جنگ موقتاً پایان یافت!

حسن رحمان پناه 

Kan vara en bild av text
 
حسن رحمان پناه 
 
پس از ۴۰ روز جنگی ارتجاعی، ضد مردمی و ویرانگر میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی، این درگیری با آتش‌بسی موقت و شکننده متوقف شد. آتش‌بسی که نه از سر صلح‌خواهی، بلکه نتیجه توازن موقت قوا و فرسایش طرفین است. با این حال، هر یک از نیروهای درگیر، بی‌شرمانه خود را «پیروز» اعلام می‌کنند. جمهوری اسلامی، با وجود از دست دادن رهبر نظام ، بخش مهمی از ساختار فرماندهی سیاسی، نظامی ، امنیتی و دیپلماتیک خود، همچنان عربده میکشد و بر ویرانه‌های یک جامعه زخمی فریاد پیروزی و بقای خود سر می دهد ؛ بقایی که بهای آن را مردم با جان، معیشت و آینده خود پرداخته‌اند. در سوی دیگر، آمریکا و اسرائیل،این ماشین‌های جنگیِ متکی بر برتری نظامی و حمایت‌های جهانی ، نیز نتوانستند اهداف اعلامی خود را محقق کنند. شعارهایی چون «دموکراسی» و «رهایی مردم»، بار دیگر همچون پوششی فریبکارانه برای پیشبرد اهداف سلطه‌جویانه و ژئوپولیتیک به‌کار گرفته شد. این جنگ، جنگ مردم نبود؛ جنگ قدرت‌ها بود. جنگی میان ساختارهایی که بقای خود را در تداوم بحران، ناامنی و سرکوب جست‌وجو می‌کنند. این جنگ بازندگان و برندگانی داشت.
بازندگان جنگ :
بازندگان واقعی این جنگ، نه دولت‌ها، بلکه مردم بی‌دفاع در ایران، اسرائیل و سراسر منطقه بودند؛ مردمی که زیر آوار بمباران‌ها کشته شدند، زخمی شدند، آواره شدند و زندگی‌شان به خاکستر تبدیل شد. خانه‌ها ویران شدند، زیرساخت‌ها فروپاشیدند، و آنچه باقی ماند، فقر، ناامنی و آینده‌ای تیره بود. اما فاجعه به همین‌جا ختم نمی‌شود: هزینه بازسازی این ویرانی‌ها نیز بار دیگر بر دوش همان مردمی خواهد افتاد که خود قربانی این جنگ بوده‌اند. در همین حال، رسانه‌ها و بلندگوهای تبلیغاتی قدرت‌های درگیر، با وقاحتی بی‌حد، این جنگ را نبردی برای «آزادی» و «دموکراسی» معرفی کردند. اما تهدیدهای آشکار به نابودی کامل یک کشور در عرض چند ساعت توسط رئیس جمهور نئوفاشیست آمریکا ، ماهیت واقعی این ادعاها را برملا ساخت. آنچه در این میان قربانی شد، نه فقط جان انسان‌ها، بلکه حقیقت، آزادی، و حق تعیین سرنوشت ملت‌ها بود.
برندگان جنگ:
اما در دل این ویرانی، برندگان واقعی نیز وجود دارند. صنایع تسلیحاتی ، کارتل های اسلحه سازی و ماشین جنگی جهانی، بار دیگر از خون و ویرانی تغذیه کردند و سودهای کلان به جیب زدند. هر موشک، هر بمب و هر انفجار، به معنای گردش بیشتر سرمایه در چرخه‌ای است که حیاتش به مرگ کارگر و انسان ستمکش و محروم وابسته است. قدرت‌های بزرگ، از دل این بحران، فرصت‌های تازه‌ای برای تحکیم سلطه و بازتعریف نفوذ خود در منطقه یافتند. دست پنهان روسیه و چین در حمایت از جمهوری اسلامی در صحن سازمان ملل تا میدانهای جنگ نهان نماند و برای آنان نه کمک به نظامی استبدادی، بلکه ابزاری برای مهندسی سیاسی جهان در برابر رقیب آمپریالیستی آنان بود. در نهایت، نیروهای سرکوبگر و اقتدارگرا در هر سه سو درگیری، از فضای جنگی برای خفه کردن هر صدای مخالف بهره بردند. جنگ، بهترین بهانه برای تعلیق آزادی‌ها، تشدید سرکوب و تحمیل سکوت بر جامعه است. این آتش‌بس، نه پایان جنگ، بلکه مکثی کوتاه در تداوم یک فاجعه با حفظ انگشتان بر ماشه است. تا زمانی که ساختارهای قدرت ، چه در قالب دولت‌های استبدادی و چه در هیئت حاکمان قدرت‌های امپریالیستی بر سرنوشت مردم حاکم‌اند، صلح چیزی جز واژه‌ای توخالی نخواهد بود. حقیقت این است که، در جنگ میان قدرت‌ها، این مردم‌اند که می‌بازند. همیشه و تا زمانی که این چرخه شکسته نشود، تودها نیاموزند در نهانگاه هر جنگ و نبردی ، مگر جنگ های انقلابی برای رهایی آنان ، منافع و مصالح طبقاتی دیگرنهفته است که در تضاد با منافع آنهااست قربانی جنگ میگردند و تاریخ تراژدی جنگ های ارتجاعی و ضد مردمی بارها و بارها تکرار خواهند شد .
2026/4/8