اسد گلچینی:
اعلام ادامه فشار اقتصادی از سوی مقامات آمریکایی را میتوان نشانهای بزرگ از ناکامی و شکست آمریکا و اسرائیل در دستیابی به اهداف اولیه جنگ دانست. اکنون که جنگ، پس از مرحله نظامی، وارد مرحلهای دیگر شده است؛ مرحلهای که در آن ابزار اصلی، نه بمب و موشک، بلکه محاصره اقتصادی، تحریم و تشدید فشار بر معیشت مردم است.
در ادامه این جنگ، قرار است این بار فقر و گرسنگی مردم ایران را به زانو درآورد و طبقه سرمایهدار و حکومتگران ایران را همچنان بر سر مردم فربهتر و مستبدتر کند. محاصره اقتصادی و تلاش برای کشاندن کشوری بزرگ به فلاکت، تورم شدید، گرسنگی و بیکاری، ظاهراً قرار است جایگزین جنگی شود که میتوانست ویرانی گستردهتری بر مردم و زیرساختهای کشور تحمیل کند. نتایج تاکنونی این جنگ، وضعیت اقتصادی اکثریت مردم ایران را بدتر کرده و مبارزات توده ای آنان علیه جمهوری اسلامی را تا حد زیادی به حاشیه رانده است. جنگ فضای امنیتی را تشدید کرد، زندان و اعدام را باز هم معمولی و اعتراضات اجتماعی را تحت فشار قرار داد. این جنگ به حکومت امکان داد که بسیاری از مشکلات را به دشمن خارجی و تحریمها نسبت دهد. به این ترتیب، جنگی که قرار بود جمهوری اسلامی را تضعیف کند، توانست همزمان مردم ایران را فقیرتر، جامعه را سرکوبپذیرتر و حکومت را در موقعیت بهتری برای ادامه بقا قرار دهد.
بخشهایی از اپوزیسیون راست که به مداخله خارجی و حمله نظامی امید بسته بودند، در شکلگیری این توهم نقش داشتند. از سلطنتطلبان فاشیست تا گروه ها و احزاب ناسیونالیست کرد ، چشم خود را بر پیامدهای جنگ برای زندگی مردم بستند و گمان کردند که این جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران میتواند جایگزین مبارزه اجتماعی و سیاسی در درون جامعه شود. بخشی از نیروهای چپ نیز که در فضای جنگ، امکان پیروزی انقلابشان را جستوجو میکردند، با تناقضها و بنبستهای مشابهی روبهرو شدند. در این میان، جمهوری اسلامی نیز توانست از فضای جنگ برای تقویت موقعیت خود و حاشیهای کردن مطالبات اجتماعی بهره ببرد. اما آنچه آمریکا را به تداوم جنگ از مسیر اقتصادی سوق داده، تنها به تحولات داخل ایران محدود نمیشود. از جمله مهمترین عوامل:
خطر گسترش بحران در خلیج فارس و آسیب دیدن و حتی نابودی کشورهای متحد آمریکا در منطقه است؛ کشورهایی که بخش مهمی از شبکه مالی، انرژی و منافع اقتصادی آمریکا را تشکیل میدهند. علاوه بر این، هرگونه اختلال در تجارت جهانی نفت و انرژی، میتواند موقعیت دلار و پترودلار را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ ابزاری که یکی از پایههای مهم سلطه اقتصادی آمریکا بر بازارهای جهانی است. تنگه هرمز، که پیش از جنگ مسیر عادی انتقال بخشی از انرژی جهان بود بسته شد و به یکی از مهمترین نقاط بحران تبدیل شد. بخش بزرگی از نفت و گاز جهان از این مسیر عبور میکرد که هرگونه اختلال در آن، تنها اقتصاد ایران یا منطقه را تحت تأثیر قرار نداد، بلکه آثار آن به سراسر اقتصاد جهانی منتقل شد. کاهش انتقال نفت و گاز از منطقه، افزایش قیمت انرژی، بالا رفتن هزینه حملونقل و رشد تورم، فشار مضاعفی بر اقتصاد کشورهای مختلف وارد کرده است.
در میان کشورهای متحد آمریکا، وضعیت ژاپن نمونهای قابل توجه است. ژاپن که بخش بزرگی از انرژی خود را از خاورمیانه تأمین میکند، از افزایش قیمت نفت و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی به شدت آسیبپذیر شد. افزایش بهای نفت و گاز، هزینه تولید و زندگی مردم را بالا برده و به رشد تورم دامن زده است. همین مسئله، بانک مرکزی ژاپن را در برابر فشار برای افزایش نرخ بهره قرار داده است؛ موضوعی که برای اقتصادی که دههها با نرخهای بهره بسیار پایین اداره میشد، پیامدهای سنگینی دارد. افزایش نرخ بهره، هزینه استقراض دولت، شرکتها و خانوارها را بالا میبرد و میتواند رشد اقتصادی را کندتر کند. در ماههای اخیر، نرخ بازده اوراق قرضه دولت ژاپن به بالاترین سطح خود در چند دهه گذشته رسیده و بحث افزایش بیشتر نرخ بهره به یکی از موضوعات اصلی سیاست اقتصادی این کشور تبدیل شده است.
در خود آمریکا تا قبل از جنگ تنش ترامپ با بانک مرکزی بر سر پایین آوردن نرخ بهره بالا گرفت که با شروع جنگ و بحران انرژی حتی بحث بر سر افزایش نرخ بهره مطرح است. حاشیهای شدن اسرائیل و کشیدن افسار آن در منطقه نیز از نتایج مهم این جنگ بود؛ چرا که ادامه جنگ مستقیم میتوانست هزینههای سنگینتر و مخاطرات بیشتر تا حد نابودی برای اسرائیل به همراه داشته باشد. در عین حال که ادامه جنگ و کشتار و پاکسازی فلسطینی از سوی اسرائیل به فلسطين و لبنان محدود شد. ادامه جنگ در ابعاد اقتصادی علیه مردم ایران، که قربانی اصلی آن خواهند بود، بار دیگر فرصتی برای ادامه بقای جمهوری اسلامی فراهم میکند. جنگ و تحریم، بیش از آنکه ساختار قدرت را هدف قرار دهند، زندگی مردم عادی را تحت فشار میگذارند و سفره طبقه کارگر و زحمتکشان را کوچکتر میکنند. از همین رو، مخالفت با جنگ و محاصره اقتصادی، در کنار مبارزه برای آزادی و برابری، همچنان یکی از مسائل مهم پیش روی جامعه ایران است.
۳۰ مرداد ۱۴۰۵
۲۱ اوت ۲۰۲۶