روز جهانی مبارزه با کار کودک؛ ۱۳۸ میلیون کودک کار در جهان

حسن رحمان پناە

حسن رحمان پناە
امروز، جمعه ۱۲ ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودک است. روزی که از سال ۲۰۰۲ از سوی سازمان جهانی کار (ILO) نام‌گذاری شد تا توجه افکار عمومی جهان به واقعیت تلخ استثمار و محرومیت میلیون‌ها کودک جلب شود. هدف اعلام‌شده این روز، افزایش آگاهی جهانی نسبت به پدیده‌ای است که هنوز یکی از عریان‌ترین جلوه‌های نابرابری اجتماعی و اقتصادی در جهان معاصر و در نظام ظالمانە و طبقاتی سرمایەداری به شمار می‌رود.
بر اساس تازه‌ترین گزارش مشترک سازمان جهانی کار و یونیسف، حدود ۱۳۸ میلیون کودک در سراسر جهان درگیر کار هستند. این رقم به این معناست که تقریباً از هر ۱۷ کودک، یک نفر وارد بازار کار شده است. از میان آنان، حدود ۵۴ میلیون کودک در مشاغل سخت و خطرناک فعالیت می‌کنند. مشاغلی که سلامت جسمی، امنیت، رشد روانی و آینده آنان را به‌طور جدی تهدید می‌کند.
در جهان امروز حدود ۲ میلیارد و ۴۰۰ میلیون کودک زیر ۱۸ سال زندگی می‌کنند و از این میان، میلیون‌ها کودک به جای حضور در مدرسه، بازی، آموزش و رشد طبیعی، در محیط‌های ناامن و فرساینده‌ای چون کارگاه‌ها، کارخانه‌ها، معادن، مزارع، بازارها، خانه‌ها و دیگر محیط‌های پرخطر مشغول کارند.
این آمارها در شرایطی منتشر می‌شود که سازمان ملل متحد در چارچوب اهداف توسعه پایدار، حذف کار کودک را تا سال ۲۰۲۵ هدف‌گذاری کرده بود. با این حال، روندهای کنونی نشان می‌دهد این هدف نه‌تنها محقق نشده و در نظام استثمارگر موجود متحقق نخواهد شد ، بلکه در بسیاری از مناطق جهان همچنان دور از دسترس باقی مانده است. از منظر انتقادی نسبت به مناسبات اقتصادی موجود، استمرار کار کودک را نمی‌توان جدا از ساختارهای نابرابر توزیع ثروت، تمرکز قدرت اقتصادی و منطق سودآوری در نظام سرمایه‌داری جهانی تحلیل کرد.
اگرچه نسبت به دهه‌های گذشته کاهش نسبی در شمار کودکان کار ثبت شده، اما ابعاد بحران همچنان گسترده و نگران‌کننده است. از میان ۵۴ میلیون کودک درگیر کارهای خطرناک، بیش از ۱۰ میلیون نفر تنها بین ۵ تا ۱۱ سال سن دارند. همچنین حدود ۱۲ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر در گروه سنی ۱۲ تا ۱۴ سال و نزدیک به ۳۰ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر در گروه سنی ۱۵ تا ۱۷ سال قرار دارند.
بخش بزرگی از این کودکان با شرایطی مانند ساعات طولانی کار، فشار شدید جسمی، تماس با مواد شیمیایی خطرناک، کار با ماشین‌آلات و ابزار ناایمن و محرومیت از آموزش روبه‌رو هستند. در اغلب موارد، کودکان کار از خانواده‌های کارگری، کم‌درآمد و محروم می‌آیند؛ خانواده‌هایی که در چرخه بازتولید فقر و نابرابری گرفتار شده‌اند و این محرومیت از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابد.
