نکاتی در خصوص پروسه انحلال، خلع سلاح پ ک ک و قانون چهارچوب دولت اردوغان

شورش کریمی

نوشته حاضر مصاحبه ای است که در روزنامه اورنسل ترکیه چاپ شده است و بنا به مهمی و به روز بودن موضوعاتی که در آن مطرح شده است، آن را به فارسی ترجمه کرده ام. مصاحبه به صورت پرسش و پاسخ بوده است.

 مصاحبه: اِلا آوا

 مطرح شدن «قانون چارچوب» در ترکیه و محتوای آن، در شرایطی که توازن‌های جدید قدرت در ترکیه و جهان در حال شکل‌گیری است و درگیری‌ها گسترش یافته‌اند، بر کل منطقه و دیگر جنبش‌های مردم کرد در منطقه تأثیر خواهد گذاشت. درباره قانون چارچوب و پیامدهای آن در ایران و عراق با شورش کریمی ــ گفت‌وگو کردیم.

سوال: در دو سال گذشته، جنگ‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای و گوناگون به مرحله‌ای رسیده‌اند که سرعت و دامنه آنها افزایش یافته است. روند خلع سلاح پ ک ک در ترکیه و قانون چارچوبی که در پارلمان این کشور مطرح شده است را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

پیش از هر چیز، باید بگویم که این روند واقعاً بسیار غیرشفاف و مبهم پیش رفته است. اگر به تجربه های تاریخی در دیگر نقاط جهان نگاه کنیم، معمولاً طرف‌های مذاکره پشت یک میز می‌نشینند و گفت‌وگو می‌کنند، هیئت‌های بین‌المللی وارد روند می‌شوند، سازمان‌های بین‌المللی بر اجرای مفاد و توافق‌ها نظارت می‌کنند و طرفین نیز یکدیگر و خطوط قرمز همدیگر را می‌شناسند. اما آنچه اکنون شاهد آن هستیم، به‌هیچ‌وجه مذاکره نیست؛ نمی‌توانیم آن را «مذاکره» یا «روند صلح» بنامیم. یک طرف این مسئله، یعنی دولت و حکومت اردوغان، با حمایت حزب راستگرای حرکت ملی به رهبری دولت باغچلی، در این روند به نوعی در حال تحمیل قدرت خود است. در طرحی که تحت عنوان «چارچوب» مطرح شده، حتی یک نشانه از صلح، آزادی، عفو کسانی که سال‌ها مبارزه کرده‌اند، نظارت افراد یا نهادهایی که بتوانند در این روند بی‌طرف باشند، آزادی خود اوجالان یا دیگر رهبران، یا تضمینی درباره آینده این روند وجود ندارد. این روند در واقع به یک پروژه «ادغام ملی» تبدیل شده است. دست‌کم چیزی که به ما منتقل می‌شود همین است. مبارزه مردم کرد برای دستیابی به یک موقعیت سیاسی، کسب آزادی‌های دموکراتیک و یافتن پاسخی برای آن تبعیض سیستماتیکی بوده است که سال‌ها مردم کردستان، حتی طبقه کارگر کردستان، را به فقر، ناامنی و بیکاری محکوم کرده است.

اما در این چارچوب حتی یک کلمه درباره این مسائل وجود ندارد.

فقط یک طرف مسئله، یعنی دولت ترکیه تمام چیزهایی را که سال‌ها نتوانسته بود به‌زور به دست بیاورد، اکنون در این روند و مطابق خواست خودش تحمیل می‌کند و طرف مقابل تقریباً هیچ دستاوردی ندارد. این مسئله را به‌وضوح می‌بینیم: خط سیاسی کلی اردوغان در ترکیه در جهت سلب آزادی‌های دموکراتیک نه‌تنها از کردها، بلکه از هر کسی که متفاوت فکر می‌کند، پیش می‌رود؛ از حزب جمهوریخواه خلق و سوسیالیست‌ها گرفته تا اتحادیه‌های کارگری، دانشجویی، فعالان جنبش زنان و محیط زیست و هرکسی که از دولت انتقاد می‌کند. در چنین شرایطی، چگونه ممکن است اردوغان گامی در جهت دموکراتیک کردن جامعه بردارد؟

