پژاک

یوسف اردلان

یوسف اردلان

– اوایل نوامبر 2025 بازپخش صحبتهای رئیس مشترک! پژاک امیر کریمی پرسشهائی در میانە سایتها و گروههای اینتر نتی طرح کرد .

بر آن شدم کە مختصری در مورد پدیدە پژاک آن‌چنان کە می‌شناسم بنویسم. از آنجاکە پژاک را اگر شاخە مستقیم پ.ک.ک. ننامیم (خودشان این طور می‌گویند ولی هست) حد اقل می‌شود گفت متاثر از این سازمان بە رهبری عبداللە اوجالان. است این سازمان تشکیلاتیست هرمی کە بر اساس کاریسما ساختن و رهبری فردی بنا شدە خصوصیت این نوع سازماندهی مرغوبیتی است برای بازار معاملات سیاسی، یعنی معاملە با قدرتهای حاکم بر منطقە را آسان می‌کند پدیدەای برآمدە از جوامع تحت سلطە و عقب نگەداشتە شدە. کە منشاء فرهنگی کهنە و عشایری را بیاد میاورد نمونە موفق و نزدیکش ملا مصطفی بارزانی. نمونە ایرانی آن (سازمان مجاهدین خلق بعد از قیام ١٣٥٧ بویژە بعد از خرداد ١٣٦٠ خورشیدی(ژوئن 1981) است.. می‌توان گفت پروسە شکل گیری پ.ک.ک. دراین زمینە .با موفقیت زیادی از نظر سازمانی روبرو بودەاست . تاکید می‌کنم از نظر سازمانی نە از نظر موئثر بودن در تغییرات نظام اجتماعی و برنامە ای (کە بارها اساسا تغێێر یافتە است)، این مطلب بە بحث مفصل و جامعە شناسانەای احتیاج دارد کە فرصت دیگری را می‌طلبد.

دریغا سراسر زندگی مردمانی کە کُرد مینامندشان و هزارەها در سرزمینی قابل زیست در پناە کوههای زاگرس و کرانەهای دجلە وفرات و گفتە می‌شود زمانی از مدیترانە تا خلیچ فارس می‌زیستە اند، اکنون بقایای آن مردمان در امتزاچ با دیگران هنوز با هوینی کە کُرد نامیدە میشود زندگی می‌کنند. ودر سدە اخیر از عواقب نکبت بار جنگ سرمایەداران بنام جنگ اول جهانی رنج می‌برند، این مردمان کە بە مرحلەی شناخت هویت ملی خود رسیدەاند، با مشکل جدی “مسئلە ملی” در چهار جغرافیای متفاوت با باور های شوینیستی عظمت طلب ترک ، عرب و ایرانی(فارس) ودرتقابل باحکومتهای استبدادی ای کە در قرون ٢٠ و٢١ هنوز در بقایای روابط وفرهنگ ماقبل سرمایە داری(از جملە فرهنگ و روابط عشایری!) بسر می‌برند متحمل بزرگترین آسیبهای فرهنگی، روانی و انسانی هستند.

با انحلال امپراتوری عثمانی مجموحە امارات و وشهرها و طوایف کرد تحت حاکمیت عثمانی درسە کشور ترکیە(بیشترین قسمت) سوریە و عراق درآمدند دراین میانە [با انقلاب اکتبر (١٩١٧ )وازبین رفتن نظام تزاری در روسیە مستملکات قاجار (ایران فعلی) بعد از جنگ جهانی اول ازاین تقسیم مصون ماند] در نتیجە استانهای ایلام و کرمانشاە وکردستان و مکریان(آذر بایجان غربی!) همچنان در جغرافیای حاکمیت قاجار بەهمان گونە کە بود (از دوران مغول تاکنون)باقی ماند (هرچند بخشی از آن را رضاشاە بە آتا ترک واگذار کرد). در آن شرایط با فرا روئیدن مسئلە ملی کُرد در چهار کشور، ایران و سە کشور تازە تاسیس (ترکیە،سوریە و عراق) مسئلە ای شدەاست کە تا هم اکنون لاینحل ماندە است و حتا میشود گفت کە پیچیدە تر شدە است.بە نمونە در معاهدات بغداد، تهران و پس از خارج شدن عراق از پیمان بغداد (١٣٣٤ ش 1955م)، پیمان سنتو(١٣٣٨پس از خروچ عراق پیمان بغداد تبدیل بە سنتو شد) بند امنیتی مهم آن معاهدات مسئلە کُرد بودەاست. درواقع تغییراتی کە در هر گوشەای از چغرافیای سیاسی مردمان کُرد رخ دهد بی تاثیر بر بخشهای دیگر آن نخواهد بود.

نکتەای کە دراین پیچیدگی از دیدە پنهان میماند دخالت یا روابط جنبش های اجتماعی در کردستان با نیروهای خارجیست.

روابط دولتها ایران، ترکیە، عراق و سویە مثلا با آمریکا و اسرائیل و روسیە و چین و… طبیعی بنظر می‌آید اما روابط نیروهای کُرد معارض با دولتهای ترکیە و ایران و عراق و سوریە چنان ناثواب و اصلی جلوە دادە می‌شود کە علل ، چگونگی مبارزە طبقاتی احزاب از دیدە پنهان می‌شود. مثلا موجودیت حزب دمکرات کردستان در عراق کە ریشە در بازمانگی روابط عشایری ماقبل سرمایە داری دارد صرفا با روابطش با اسرائیل و آمریکا سنجیدە می‌شود، نە خصلت طبقاتیش و هم چنین دیگران هرچند ارتباط با دولتهای خارجی زمانی (قبل از فرو پاشی دیوار برلن) درقالب جنبشهای آزادیبخش ملی خود معیارمثبتی بود درسنجش مبارزات در کشورهای مختلف اما اکنون این معیار (هرچند منفی) دیگر نمی‌تواند بعنوان تنها معیار سنجش بکار رود.

اواخر سالهای ٥٠ میلادی در عراق کودتای عبالکریم‌قاسم (١٤ ژوئیە١٩٥٨-٢٣ تیر١٣٣٧) با سرنگونی دولت مرکزی دوبارە با بە میدان آمدن فعالین و مبارزان سیاسی کُرد فرصتی پیش آمد کە رهائی از تبعیض و سرکوب ملت کرد در کشور عراق را نوید می‌داد، از آنجا کە عبدالکریم قاسم مورد تائئد مسکو بود این حرکت آزادی‌خواهانە در کردستان عراق مورد حمایت مسکو قرار نگرفت در نتیجە رهبری جنبش بە دست جناح مرتجع وعشایری این حرکت با رهبری ملامصطفی بارزانی افتاد کە سر انجام سال ١٩٧٥ پس از مصالحە صدام و محمد رضا شاە (قرار داد الجزایر) با تسلیم نابخردانە متارکە و فرار ملا مصطفی بە شکست انجامید. دراین میان متاسفانە منطقی بودن (مشروعیت) خواست ر‌هائی ملت کرد در سایە روابط بارزانی با آمریکا قرار می‌گیرد. درحالی کە در جنگ دولتهای ایران و عراق رابطە دولت ایران با آمریکا (ایران گیت) وخرید اسلحە از اسرائیل اصلا مورد توجە قرار نمی‌گیرد.

. حاکمان عراق و سوریە در میدان رهبری ناسیونالیسم عربی دررقابت و تعارض بودند بویژە در اواخر سالهای ٧٠میلادی تعارض صدام حسین و حافظ اسد دراوج کینە ونفرت طرفین بود، دراین هنگامە بە رغم شکست وتسلیم مصطفی بارزانی (١٩٧٥) جنبشی نوین در کردستان عراق دوبارە فرا روئید کە بر جنبش آزادی‌خواهانە در کردستان ایران نیز تاثیر چشم‌گیری گذاشت. واین در زمانی بود کە انقلاب اسلامی ایران (فوریە١٩٧٩) هم بەوقوع پیوست.

