مدتها پیش از برگزاری کنگرهٔ ۱۷ کومهله، اختلافات و کدورتهای غیرضروری در میان بخشی از کادرهای رهبری کومهله بروز پیدا کرد. این اختلافات، برخلاف آنچه بعدها به نمایش گذاشته شد، ناشی از تفاوت در نحوهٔ مبارزهٔ طبقاتی یا اختلاف بر سر استراتژی سیاسی و کمونیستی کومهله نبود. زیرا بر پایە فاکتها و اسناد، هیچیک از طرفین از استراتژی کمونیستی این جریان فاصله نگرفته یا از آن گسست نکرده بودند.
از این رو، بخش قابلتوجهی از این اختلافات، بیش از آنکه ریشه در تفاوتهای سیاسی و نظری داشته باشد، تحت تأثیر مسائل سلیقهای، شخصی و محفلی قرار گرفته بود و طرفین یکدیگر را بر همین اساس مورد انتقاد و گاه محکومیت قرار میدادند. با گذشت زمان، این اختلافات عمیقتر شد و فاصلهای جدی میان برخی محافل و کادرها به وجود آمد. در نتیجه، تعدادی از کادرهایی که از توانایی و تجربهٔ قابلتوجهی در پیشبرد وظایف تشکیلاتی برخوردار بودند، در جریان کنگرهٔ ۱۷ کومهله، خود را برای عضویت در رهبری کاندید نکردند. این مسئله، بهخودیخود هشداری جدی دربارهٔ وضعیت درونی تشکیلات بود و نشان میداد کە کدورتها و بازسازی اعتماد، بە شدت کاهش پیدا کردە بود. متأسفانه، رهبری منتخب کنگرهٔ ۱۷، بهجای آنکه در جهت کاهش این اختلافات و ترمیم شکافهای ایجادشده تلاش کند، در مواردی عملاً بر شدت بحران افزود و به جای خاموش کردن آتش اختلافات، بر آن بنزین ریخت. به این ترتیب، فاصلهها بیشتر شد و فضای بیاعتمادی در میان بخشهایی از کادرها و رفقا گسترش پیدا کرد. با وجود چنین وضعیتی، چند سال بعد، تدارک برگزاری کنگرهٔ ۱۸ در دستور کار قرار گرفت. این در حالی بود که اختلافات درونی دیگر صرفاً به محافل و بحثهای محدود تشکیلاتی خلاصه نمیشد، بلکه ابعاد علنیتری پیدا کرده بود. با این همه، هیچیک از دو طرف حاضر نبودند در برابر وضعیت موجود عقبنشینی کنند یا برگزاری کنگره را برای مدتی به تعویق بیندازند تا شاید فرصتی برای گفتوگو، کاهش تنشها و یافتن راهحلی برای جلوگیری از شکاف فراهم شود. چند هفته پیش از برگزاری کنگرهٔ ۱۸، روشن شد که تعدادی از رفقا قصد ندارند در این کنگره شرکت کنند. در آن مقطع، من نامهای خطاب به رهبری هر دو طرف نوشتم و درخواست کردم برگزاری کنگره به تعویق بیفتد. دلیل این درخواست، روشن بود زیرا نشانههای یک انشعاب جدی آشکار شده بود و بیم آن میرفت که در حین برگزاری کنگره، بە یک جدایی رسمی و غیرقابل بازگشت منجر شود. تا آنجا که به یاد دارم، رفقای دیگری نیز که نسبت به سرنوشت کومهله و وحدت صفوف آن احساس مسئولیت میکردند، درخواست مشابهی را مطرح کرده بودند.
