8
گرامی باد ۳۱ خرداد، روز پیشمرگ کومهله!

تلاقی یک سالروز با تاریخ زنده مقاومت
با نزدیک شدن به ۳۱ خرداد، بار دیگر مناسبتی فرا میرسد که در حافظه تاریخی کردستان و جنبش آزادیخواهی ایران، فراتر از یک یادبود تقویمی، به معنای بازخوانی یک جریان نوین فکری و مبارزاتی است. ۳۱ خرداد، «روز پیشمرگ کومهله» و سالروز جانباختن رفیق «سعید معینی» (خانه) در سال ۱۳۵۷ است؛ رزمندهای پیشرو که جانباختن حماسیاش در نبردی نابرابر، به نمادی از ارادهی پولادین برای مبارزه علیه ستم ملی، آزادی و تحقق جامعهای برابر بدل شد. این واقعه، سرآغاز تولد نسلی از سرسختترین رزمندگان سوسیالیست در منطقه بود و معیارهای مبارزه، اخلاق سیاسی و افقهای فکری یک جامعه را به طرز خیرهکنندهای دگرگون ساخت.
۱. دگرگونی در گفتمان مبارزه؛ رزم آگاه در برابر رویکردهای سنتی
ظهور نیروی پیشمرگ کومهله در کوران تحولات پس از قیام سال ۵۷، یک گسست تاریخی از سنن محافظهکارانه بود. پیش از آن، مبارزه مسلحانه عمدتاً ابزاری در دست جریانهای راست برای چانهزنی با حکومت مرکزی بود. اما کومهله با تکیه بر آرمانهای سوسیالیستی، تعریف نظامیگری را دگرگون کرد. این نیرو، بازوی مسلح و برخاسته از بطن زنان پیشرو، کارگران، دهقانان فقیر و تودههای زحمتکش بود که مبارزه مسلحانه را به طور همزمان و تفکیکناپذیر، در جهت رفع ستم ملی از یک سو، و پیشبرد مبارزه طبقاتی و تحقق عدالت اجتماعی از سوی دیگر پیش میبرد. در سنگرهای این جریان، آگاهی طبقاتی و تحلیل سیاسی به اندازه دانش نظامی اهمیت داشت و همین اندیشهی گرهخورده با آرمان رهایی انسان، آنها را به نماد سرسختی و جسارت بدل کرد.
۲. برابریخواهی و روشهای انسانی؛ بازتاب یک دیسیپلین اخلاقی
تأثیرات اجتماعی و اخلاقی نیروی پیشمرگ کومهله بر مناسبات جامعه کردستان، ژرف و ماندگار است. این جریان، صفوف خود را به سنگر اصلی مبارزه با جهل، مذهب، خرافه، نابرابریهای طبقاتی و ستم جنسیتی تبدیل کرد. حضور پرشور، داوطلبانه و شجاعانه زنان سوسیالیست در صفوف پیشمرگ، خط بطلانی بر فرهنگ مردسالارانه کشید و معیارهای نوینی از برابری کامل را در عمل به جامعه معرفی کرد. جلوه دیگری از این هویت مترقی، در رفتار بینظیر و انسانی با اسیران جنگی متجلی شد. کومهله روشی چنان پایبند به پرنسیبهای اخلاقی با اسیران در پیش گرفت که دیگر نیروها را نیز ناچار به تبعیت از آن ساخت. این دیسیپلین و صمیمیت، حماسههایی فراموشنشدنی را رقم زد.
۳. سنگر محکم تودههای ستمدیده و بستر تداوم انقلاب
تاریخ چهار دهه گذشته نشان میدهد که هر جا زحمتکشان و دهقانان فقیر مورد تعرض ارتجاع محلی و فئودالها قرار گرفتند یا کارگران اعتصابی از سوی سرمایهداران تهدید شدند، این بازوی مسلح سوسیالیستها بود که به عنوان سپر بلای تودهها ایستاد و حامی حقوق آنان شد. پیشمرگ کومهله نشان داد که رفع ستم ملی تنها از کانال یک مبارزه رادیکال طبقاتی و آزادیخواهانه عبور میکند. اگر کردستان توانست در برابر هجوم تمامعیار ارتجاع تسلیم نشود و به حق نام «سنگر انقلاب ایران» را به خود اختصاص دهد، و اگر بعد از دههها، شعلههای خشم و آگاهی در قالب جنبش انقلابی «ژن، ژیان، ئازادی» تبلور یافت، مدیون پویایی، نواندیشی و استقامت فداکارانه جریان رادیکال و سوسیالیست کومهله و نیروی پیشمرگ آن بوده است.
۴. رسالت تاریخی و چشمانداز آینده؛ بازتعریف فرم مبارزه در افق نوین
امروز در شرایط متحول ایران و منطقه، نیروی پیشمرگ کومهله نیازمند بازخوانی رسالت خویش است. این نیرو دیگر نباید به شیوههای کلاسیک گذشته محدود بماند. این بازتعریف ساختاری، مستلزم تغییر در فرم و ابزارهای ابراز وجود این نیرو است؛ به طوری که پویایی آن کاملاً با شرایط، ابزارها و سطح مبارزاتی تودهها در کف جامعه متناسب و هماهنگ گردد. حضور یک نیروی پخته و مجهز به اندیشه پیشرو، ضرورتی حیاتی برای پیکارهای آتی است. این ساختار نوین، نه برای تسلط بر مردم، بلکه به عنوان بازویی سازمانیافته و تحت فرمان شوراهای مردم کردستان عمل خواهد کرد تا تحقق عدالت اجتماعی، رفع نابرایریهای طبقاتی و پایان دادن به محرومیتِ فرودستان جامعه فراهم شود.
کلام آخر
۳۱ خرداد، نه فقط یک روز برای یادبود نخستین جانباختهی کومهله رفیق سعید معینی، بلکه روز ارج نهادن به تاریخی است که در خلاف جریان شکل گرفت و سنتی انسانی را تثبیت کرد. در این روز، با فرود آوردن سر تعظیم در برابر یاد عزیز هزاران رفیق جانباختهی سوسیالیست که جان خود را فدای آزادی و برابری کردند، تأکید میشود که آرمان سرخ پیشمرگ کومهله، به عنوان درخشانترین بخش از تاریخ مبارزات ملی و طبقاتی کردستان و ایران، زنده، تپنده و راهگشای آینده خواهد ماند.
عکسها، از راست فاطمە کریمی، زندەیاد یدە بزرگ پناە، مظفر کریمی و زندەیاد والی قمری