بزرگ‌ترین سهم کار کودک همچنان به بخش کشاورزی اختصاص دارد. بر پایه گزارش‌ها، حدود ۶۱ درصد کار کودکان در کشاورزی متمرکز است. یعنی نزدیک به ۸۴ میلیون کودک در مزارع، دامداری، شیلات و جنگل‌داری کار می‌کنند. در بسیاری از مناطق روستایی، کار روزانه کودکان از پیش از طلوع خورشید آغاز می‌شود و تا غروب آدامە می یابد و عملاً فرصت تحصیل را از آنان می‌گیرد.
پس از کشاورزی، بخش خدمات با حدود ۲۷ درصد و بخش صنعت با ۱۳ درصد در رتبه‌های بعدی قرار دارند. کار خانگی، خرده‌فروشی، مهمان‌داری، فروش در بازارها، معدن‌کاری، تولید صنعتی و ساختمان‌سازی، از جمله حوزه‌هایی هستند که کودکان در آنها به کار گرفته می‌شوند. این واقعیت نشان می‌دهد کار کودک صرفاً مسئله‌ای مربوط به کشورهای فقیر یا مناطق روستایی نیست، بلکه با زنجیره‌های جهانی تولید، مصرف و رقابت اقتصادی نیز پیوند خورده است؛ هرچند بخش عمده کودکان کار همچنان در کشورهای تحت سلطه و کشورهای موسوم به “جهان سوم” زندگی می‌کنند.
بر اساس برآوردهای منتشرشده، سنگین‌ترین بار این بحران بر دوش کودکان آفریقا قرار دارد. جایی که حدود ۸۷ میلیون کودک درگیر کار هستند. عواملی چون فقر ساختاری، رشد جمعیت، جنگ و درگیری‌های مسلحانه، بی‌ثباتی اقتصادی، مهاجرت اجباری، بحران اقلیمی و ضعف نظام‌های حمایت اجتماعی از مهم‌ترین موانع کاهش کار کودک در این منطقه به شمار می‌روند.
زمانی که خانواده‌ها از حداقل‌های یک زندگی شایسته از جمله درآمد کافی، مسکن مناسب، آموزش، بیمه بیکاری، خدمات درمانی و تأمین اجتماعی محروم باشند و دولت‌ها به‌جای حمایت از اقشار فرودست، در خدمت حفظ مناسبات نابرابر اقتصادی و اقلیت استثمارگر عمل کنند، کودکان ناگزیر به منبع درآمد خانواده و نیروی کار ارزان در بازار بی رحم سرمایەداری بدل می‌شوند؛ نیروی کاری که آسیب‌پذیرترین حلقه بازار کار است.
عدد ۱۳۸ میلیون کودک کار فقط یک شاخص آماری نیست. این عدد روایت زندگی میلیون‌ها کودکی است که از حق آموزش، بازی، سلامت، امنیت و تجربه کودکی محروم مانده‌اند. تا زمانی که فقر، نابرابری، جنگ، دستمزدهای ناچیز، کار ارزان و تمرکز ثروت و قدرت به‌عنوان عناصر پایدار نظم اقتصادی موجود در دست اقلیتی محدود از ابر سرمایەداران و دولت تان حامی آنان بازتولید می‌شوند، کودکان نیز همچون خانوادەهایشان هزینه بحران‌هایی را خواهند پرداخت که هیچ نقشی در شکل‌گیری آنها نداشته‌ و در آیندە هم نخواهند داشت .
لغو و پایان کار کودک ، نە در توصیەهای “خیرخواهانە ” سازمان ملل ، نە در “نگرانیهای” سازمان جهانی کار و سازمان جهانی حمایت از کودکان ، بلکە در نبرد رهایی بخش برای آزادی ، برابری و بنیاد نهادن جامعە سوسیالیستی بە دست کارگران و نیروی کار استثمار شدە آنان علیە نظام طبقاتی سرمایەداری نهفتە است ، کە کودکان کار بخش جدایی ناپذیر آن هستند .
جمعە ١٢ ژوئن ٢٠٢٦