اسد گلچینی
شرکت در پروسه انتخابات پارلمان های عراق برای احزاب کمونیسم کارگری در آن کشور موجب بحث های مهمی در میان چپ ها در آنجا و بعضا درایران هم شده است. بر حسب “اتفاق” اتخاذ این سیاست درست در شرایطی صورت گرفته که همه توافق دارند که این پارلمان ها در عراق و کردستان، از فاسد ترین ها در میان تمامی پارلمان ها در دنیا میباشند. همین، برای چپ های سنتی و رادیکال، عرصه داغی است و احزاب کمونیسم کارگری را به عنوان احزابی که دارند آب به آسیاب دشمنان طبقاتی میریزند مورد نقد قرار داده و زور می زنند که به این عرصه “منحوس” پا نگذارند. گویا همین ماهیت پارلمان ها کافی است که هیچ علاقمندی به پیشبرد مبارزه کمونیست ها از طرق دخالت در پروسه انتخابات که عرصه رویارویی با حکوما ها و روبرو شدن با مردم در ابعاد اجتماعی است وجود نداشته باشد. از نظر منتقدین و از آنجایی هم که وضعیت بدتر خواهد شد و بهبودی در چشم انداز نیست، کمونیست ها برای همیشه در وارد شدن به این عرصه منع هستند. در نتیجه مشغول بودن به فعالیت های تاکنونی قانع کننده است، اگر نگوییم سرگرم کننده است. “بدشانسی” این است که در همین جامعه و با این حکومت و پارلمان ها، فعالیت برای احزاب کمونیست ممنوع نیست و این تا زمانی که تغییر نکرده است، میتواند موجب فعالیت هایی در ابعاد اجتماعی باشد. البته فرش قرمز هم برای شان پخش نشده و همه محدودیت هایی که برای هر خبرنگار و شخصیت سیاسی مهمی که در آن جامعه هست، بعضا بیشتر از آن برای کمونیست ها هم هست. علاوه بر این تاریخی از جنایت و کشتار و ممنوعیت فعالیت برای آنها هم ثبت شده وجود دارد، واضح است که چنین شرایطی برای کمونیست ها بخش فرض شده فعالیت هایشان است.
بنا براین در چنین شرایطی که برای فعالیت کمونیست ها هست و بعضا اجازه فعالیت قانونی هم دارند، نباید در انتخابات شرکت کرد چرا که این پارلمان ها تماما یا به وسیله دسته جات و احزاب ارتجاعی و متصل به دولت های منطقه عمل میکنند. و یا در کردستان که بوسیله احزابی که دو خانواده قهرمان تماما فاسد و میلیاردر جنبش ناسیونالیستی، به وسیله شرکت های سرمایه داری و دولت ها، کنترل و هدایت میشوند. ظاهرا همین کافی است که هر گونه شرکت کمونیست ها در پروسه انتخابات این پارلمان ها آنها را ابتدا نجس و سپس منحرف کند و به جبهه دیگر احزاب معمولی بورژوازی در انجا که کم هم نیستند پرتاب کند. در چنین شرایطی چگونه است که کمونیست های کارگری در عراق و کردستان دست به “خودکشی سیاسی” زده اند؟
دلیل شرکت کمونیست ها در پروسه انتخابات این پارلمان های “خاص” یا باید دست شستن از مبانی و سیاست های کمونیستی و کارگری این احزاب باشد و یا راهی برای وارد شدن به مسایل مهم اجتماعی و فعالیت در ابعادی اجتماعی. برای مورد اول یعنی دست شستن و یا ناامید شدن از کاربرد مبانی و روش های فعالیتی یک کمونیسم اجتماعی، احزاب کمونیسم کارگری چیزی اعلام نکرده اند. اما بر حسب “اتفاق” این منتقدین هستند که با پشت سر گذاشتن دوره ای از فعالیت با کمونیسم کارگری از مبانی از جمله حزب و جامعه و حزب و قدرت سیاسی دست شستند و یا با آن بیگانه شده اند. البته برای برخی از این منتقدین، هم نشینی و ائتلاف و همراهی با گروه و افرادی شناخته شده و آکنده به کینه و نفرت از منصور حکمت، آسانتر از رفاقت و همراهی با احزاب کمونیسم کارگری در عراق است. نمونه های بارز و زننده در این مورد هم کم نیستند.