به نظر من، آنچه اکنون شاهد آن هستیم، یک مانور سیاسی ــ استراتژیک و یک چرخش جدی است که مستقیماً از سوی رهبری سیاسی جنبش، یعنی رهبریپ ک ک، انجام شده است. هدف اردوغان این است که هم در داخل کشور، به تعبیر خودش «جبهه داخلی» و هم در خارج، قدرت خود را تثبیت و گسترش دهد. او می‌خواهد در حوزه‌های نفوذی که در سوریه و عراق به دست آورده است، کردها را به شرکای سیاسی خود تبدیل کند. همراه شدن پ ک ک با این روند را تنها می‌توان با یک «چرخش» استراتژیک توضیح داد. آنها می‌توانستند این روند را کاملاً شفاف پیش ببرند و همه کسانی را که در سراسر جهان با مسئله کردستان همبستگی نشان داده‌اند و سال‌ها در این مبارزه حضور داشته‌اند، از آنچه پشت پرده می‌گذرد مطلع کنند؛ اما چنین چیزی را انتخاب نکردند.

این امر آسیب‌های جبران‌ناپذیری به مبارزه مردم کرد در ترکیه وارد خواهد کرد. بازتاب‌های منفی آن را در دیگر بخش‌های کردستان نیز خواهیم دید. می‌خواهم بر این نکته تأکید کنم که مذاکره یک امر تابو نیست؛ می‌توان مذاکره کرد، به‌ویژه میان دو طرف یا موجودیتی که سال‌ها با یکدیگر جنگیده‌اند. خود مذاکره به‌تنهایی چیز بدی نیست. مردم کرد حق دارند به حقوق خود دست پیدا کنند؛ سازمان ملل متحد و حقوق بشر نیز این حق را تأیید می‌کنند. البته ما مسئله را بسیار فراتر از چارچوب حقوق بشر می‌بینیم و معتقدیم این جهان از اساس ناعادلانه است. بنابراین، انتقاد ما از خود مذاکره نیست. انتقاد ما این است که روندی که آغاز شده، شفاف نیست. انتقاد ما این است که حقوق مردم کردستان نادیده گرفته می‌شود.

سوال: اگر به دیگر بخش‌های کردستان بپردازیم، آمریکا در منطقه در حال پیشبرد یک جنگ جدید برای هژمونی است و از سوی دیگر به‌طور غیرمستقیم با چین به توافق می‌رسد. جنگ با جمهوری اسلامی ایران را ادامه می‌دهد. در این جنگ نیزنیروهای کُرد بسیار مورد بحث قرار گرفتند. با توجه به همه اینها به نظر شما چه وضعیتی شکل خواهد گرفت؟

