
فوتبال، بیتردید یکی از زیباترین، مردمیترین و فراگیرترین ورزشهای جهان است؛ ورزشی که فلسفه وجودی آن بر پایه کار گروهی، همدلی، رقابت سالم، احترام متقابل، رعایت عدالت و پیوند میان ملتها استوار شده است.
جام جهانی فوتبال نیز در ذات خود میتواند نمادی از همزیستی ملتها، گفتوگوی فرهنگها، دوستی میان انسانها و نمایش والاترین جلوههای استعداد، تلاش و اخلاق ورزشی باشد؛ رویدادی که میلیاردها انسان، فارغ از زبان، نژاد، مذهب، رنگ پوست و ملیت، با شور و اشتیاق آن را دنبال میکنند و لحظاتی مشترک از شادی، هیجان و همبستگی را تجربه میکنند. اما افسوس که در دهههای اخیر، این ورزش زیبا تا حد زیادی تحت تأثیر منافع اقتصادی، رقابتهای سیاسی، سرمایهداری افسارگسیخته و شبکههای پیچیده قدرت قرار گرفته است. تجاریسازی افراطی فوتبال، گردش میلیاردها دلار سرمایه، نفوذ شرکتهای بزرگ اقتصادی و تصمیمهایی که گاه بیش از آنکه بر اصول عدالت ورزشی استوار باشند، از ملاحظات اقتصادی و سیاسی تأثیر میپذیرند و سبب شدهاند که بخش زیادی از ارزشهای انسانی فوتبال، کمرنگتر شود. در چنین شرایطی، فوتبال از یک ورزش مردمی، بیش از پیش به صنعتی عظیم و سودآور تبدیل شده است؛ صنعتی که گاه منافع مالی بر اصول اخلاقی و عدالت ورزشی سایه میافکند. از سوی دیگر، پدیده شوم نژادپرستی همچنان در برخی ورزشگاهها، لیگها و حتی در سطوح مدیریتی فوتبال جهان مشاهده میشود؛ پدیدهای که نهتنها با ارزشهای بنیادین ورزش در تضاد است، بلکه کرامت انسانی را نیز خدشهدار میکند. با وجود شعارهای فراوانی که فیفا درباره مبارزه با تبعیض، برابری و احترام به حقوق انسانها مطرح میکند، بسیاری از منتقدان بر این باورند که اقدامات عملی این نهاد، در موارد متعدد، با شعارهای اعلامشده همخوانی کامل ندارد و هنوز تا تحقق عدالت واقعی فاصله قابل توجهی وجود دارد. همچنین برخی از کارشناسان و منتقدان معتقدند که نفوذ لابیهای اقتصادی، صاحبان سرمایه و مراکز قدرت در برخی کشورهای ثروتمند، بر بخشی از تصمیمگیریهای کلان فوتبال بینالمللی سایه افکنده است؛ موضوعی که گاه شائبه فاصله گرفتن از شفافیت، بیطرفی و عدالت را در میان افکار عمومی تقویت میکند. افزون بر این، در سالهای اخیر بسیاری از هواداران فوتبال نسبت به برخی قضاوتهای داوری، عملکرد کمکداور، ویدئو و تصمیمهای حساس مسابقات پرسشها و انتقادهای فراوانی مطرح کردهاند. از نگاه این منتقدان، در برخی دیدارها صحنههایی که از نظر آنان آفساید نبوده، آفساید اعلام شده است، یا خطاهایی اعلام شده که محل تردید بودهاند و حتی گلهایی مردود اعلام شدهاند که از دید بسیاری از کارشناسان و هواداران صحیح به نظر میرسیدهاند. این فساد سازمانیافته و تکرار پی در پی، اعتماد بخشی از افکار عمومی را نسبت به سلامت کامل رقابتها کاهش داده و این پرسش را در ذهن بسیاری ایجاد کرده است که آیا همه تیمها از فرصتها و معیارهای یکسان برخوردار هستند یا خیر؟
در کنار این مسائل، منتقدان به آنچه دوگانگی در برخورد نهادهای بینالمللی ورزش با بحرانهای سیاسی و انسانی میدانند نیز اشاره میکنند. برای نمونه، تعلیق حضور روسیه در رقابتهای بینالمللی فوتبال پس از آغاز جنگ اوکراین، از سوی فیفا و دیگر نهادهای ورزشی با سرعت اجرا شد. اما در مقابل، فیفا جام جهانی را در کشوری برگذار میکند کە همراە با اسرائیل، تابحال بیش از ١٠٠٠٠٠ هزار نفر از انسانهای بیدفاع غزه را بە قتل رساندەاند و بر پایە حکم دادگاهی در آمریکا، ٢٣ هزار نفر از آنها کودک هستند و عمدأ بە قتل رسیدەاند. سران جلاد این کشورها، در کنار این جنایت، اعلام کردەاند کە غیرنظامیان فلسطینی، باید شهر غزە را ترک کنند زیرا آنها در نظر دارند پارکهای ساحلی و بازار تجاری در غزە بسازند. این تفاوت در برخورد، از میان مردم، پرسشهایی درباره فیفا و معیارهای یکسان، بیطرفی و عدالت در تصمیمگیریهای بینالمللی ایجاد کرده است. بیتردید فیفا و دیگر نهادهای مسئول، وظیفهای سنگین بر عهده دارند تا با افزایش شفافیت، پاسخگویی، مبارزه مؤثر با هرگونه تبعیض، مقابله با فساد، تضمین استقلال داوری، کاهش نفوذ منافع ناسالم و پاسداری از اصول اخلاقی، اعتماد میلیونها دوستدار فوتبال را بیش از پیش تقویت کنند. فوتبال زمانی بار دیگر شایسته عنوان «زیباترین ورزش جهان» خواهد بود که ارزش انسان، عدالت، انصاف، احترام به قوانین، شفافیت و اخلاق ورزشی بر ثروت، قدرت و منافع سیاسی و اقتصادی برتری یابد؛ زیرا آنچه فوتبال را جاودانه ساخته، نه صرفاً گلها، جامها و رکوردها، بلکه توانایی آن در نزدیک کردن دلهای انسانها، ایجاد دوستی میان ملتها و زنده نگه داشتن امید به رقابتی سالم و عادلانه است.
صدیق جهانی
شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