اما مساله اصلی، مورد دوم است، یعنی وارد شدن بیشتر حزب به مسایل مهم سیاسی در ابعاد اجتماعی. و همین مساله است که دقیقا احزاب کمونیسم کارگری در عراق و کردستان به آن دست زده اند و چهارچوب کنونی فعالیت تاکنونی خود و به هر اندازه ماندن در این لیگ چپ های معمول را مورد نقد قرار داده اند. در واقع احزاب کمونیست کارگری قبل از همه، از وضعیت فعلی خود عبور کرده است. بعید است منتقدین حزب ندانند که این احزاب کمونیسم کارگری و رهبری و تشکیلات های آن از پیشروترین و آگاهترین های این جامعه اند و در مورد شناخت از این پارلمان ها دچار بیهوشی نشده اند. آنچه این احزاب و رهبری و تشکیلات هایش انتخاب کرده اند فعالیت اجتماعی در خور با کمونیسمی اجتماعی است.
ظاهرا این هم روشن است که شرایط فعالیت برای کمونیست ها در عراق و کردستان مثلا با ایران متفاوت است. باید گفت که با کمی اغراق شرایط چیزی شبیه ترکیه است. در عراق کمونیست ها فعالیت علنی دارند و بعضا قانونی و ثبت شده هستند. دارای دفاتر علنی هستند و فعالیت های مختلف و متنوعی دارند که بعضا چشمگیر شده اند. از داشتن دفتر علنی و شخصیت های شناخته شده و شرکت فعال در مبارزات توده ای تا سازماندهی کمیته های کمونیستی، برخوردارند و تا جایی که به مساله شرکت در انتخابات پارلمان ها برمی گردد، بحث از یک جهش کیفی اجتماعی در این فعالیت هاست. اهداف این نوع مبارزه هم نه در امید به پارلمان بلکه وارد شدن به پروسه ای است که حزب بسیار شناخته شده تر از آن باید خارج شود که بطور قطع آغاز این نوع فعالیت چیزی بیشتر از این نمیتواند باشد. مساله بر سر وارد شدن همه حزب در چنین فعالیت و مقاطعی از جنب و جوش و رودررویی با هیاهوی تبلیغاتی بورژوا ها و انگل های حاکم در تمام جامعه با همه امکانات رسانه ای و میدیایی و سوشیال میدیا ی که در اختیار دارند است. ممکن است اصلا امکانات ما کمونیست ها با آنها قابل مقایسه هم نباشد اما یک روز فعالیت از طرف همه حزب برابر با یک سال فعالیت آن خواهد بود. این روزها نوبت به معرفی در سطح بسیار بزرگی در جامعه است. حزب، تشکیلات، کادر و رهبرانی که وارد چنین فعالیتی شده اند پایه های ارتباطی گسترده و تنگاتنگ تری در جغرافیایی که در آن فعالیت و زندگی میکنند را می گذارند. چنین مجالی، حزب، رهبران حزب و شخصیت های واقعی حزب را با چهره ها و اسامی واقعی و موقعیت های زندگی واقعی در معرض معرفی، ارتباط زنده و احیانا انتخاب قرار میدهد. این آن عرصه حیاتی و جدید برای فعالیت و تجارب تاکنونی کمونیست ها نیز هست. این چنین تصویری برای ذهن های آشنا با فعالیت مخفی و نیمه مخفی و سوزنی قابل هضم نیست. واقعیت این است که هنوز که هنوز است فعالیت های بسیار حاشیه ای و صرفا برای ارضای خود و اطرافیان، تحت نام کمونیسم و فعالیت کمونیستی میتواند خریدار داشته باشد. ما مشاهده میکنیم که در عراق و کردستان کماکان میتوان شخصیت و از مسئولین حزبی بود، گروه و تشکیلات چپ و کمونیستی بود، دبیر کمیته مرکزی، هیات تحریریه یک نشریه بود و از 12 ماه سال یک ماه آنرا در عراق و کردستان “زندگی” کرد و بقیه طول سال