عراقچی در یک مصاحبه گفته است که ترکیه مانع مداخله مسلحانه نیروهای کرد در جریان جنگ شده است. این اظهارنظر و سخنان مربوط به اینکه دولت اردوغان این طرح را متوقف کرده است، به معنای آن نیست که ترکیه از ایران حمایت می‌کند. اردوغان نمی‌خواست تجربه‌ای که در روژاوای کردستان رخ داده بود تکرار شود. یعنی ترکیه در آن مقطع جنگ آمریکا و اسرائیل علیه رژیم ایران برای چنین پروژه‌ای آماده نبود. در این توازن جدیدی که در حال شکل‌گیری است اما هنوز مرزهای آن کاملاً مشخص نشده، سه قطب اصلی در منطقه داریم: ایران، اسرائیل و ترکیه. و آمریکا، به‌عنوان قدرت هژمون جهانی، در حال برهم زدن و بازطراحی این توازن قدرت به نفع خود است. در جریان جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند، دولت اسرائیل، که رقیب سیاسی ترکیه است، برای به دست آوردن نفوذ در داخل ایران آماده‌سازی‌هایی انجام داده بود. هدف اسرائیل در واقع سرنگونی رژیم بود. دولت نتانیاهو با صحبت از «خاورمیانه جدید» خواهان تغییرات بنیادین در سوریه، لبنان، فلسطین و ایران بود و این مسئله را نیز پنهان نمی‌کرد. این وضعیت برای دولت ترکیه نیز زنگ خطر بود.بنابراین، تحلیل اینکه روابط ترکیه و ایران بسیار خوب است و ترکیه صرفاً به همین دلیل مانع این مسئله شده، تحلیل درستی نیست. رقابت ژئوپلیتیکی میان ترکیه و ایران مربوط به امروز نیست؛ مسئله‌ای تاریخی است. حتی در بحران سوریه نیز شاهد بودیم که جمهوری اسلامی ایران با تمام امکانات از اسد حمایت کرد، در حالی که ترکیه برای سرنگونی اسد از ارتش ملی سوریه و گروه‌های دیگر استفاده کرد. این وضعیت در واقع عرصه‌ای برای مبارزه بر سر تغییر توازن قدرت در خاورمیانه بود.

سوال: آیا این وضعیت بر کردستان ایران تأثیر خواهد گذاشت؟ آیا پژاک، که شاخه‌ای از پ ک ک است، بخشی از این توافق احتمالی خواهد بود؟

این مسئله همچنان نامشخص است.

می‌دانیم که پ ک ک در گذشته از یک خط مارکسیست ــ لنینیستی آغاز کرد، سپس از ایده «کردستان بزرگ» دفاع کرد و بعدتر از «کنفدرالیسم دموکراتیک» حمایت کرد.

اکنون دقیقاً نمی‌دانیم چه می‌خواهند انجام دهند.

آیا می‌خواهند در نقطه‌ای مشخص به شریک مناسبی برای اردوغان تبدیل شوند؟

اردوغان، به تعبیر خودش، درگیر تقویت «جبهه داخلی» است.

اما کدام جبهه داخلی؟

نارضایتی عمومی در جامعه، تورم، گرانی، بیکاری، دستمزدهای پایین و جنبش‌های اجتماعی که در برابر این وضعیت ایستاده‌اند، همه وجود دارند. با وجود بازداشت رهبران احزاب رقیب، تعطیل کردن برخی احزاب، تعیین قیم برای شهرداری‌ها و زندانی کردن هزاران روزنامه‌نگار، دانشجو و فعال سندیکایی، تنها دغدغه اردوغان در حال حاضر رأی‌هایی است که برای تمدید دوره ریاست‌جمهوری خود به آنها نیاز دارد. آمریکا نیز ابتکار عمل در مسئله کردها را در یک توافق نانوشته به دولت ترکیه و اردوغان واگذار کرده است. به دلیل این ابهام استراتژیک در کلیت ساختار پ ک ک، فعلاً تنها می‌توانیم فرضیه‌هایی را مطرح کنیم. در اینجا لازم است بر نکته بسیار مهمی تأکید کنم که در رسانه‌های بین‌المللی چندان مورد توجه قرار نگرفته است:

همانند همه جای جهان، جامعه در کردستان نیز ساختاری طبقاتی دارد. در کنار احزاب لیبرال، نئولیبرال، پراگماتیست و اصلاح‌طلب، ساختارهایی نیز وجود دارند که با رژیم یا کشورهای منطقه همکاری می‌کنند.