  1. کودتای ژنراڵ اورن در ترکیە (سپتامبر ١٩٨٠) را می‌توان پی آمد تغییر حکومت درایران و ترس ازعروج حرکت اسلامی در ترکیە دانست. استیلای استبداد اورن سبب مهاجرت فعالین سیاسی اجتماعی ترکیە شد از جملە عدەای از دانشجویان کُرد بە ر‌هبری عبداللە اوجالان کە بە سوریە پناە بردند. (بە آن آشارە خواهد شد)
  1. از آنجا کە مطرح شدن مسئلە ملی”کُرد” برای حافظ اسد ویا بهتر است بگوئیم شوروی آن زمان و روسیە فعلی هموارە در پی فرصتی مناسب برای دخالت در مسئلە کرد در برابرعامل سیاست آمریکا (بارزانی) بودند، موقعیت مناسبی کە پیش آمدە بودرا دریافتند کە بتواند نمایندە ای در کردستان داشتە باشد. واین چنین است کە امکان انتخاب سیاستی زیرکانە ای یافتند. آن هم کمک کردن بە تشکیل سازمانی هرمی با رهبری کاریسماتیک و قابل استفادە ای مثل پ.ک.ک.و موفق هم شدند.
  2. حافظ اسد خودرا رهبر “بعث عربی” می دانست و صدام حسین کە از نظر زمانی بعد ازاو بە میدان رهبری آمدە بود آن را نمی‌پذیرفت (هر دو از اقمار سیاسی شوروی بودند البتە قذافی در لیبی هم بود وهرسە خودرا جانشین عبدالناصر میپنداشتند) خصومتی ریشەای ورقابتی بنیادین برسر رهبری جامعە عرب در میانشان بوجودآمدە بود. اشارە شد کە بعداز تسلیم نکبت بار ملا مصطفی و شکست حرکت کُردی درسال ١٩٧٥ زمان زیادی طول نکشید کە جنبشی نوین (اتحادیەمیهنی) در کردستان عراق سر برآوردە بود (در آن دوران کلیە جنبش های آزادیبخش ملی از کمک های شوروی و چین بهرە می‌بردند اما چون دولتهای عراق و سوریە از اقمار شوروی بودند از دایرە این کمکها بی نصیب ماندند، اشارە شد کە بە این دلیل در عراق راە برای رهبری جناح عشایری بارزانی هموار شدەبود. حافظ اسد در جهت تقویت اپوزیسیون چپ کُرد کە بعد از بارزانی، بە میدان آمدە بودند درتقابل با صدام حسین بە این اپوزیسیون کمک اساسی کرد، بعنوان مثال او بە کادرهای اتحادیە میهنی گذرنامە دیپلماتیک داد تا آنها بسادگی بتوانند بە کشورهای مختلف برای جلب کمک سفر کنند ، از جملە بە لیبی کە هم دست ودلباز بود وهم رقابتی کینە توزانە با صدام‌حسین داشت. در واقع بین سە رهبر از جامعە عرب(صدام، حافظ اسد و معمر قدافی) رانطەای کینە توزانە برسر رهبری چامعە عرب وجود داشت. حافظ اسد در سایە “پشتیبانی از کُردهای عراق ” فراغت بیشتری در سر کوب کُردهای سوریە بدست آورد.
  3. با رخداد انقلاب اسلامی ١٩٧٩ درایران جنبش آزادی خواهانە ملت کُرد در کردستان ایران حل مسئلە ملی کُرد در منطقە را تبدیل بە مسئلە روز کرد. (ایران ، عراق.ترکیە و سوریە.) دراین هنگامە است کە کودتای نظامی ژنرال اورن در ترکیە(سپتامبر ١٩٨٠ م) اتفاق می‌افتد و موجب پناهندە شدن پارەای از جنبش دانشجویان کُرد (پ.ک.ک.)بە سوریە میشود. حافظ اسد با بهرە گیری از این حادثە با آغوش باز بە استقبال آن می‌رود و آنها را در دڕە بقاع (رسما متعلق بە لبنان، ولی درتصرف سوریە است) باتمام امکانات نظامی مستقر می‌كند بە شرطی کە بپذیرند وبە دیگران هم بقبولانند کە حل مسئلە کُرد در جغرافیای ترکیە میسر است و در جغرافیای سوریە مسئلە کُرد وجود ندارد !، در جهت عینیت بخشیدن بە این تز قرار شد کە علاوە بر جوانان کرد ترکیە ، جوانان کُرد سوریە داوطلبانە خدمت سربازیشان را در درە بقاع و کوههای قندیل(ارتفاعات صعب‌العبور بین سەکشور ایران ترکیە وعراق) بگذرانند ، این ترفند زیرکانە سبب گسترش و تحکیم پ.ک.ک. شد. (وجود مبارزین کنونی کرد سوریە محصول این دورانند) هرچند بنا بە گفتە مارتین وان بروینسون.(نویسندە کتاب آغا، شیخ، دولت) پ.ک.ک. طالب رابطە مستقیم با اتحاد جماهیر آن زمان و روسیە فعلی بود اما شوروی بدلیل روابط با اقمارش (سوریە و عراق) و همسایگی و احتیاج بە ترکیە وهم‌جواری با ایران هیچگاە نخواستە است در مسئلە کردستان مستقیما دخالت آشکار داشتە باشد (بجز مدت کوتاە بعد از جنگ جهانی دوم در بخشی از کردستان ایران آن هم در کنار کمک مستقیم بە آذر بایجان). درواقع اطاق فکر پ.ک.ک. همانند بسیار دیگری از اقمار شوروی و اکنون روسیە، در مسکو بود وهست تشکیل سازمانهای این‌ چنینی تکنیک ویژەایست با ایجاد سازمانی هرمی، متمرکز، با قدرت مطلق رهبری(استالینی)، همانند ر‌هبری پادشاەهای شرقی قرون گذشتە (نمونە حکومت ولائی ایران) در یک کلام هموارە حق با رهبراست ! و هر قرار و حکم تشکیلاتی فقط از کانال رهبر قابل اجرا و معتبر است، این چنین ابزاری بوجود آمد. چنانکە اشارە شد بوجود آوردن چنین تشکلاتی مستلزم پدید آوردن کاریزمائیست کە بتواند هموارە بر بدنە تشکیلات تسلط کامل داشتە باشد تا در شرایط لازم بتوان برنامەهای سیاسی مطلوب را بە اجرا در آورد وپر واضح است قابل مهندسی در شرایط دلخواە، است، متاسفانە این نوع سازمان‌دهی در جوامع عقب ماندە بدور از رشد مبارزات مدنی می‌تواند بوجود آید، در مورد پ.ک.ک. این تکنیک موفق بودە و متاسفانە ثمراتش راهم می‌بینیم. بحث دراین بارە دراین مقال نمی‌گنجد.
  4. نکتە جالب دیگر اینکە اینکە این تاکتیک بر گزیدە حافظ اسد نا خواستە روند ادغام مبارزان کرد ترکیە و سوریە و عراق را شدت بخشید. بە نمونە ثمرە این ادغام را امروزە در (ژانویە ٢٠٢٦) می‌توان دید، انبوە یاری رساندن بە مبارزان کُرد سوریە از طرف مردم کرد عراق و ترکیە در تقابل با سپاە داعش مسلک جدید سوریە ، کە بە جرات می‌توان گفت از ثمرات این ادغام مبارزاتی است . تلاش در پروسە توسعە تشکیلاتی در ایران هم دراین چار چوب می‌گنجد(کە بە آن پرداختە خواهد شد).
  5. ترکیە با بستن صدها سد بزرگ وکوچک بر روی رودخانە فرات کە در کردستان (زیستگاە مردمان کُرد) جاریست سبب آوارە شدن صدها هزار خانوار کُرد شدە است، حد اقل سە هزار روستا بەزیر اب رفت. مردمان راندە از خانە وکاشانە آوارە و بێ پناە مجبور بە مهاجرت بە حاشیە شهرها بویژە استانبول ویا راهی اروپای غربی و آمریکا شدەاند. در اوضاع اوائل دهە ٩٠ میلادی دولت ترکیە چشم بر مرزهای آبی و زمینی یعنی راههای فرار کُردها بست، یعنی بنادری بدور از چشم پلیس مرزی ترکیە بظاهر قاچاق! آوارگان را با کشتی های کوچک بە اروپا بیشتر بە ایتالیا منتقل می کردند این روند از اوایل سالهای ١٩٨٠ بەبعد رشد چشم گیری داشت . جمعیت مهاجران کُرد بە کشورهای اروپائی (هیچ آمار رسمی ای در دست رس نیست) در بوجود آمدن کارگاهای کوچک منسوجات محصول ترکیە ویا دونر کبابها در کلیە شهرهای اروپای غربی را میشود بە آسانی مشاهدە کرد. حوادث مهم تاریخی ای کە در این ایام رخ داد و جنایات ترکیە را کم‌رنگ ویا از دیدە پنهان می‌کرد جنگ ایران و عراق (1980- 1988) بود. این جنگ باعث جابجائی انبوهی از کردهای عراق بە ترکیە می‌شد قتل‌عام و نسل کشی نسبت بەکردها درعراق موسوم بە “انفال ” (فوریە 1987- اوت1988)کە قتلعام ١٨٢هزار نفر(آمار رسمی موجود) را شامل شد بمباردمان شیمیائی حلبجە با کشتە شدن ٥٠٠٠ نفر سویل اهل حلبجە، موجب درهم ریختن مرزها و آوارە شدن کردهای عراق شد. این جنایات سبب شد مدار ٣٢ درجە پرواز ممنوع در شمال عراق برقرار گردد،(١٩٩١) این واقعە آغازی بود بر شکلگیری اقلیم کردستان درعراق . مراد از اشارە بە این حوادث این است کە جنایات دولت ترکیە در سایە این اتفاقات پنهان از دید خبری قرار گرفت، با استفادە از این شرایط است کە پ.ک.ک. می‌تواند در اروپا و آمریکا در سایە تبلیغات وسیع و استفادە از کانال تلویزیونی مستقل سازماندهی وسیعی انجام دهد، و می‌شود گفت دراین امر هم موفق می‌شود. در سوریە بدور از آشفتگی با امکان داشتن پایگاە وسیع وامکانات نظامی و لجستیکی رشد قابل توجهی کرد، واما در کردستان عراق با اجبار عقب نشینی کامل پیشمرگان کردستان ایران و جای گرفتن در اردوگاههائی در کردستان عراق (اقلیم فعلی) و دورشدن از حرکات نظامی، در کردستان ایران خلائی سیاسی بوجود آمدەبود ، دراین هنگامە پ.ک.ک. اما با بهرەگیری از پایگاهش در درە بقاع بە عبارتی با پشتیبانی مجرب پشتیبانان دولت سوریە ویا روشتر “ك.گ.پ.”می‌تواند بە آموزش گستردە جنگجویانی بنام “گریلا” بپردازد وبەعملیات چریکی در خاک ترکیە وایجاد دستگاههای تبلیغاتی در کشورهای .اروپا و آمریکا بپردازد.
