کردستان در لبه‌ی قیچی؛ هشدار در برابر «نهمین خیانت» تاریخی / چرا نباید هیزمِ آتشِ «انتقامِ رژیم» و «تجارتِ ترامپ» شویم؟

علی بزرگ‌پناه

تاریخ سیاسی کردستان، همواره میان دو واژه در نوسان بوده است: «فداکاری» توده‌ها و «خیانتِ» متحدان. امروز ما در آستانه‌ی نهمین آزمونِ مکررِ مبرم هستیم. گزارش اخیر روزنامه بریتانیایی «تله‌گراف» (The Telegraph) فاش می‌کند که در ۷۵ سال گذشته، کُردها با تشویق واشینگتن ۸ بار قیام کرده‌اند و در هر ۸ بار، وجه‌المصالحه‌ی معاملات بزرگ شده و سپس در برابر سلاخان رها شده‌اند. امروز، هشداری جدی در میان است: کردستان نباید به پیاده‌نظامِ پروژه‌ای تبدیل شود که هدفش نه آزادی، بلکه «معامله بر سر نفت» و «تصفیه‌حساب‌های خونین» است.

۱. تله‌ی «ترامپِ نفتی»؛ دیکتاتور می‌رود، دیکتاتور می‌آید
اظهارات اخیر دونالد ترامپ در گفتگو با «سی‌ان‌ان» (۱۵ اسفند ۱۴۰۴)، پرده از وقاحتِ سیاستی برمی‌دارد که در آن «آزادی و دموکراسی» کمترین ارزشی ندارد. ترامپ صراحتاً اعلام کرد که با یک «رهبر مذهبیِ غیردموکراتیک» در ایران هیچ مشکلی ندارد، مشروط بر اینکه آن رهبر با ایالات متحده و اسرائیل «خوبی» کند. این اعتراف، سندی بر «عشق افراطی» ترامپ به بشکه‌های نفت است. برای تاجرِ کاخ سفید، یک «دیکتاتورِ رام‌شده» که دسترسی آسان به نفت ایران را تضمین کند، بسیار سودآورتر از یک ایرانِ دموکراتیک و متکثر است. ترامپ به دنبال رهایی ما نیست؛ او به دنبال یک «قرارداد تجاری» جدید با یک مستبدِ دیگر در تهران است. در این بازارِ مکاره، کُردها تنها به عنوان «فشارِ میدانی» برای ارزان‌تر کردن قیمت معامله به کار گرفته می‌شوند و به محض امضای قرارداد، اولین قربانیانی خواهند بود که به مسلخ برده می‌شوند.

۲. کردستان؛ طعمه‌ای برای انتقام‌جوییِ خونین
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی به عنوان یک ماشینِ جنایتِ قرون‌وسطایی، کردستان را همواره به چشم «گروگان» نگریسته است. در شرایطی که رژیم با خطر فروپاشی یا حملات خارجی روبروست، هیچ ابایی ندارد که با استفاده از بهانه‌ی «همکاری با بیگانه»، کردستان را به میدانِ انتقام‌جویی‌های وحشیانه و زمینِ سوخته تبدیل کند. افتادن در تله‌ی وعده‌های توخالیِ واشینگتن، دقیقاً همان بهانه‌ای است که جانیانِ حاکم برای سرکوبِ نهایی و خون‌بارِ جنبشِ حق‌طلبانه‌ی ما به آن نیاز دارند. ما نباید اجازه دهیم کردستان به «میدانِ جنگِ نیابتی» تبدیل شود که در آن سودش به جیبِ کارخانه‌های اسلحه‌سازی و بشکه‌های نفت می‌رود و هزینه‌اش، نابودیِ زیرساخت‌ها و قتل‌عامِ جوانان ماست.

۳. ماجراجوییِ کوتاه‌بینان و هزینه‌ی توده‌ها
بسیاری از جریاناتِ کوتاه‌نظر، منافع یا به قدرت رسیدنِ خود را تنها در «بند و بست» با قدرت‌های خارجی می‌بینند؛ اما حقیقتِ هولناک اینجاست که توده‌های ملت کُرد هستند که باید هزینه‌ی سنگینِ این ماجراجویی‌ها و قمارِ سیاسیِ نخبگانِ وابسته را بپردازند. زمانی که ترامپ صراحتاً می‌گوید «رهبری آینده ایران لازم نیست دموکرات باشد»، یعنی او از هم‌اکنون برای سلاخیِ مطالبات ملی ما چکِ سفید امضا کرده است. ما نباید به«ستون پنجمِ» کسی تبدیل شویم که وعده‌هایش فاقدِ کمترین تضمینِ سیاسی است و به اندازه‌ی یک پنیِ سیاه اعتبار ندارد. قدرتِ ما در «هشیاریِ توده‌ای» برای حفظِ هستیِ کردستان است. ما نباید هیزمِ آتشی شویم که شعله‌اش را دیگران می‌افروزند و خاکسترش بر چشمان فرزندان ما می‌نشیند.
سخن آخر:
دفاع از حیات، نه قمار بر سرِ بقا
نهمین آزمونِ تاریخ، بزنگاهِ انتخاب میانِ «مهره بودن» یا «زنده ماندن» است. ما نه به دنبال «جنگ نیابتی» برای ترامپ هستیم و نه اجازه می‌دهیم جمهوری اسلامی از ما به عنوان قربانیِ بقای خود استفاده کند. تکیه بر استقلالِ سیاسی و هوشمندیِ میدانی، تنها راهِ عبور از این دالانِ مرگبار است. زمان آن رسیده است که با منطقی سدید و استدلالی استوار، اعلام کنیم: کردستان دیگر قربانیِ «نفتِ» شما و «جنایتِ» آن‌ها نخواهد شد. ما برای حیاتِ ملت می‌جنگیم، نه برای آنکه بخشی از فاکتورِ خرید و فروشِ قدرت‌های جهانی باشیم. ما صراحتاً اعلام می‌کنیم: چنانچه شرایطی پدید آید که ماشین سرکوبِ رژیم به قدر کافی تضعیف گشته باشد، ما تنها با اتکا به اراده‌ی مستقل و نیروی از خودگذشتە توده‌های مردم، کردستان را از لوثِ وجودِ اشغالگران پاکسازی کرده و حاکمیتِ مستقیمِ مردم را بر سرنوشتِ خویش اعلام خواهیم کرد.
علی بزرگ‌پناه
2026-03-06

پیام بگذارید