بنابراین ما، به‌عنوان کسانی که نماینده جناح چپ و سوسیالیست هستیم، می‌گوییم: منافع همه یکسان نیست. ممکن است در برخی نقاط منافع مشترکی وجود داشته باشد، اما این احزاب محافظه کار، به دلیل پایگاه طبقاتی‌ای که نمایندگی می‌کنند، هر لحظه آماده همکاری هستند. به همین دلیل است که می‌توان سناریوهای مختلفی را مطرح کرد. اگر بخواهم سخنانم را خلاصه کنم، پژاک یا به‌عنوان بخشی از یک جنبش انقلابی به مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران ادامه خواهد داد، یا اینکه در ساختار KCK، یعنی «اتحادیه جوامع کردستان»، قرار خواهد گرفت و تمام نظریه‌ها و دیدگاه‌های اوجالان را عیناً خواهد پذیرفت. اگر این نظریه درباره اردوغان درست باشد، اگر روزی رژیم ایران نیز ــ که موقعیت رسمی کردها در ایران از ترکیه بهتر است ــ توافقی مشابه توافق پ ک ک با ترکیه پیشنهاد کند، آیا پژاک حاضر است سلاح‌هایش را زمین بگذارد و به شریک رژیم ایران تبدیل شود؟ همان‌طور که پیش‌تر گفتم، آمریکا که مسئله کردها را بر اساس منافع خود هدایت می‌کند، ابتکار عمل را به دولت راست‌گرای ترکیه، یعنی اردوغان، واگذار کرده است.

سوال: یکی از مهم‌ترین بخش‌های این مسئله کردستان عراق است. به‌ویژه برخی عناصر دولت جدید در این منطقه با آمریکا همکاری می‌کنند. این روند چه تأثیری بر عراق و روابط آن با ترکیه خواهد داشت؟

وضعیت عراق نیز طبیعتاً از تحولات منطقه‌ای، این جنگ و توازن‌های جدیدی که در حال شکل‌گیری است، تأثیر می‌پذیرد. این مسئله همچنین به آینده جنگی بستگی دارد که آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرده‌اند. نتیجه این جنگ مستقیماً بر تحولات عراق نیز تأثیر خواهد گذاشت. آیا جمهوری اسلامی ایران خواهد توانست از این جنگ نه پیروز و نه شکست‌خورده خارج شود؟ یا اینکه برنامه‌های کاملاً متفاوتی وارد مرحله اجرا خواهد شد؟ برای مثال، اگر رژیم ایران توافق را رد کند و به جنگ ادامه دهد، آیا در نتیجه شاهد یک جنگ منطقه‌ای گسترده خواهیم بود که عراق، کویت، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، لبنان، سوریه و حتی ترکیه و اوکراین را نیز دربر بگیرد؟ و آیا پیامدهای چنین جنگی را شاهد خواهیم بود؟ در شرایط کنونی، همان‌طور که پیش‌تر گفتم، میان این قدرت‌ها درگیری ادامه دارد. یک مثلث وجود دارد: اسرائیل، ترکیه و ایران. و در نهایت، آمریکا که هژمون یا قدرت شماره یک منطقه است، بر اساس منافع امپریالیستی خود با این قدرت‌ها بازی می‌کند. گفتیم که نقش ژاندارمی منطقه به ترکیه واگذار شده است؛ کشوری که می‌تواند با ایران توازن برقرار کند، عضو ناتو است و در عین حال با ایران نیز روابط دارد. دولت ترکیه نیز از طریق روندی که آغاز شده، موفقیت‌هایی را که در سوریه به دست آورده ادامه می‌دهد و در عراق نیز بخشی از کردستان عراق را تحت کنترل دارد.

ما دقیقاً نمی‌دانیم چه توافق‌هایی بین دولت ترکیه و پ ک ک در این زمینه صورت گرفته است. آیا مناطق استراتژیک و مناطق کوهستانی صعب‌العبوری که در اختیار پ ک ک هستند، تحت کنترل دولت ترکیه قرار خواهند گرفت؟ سرنوشت این مناطق چه خواهد شد؟ در نهایت، بخشی از دولت کنونی عراق و حزب دموکرات کردستان عراق عملاً شریک تجاری دولت ترکیه و وابسته به آن هستند. از سوی دیگر، عراق در داخل خود نیز با مشکلات مشابهی ناشی از هویت‌های دینی، ملی و قومی روبه‌رو است. دولت ترکیه سال‌ها روی این مسئله سرمایه‌گذاری کرده و بخشی از کردها را نیز به سمت خط سیاسی خود کشانده است.