  6. درسالهای ٩٠ میلادی پ.ک. ک. در اروپا (بلژیک) نهادی بنام پارلمان کردستان تاسیس می‌کند کە چند پارلمانتر کُرد اخراجی از پارلمان ترکیە مانند آقای زبیر آیدار از بنیان گذاران آن بودند این نهاد کاری از پیش نبرد. پس از این تلاش ناموفق برای ایجاد نهادی فراگیر “کُرد” در سال ١٩٩٨ دست بە ابتکار جدیدی یعنی فرا خوانی (دعوتی وسیع) از طرف پ.ک.ک. برای تاسیس مجتمعی کُردی دادە شد، کسان زیادی بە این فراخوان پ.ک.ک. جواب مثبت دادند اولین جلسە در ماە می ١٩٩٨ در بروکسل تشکیل شد. فرا خواندە شدگان از سازمانها و کسانی از کردستان سوریە و همچنین ترکیە ،ایران وعراق بودند از جملە جناب شیخ عزالدین حسینی -ابراهیم احمد- عصمت شریف وانلی – نوری طالبانی – دکتر محمود عثمان – زبیر ئایدار- رمزی کارتال- موسی کوال – عمر عصری- احمد اسکندری – عزیز ماملی- فرهاد حیدری – عبدالرحمن حاج احمدی – عبداللە حجاب ومصطفی سلماسی. کریم دانشیار، سیامند معینی، سلیم بابان ….وفراوان کسان دیگر بویژە قریب سیصد انجمن مدنی کە همگی از کردهای ترکیە بودند، دراین گرد همائی شرکت داشتند ، پیشنهاد تاسیس نهادی کە درهمان جلسە کنگرە ملی کردستان ” کۆنگرە نەتەویی کوردستان – ک.ن.ک.” نامیدە شد، مورد توافق شرکت کنندگان قرار گرفت، اکثریت بالائی از حضار آمادگی خودرا برای ادامە کار اعلام کردند،من هم کە جزو فرا خواندەها بودم جزو کسانی بودم کە تداوم کار را پذیرفتم.
  7. در فاصلە آن جلسە تا جلسە رسمی جلسات مشورتی زیادی در بروکسل تشکیل می‌شد. قرار براین بود کە شورائی سە نەفرە ر‌هبری ” ک.ن.ک. را داشتە باشد تدوین پیش نویس برنامە و فرم اداری آن پس از جلساتی مشاورەای و تحلیلی ، بە اقای دکتر نوری طالبانی سپردە شد (خود داوطلب شد) چرا کە هم دکترای علوم قضائی از فرانسە را دارا بود و هم پیش نویس “حکم ذاتی” (برنامە خود مختاری توافق شدە بین صدام و ملا مصطفی بارزانی١٩٧٠ را ایشان تدوین کردە بودند). اعضای جمع مشورتی عبارت بودند از ، آقایان ابراهیم احمد، عصمت شریف وانلی،دکتر نوری طالبانی و یوسف اردلان و احتمالا کسانی دیگر کە من بخاطر ندارم..
  8. از احزاب فعال کرد در جلسات رسمی دعوت بعمل می آمد از جملە سازمان کردستان حزب کمونیست ایران “کومەلە”، حزب دمکرات کردستان ایران، اتحادیە میهنی(بدون اعلان علنی) ، حزب آزاد کردستان (پارتی آزادی کوردستان – پاک) و…،از نمایندگان احزاب کە در یک یا چند جلسە رسمی شرکت داشتند چند نفر را بیاد دارم مثلا آقای زاگروس خسروی، بهمن علیار از کومەلە و آقای مصطفی سلماسی از جانب حزب دمکرات کردستان ایران و…در هر حال درتابستان ١٩٩٨ کنگرە ملی کردستان – ک.ن.ک نە آن گونە کە در ابتدا مورد نظر بود بلکە با رهبری افتخاری عباللە اجالان و ریاست دكتر عصمت شریف وانلی و جمعی احتمالا ٧ نفرە (تعداد نفرات را بخاطر ندارم)بعنوان هیئت رئیسە تعیین شد کە من هم افتخار حضور در آن را داشتم. از این زمان بە بعد رابطە نزدیکی با دفتر بروکسل پیدا کردم.
  9. پ.ک.ک. با پشتوانە ای محکم (نا پیدا) در اروپا تلویزیونی ماهوارەای کە اولین تلویزیون بە زبان کردی بود بر پا کردە بود. پخش برنامەهای کردی و تاسیر آن در کردستان بویژە کردستان ترکیە و جا افتادن پ.ک.ک. کم‌کم بر دولت ترکیە سنگینی می‌کند، پایانە سالهای ٩٠ دولت ترکیە کە هموارە اختلاف شدیدی برسر حقابە جریان آب فرات با دولت سوریە داشت فعالیت نظامی پ.ک.ک. را بهانە اعزام نیروهای بیشتر بە مرز سوریە وتهدید بە مداخلە نظامی قرار داد. و از آنجا کە خود دولت ترکیە هم ترجیح میداد کە مسئلە ملی در کردستان ترکیە و صدها هزار آوارە را تا حد یک تشکیلات و تشکیلات را تا حد یک شخصیت پائین آورد و احتمالا با معاملات پنهانی و همیشگیش با روسیە!، در انطباق با پرۆژەی کاریسما بودن عبداللە اوجالان بە میدان آمد و تقاضای تحویل اوجالان را از دولت سوریە کرد، این موضوع باندازە کافی جنجال بپا کرد و مذاکرات و معاماملە بر سر حقابە رود فرات بە حاشیە راندە شد. رمز جالبیست شاید روزی روشن شود. ( تولید کاریسما برای بازار سیاست دول متخاصم توافقی ناگفتە و نانوشتە بین طرفین دعوا با پادر میانی شبح های پنهان! دراین میان معاملات پنهانی ترکیە و روسیە کاملا پنهان است).
  10. دولت ترکیە دست بە تجمع نیرو در مرز سوریە می‌زند و از آنجا کە ساختن کاریسمائی از عبداللە اجالان با موفقیت صورت گرفتە بود، واو بە عنوان کاریسمای جنبش کُرد جا افتادە بود، لذا برای سر پوش گذاشتن برسر تنش حاصلە از حقابە فرات، دولت ترکیە با تهدید اشغال شمال سوریە خواهان تحویل عبداللە اوجالان می‌شود (تاکید بر اینکە خواستار تحویل اوجالان می‌شود نە تعطیل پ.ک.ک.!)، بالاخرە دولت سوریە تن بە مصالحە می‌دهد و عباللە اوجالان را بە کشور دوست و حامی! (شوروی) میفرستد ١٧/٧/١٣٧٧ . بنا بە گفتە ایسنا ” با افزایش تنش میان دو حکومت ترکیه و سوریه، تهدید ترکیه مبنی بر حمله به خاک سوریه، منازعه بر سر حقابهٔ سوریه در پی آبگیری سد آتاترک و نهایتاً امضای توافق‌نامهٔ آدانا. عبدالله اوجالان نیز در روز ۹ اکتبر ۱۹۹۸ از سوریه اخراج شد.” (ایسنا هفتم آبان ١٣٩٢)
  11. نکتە جالبی کە در آشنائی با سیستم پ.ک.ک. جلب نظرم را کردە بود ترویج کیش شخصیت اوجالان بود، بعنوان مثال مراسمی در بروکسل برگزار کردە بودند کە در حین اجرای برنامە از طریق تلفن اوجالان برای حاضران در جلسە صحبت کرد گنجایش سالن بیس از ٣٠٠ نفر بود بە محض آغاز سخنرانی اوجالان ، تمام حاضران بە احترام اوجالان برخاستند وتاپایان صحبتهایش کە معمولا طولانی بود ایستادە گوش کردند طبعا من با تحمل نگاههای نکوهش آمیز بر نخاستم و جوانی کرد شێوعی عراق هم کنار دست من نشستە بود ابتدا برنخاست اما نتوانست نگاە نکوهش آمیز حاضران را تحمل کند وپس از تحمل چند دقیقەای اوهم برخاست، این تکنیک ناسالم از نظر اجتماعی و دلخواە از نظر بازیگران بازار سیاست، تنها شامل پ.ک.ک. نیست ، تکنیک عقب ماندە ارتجاع است دست وپا بوسی شیوخ واعلیحضرتها نمونەای از این کردار ارتجاعی است. تا زمانی کە سطح شعور اجتماعی پائین باشد این شیوە فعالیت ناسالم همچنان کاربرد خواهد داشت.