را در آمریکای شمالی و یا اروپا و استرالیا سپری کرد. این در حالی است که همگان میدانند فعالیت کمونیست ها در آن کشورغیر قانونی نیست، حضور آنها در آنجا موجب دستگیری، زندانی شدن و بعضا اعدام نمیشود. آنچه برای ما کمونیست ها در ایران همچنان بسیار فعال است در اینجا نیست. متاسفانه باید گفت که در برخی کشورهای خارج از کشور عراق، تعداد کادرهای احزاب کمونیست کارگری عراق و کردستان و برخی گروه و سازمان های دیگر، از تعداد کادرهای این احزاب در مثلا یک شهر در عراق بیشتر است. ممکن است در این مثال ها اغراقی هم باشد اما این ناموزونی شدید و سیالیت وجود دارد. این آن نکته مهم سیاست حزب است که همه حزب و کمونیست ها را به خروج از آن فرا میخواند. در واقع این تعرضی به تمام موجودیت چپ سنتی و فعالیت های غیر اجتماعی شان تحت نام کمونیسم است. این آن دورانی است که دیگر ” امجد غفور ها” (نام مستعار دبیر کنونی کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگری کردستان) و چهره های مخفی و نیمه مخفی اعضا کمیته ها و مسئولین عرصه های فعالیت های کارگری، توده ای، زنان ، سازمانده ها ، مبلغین و مروجین حزب، در عراق و خارج کشور، جایی ندارند و به پایان می رسد، چیزی که برای احزاب اجتماعی و مسئول حیاتی است. جای این تصویر را سال هاست که، عثمان حاج مارف ها،( نام واقعی همان امجد غفور) پر کرده اند که برای همه مردمی که در آنجا زندگی میکنند چهره هایی واقعی، اجتماعی باسابقه کمونیستی، محبوب، جذاب و دوست داشتنی هستند که آنها را در مصاحبه های تلویزیونی و از طریق مقالات روزنامه های پرتیراژ، تا شرکت در اعتصاب و اعتراض کارگران زنان و معلمان تا نشست با هنرمندان و نویسندگان و اعضا کمیته های کمونیستی حزب و همچنین دیدار های هر چند وقت یکبار با کمیته و اعضای حزب در خارج کشور پر کرده است. این شخصیت های سیاسی دیگر نمی خواهند و نمیتوانند 11 ماه را درسال در خارج از عراق باشند و مسئولیت، دخالت و رهبری را صرفا با ای میل و سوشیال میدیا تامین کنند. این آن اتفاق مهمی است که سیاست شرکت در انتخابات هم دارد دنبال میکند، معرفی میکند و دارد میخ های آخرینش را بر تابوت این نوع فعالیت های غیر اجتماعی میزند. این آن معنی قدرتمند کردن حزب در جامعه از طریق تعیین سیاست هایش است و سیاست شرکت در انتخابات پارلمانی از جمله این هاست.
کمونیسم کارگری به این ترتیب بطور سیستماتیک از طرق از جمله فعالیت در مبارزات انتخاباتی تا زمانی که شرایط برای فعالیت کمونیستها بر همین روال است، در جغرافیای معین با حضور تشکیلات و کادر و شخصیت های مشخصی که دارای نفوذ و اعتبار اجتماعی باشند وارد میشود که نه تنها فاصله اش با چپ ها بیشتر میشود و قابل تشخیص هستند بلکه از خود هم عبور میکند. فعالیت اجتماعی رهبران کارگران، زنان و دانشجویان نمیتواند بدون حضوری دائمی به سیاست هایش ابعادی انسانی و اجتماعی بدهد و تبدیل به سخنگو و معتمدین اعتراض مردم بشود. این ها آن مبانی ساده اند که متاسفانه بر اثر سیاست و اشتباهاتی که تاکنون در این احزاب داشته ایم، با تاخیر زیاد همراه بوده است.
