اسد گلچینی
در این روز تجمع نسبتا بزرگی در مشهد در هفتمین روز به قتل رساندن خسرو علیکردی به وسیله نیروهای امنیتی رژیم برگزار شد. نیروهای سرکوبگر به شکل های مختلف این تجمع را سرکوب کردند و تعداد زیادی هم دستگیر میشوند اما نکته مهم و ظاهرا مبهمی در این میان قرار بوده که شاه کلید اخبار میدیایی بشود.
تفاسیر متفاوتی در این رابطه وجود دارد. تلویزیون ایران اینترناشنال از جمله با برجسته کردن خبر حضور “سلطنت طلبان” و تفاسیر مفسیرین و تحلیل گرانش قرار است این پیام های باب طبع آمریکا و اسرائیل را رد رادامه کنفرانس مونیخ و نقشه هایش برجسته کند و به آنها نشان بدهد و همچنین اپوزیسیون های درون طیف خود و بیرون از آن را هم مرعوب و حاشیه ای نشان بدهد و بالاخره برسانند که رضا پهلوی آن شخص و نیرویی است که بیشترین نیرو را دارد، مردم او را میخواهند و نوبت دیگران است که این را بپذیرند. این همان پیامی است که کنفرانس مونیخ برای آن ساخته شد. و تجمع مشهد ظاهرا قرار است با حضور و “انتخاب” مردم هر گونه شبهه ای را پاسخ بدهد. نکته جدیدی اما در اتفاق این روز مشهد و در حال و هوای به شدت امنیتی بعد از جنگ 12 روزه وجود دارد که باید روی آن مکث کرد.
بهتر است ابتدا “اتفاقات خود بخودی” را برسی کنیم. این روز در عین حال مصادف با سالروز 21 آذر 1325 است یعنی زمانی که حکومت خودمختار پیشه وری در آذربایجان شکست می خورد و بطور سمبلیک روزی به عنوان حفظ تمامیت ارضی ایران است.
در تجمع مشهد در این روز به اذعان همگان و از جمله خود سلطنت طلبان نیروهای ویژه امنیتی و لباس شخصی و انتظامی حضور قوی دارند و درست در چنین فضایی دسته هایی چه در میان زنان در مسجد و چه در بیرون و در میان تجمع شعار میدهند ” ای شاه ایران برگرد به ایران” “جاوید شاه” و امثالهم، و جالب این است که خسرو علیکری سلطنت طلب نبود و حتی یک نفر “سلطنت طلب” هم در این تجمع دستگیر نمیشود. ظاهر مساله این است که اپوزیسیونی که نرگس محمدی و دوستانش باشند بوسیله دیگر نیروی اپوزیسیون که سلطنت طلبان باشند و با حضور نیروهای امنیتی رژیم، رودر روی هم قرار میگیرند. اما مهم نیست که این ساده لوحی را کسی قبول کند، مهم فرستادن این تصویر به میدیاست و همینطور پیشبرد نقشه ای که خود رژیم مهندسی وکنترل آنرا به عهده دارد.
چه کسی میتواند قبول کند که بعد از جنگ 12 روزه و در دوره آتش بس، که تعداد بسیار زیادی تحت عنوان جاسوسان اسرائیل دستگیر و اعدام شده اند، طرفداران رضا پهلوی با حضور گسترده نیروهای امنیتی و انتظامی با چنان جرات و شهامتی از جان و مال و زندگی و موقعیت شغلی خود گذشته، به حمایت از مهمترین سرباز و دوست اسرائیل یعنی رضا پهلوی شعار بدهند؟ آیا در این تردیدی هست که در جنگ 12 روزه رضا پهلوی و سلطنت طلبان پیرامون وی، مهمترین نیرو و حامیان اسرائیل بوده اند؟ در حالی که هر گونه حمایت از اسرائیل میتواند مجازات مرگ داشته باشد در حالی که خسرو دهکردی ها به این شیوه فجیع کشته میشوند؟
به این ترتیب و در چنین فضایی رژیم ظاهرا موفق میشود اپوزیسیون را در مقابل اپوزیسیون به مردم نشان بدهد، تفرقه را بندازد و از سوی دیگر پروژه دائمی حمایت از سلطنت طلبان در برابر کل اپوزیسیون و بویژه شعار” مرگ بر سه فاسد،چپی، ملا و مجاهد” را هم دنبال کند. این مساله دیگر کاملا روشن شده است که حکومت این پروژه را در اشکال مختلف دنبال کرده است و رضا پهلوی و طرفدارانش نیز باید به غرب و اسرائیل و حتی در توافق و معامله احتمالی با خود جمهوری اسلامی نشان بدهند که آنها قابل اتکا برای حفظ وضعیت و دور کردن مردم از سرنگون کردن جمهوری اسلامی هستند.
در میان اپوزیسیون طرفدار تغییر از بالا و اتکا به آمریکا و اسرائیل، بزرگترین بازنده بعد از جنگ 12 روزه، رضا پهلوی و سلطنت طلبان “میهن فروش” بودند که همان اندازه میهن پرستی که داشتند را نیز بر باد دادند؛ کنفرانس مونیخ و این پروژه های مهندسی شده از قبیل تجمع مشهد، قرار است هم آنها را رسوا تر کند و هم مردم را بیشتر در ارعاب و سردرگمی قرار بدهد.
24 آذر 1404