آقای اوجالان از زمان خروج از سوریە ١٩ اکتبر١٩٩٨ تا زمان دستگیریش فوریە ١٩٩٩با آقای زبیر ئایدار در تماس تلفنی بود و گاها من شاهد مکالماتی کە آقای ئایدار می‌گفت کە با او صحب می‌کردە است بودم. 

در مورد خروج اوجالان از سوریە تا دستگیری وی نقل های متفاوتی بیان شدە است هیچوقت بطور دقیق و روشن خود پ.ک.ک. گزارشی دراین مورد منتسر نکردەاست. این سکوت خود دال بر مسائل پنهانییست کە موجب حدس و گمان می‌شود، مبهم نگهداشتن پارەای از مو ضوعات خود تکنیک بسیار رایجیست درمیان بەاصطلاح سیاستمداران این هم یکی از آنها!؟. در سایت “بنیاد مطالعات قفقاز” از نخست وزیر سابق ایتالیا کە پس از ١٥ سال سکوت را شکست چنین می‌خوانیم: به گزارش “کردپرس”، ماسیمو دالِما نخست وزیر سابق ایتالیا در گفتگو با روزنامه حریت ترکیه پس از ۱۵ سال سکوت، از دوران اقامت اوجالان سخن گفت. 

حریت: برای ما از دوران سخت اقامت ۶۶ روزه اوجالان در پایتخت کشورتان بگویید. آن روزها شما نخست وزیر بودید. باید فشار زیادی را تحمل کرده باشید. این چنین نیست؟ 

ماسیمو دالِما: پیش از هر چیز لازم می دانم این راز را برملا کنم که عبدالله اوجالان بر خلاف تصورات جهانی، به مدت ۶۶ روز در پایتخت ایتالیا اقامت نکرد. بلکه ما با کمک سرویس اطلاعاتی خود آدمی پیدا کردیم که سیما و ظاهر وی کاملا به اوجالان شبیه بود. او را وارد ساختمان محل اقامت اوجالان کرده و خود اوجالان را مخفیانه خارج کردیم و ده ها خبرنگار و صدها هوادار اوجالان که در میدان مقابل ساختمان وی هر روز تحصن می کردند، بر این گمان بودند که خود اوجالان از پشت پنجره برای آنها دست تکان می دهد.

درخاتمە خبر نگار حریت از پروسە صلح می‌گوید.— [توجە کنیم کە این مصاحبە در تاریخ ١٥/٠٥/٢٠١٣ منتشر شدە ١٥ سال پس از دستگیری صحبت از پروسە صلح می‌کند! درست همان اصطلاحی کە امروز (٢٠٢٦) بکار بردە می‌شود.!]

حریت: می دانید که پروژه ای به نام گشایش دموکراتیک برای کردها در ترکیه راه اندازی شده و در حال حاضر هم مذاکرات صلح در جریان است . چه نگاهی به فضای کنونی ترکیه دارید؟ 

ماسیمو دالِما: این تحول، بسیار زیبا و دوست داشتنی است. کردهاخیلی وقت بود که در ترکیه در حسرت و انتظار چنین فضایی بودند و عقب نشینی پ.ک.ک هم اقدام خوبی برای تثبیت صلح است. به عنوان سیاستمداران چپ ایتالیایی از این فضا حمایت می کنیم و به آنکار تبریک می گوییم. (پاان نقل قول)
 این روایت با آنچە کە دیدە شدە است خوانائی ندارد مثلا مصاحبە با روزنامە نگاران ، دیدار مادام میتران ویا ملاقات دکتر محمود عثمان ویا فرستادە کنگرە ملی کردستان در آخرین روزهای اقامتش در ایتالیا. خلاف گفتەهای ماسیمو دالما می‌باشد. ماسیمو دالما عضو حزب کمونیست سابق ایتالیا (هموارە در امتداد سیاست خارجی شوروی آن زمان و روسیە بعدی، یعنی کا گ.ب.) گفتەهایش با گویشی مرموز امنیتی برای کاریسما کردن اجالان قرار دارد.

