2
بە مردەی بی-گور!
بە مردەی بی-گور! در پاسخ یاوەهای دوناڵد ترامپ!
مردەی خاک-نشدە، داد میزند:
“کمونیسم، بلای جان زندگیست؛
نابود-گر آزادي”
گفتم: آی، مردەی خاک-نشدە!
زندگی، منم؛
و آزادی آزادي!
در دامن مادرم: “لیدی لیبرتي”
من مهاجر
من درماندەی آوارەی پناهجو؛
موج، پشت موج، امدیم
در دامن مادر آزادي پناە گرفتیم؛
دردها و درماندگیهامان را
بە آغوش سخاوتمند مادر آزادي سپردیم
بە دامن مادر آزادي کە گفت، درد و درماندکیتان را بە من بسپارید؛
دردهامان را سپردیم و امید گرفتیم.
و ما
آری، ما بودیم کە آمریکا را ساختیم!
ما آفرینندگان آزادي-برابري و حقوق بشر؛
تکیەگاە آنچە رهائی-بخش بود و هست؛
همە و همە ما بودیم و هستیم!
ما، من، انسان کارگر، آفرینشگر!
بی-مرز و خلاق و امدادگر،
برای کل نوع بشر!
و حالا منم،
در کار بە گور سپردن این نظام مردەی پوسیدەی خاک-نشدە!
و در کار باز-چیدن؛
در کار باز-چیدن نظام آزادي بی-مرز!
آزاد از هر مانع و هر مرز!
خیرە در افق؛
افق آزاد شدن از هر حکم و هر نظام
در کار آفرینش بیمرز و بیکران همە چیز
مشتاق و پر امید
بەپیش!
مصلح ڕێبوار ٢١ ژوئیە ٢٦