدالت خواهانه آنها بر علیه حکومت سرمایه داران در ایران و قوانین کثیف و جنایتکارانه اسلامی شان حفاظت و تضمین می کند.
زنان و مردان مبارز در کردستان میتوانند، حق دارند و لازم است در اتکا به نیرو و توان واقعی که دارند مبارزات دائمی و مستمر خود را دنبال کنند و احزاب سیاسی در این مبارزات نقش خود را داشته باشند، اما اجازه ندارند خود را تحمیل کنند و قیم مردم بشوند.
۱۷ دی ماه ۱۴۰۴