دنبالە نقل قول: 

حریت: درباره نحوه انتقال اوجالان به ایتالیا روایت های مختلفی وجود دارد. واقعیت کدام است؟ 

ماسیمو دالِما: هواپیمای اوجالان در آسمان بود و اغلب حزب های چپ و کمونیست ایتالیا که به دنبال حمایت از کردها بودند، وی را به کشور دعوت کردند. پیش از آن که به فرودگاه برسد، مرا خبردار کردند. من سریعا با رییس پلیس ایتالیاتماس گرفتم تا بدانم آنها چه چیزی در دست دارند که بتواند یاری گر ما باشد. او به من گفت که دادستان دادگاه کالستروهه آلمان، از همه کشورهای اروپایی خواسته که اوجالان را به عنوان مجرم و جانی بین المللی دستگیر کرده و به آلمان تحویل دهند. من خیالم از بابت این مساله راحت شد. فورا با پلیس فرودگاه تماس گرفتم و اعلام کردم که به محض این که اوجالان از هواپیما پیاده شد او را دستگیر کنید .پایان نقل قول 

در همین زمینە (اخراج اوجالان) درسایت (بی تاوان) چنین میخوانیم :

جزئیات جدید از دستگیری عبدالله اوجالان توسط تئودوروس پانگالوس فاش شد

[جزئیات دستگیری اوجالان:

تئودوروس پانگالوس، وزیر امور خارجه سابق یونان، در کتاب جدید خود به نام “کارداک/اس-۳۰۰/اوجالان”، جزئیات ناگفته‌ای از دستگیری عبدالله اوجالان، رهبر پ‌.ک.‌ک.، در سال ۱۹۹۹ را فاش می‌کند.

پانگالوس در کتاب خود شرح می‌دهد که چگونه سازمان اطلاعات یونان (EYP) اوجالان را به آتن آورد و او را در اقامتگاهی پنهان کرد.

او همچنین به دیداری با نلسون ماندلا، رئیس جمهور وقت آفریقای جنوبی، برای پذیرش اوجالان اشاره می‌کند. ماندلا در نهایت از پذیرش اوجالان خودداری کرد.

به دلیل عدم تمایل ماندلا، اوجالان به جای آفریقای جنوبی به کنیا فرستاده شد.

در کنیا، اوجالان توسط جورج کوستولا، سفیر یونان، در اقامتگاه پذیرایی شد.

پانگالوس از کوستولا به دلیل نافرمانی از دستورات و عدم انتقال اوجالان به مرز کنیا و تانزانیا انتقاد می‌کند.

در نهایت، اوجالان در نایروبی دستگیر شد و چمدانی حاوی پول نقد به جای مواد منفجره در آن پیدا شد.

https://kurdparez.com/2024/05/28

دونقل قول را ازاین‌رو آوردەام کە اولی از سیاستمدار عضو حزب کمونیست (سابق) ایتالیا و هموارە طرفدار بیان و نظرات حزب مادر (حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سابق)بود و بیانگر سیاست خارجی کا.گ.ب. بودە است. لازم بە توضیح نیست کە برغم فروپاشی حاکمیت حزب کمونیست شوروی کا.گ.ب. همچنان حاکم و ادارە کنندە سیاست خارجی روسیە باقی ماند و از ظواهر آنچنان بر می‌آید کە جناب ماسیمو دالما در کاریسما سازی و بزرگنمائی اوجالان گوی سبقت از حزب مادر هم بردە است. نقل قول دوم (یونانی)کە اندکی بە واقعیت نزدیکتراست برای مقایسە با نقل قول اولی (ایتالیایی)قابل توجە است.

اظهارات (تئودوروس پانگالوس، وزیر امور خارجه سابق یونان) را میتوان مقرون بە واقعیت دانست هرچند ملاحظات دیپلماتیک را در بر دارد. 

‌آنچە از اخبار جستە گریختە بر می‌آید نهم اکتبر عبداللە اوجالان از سوریە اخراج می‌شود ظاهرا مقصد معلوم نیست اما گویا اورا بە قبرس میفرستند و سپس از طریق یونان بە مسکو فرستادە می‌شود اما در آن زمان یلتسین حاکم است و از پذیرش اوجالان سر باز میزند و بهانە قرار داد مسکو و آنکارا در١٩٩٥ در عدم حمایت از سازمانهای کُرد از طرف روسیە و چچن از طرف ترکیە عنوان می‌کند. در نتیجە اوجالان بە ایتالیا فرستادە می‌شود کە مدت بیشتر از دوماە بطول انجامید و اغلب سر تیتر اجبار روزنامەها ی آن روزها را بخود اختصاص دادە بود.

شاید لازم بە آوردن این شواهد نبود کە گفتە شود پناهگاە طیف اقمار شوروی سابق مسکو است، بە نمونە اخیرا بشار اسد مائمنی جز روسیە (کا.گ.ب.) نداشت. 

نا دیدە گرفتن و پنهان نگهداشتن محل اطاق فکر ویا مائمن اصلی پ.ک.ک.ما را از انتظارات و نتیجە گیری صحیح باز می‌دارد هدف این نوشتە تلا شیست در راز گشائی و نشان دادن چهرە واقعی مرکزیت پنهان این تشکیلات و چنانکە اشارە شد بیان واقعیت است نە صرفا انتقاد. زیرا بی‌خبر بودن از شیوە آغازکار و پنهان کردن مرکز تصمیم، این خطر را دارد کە در لحظاتی سرنوشت ساز تودە بی‌خبر نگە داشتە شدە در مقابل عملی انجام شدە قرار گیرد و یا با اتفاقاتی بظاهر ناگهانی ! روبرو شود ودچار سردرگمی و تناقضاتی شود کە اگر از آغاز روشن می‌بود راە چارە را با دردسر کمتری ویا بازیان کمتری تحمل می‌‌کرد. 

بازگردیم بە ادامە مطلب،

اشارە شد کە هنگامی‌کە اوجالان در ایتالیا بود دولت ایتالیا شدیدا تحت فشار دولت ترکیە قرار گرفت و تا قطع روابط اقتصادی پیش رفت دولت ایتالیا اوجالان را تحت فشار قرار دادە بود کە اگر خاک ایتالیا را ترک نکند (تحویل ترکیە بدهد)بە اتهام دههاپروندە از جملە قاچاق پناهندها ، موارد دیگر پروندە سازیها محاکمە خواهد شد، در همین رابطە دراروپا کم نبودند از وکلائی کە آمادگی خود را برای دفاع از اوجالان اعلام کردە بودند و می‌گفتند کە جلسات دادگاە اوجالان را بە دادگاهی علیە ترکیە و ایتالیا تبدیل خواهیم کرد! . دراین رابطە دکتر محمود عثمان بە دیدار اوجالان رفت و ظاهرا اورا قانع کردە بود کە در ایتالیا بماند ، مادام دانییل میتران بە همین منظور شخصا بە دیدار اوجالان رفت ، واز جانب کنگرە ملی کرد (ک.ن.ک.) بە هم‌چنین بدیدارش رفتند (مخصوصا در روزهای آخر) ودر تمام موارد آقای اوجالان قول دادە بود کە ورقە خروج از ایتالیا را امضا نخواهد کرد ولی در شب آخر شخصی از مسکو بە دیدار اوجالان رفت و او روز بعد از آن از ایتالیا خارج شدە و بە بلاروس فرستادە شد.

بە روایت سایت Jannah new : […اوجالان که نتوانست در ایتالیا سرپناهی پیدا کند، در ۱۶ ژانویه ۱۹۹۹ دوباره به روسیه رفت. اوجالان که در اینجا ۱۰ روز مهلت داشت، در ۲۹ ژانویه ۱۹۹۹ با هواپیمای شخصی به یونان بازگشت. اگرچه اوجالان می خواست در ۳۱ ژانویه به هلند و بلاروس برود، اما نتوانست از این کشورها اجازه فرود بگیرد.

اوجالان به اقامتگاه سفارت یونان در نایروبی در کنیا برده شد و در ۲ فوریه ۱۹۹۹ یونان را ترک کرد.

پس از اطلاعاتی مبنی بر اینکه اوجالان می خواهد از کنیا به هلند برود، MIT وارد عمل شد. بر این اساس، هواپیمای تاجر کاویت چاگلار اجاره شد، اما چاگلار از این عملیات مطلع نشد.