در سوی دیگر، رژیم ایران قرار دارد که حشد شعبی را در اختیار دارد. نخست‌وزیری کنونی، یعنی زیدی، خود از درون همین چارچوب هماهنگی، یعنی جبهه نزدیک به ایران، بیرون آمده است. اکثریت مردم عراق شیعه هستند. جمهوری اسلامی ایران توانسته است با استفاده از هویت شیعی خود و همچنین اکثریت شیعه در این منطقه و از طریق سیاست مظلوم‌نمایی‌ای که با ترورهایی علیه رهبران، از جمله موارد مرتبط با خامنه‌ای، دنبال کرده است، پایگاه خود را در عراق حفظ کند. جمهوری اسلامی ایران بخشی از دولت عراق را در اختیار دارد و با وجود نفوذ آمریکا در آنجا و تضادهایش با آمریکا، در نهایت بخش بزرگی از نیروها و جریان‌های آنجا را خود هماهنگ می‌کند. در دوره آینده، به دلیل ماهیت جهانی که در آن زندگی می‌کنیم ــ جهانی که جنگ واقعیتی جدایی‌ناپذیر از نظام سرمایه‌داری آن است ــ و به دلیل ماهیت قدرت‌های منطقه، زد و خوردها همچنان ادامه خواهند داشت. 

ایران در چارچوب ایدئولوژی شیعی و نظام سرمایه‌داری حاکم، تلاش می‌کند گروه‌های بیشتری را که بتواند به‌عنوان نیروهای نیابتی خود مورد استفاده قرار دهد، پیرامون خود جمع کند و برای خود یک سپر حفاظتی ایجاد کند. دولت ترکیه نیز به همین شکل، با ساختار اقتدارگرای خود و با چراغ سبزی که آمریکا نشان داده، در پی ایجاد یک حیاط خلوت برای خود است. اسرائیل نیز در این معادله با جمهوری اسلامی ایران مشکلاتی وجودی دارد؛ یعنی مسئله میان اسرائیل و رژیم ایران، مسئله‌ای حل‌نشده و وجودی است.

اما مشکلات اسرائیل با ترکیه وجودی نیست. اسرائیل در حال حاضر روابط اقتصادی و حتی سیاسی با ترکیه دارد و در نهایت می‌تواند راه‌حل دو دولتی برای فلسطین را نیز مورد بررسی قرار دهد. اما در نهایت، کشمکش‌های قدرت در خاورمیانه، نتیجه نظم کنونی و ماهیت کشورهای دیکتاتوری پیرامون ماست و بذر جنگ‌ها، درگیری‌ها و بحران‌های آینده را خواهد کاشت. از بلندی‌های جولان گرفته تا حزب‌الله لبنان، حشد شعبی و نفوذ ترکیه در داخل عراق، این وضعیت، در کنار دیگر امکانات و عوامل و با توجه به ابهام روندی که درباره آن صحبت کردیم و همچنین مرز عظیم ایران و ترکیه، هسته اختلافات آینده را در خود دارد. هرچند در این دوره دولت ترکیه، به دلیل ترس از افزایش نفوذ اسرائیل در منطقه و تبدیل شدن آن به قدرت هژمون و نیز به دلیل آماده نبودن خود، همچون یک بازیگر بی‌طرف رفتار می‌کند و در نهایت در جایگاه طرفی قرار گرفته که خواهان جنگ نیست.