اما و متأسفانه به این درخواستها توجه نشد و کنگرهٔ ۱۸ در همان شرایط بحرانی برگزار گردید و سرانجام، همان نگرانیای که پیشتر دربارهٔ آن هشدار داده شده بود، در جریان کنگره به واقعیت پیوست و انشعاب رسمیت یافت. از آن تاریخ به بعد، دو جریان جدا از یکدیگر، با نام کومهله و حزب کمونیست ایران، به فعالیت سیاسی خود ادامه دادهاند. با این حال، نکتهای که از نظر من اهمیت ویژهای دارد، این است که این جدایی، در آغاز، نتیجهٔ یک گسست روشن و صریح بر سر استراتژی کمونیستی و نحوهٔ مبارزهٔ طبقاتی نبود؛ بلکه بخش مهمی از زمینههای آن، در همان اختلافات درونی، کدورتها، مناسبات محفلی و ناتوانی در مدیریت و حلوفصل بهموقع اختلافات شکل گرفته بود. البتە اختلاف سیاسی در یک جریان کمونیستی امری طبیعی است و میتواند، اگر بهصورت اصولی و در فضایی رفیقانه مورد بحث قرار گیرد، حتی به تقویت و غنای سیاسی آن جریان کمک کند. اما آنچه خطرناک است، تبدیل اختلافات سیاسی به دشمنیهای شخصی، محفلی و تشکیلاتی و سپس ناتوانی در ایجاد مکانیسمی برای حلوفصل آنهاست. تجربهٔ کنگرههای ۱۷ و ۱۸ نشان داد که گاهی فاصلهای که ابتدا از مسائل ظاهراً کوچک و غیرسیاسی آغاز میشود، اگر بهموقع جدی گرفته نشود، میتواند به شکافی بزرگ و در نهایت به انشعاب منجر شود. اکنون حدود پنج سال از آن رویداد تلخ میگذرد. در این مدت، هر دو طرف کنگرههای حزب و کومهله را برگزار و اسناد و مصوبات خود را منتشر کردهاند. بررسی این اسناد نشان میدهد که آنها نهتنها در ارزیابی تاریخ این جریان، بلکه در ترسیم مسیر مبارزات کنونی و استراتژی آیندە نیز درک و نگاە مشترکی دارند. بنابراین، اشتراکات سیاسی بسیار گستردهتر از چیزی است که جدایی تشکیلاتی و اختلافات ظاهری نشان میدهد. بر همین اساس، در طول سالهای اخیر، چندین مورد با رفقایی عزیزم همچون صلاح مازوجی، رئوف پرسدار و دیگران گفتوگو کردهام و کوشیدهام از کدورتها و فاصلههای ایجادشده بکاهم. هدف من، صرفاً گفتوگو بر سر همکاری مقطعی نبوده، بلکه گشودن راهی برای نشستن دوباره در کنار یکدیگر، گفتوگویی صریح و رفیقانه درباره اختلافات گذشته و مسائل امروز، و بازسازی اعتماد متقابل بوده است. با توجه به تاریخ مشترک این دو جریان و تأکید هر دو طرف بر استراتژی مشترک، این پرسش مطرح میشود:
چه چیزی مانع از آن است که این دو جریان دوباره در کنار هم قرار گیرند؟ در این خصوص، هدف من، نە تنها دیالوگ بلکە یکیشدن دوباره این دو جریان است؛ آن هم نه از منظر مناسبات تشکیلاتی یا منافع این یا آن محفل، بلکه از زاویه منافع جنبش برابریطلبانه، بهویژه جنبش کارگری و سوسیالیستی است. ازاینرو، نباید اجازه دهیم اختلافات گذشته همچنان مناسبات امروز را تعیین کنند بلکە باید از تجربههای تلخ درس بگیریم و برای گفتوگو، حل اختلافات و بازسازی اعتماد، بە شیوهای سیاسی و رفیقانه تلاش کنیم. ما باید بپذیریم کە وحدت به معنای نادیدهگرفتن اختلافات یا پاککردن صورتمسئله نیست؛ بلکه مستلزم مواجهه صریح با آنها و یافتن راهحلهای مشترک است. اکنون جامعه ایران آبستن تحولی پیچیده، جدی و چندلایه است. تحولی که میتواند معادلات سیاسی موجود را دگرگون کند و نیروهای مختلف اجتماعی و سیاسی را ناگزیر سازد تا نسبت خود را با آینده، با جنبشهای اعتراضی و با چشمانداز تحولات پیشرو روشن کنند. همانگونه که شاهدیم، ارتجاع سراسری و محلی نیز خود را برای عبور از وضعیت کنونی آماده میکند. در همین روند، شاهد نزدیکشدن و حتی یکیشدن جریانهایی هستیم که تا دیروز بر سر اختلافات جدی و عمیق سیاسی، تاریخی و منافع متفاوت، از یکدیگر فاصله گرفته بودند. آنان، با وجود همه اختلافات گذشته، امروز در بسیاری موارد از اختلافات خود عبور کرده و بر اساس مصلحت و منافع مشترک، در پی ایجاد صفبندیهای جدید هستند. در چنین شرایطی، یک پرسش جدی در برابر ما قرار میگیرد:
اگر جریانهایی با اختلافات عمیق میتوانند برای پاسخگویی به شرایط جدید، از بخشی از اختلافات خود عبور کنند، چرا دو جریان کمونیستی که از نظر آرمانها، منافع طبقاتی و بسیاری از اصول سیاسی، اشتراکات بنیادی دارند، نتوانند بر اساس مصلحت جنبش سوسیالیستی و منافع طبقه کارگر، راه وحدت را در پیش گیرند؟ آیا زمان آن نرسیده است که از اختلافات سلیقهای، شخصی و فرعی فاصله بگیریم و منافع بزرگتر جنبش سوسیالیستی و طبقه کارگر را در مرکز توجه خود قرار دهیم؟ رفقای عزیز، تلاش من در این نوشته، تبرئه هیچکس نیست و میدانم که در روند جدایی و اختلافات گذشته، اشتباهات و خطاهایی از هر دو طرف صورت گرفته است. اما قصد من، ورود به بررسی مقصران و باز کردن پرونده اختلافات گذشته نیست، پرداختن به این موضوعات لازم است و همەی اینا را میتوانیم به فرصتی دیگر واگذار کنیم. آنچه امروز ضروریتر است، باز کردن باب یک گفتوگوی صمیمانه و رفیقانه است. بعد از سالها کدورت، بالاخرە ماە گذشتە جلسەای مشترک برگزار شد اما بخاطر برگشت بە گذشتە و جستجویی مقصر، دیالوگ نە تنها بە بن بست رسید بلکە حتی نتوانستند، حول برگزاری جلسە دیگر، بە توافق برسند. به باور من، هنوز هم دیر نشدە و ما باید در پی برگزاری جلسات جدیتری باشیم. بدون ترید، برگزاری اینگونە جلسات، ما را بە سوی کنگرهای فوقالعادە سوق میدهد و در بطن دیالوگ سازندە، سازوکارهایی انقلابی طرح بە سطح میآید. در چنین فضایی، دیگر لازم نیست کە فهرستهای از پیش تعیینشده برای کمیته مرکزی گرفتە شود، دیگر لازم نیست اسناد یکجانبه تدوین شود. ما میتوانیم یک نشریه داخلی مشترک حول کنگرە فوقالعادە ایجاد کنیم؛ فضایی که در آن همه دیدگاهها، نقدها، نگرانیها و پیشنهادها امکان طرح آزادانه داشته باشند. بگذاریم بحث و گفتوگوی سازنده، زمینهساز ورود ما به یک کنگره مشترک شود. در چنین کنگرهای، این اعضا و نمایندگان کنگره هستند که باید درباره مناسبات درونی، ساختار تشکیلاتی، تاکتیکهای مبارزاتی و استراتژی سیاسی آینده تصمیم بگیرند. هیچیک از این مسائل نباید پیشاپیش تعیین شده و سپس به کنگره واگذار شود؛ بلکه کنگره باید واقعاً کنگره باشد و اختیار تصمیمگیری درباره مسیر آینده را داشته باشد. ما در تاریخ خود تجربهای ارزشمند و موفق کنگره اول کومهله را داریم.
در مقطع کنگرە اول کومهله، ما با اختلافات جدی و دیدگاههای متفاوت روبهرو بودیم. در این خصوص، میتوان بە «دیدگاه یک» و «دیدگاه دو» و شکافهایی آن زمان، اشارە کرد. اما گفتوگو و جدال نظری سازندە، زمینهای فراهم کرد تا از دل آن اختلافات، یک خروجی انقلابی و سازنده شکل بگیرد. بر پایه همان اشتراکات و در پرتو همان گفتوگوها، کومهله توانست دامنه نفوذ اجتماعی خود را گسترش دهد و اندیشه و آرمان سوسیالیستی را در ابعادی وسیعتر در جامعه مطرح و اجتماعی کند. امروز نیز میتوانیم از آن تجربه درس بگیریم. مسئله اصلی نباید این باشد که چه کسی در گذشته بیشتر اشتباه کرده است؛ مسئله این است که امروز چه باید بکنیم. مسئله این نیست که کدام طرف پیروز اختلافات گذشته شود؛ مسئله این است که آیا میتوانیم بر اشتراکات خود تکیه کنیم و نیروی پراکنده جنبش سوسیالیستی را دوباره در مسیری مشترک قرار دهیم؟ اگر هدف ما واقعاً دفاع از منافع طبقه کارگر، زحمتکشان، زنان، جوانان و همه محرومان جامعه و گسترش مبارزه برای آزادی، برابری و سوسیالیسم است، باید شهامت آن را داشته باشیم که از بخشی از اختلافات گذشته عبور کنیم. وحدت به معنای نادیده گرفتن اختلافات نیست؛ وحدت واقعی زمانی شکل میگیرد که بتوانیم اختلافات خود را در یک فضای رفیقانه، علنی و دموکراتیک مطرح کنیم و درباره آنها تصمیم بگیریم.
صدیق جهانی
پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