یک هواپیمای اجاره ای از ترکیە به مصر و اوگاندا تعیین شدە بود. این هواپیما ۱۰ روز در اوگاندا منتظر ماند و مسافرانی که وانمود می کردند تاجر موز هستند. (ماموران میت ترکیە ) در ۱۵ فوریه ۱۹۹۹، با دستگیری اوجالان که دارای پاسپورت یونانی قبرس با نام “لازاروس ماوروس” بود، ماموریتشان را بە انجام رساندند.] پایان نقل قول 

در ایران با پشتیبانی و یا بهتر گفتە شود با مهندسی سپاە پاسداران تظاهراتی در اعتراض بە دستگیری اجلان در شهر های کردستان ایران برگزار میشد کە چشـ‌گیر ترین آین تظاهرات سوم اسفند ١٣٧٧ (٢٢ فوریە ١٩٩٩) در سنندج بود. 

از این تاریخ بە بعد در دیدارهای <کنگرە ملی کرد> صحبت از خلاء سیاسی و نیاز بە فعالیت حزبی در کردستان ایران بە میان می آمد. 

(پارتی ژیانی ئازادی کوردستان- حزب حیات آزاد کُردستان)

در اواخر پائیز ١٣٧٩(دسامبر ٢٠٠٠) آقای دکتر عصمت شریف و زبیر آیدار بە دعوت دستگاە اطلاعاتی سپاە پاسداران[موسسەای بنام “انستیتوی فرهنگی کردستان” در تهران تاسیس شدە بود ] بنام هیئت رئیسە کنگرە ملی کردستان (ک.ن.ک.) سفری بە ایران داشتند، مهماندارشان بهرام ولد بیگی یکی از مسئولین بالای فرهنگی و امنیتی سپاە پاسداران بود، قریب دو ماە بیشتر یا کمتر را درایران بودند وبە مناسبت این سفر ادارە اطلاعات سپاە مجلەای بنام “کوردستان” منتشر کرد، و مراسمی در رونمائی انتشار این نشریە برپا کرد و آقایان عصمت شریف و زبیر آیدار در آن شرکت داشتند (دقیقا تاسیس نهاد” انستیتو کرد” بە همین مناسبت بودەاست یا نە بر نویسندە این سطور معلوم نیست ولی شواهد تائید این نظر است) بهرام ولد بیگی مصاحبەای با دکتر عصمت شریف بە زبان کردی انجام دادە و خود او ترجمە اش‌ را بە زبان فارسی در شمارە اول این نشریە منتشر کرد. در رونمائی این نشریە آقایان عصمت شریف و زبیر آیدار و فکری آبگور از اعضای دفتر سیاسی حزب کارگران کردستان “پ.ک.ک.” شرکت داشتند. مصاحبە کنندە (ولد بیگی) در مورد موجودیت کنگرە ملی کردستان سوال می کند کە آقای عصمت شریف می‌گوید: درحال حاضر ٢٨٠ تشکل عضو کنگرە ملی کردستان هستند. کنگرە ملی کرد ٢٠٣ عضو ثابت دارد. ص ٣٤ نشریە کردستان.

سوال: تشکل ها و سازمانهای کردی از جملە” کنگرە ملی کردستان” ارتباط دیپلماتیک ضعیفی با کشور های منطقە دارند نظر شما در این مورد چیست؟

عصمت شریف: مدت زمان زیادی از شروع بەکار کنگرە ملی کردستان نمی‌گذرد در همین مدت زمان ما نامە هائی برای” نجدت سزر “رئیس جمهور ترکیە” فرستادەایم، ٩٠ روز قبل از فوت حافظ اسد رئیس جمهور سوریە هم یاد داشتی در مورد کردهای این کشور برای وی فرستادیم هم‌چنین می‌خواهیم با حکومت ایران ارتباط داشتە باشیم ، ما امیدواریم این آغاز اقدامات دیپلماتیک ما باشد (ص٣٥مجلە کوردستان ) در ادامە در همین صفحە پرسیدە می‌شود :

نظرتان در مورد فعالیت‌های فرهنگی کرد درایران چیست؟

عصمت شریف : بنظر من در جمهوری اسلامی‌ایران مردم در بیان عقاید آزاد هستند ولی باید این امر در چار چوب نظام ایران باشد.روشنفکران کرد ایرانی از ایران خارج شدە اند سال پیش در کالیفرنیای آمریکا بودم دوستی می‌گفت این منظقە پر از کردهای ایرانی استکە وضعیت مالی اغلبشان بسیار خوب است.

در رابطە با فعالیتهای کنگرە ملی کردستان عصمت شریف ادامە می‌دهد کە؛

[اولا تلاش و آرزویمان آشتی بین احزاب کردستان جنوب (اقلیم کردستان عراق) است.

ودوم اینکە ما در کنگرە ملی کردستان جمهوری اسلامی ایران را بە لحاظ علائق مشترک تاریخی و فرهنگی هم‌چون برادر ملت کرد می‌دانیم.و می‌خواهیم با حکومت ایران رابطە دیپلماتیک داشتە باشیم.

هدف سوم اینکە می‌خواهیم بین کردهای ایران و کردهای ترکیە و اروپا ارتباط فرهنگی وجود داشتە باشد و هم چنین با کردستان ایران. در سوریە اکنون ١٢ حزب کردی فعال هستند اما هیچ‌کدام از آنها مو قعیت خوبی ندارند ] 

قصداین نوشتە نگارش تاریخجە پژاک نیست همین اندازە اگر بشود آغاز کار سازمانی کە اطاق فکر آن در خارج چار چوب تشکیلاتی و بە دور از تودەها بوجود آمدە بیان شود کافیست . همان گونە کە می‌بینید این مختصر نە در تقابل با این حزب بلکە بیان واقعیتیست کە عمدا پنهان نگە داشتە می‌شود طبعا این نوشتە در تائید پژاک هم نیست. بر رسی و تحلیل اجتماعی سیاسی این حزب ضروریست و نیاز بە دادە های واقعی دارد. چرا کە اکنون بصورت چشم گیری در کردستان ایران حضور دارد. 

یکی از عوامل گسترش فعالیت این جریان مبتنی بر حجم تبلیغات است. منطبق با روند فرهنگ جهانی سرمایە داری و نقش تعیین کنندە تبلیغات، کە برخاستە از تداوم مبارزات اجتماعی نیست بلکە همان گونە کە اشارە شد متکی بر انتخاب شرایط مناسب و توان استفادە از ابزار مناسب با آن است (موثر ترین آن کانال ماهوارەای تلویون است). در زمانی دست بە تاسیس آن زدە شد کە مبارزات اجتماعی برخاستە از تداوم قیام شکست خوردە ٢٢بهمن، در کردستان (جدا ازتقسیمات جغرافیائی رسمی استانی در آن زمان بخشی از استان کرمانشاە، استان کردستان و بخش عمدە استان آذربایجان غربی را شامل می‌شد) سرکوب شدە بود و خلائی سیاسی بوجود آمدە بود. در نتیجە طراحان این پدیدە سیاسی (مدیران ک.ن.ک.- پ.ک.ک.)موفق شدند ایجاد شاخەای از پ،ک،ک، را پایە ریزی کنند. 