سوال: در نهایت، در کردستان چه چشم‌اندازی برای مبارزه شکل می‌گیرد؟

هژمون بودن آمریکا در منطقه و همچنین ماهیت ملی/طبقاتی جنبش کردستان که پیش‌تر به آن اشاره کردم، موجب شده است توازن‌ها شکل متفاوتی پیدا کنند. در نتیجه، در برخی نقاط، احزاب سیاسی به جای دفاع از منافع طبقه کارگر و مردم تحت ستم کرد یا برقراری پیوند با یک مقاومت عمومی مترقی در ابعاد سراسری، به نوعی با منطق «قبیله‌ای» حرکت کرده‌اند. هدف تنها این بوده است که امتیازی به دست آورند و از قافله عقب نمانند. ما این وضعیت را در هر چهار بخش کردستان دیده‌ایم. از سوی دیگر، همان‌طور که می‌دانید، امروز در جهان جنگ اوکراین، جنگ ایران و اسرائیل، جنگ یمن و عربستان سعودی، تنش‌های هند و پاکستان و رقابت میان آمریکا، چین و روسیه وجود دارد. به دلیل امپریالیسم وحشی‌ای که حتی به قواعدی که خودش وضع کرده نیز پایبند نیست، توازن جهان برهم خورده است.

جهانی چندقطبی در حال شکل‌گیری است و جریان‌های راست‌گرا به‌سرعت در حال رشد هستند. در خاورمیانه نیز وضعیت همین است؛ از عربستان سعودی گرفته تا رژیم جنایتکار ایران، دولت سرکوبگر اردوغان در ترکیه و کشتارهای وصف‌ناپذیری که اسرائیل علیه فلسطینی‌ها مرتکب می‌شود، وضعیت روشن است. در نتیجه همه این عوامل، گرایش‌های راست‌گرا در کردستان نیز تقویت شده‌اند و تصور می‌کنند می‌توانند با گرفتن امتیاز و استفاده از این فضای رقابت، خود را حفظ کنند. اما در چنین شرایطی، فقط به کارگذار قدرت های دیگر تبدیل می شوند. قدرت های که ستم ملی علیه مردم کردستان در نتیجه حکومت های آنها اعمال می شود. استراتژی‌ای که می‌خواهم بر آن تأکید کنم این است:

در هر بخش از کردستان، کم یا زیاد، جنبش‌های چپ و سوسیالیستی ریشه‌داری با سابقه‌ای طولانی وجود دارند؛ در کردستان ایران، این جریان بدون شک قدرتمندتر است. استراتژی این نیروها این است که مبارزه خود را هرگز به دولت دیگری وابسته نکنند و با هیچ‌یک از این رژیم‌های دیکتاتوری سازش نکنند. برعکس، آنها مبارزه علیه ستم ملی را با مبارزه طبقاتی و با دیگر جنبش‌های اجتماعی مترقی در منطقه پیوند می‌دهند. جنبش انقلابی کردستان چاره‌ای جز این ندارد که به یک جنبش انترناسیونالیستی تبدیل شود؛ جنبشی که با جنبش‌های اجتماعی درهم‌تنیده باشد. و این قطعاً یک اندیشه انتزاعی نیست.رهایی همین است…

 شورش کریمی


Kan vara en bild av text där det står ”ABONE GİRİŞ evrensel İran Komala Örgütü MYK Üyesi Şureş Karimi: Çerçeve yasa bölgedeki tüm Kürt hareketlerini etkileyecek Fotorğraf: Şureş Fotorğraf:ŞureşKarim Karimi”
 
 
 
İran Komala Örgütü MYK Üyesi Şureş Karimi: Çerçeve yasa bölgedeki tüm Kürt hareketlerini etkileyecek Çerçeve yasa ve bunun İran ve Irak’taki etkilerini İran Komala -İran Komünist Partisi- Kürdistan Örgütü Merkez Yönetim Kurulu Üyesi Şureş Karimi ile konuştuk.