و مهمتر اینکه برای یک حزب علنی و برای تبدیل شدن به یک حزب کمونیستی و کارگری با فعالیت اجتماعی و نفوذ توده ای، اتخاذ هر سیاست و تاکتیکی باید بتواند بلافاصله به معنای قدرتمند کردن حزب از طرق پیشبرد آن سیاست هایش باشد. اگر شما این خاصیت و جایگاه سیاست ها را که باید منجر به تاثیر گذاری اجتماعی و سازماندهی های بیشتر کارگران و کمونیست ها در محل کار و زندگی شان شود، از آن جدا کنید هیچ چیز با خاصیتی از کمونیسم کارگری تا زمانی که در قدرت نیست، در آن باقی نمی ماند. آنچه امروزه سیاست های احزاب کمونیست کارگری در عراق در مساله شرکت در پروسه انتخابات در این شرایط فعالیت علنی است، تحرکی کیفی برای قدرتمند شدن و ایجاد سازمان و پایه های حزب برای پیشبرد اهداف حزب یعنی مبارزه برای حکومت کارگری و دفاع از برخورداری از زندگی آزاد و مرفه در همه شئون زندگی در همین امروز هم هست.
و بالاخره برخی از نیروهای چپ ایرانی و بعضا با سابقه فعالیت کمونیستی و کارگری، در نقد از احزاب کمونیست کارگری عراق و کردستان در کنار چپ های دور شده از کمونیسم کارگری که راضی و سرحال مشغول به فعالیت در حاشیه جامعه هستند، قرار گرفته اند. در بهترین حالت معضله آنها دور شدن از فعالیت و روش های کمونیسم اجتماعی است و همچنین بعضا هم مثال های اختیاری تشبیه کردن کنفرانس اسلو و شرکت برخی احزاب چپ با شرکت احزاب کمونیسم کارگری در این انتخابات را نمونه ای از ماهیت مشترک این کارها میدانند. در حالی که کنفرانس اسلو شرکت دسته جمعی و انتخابی نیروهای معینی بود که برای انجام تغییر از بالا در رژیم که فرمان آن دست آمریکا و اسرائیل است، رضایت اعلام کردند. اما انتخابات در عراق و سیاست یک حزب کمونیستی در شرایطی علنی با استفاده از فعالیت قانونی برای دامن زدن به ابعاد اجتماعی فعالیت کمونیست ها مساله دیگری است. در کنفرانس اسلو طرح و برنامه ها هایی در جریان بود که خیلی ساده باید گفت که احزاب کمونیستی کارگری عراق و کردستان در تمام زندگی شان در تقابل با آنها بوده اند یعنی افشای جنبش ناسیونالیسم کرد و احزاب راست و چپ آنها در همه مناطق، مساله فلسطین و طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا و اسرائیل، و …
و یا مخالفین شرکت احزاب کمونیست کارگری در انتخابات پارلمانی در عراق بعضا چنان تصویری از پارلمان های عراق میدهند که خواننده یا شنونده را تردید برمیدارد که براستی اینها چه تفاوت عجیبی بین این پارلمان ها با آنهایی که در آمریکا و بریتانیا و فرانسه و … هستند قائلند؛ در حالی که در این پارلمان های کشورهای غربی تضمین ادامه استثمار سیستماتیک نسل اندر نسل طبقه کارگر قانون هایی است که باید حفظ و ادامه یایبند، کمونیست ها همیشه با سخت ترین محدودیت و سرکوب ها روبرو هستند و سلاخی کردن میلیون ها نفر از مردم در کشورهای مختلف خاورمیانه و فلسطین را حداقل در این دوره معاصر در بایگانی دارند. انگار اگر کمونیست هایی در پروسه انتخابات این پارلمان ها شرکت کردند مشکلی نیست و مشکل آنجا شروع میشود که در انتخابات پارلمان در عراق و کردستان شرکت کنند. پارلمان ها در عراق و کردستان با آن همه خصوصیات ضد کارگری، ضد زن، کودک آزاری، مردسالارانه و با قوانین مذهبی کثیفی که دارند، تازه انگشت کوچک پارلمان های اروپایی و امریکایی اند.
10 نوامبر 2025
19 آبان 1404