چنانکە اشارە شد با دستگیری اوجالان تظاهراتی در شهرهای سنندج ، ارومیە ، سقز و… چند شهر دیگر با مهندسی اطلاعات پاسداران برگزار شد کە چشم‌گیر ترین آن سوم اسفند ١٣٧٧- ٢٢(فوریە ١٩٩٩) درشهر سنندج است. درواقع میشود گفت عملا در تحت حمایت اطلاعات سپاە شاخەای از پ.ک.ک. در کردستان ایران حرکتی سیاسی را آغاز کرد. اما نە بلا فاصلە پس از سفر اول آقایان زبیر آیدار و دکتر عصمت شریف ، بلکە با تاکید مکرر بر بوجود آوردن تشکیلاتی سیاسی پایە های آن را در گفتگو با اطلاعات سپاە پاسداران بالاخرە درسفر دوم (دقیقا تاریخ آن را بیاد ندارم اواخر ٢٠٠٣ ویا اوایل ٢٠٠٤) درچهارم آوریل ٢٠٠٤(سمبولیک تولد اوجالان) اعلام موجودیت پژاک اعلام شد. یعنی پس از سفر دوم آقایان زبیر آیدار ودکتر عصمت شریف وانلی در سفری بە قندیل بە همراهی دونفر از اعضای کنگرە ملی کُرد(ک.ن.ک.) آقایان عبالرحمن حاجی احمدی و عبداللە حجاب، ( اما هرگز نگفتند کە از چە راهی رفتە اند) راە عراق غیر ممکن می‌نمود چرا کە تازە بە اشغال آمریکا در آمدە بود و آمریکا میانەای با پ.ک.ک. نداشت از سوریە هم کە بەتازگی با ترکیە معاملە اخراج اوجالان را انجام دادە بود چنین تصوری غیر ممکن است خصوصا آقای دکتر عصمت شریف مطلقا نمی‌ توانست از سوریە عبور کند. تنها راە ایران است کە هیچوقت بیان نکردند از آنجا بە قندیل(رشتەای از زاگروس بین ایران عراق ترکیە و سو ریە) رفتە اند. بالاخرە در این آمد و رفت ها کنگرەای تشکیل دادەاند(کنگرە اول پژاک) و آقای حاج احمدی بە رهبری آن منصوب میشود، وآقای عبداللە حجاب پس از این سفر بە حزب دمکرات باز می‌گردد. این چنین است کە حزبی بنام پژاک (پارتی ژیانی ئازادی کوردستان – حزب زندگی آزاد کردستان) قدم بە عرصە وجود می‌گذارد.

واما مهم جا انداختن و قبولاندن این تشکل بە مردم است. وسایل تبلیغاتی از جملە انتشارات ، تلویزیون و و پشتیبانی ینهانی دولتی و فضای مهندسی شدە مناسب برای ایجاد یک اپوزیسیون قابل کنترل آمادە بود.

لازم است کمی بە عقب برگردیم، در دوران بسیار کوتاە بعد از قیام (٢٢بهمن ١٣٥٧) اتفاقات و حوادث مهمی رخ داد کە در پاسخ انقلابی بە آنها، نیروهای مقاومت خلق کرد بوجود آمد، متاسفانە بدلایل بی تجربگی و ندیدن فرصت تاریخی گذار از شورای شهر (سنندج نوروز ١٣٥٨) سازمانها و احزاب سیاسی فرصت ایجاد فضائی را پیدا نکردند کە فرهنگی آنچنانی بیافرینند یا افریدە شود تا بتوان بسادگی در بیان حقوق ملی کُرد، سرە از ناسرە تشخیص دادە شود، مضاف بر این محدویتها لغزش جدی از جانب رهبری کومەلە (رهبری و مرکزیت آن زمان) و عنوان کردن تز نادرست پوپو لیسم و مارکسیم انقلابی!؟ و بعدا ‌از آن ‌حزب کمونیست و مشتقات آن زمینە را برای رشد “کوردایەتی”(پان کردیسم)هموار تر کرد.کە همانند ایرانیت و عربیت، وترکیت! یا پان ایرانیسم و پان عربیسم و پان ترکیسم کە آمیزەایست از ناسیونالیسم نارس نوین و میراثی ارتجاعی از تفکرات نژاد پرستانە وهم چنین عشایری و ایلیاتی عوام فریب.

فضای سیاسی در کردستان ایران هنوزچشم براە تداوم مبارزە برای بدست آوردن حق تعیین سرنوشت بە مثابە اولین گام دموکراسی بود، در نتیجە زمینە امکان چنین فعالیتی را مساعد کردە بود. بی گمان آزادی عمل فعالان جوان و پرشوری کە عمدتا نادانستە تحت نظارت بنیادهای اطلاعاتی فعالیت می‌کردند (جوانان بە پژاک پیوستە) بسادگی نظر طیف وسیعی از جوانان و روشنفکران را جلب کرد، این شرایط آنچیزی بود کە بەتاسیس پژاک کمک کرد. رشد فعالیت اجتماعی و تودە گیر پس از قیام ٢٢ بهمن هنوز در اذهان عمومی وجود داشت. و اکنون کسانی بە میان تودەها فرستادە می‌شوند جوانان را ترغیب کند برای احقاق حقوق مردم کرد بە پ.ک.ک بپپیوندند همان گونە کە درسوریە کردند یعنی گویا حل مسئلە کرد در مبارزە با دولت ترکیە بە نتیجە میرسد چرا کە اکثریت جمعیت ملت کرد در ترکیە زندگی می کنند! با این ترفند باید بە”قندیل” بروند، واما مسئلە این است کە حق بازگشت ندارند، بە همین سادگی مبارزین پر شور را از محیط کار و زندگیشان جدا می‌کنند و این بهترین خدمتیست کە بە جمهوری اسلامی می‌کنند. 

درست است کە پس از قیام نە تنها در کردستان بلکە در سراسر ایران چپ از توضیح تاریخی و اجتماعی(تئوریک) حرکت اجتماعی ایران ضعیف بود اما بە یمن اینکە اسلام سیاسی بر سپهر سیاسی کردستان حاکم نبود چپ اجتماعی در کردستان ایران توانستە بود بە همت فعالین انقلابی آن زمان گستردگی وسیعی پیدا کند و تشکیلات کومەلە زائیدە آن دوران (طیف اول مبارزین چپ در کردستان) است متاسفانە میشود گفت درک نارس و احساسی آن زمان از انقلاب چین کمبودهائی را بوجود آوردە بود اما اصل شعار (خدمت بە خلق) بر زمینە اجتماعی آن زمان نقش تعیین کنندە و مترقی ای را بازی کرد.

متاسفانە در بهار١٣٦٠ ( کنگرە دوم کومەلە) توان اصلاح آن بر آمد اجتماعی را نداشت و وا اسفا همزمان با آن حکومت اسلامی توانستە بود کلیە نیروهای چپ فعال در کردستان را از محیط کار و زندگیشان بیرون کند و آنهارا آوارە کوهها و سپس خارج از مرز رسمی روانە کند. دراین شرایط بود کە بجای تلاش در اصلاح و تکامل آنچە بە دست آمدە بود پرداختە شود بە غلط در دام تزهای کلیشەای و بدور از واقعیت چیزی بنام “مارکسیسم انقلابی!” در غلتید و با بە هدر دادن آن گنجینە تجربە انقلابی همتراز و همراە سازمانهای دیگر چپ ایران بەاین روز کە می‌بینیم افتادە است، تز(پوپولیسم) اتهام نابجائی بود بە حرکت چپ انقلابی در کردستان و ضربە مهلکی بود بر رابطە مستقیم “پیشمرگە” وتودەها. کە متاسفانە جایگیر شد و عملا رابطە فکری و همدلی تودەهای مردم ستم دیدە کرد با سازمانی کە خود بوجود آوردە بودند گسستە شد. وچنانکە اشارە شد با گسستن رابطە نیروهای مبارز سیاسی از محیط فعالیتشان کە آغوش تودەها بود بە جاگیر شدن این تز کمک کرد.

پیشمەرگە های نسل اول را بە جرات میتوان گفت نمونەهائی از شور انقلابی سوسیالیستی و خدمت بە تودەها و مدافع کرامت انسانی نامید، وبدلیل همین اوصاف اکثرا در صفوف مقدم جبهەها قرار می‌گرفتند و در جوانی در راە آرمانهای بشر دوستانە سوسیالیستیشان در تهاجمات ‌‌حکومت جهل وجنایت ایران جان باختند.

بانیان تز پوپولیسم بر این باور بودند کە گویا تزهای بی بنیاد بە اصطلاح “مارکسیسم انقلابی” ضربە مهلکی بودەاست بر ناسیونالیسم کُرد! در حالی کە برعکس آن تزها کە مروج ورهبریش بە تبع منصور حکمت! عبداللە مهتدی بود تبدیل بە مانع بزرگی در راە شناخت واقع‌بینانە مسئلە ملی کُرد شد و سرانجام خود مهتدی هم بە ورطە ارتجاعی آن در غلتید.

در چنین شرایطی است کە سازمانی بنام پژاک تاسیس می‌شود، بنیان گذاران و سازندگان کار کشتە وخبرە این جریان تازە تا کنون توانستەاند اتاق فکر و مرکز فرماندهی اصلی این سازمان را ینهان نگهدارند. درواقع جوانان و رزمندگان پر شوری کە جذب آنها می‌شوند بهیچ وجە از غامض بودن رهبری آن مطلع نیستند. 

ماجرای هیواتاب گوشەای از اقدامات حکومت ج.ا. در تحکیم اپوزیسیونی قابل کنترل بنام پژاک است. پروسە تراژیک و باور نکردنی مبتنی بر مشروعیت بخشیدن بە این جریان سیاسی استفادە نا بکارانە از احساسات واحترام تاحد تقدس مردم نسبت بە جانباختگان راە آزادیست وبرای این کار جنایتی هولناک پایە رێزی شد، یعنی ایجاد “شهید” جنایاتی باور نکردنی مهندسی شدە و دقیق برای مشروعیت بخشیدن و محق نشان دادن یک جریان سیاسی در نظر مردم مردمی کە تحت تاثیر فرهنگ شهید پروری هستند. 

مروجین پژاک در تبلیغ و تهیج عوام فریبانە ناسیونالیسم کُرد مثلا نوین “آپوچی” !! و مظلوم نمائی با خون شهیدان سنگ تمام گذاشتند. صدها اعدام صرف عضویت در پژاک گواە این مدعاست .

‌جنایت بظاهر مخفیانە(ولی تحت نظر ادادر اطلاعات) کە در مریوان آفتابی شد و سریع سرو تە قضیە را هم آوردند، نمونە کوچکی از این کشتار سازمان دادە شدە است ماجرای هیوا تاب . ونمونە های دیگر کە مهمترین آن جنایت زمینە سازی برای بقتل رساندن کسانی مثل زندەیاد فرزاد کمانگر است. واما هیوا تاب کیست؟

«سامان رسول پور»، روزنامه نگار کُرد و آشنا به مسایل کردستان در مورد پیشینه «هیوا تاب» می‌گوید :«هیوا تاب درسال۶۳عضوسپاه می‌شود. دردهه 60نقش فعالی درجنگیدن بااحزاب مسلح کُرد داشت. هرچند ازهمان زمان برای مردم منطقه مریوان شناخته شده بود اما دراصل هم‌زمان با تاسیس «پژاک» به شهرت بیش‌تری رسید. به این دلیل که هم مسوول اطلاعات سپاه مریوان شده بود وهم مسوول مقابله با «پژاک» درمنطقه بود. برخی منابع ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم «هیواتاب» با «میت» ترکیه راهم مطرح می‌کنند. چون نهادهای نظامی وامنیتی ترکیه معمولا تجربه‌های خود را درمورد مبارزه با «پ ک ک» به نیروهای نظامی و امنیتی ایران منتقل می‌کردند.»

رسول پور می‌گوید که هیوا و باند او به گفته منابع مختلف، بیش از ۳۰۰ شهروند غیرنظامی‌اعم از شهروند عادی، فرد روستایی، رهگذر، کاسب‌کار و کول‌بر را در ١٠ سال گذشته (دهە ١٣٨٠)به قتل رساندند. او می‌افزاید :« در بیش‌تر موارد، لباس‌های چریک‌های مسلح پژاک را به تن آن‌ها کردند و تحویل مقامات سپاه پاسداران دادند و در ازای تحویل هر جنازه، بین ۲۰ تا ۴۰ میلیون تومان دریافت کردند. آن‌ها به این ترتیب القا می‌کردند که در مبارزه با پژاک تا این حد موفق بوده‌اند در حالی که به گفته منابع مختلف، تنها دو عضو رسمی پژاک توسط این باند کشته شده بودند.»

این روزنامه نگار کرد در ادامه می‌افزاید :« از جمله کارهای دیگری که این باند می‌کردند، باج‌گیری، تجاوز به دختران روستایی و قاچاق اسلحه و مواد مخدر بود. آن‌ها یا به شکل خودسرانه و یا به شکل سازمانی، ماموریت پیدا کرده بودند که از هر روشی برای ایجاد رعب و وحشت و نیز مهار و بدنام کردن احزاب کرد در بین مردم کردستان ایران استفاده کنند.(ایران وایر مهر ماە١٣٩٢)

به گفتەی شهروندان منطقەی مریوان، باند \”هیوا تاب\” طی سال‌های ١٣٨٤ تا ١٣٨٨ در شهرهای مختلف کردستان و بویژه مریوان و سروآباد با روش‌های گوناگونی به اذیت و آزار شهروندان کُرد دست زدە بود و تمامی این اقدامات نیز با اطلاع و دستور سپاه انجام گرفته است. (کرد پا هفتم بهمن ١٣٩٢) 

https://www.youtube.com/watch?v=j_H6tzsSIEg (تونل زمان) 

ماجرای هیواتاب گوشەای از اقدامات حکومت ج.ا. در تحکیم اپوزیسیونی قابل کنترل بنام پژاک است. پروسە ائی آن چنان تراژیک و باور نکردنی مهندسی شدە و دقیق “شهید سازی” برای مشروعیت بخشیدن و محق نشان دادن این سازمان است و متاسفانە موفق هم شدە اند. نمونە هائی ازاین پروژە پروندە سازی برای فرزاد کمانگر، شرین علم هولی، اردیبهشت ١٣٨٩ و… زندانیان با حکم اعدام وریشە مرادی، وپخشان عزیزی. مبارزین انقلابی ای کە در چنین دامی گرفتار شدەاند و در بند بودن زینب جلالیان نمونە کوچکی از این پروژەهراسناک است. امکانات مالی چشم گیر و ایجاد چندین کانال تلویزیونی ماهوارەای چنان شرایط ذهنی و روانی ای را فراهم کردەاست کە روشنفکران و دانشگاهیان را مچذوب خود کردەاست، طیف جدید فارغ‌التحصیل جوان طیف وسیع ماهوارەها را میبیند و بدون اهمیت دادن بە سرچشمە واقعی آن بخیال خود دریچەای یافتە است کە نظرات و عقاید خودرا منتشر کنند. این اشارات نمونە کوچکی از تبلیغ مبلغین دانشگاە دیدە است. در ختم کلام فقط بە عنوان نمونە اشارەای بە یکی دو روشنفکر دانشگاهی را کافی می دانم بقول معروف تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

1-[پژاک نه صرفاً نام یک حزب، بل زمزمە دگرگونی در دل جنبشی خسته از تکرار است. پژاک آغازی‌ست برای بازاندیشی؛ مدرسه‌ای جوان اما ژرف که در آن نقدِ گذشته، نقدِ خویشتن و جست‌وجوی افقی نو به هم می‌رسند. 

اینجا آموزش تنها آموختن نیست، صیقل‌دادن روحی‌ست که می‌خواهد از سنگینی تاریخ رها شود. پژاک با نگاهی فلسفی و سیاسی به ماندگاری دردها و امیدها می‌نگرد؛ سازمانی که می‌کوشد به‌جای بازسازی سایه‌های قدیمی، چراغی تازه در راه آزادی برافروزد.

پژاک در یک جمله: تلاشی برای خلق نسلی که رهایی را نه فقط در میدان، بلکە در اندیشه آغاز می‌کند ]. 

متاسفانە این چنین مداحانی بوجود آمدەاند واگر در براین پاشنە بگردد فقط می‌شود گفت وای بر ما.

2- استاد معتبر یکی از دانشگاههی انگلستان فقط “نقدی منصفانە” بر پ.ک.ک. مینویسد و فقط بر فرد پرستی رهبری آن اشارە می‌کند آن هم بە نرمی ! 

امید آنکە این یادداشت مختصر دریچەای باشد برای برڕسی سازمانهای سیاسی فعال، اهداف و عملکردشان و آزآن مهمتر تاکیدی باشد بر توجە بیشتر بر زمینە اجتماعی و میدانی مبارزات تودەها. 

یوسف اردلان –پاریس 12/08/2026